Search

1 2 3 4 5

Articles for category داستان ها و داستانک ها


0
Likes

دل‌نوشته‌های شب قدری یک روانشناس

شب‌های قدر یکی از پر رمز و رازترین ساعات سال هستند. با اینکه ما از حقیقت این شب‌ها ناآگاهیم اما هر کداممان به فراخور حال و هوایمان برداشتی از آنها داریم. در این یادداشت برداشت یک روانشناس از شب‌های قدر را مرور می‌کنیم....
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags شب قدر
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: چهارشنبه, 24 خرداد,1396 09:26:48 ق.ظ
تعداد بازدید : 11
jootix.ir--4006712798.jpeg

0
Likes

اگر می‎خواهید تا آخر عمر پشیمان نباشید...

مردی سگش را در خانه می گذارد تا از طفل شیر خوارش مواظبت کند و خودش برای شکار بیرون رفت، و زمانی که برگشت، سگش را دید که در جلو خانه ایستاده و پارس می کند و پنجه هایش خون آلود است. مرد با تفنگش به سوی سگ شلیک کرد و او را کشت و با سرعت وارد خانه شد تا باقی مانده ی فرزندش را ببیند...
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags پشيماني گناه
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: پنجشنبه, 14 اردیبهشت,1396 09:09:17 ق.ظ
تعداد بازدید : 23
Pashimani.jpg

0
Likes

تنبل

مردی بود به نام «هجیر» که خیلی تنبل بود. زن و بچه‌ها همیشه گرسنه بودند و لباس‌های‌شان به قدری پاره بودند که خجالت می‌کشیدند...
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags تنبل داستان
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: شنبه, 09 اردیبهشت,1396 11:56:35 ق.ظ
تعداد بازدید : 63
zootopia_post_4_620x465.jpg

0
Likes

هدیه

فردای آن روز کریسمس بود، و هر سه با اتوموبیل عازم پایگاه سفینه بودند. اما پدر و مادر در ناراحتی و اضطراب خاصی قرار داشتند. این اولین بار یبود که پسرشان سفر فضایی، آن هم با سفینه، داشت. آن دو داشان می‌خواست که همه چیز به طور کامل و خوب پیش برود. کنار میز گمرک که رسیدند، سعی کردند هدیه‌شان را که فقط چند گرم از وزن مجاز بیش‌تر بود و همین طور درخت کوچولویی را که چند شمع سفید روی آن گذاشته بودند پنهان نمایند، و در این حال احساس می‌کردند که در شروع سال نو از زیبایی‌های زمین محروم هستند. پسر در تالار ترمینال منتظر آن‌ها بود. پدر و مادر که تشریفات گمرکی و بازرسی‌های مأموران به تنگ آمده بودند، در حالی که با هم پچ پچ می‌کردند به طرف او رفتند...
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags هديه
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: چهارشنبه, 30 فروردین,1396 10:03:03 ق.ظ
تعداد بازدید : 20
86186195169582329917023318223721047135234160.jpg

0
Likes

بهترین بنده

روزی حضرت موسی (ع) رو به درگاه ملکوتی خداوند کرد و از درگاهش درخواست نمود: بارالها! می خواهم بدترین بنده ات را ببینم...
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags بهترین بنده حضرت موسی (ع)
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: پنجشنبه, 26 اسفند,1395 09:27:52 ق.ظ
تعداد بازدید : 76
IMG12392008.jpg

1
Likes

آزمون عشق ( داستان آموزنده)

قد بالای 180، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و ...این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند.توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم .چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لا اقل از لحاظ ظاهری همپایه خودم باشد .تصویری خیالی از آن مرد رویاهایم در ...
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags آزمون عشق ازدواج جذابی زیبایی مجروح
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: شنبه, 17 مرداد,1394 09:25:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 472
download (75).jpg

-1
Likes

مأنوس نمودن فرزندان به مسجد و دقت در گفتار پيامبر

هر وقت على عليه‏السلام وارد خانه مى‏شد. حضرت زهرا عليهاالسلام را حافظ آياتى از قرآن كه تازه نازل شده بود. مى‏يافت، مى‏پرسيد: اين آيات و علوم تازه را از كجا دريافت كردى؟ مى‏گفت: «از پسرت حسن».
Categories والدین داستان ها و داستانک ها ويژه ها
Tags پیامبر فرزندان مانوس مسجد
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: دوشنبه, 08 تیر,1394 04:39:19 ب.ظ
تعداد بازدید : 548
IMAGE634521456139062500.jpg

1
Likes

حسد، جواد الائمه را شهيد كرد

گفتم به دليل آنكه دست شامل انگشتان و كف تا مچ مى شود، در آيه تيمم نيز مى فرمايد (فامسحوا بوجوهكم و ايديكم ) بسيارى از علماء در اين نظريه با من موافقت كرده تاءييد نمودند دسته ديگر از دانشمندان گفتند بايد دست را از مرفق بريد
Categories اخلاق اجتماعی داستان ها و داستانک ها
Tags جوادالائمه حسد شهادت مسموم
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: جمعه, 08 خرداد,1394 10:02:33 ق.ظ
تعداد بازدید : 208
1989_15815.JPG

-1
Likes

به مهرباني باران

هوا سرد بود و باد پشت پنجره هوهو مي‎كرد. مادر بزرگ صداي به هم خوردن در خانه را كه شنيد، منتظر شد تا زينب بيايد كيفش را گوشة اتاق بگذارد و دستهايش را دور گردن او بيندازد. بعد هم نمره‎هايي را كه توي مدرسه گرفته بود
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags اذیت باران داستان مادربزرگ مهربان
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: شنبه, 03 آبان,1393 12:00:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 249
Rain-Kindness-98love.jpg

0
Likes

زهرا و پدر بزرگ

غروب بود. زهرا تاره از مدرسه به خانه آمده بود و داشت لباسش را عوض مي كرد كه زنگ در خانه به صدا درآمد. مادر از توي آشپزخانه زهرا را صدا زد و گفت: زهرا برو در را باز كن. فكر مي كنم پدر بزرگت آمده.
Categories داستان ها و داستانک ها احكام
Tags اصول دين داستان
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: شنبه, 03 آبان,1393 12:00:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 305
shamseh.jpg

2
Likes

فقط يك قلُپ

مادر بزرگ دلش شور مي‎زد. وقتي به خانه رسيدند خواست بخوابد امّا نتوانست. لب ايوان منتظر نشست. چيزي نگذشت كه صداي گرية زينب او را از جا پراند. هراسان راه افتاد تا ببيند چه خبر شده است. زينب سر تا پا خيس و نفس‎زنان وارد حياط شد. معلوم بود خيلي ترسيده است
Categories داستان ها و داستانک ها ويژه ها
Tags آب داستان رمضان
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: شنبه, 03 آبان,1393 12:00:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 475
13870708031.jpg

0
Likes

حرکتي ساده ، نقشي ابدي

چند سال بعد، متقارن با شروع جنگ، يکي از دانش آموزاني كه "علي" نام داشت و به خدمت سربازي اعزام شده بود در جنگ کشته شد ! معلمش با خبردار شدن از اين حادثه در مراسم خاکسپاري او شرکت کرد. معلم آخرين نفر در اين مراسم توديع بود.
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags تربیت داستان کوتاه روح شاگردان معلم
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: جمعه, 02 آبان,1393 12:00:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 185
roshdnews.ir27.jpg

5
Likes

شروع تربيت قبل از تولد

ملامحمدتقي مجلسي از علماي بزرگ اسلام است. وي در تربيت فرزندش اهتمام فراوان داشت و نسبت به حرام و حلال، دقت فراوان نشان ميداد تا مبادا گوشت و پوست فرزندش با مال حرام رشد کند.
Categories والدین داستان ها و داستانک ها
Tags تربيت تربيت فرزند تولد قبل از تولد
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: جمعه, 02 آبان,1393 12:00:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 216
F1377155170.jpg

1
Likes

حضرت مريم(عليهاالسلام)

يكى از كسانى كه دوره جوانى وى در قرآن بحث شده است، حضرت مريم(س) مى‏باشد. مادر مريم قبل از تولد او به گمان اينكه جنين، پسر مى‏باشد او را وقف خدمت به معبد كرد.
Categories الگوهاي زندگي داستان ها و داستانک ها
Tags حضرت مريم(عليهاالسلام) خدمت معبد مادر مریم س
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: پنجشنبه, 01 آبان,1393 12:00:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 215
51335.jpg

-2
Likes

رضايت مادر

مرحوم شيخ مفيد، به نقل از امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت نمايد: روزي به رسول گرامي اسلام صلّي اللّه عليه و آله ، خبر دادند كه فلان جوان مسلمان ، مدّتي است در سكرات مرگ و جان دادن به سر مي برد ونمي ميرد
Categories داستان ها و داستانک ها ويژه ها
Tags پيامبر داستان رضايت شيخ مفيد مادر
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: پنجشنبه, 01 آبان,1393 12:00:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 591
14_20090824_1660787746.jpg

6
Likes

یک داستان ترسناک ولی جذاب !!!

این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه. دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد می شه!
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags ترسناک جنگل. ماشین داستان
Comments 1 Comments
تاریخ انتشار: پنجشنبه, 10 مهر,1393 04:55:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 811
3_53507353210828801831.jpg

-1
Likes

داستان روز آخر

خداوند به يکي از بندگان خود گفت ک  فقط دو روز از عمر تو باقي مانده است . او بسيار عصباني شد و به در گاه خداوند شکايت کرد و گفت : من با اين دو روز چه کاري مي توانم انجام دهم ؟ به من مهلت بيشتري براي زندگي بدهيد .
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags بندگان خداوند شکایت عمر
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: جمعه, 07 شهریور,1393 06:58:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 277
1257202323_16936_6fa79cfee2.jpg

0
Likes

ماجرای مسجد بهلول

می گویند مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟ گفتند: مسجد می سازیم. گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا. بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند " مسجد بهلول "، شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب کرد.
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags بهلول داستان ماجرا مسجد
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: چهارشنبه, 25 تیر,1393 05:29:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 224
1395091735_4698571.jpg

0
Likes

ناآگاهي

شهر نشيني وارد روستا شد  و اسبي زيبا ديد . تصميم گرفت که اسب را داشته باشد . با روستايي چانه زد و بالاخره اسب را خريد . شهرنشين روي اسب پريد  و گفت : « هي ! بزن بريم ! » ولي اسب از جايش تکان نخورد
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags اسب زندگی مرگ
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 10:23:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 250
tim_flatch_horse_.jpg

0
Likes

سفر و ماجراجويي

اگر انسان ماجراجويي پيشه کند بي ترديد تجربه هايي کسب مي کند که ديگران از آن محرومند ما براي در پيش گرفتن اين سفر شير يا خط انداختيم شير امد يعني بايد رفت
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags پیشه سفر گاو
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 10:13:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 189
871537javid-tafazoli.jpg

0
Likes

سلام

عشق را وارد کلام کنيم تا به هر عابري سلام کنيم و به هر چهره اي تبسم داشت
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags زنبور عاشقی عشق گل
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 10:02:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 216
2014-02-18_donbaler_1392718508377766_orig.jpg

0
Likes

سه سياه پوست

سياستمدار بر جسته اي ، وقتي نامزد ادار? مهم شهرداري بود ، به سه سياه پوست آفريقايي رسيد و گفت که او به کسي که بهترين دليل را براي جمهوري خواه شدن ارائه کند يک بوقلمون چاق مي دهد . نفر اول گفت : « من جمهوري خواه را کسي مي دانم که به ما سياهان آزادي مي دهد.»
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags سیاست سیاه پوست شهرداری
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 09:52:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 298
80904474-5196842.jpg

0
Likes

شبي در آسمان

شبي « اوحدي کرماني » ، شاعر بزرگ در ايوان خانه اش نشسته و روي کاسه اي گلي خم شده بود . عارف بزرگ ، «شمس تبريزي » ، از آنجا رد مي شد . نگاهي به اوحدي انداخت و پرسيد : « چه کار مي کني ؟ » .
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags lماه شاعر قرض
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 09:44:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 265
blind-man.jpg

0
Likes

شکي آغشته به ايمان

با سرکوب يک نياز نمي توان آن را از کنش ورزي باز ايستاند ، بلکه بالعکس سرکوب موجب زايش مجدد و نيرومند شدن آن مي شود.
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags شادی غم یقین
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 09:35:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 178
78185346191795288147.jpg

0
Likes

شهامت چيست؟

شهامت به معناي رفتن به سوي ناشناخته ، با وجود تمام ترسهاست . شهامت به معناي بي ترسي نيست . اگر شما شهامتتان را ادامه دهيد ، بي ترسي اتفاق مي افتد . اين منتهاي تجرب? شهامت ، بي ترسي نام دارد
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags پیروزی جنگ شهامت
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 09:29:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 226
شهامت.jpg

0
Likes

طوطي نباش !

خودت را تماشا کن که چگونه چيزهايي را که اطرافيانت به تو گفته اند ، تکرار مي کني . و اگر تو  هوشمند و آگاه نباشي ، واقعاً زنده نيستي _ آن گاه تمام تکرار ها را دور بينداز . نادان بودن بهتر ازدانش استقراضي است .
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags ط.وطی ملاقات کشیش
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 09:21:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 223
C1375613295.jpg

0
Likes

عادت پذيري

جان ماکسول در يکي از کتابهايش تحت عنوان در انديشه حول درباره عادات مطلبي با عنوان ( من که هستم ؟ ) آورده است : من همراه هميشگي شما هستم . آري ، من بزرگترين ياور ، دوست و سنگين ترين بار شما هستم !
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags خدا زمین فضانورد فیلم
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 09:11:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 292
65464ه5.jpg

0
Likes

غني آن کسي است که «مي دهد»،

تنها کساني که قوي هستندمي توانند نقاط ضعف خود را بيان کنندفهم ودانش ، بدون نيکي و بخشش به لباسي ابريشمين مي ماند که برتن جنازه اي پوشانده باشند .
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags ضعیف فهم ودانش قوی
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:59:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 236
IMG18162950.jpg

0
Likes

کسي که سوار کاري نياموخته

گر به انسان همان گونه که هست نگاه کنيد بدتر مي شود.ما اگر به انسان طوري نگاه کنيد که مي تواند باشددر اين صورت او تبديل به انساني مي شود که بايد باشد.  
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags اسب انسان حلزون
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:48:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 183
e7ea51b606.jpg

0
Likes

کشاورز و وکيل

ما غالباً فراموش مي کنيم که حقايق خود را بازبيني کنيم . ما قبل از اينکه حقايق را بازبيني کنيم ، مي پنداريم که تمام موقعيتها را مي دانيم . معصوم باش، تنها در اين صورت است که امکان متحول شدن را خواهي يافت . خيليها سخت کوشيده اند که زرنگ و حيله گر باشند ، ولي تمام اين زرنگي ها احمقانه است .
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags معصوم وکیل کشاورز
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:43:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 197
images (66).jpg

0
Likes

گفت وگو با خدا

پيامهاي خداوند به صدها شکل در هزاران لحظه و در طي ميليونها سال به انسانها رسيده است اگر واقعا به انها گوش فرا دهيد آنها را از دست نخواهيد داد . اگر از صميم قلب آنها را به گوش جان بسپاريد نمي توانيد ناديده بگيريد و از اينجاست که ارتباط شما به طور جدي با خداوند برقرار مي شود
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags انسان خدا کشیش
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:38:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 202
231242948714488541593431142145187236218220.jpg

0
Likes

مالک حقيقي

آيا ما صاحب گاو دارايي خودمان هستيم ، يا داشته هايمان ما را به تملک خود در آوردانده؟ در بسيارري از مواقع ،وقتي از افراد مي خواهند فهرست دارايي هايشان را بنويسند ، در واقع در حال نوشتن چيزهايي هستند که مالک آنها مي باشند
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags طناب طویله گاو
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:33:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 216
106160_1347740761.jpg

0
Likes

ماهي و اقيانوس

ک ماهي فقط هنگامي اقيانوس را مي شناسد که ماهيگيري او را بگيرد ، از اقيانوس بيرون بياورد و بر روي شن ها پرتاب کند . بعد او براي نخستين بار در مي يابد که هميشه در اقيانوس زندگي مي کرده است ، اقيانوس زندگي اوست و بدون اقيانوس نمي تواند زنده بماند
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags اقیانوس شن ماهی
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:28:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 192
9jpzx4.jpg

0
Likes

مرد کشاورز و الاغ پير

دوست داشتن و عشق ورزي يک انتخاب نيست ، بلکه نوعي توانايي و قابليت است و تنها پس از رسيدن به مرزهاي بالاي اقتدار و بلوغ رواني مي توان مهرورزي را به عنوان فلسفه زندگي برگزيد
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags الاغ کشاورز کشیش
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:22:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 433
853842_orig.jpg

0
Likes

مرد نابينا و همسرش

در روستايي دور افتاده مرد نابينايي زندگي مي کرد . روزي چشم پزشکي معروف و حاذق به روستا آمد و پس از معاينه چشمان مرد نابينا به او اعلام کرد که اگر تحت عمل جراحي قرار بگيرد ، بينايي اش ا به دست مي آورد
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags چشم نابینا همسر
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:15:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 226
abharpnu.blogfa.com...jpg

0
Likes

مقايسه نکنيد !

تمامي روز مردم براي ديدن استاد مي آمدند و مي رفتند . مرد سامورايي بسيار خسته شده بود و احساس بي حوصلگي مي کرد . حدود عصر اتاق خالي شد و سامورايي پرسيد : « آيا حالا جواب مرا مي دهيد ؟ »
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags استاد جنگجو مرگ
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:08:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 230
anxiety1.JPG

0
Likes

ملانصرالدين و گدا

وزي گدايي از ملانصرالدين کمکي خواست .ملا گفت : « نمي توانم به تو کمکي بکنم زيرا در شأن من نيست مبلغ کم و يا چيز کم ارزشي به کسي بدهم . » گدا گفت : « مي تواني مبلغ زياد و چيز با ارزشي بدهي .»
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags دعا فرزانه گدا
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 08:02:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 299
0af511c1e7da043ba100893b8ef18753_XL.jpg

0
Likes

سخن آخر

و هر کس مراد گوينده را معلوم کند بايد که اين دعوي نکند که اين « مقام » وي گشت.و آن که در اين « مقام » باشد او را حاجت به « گفت » زبان نباشد که من در اين مقامم ،اقوال و افعال وي خود گواهي دهد  که وي در اين « مقام » است
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags تهدید عارف فرصت
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 07:52:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 184
67ح98جح0.jpg

0
Likes

روز را با خدا آغاز کنيم

شايد هر روز با چند نفر ملاقات داشته باشيد ، اما هيچ گاه ملاقات خود با خداوند را فراموش نکنيد ، هر روز دعا کنيد : (خدايا ! مرا راهنمايي کن ، متبرک ساز ، به کار گير ، مرا در اين دنياي رنج و درد ، وسيله اي براي ياري و بهبود ساز .
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags خدا روز شروع
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 07:47:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 200
fear.jpg

0
Likes

درسي از استاد

هرچه انسان حساس تر بشود ، زندگي برايش ابعاد بزرگتري پيدا  مي کند . زندگي ديگر نه همچون بِرکه ، بلکه اقيانوس است . زندگي ديگر  محدود به خودت ، همسرت و فرزندانت نيست ، محدوديت وجود نخواهد داشت . تمام هستي تبديل به  خانواد? تو مي شود . و تا زماني که اين اتفاق نيفتد ، تو معني زندگي را درک نخواهي کرد .
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags استاد اقیانوس الاغ
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 07:33:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 247
donkey105.jpg

0
Likes

خوشبختي چيست ؟

استاد پاسخ داد : (( نخست (من ) را حذف کن که حکايت از نفس دارد سپس مي خواهم را حذف کن که حکايت از ميل و خواسته دارد اکنون آنچه با تو باقي مي ماند خوشبختي است
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags خوشبختی فرزانه میل وخواسته
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 06:50:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 184
41381294304174469730.jpg

0
Likes

خدا با ماست

پس ما خودمان بايد کاري انجام دهيم .فراموش مي کنيم که خداوند در وقت مناسب عمل مي کند. اگر «او»عمل نکرده ، بدين معنا ست که هنوز زمان درست آن فرا نرسيده است .در سکوت به درون خود رويد و منتظر «خدا»
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags ایمان عاشقانه فقیر
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 06:41:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 1036
m1.jpg

0
Likes

چيزي براي ترسيدن وجود ندارد

نکته : ترس بيش از چند سانتي متر عمق ندارد . حالا همه چيز به شما بستگي دارد که به شاخه اي بياويزيد و زندگي تان را به کابوس تبديل کنيد ، يا اينکه مشتاق باشيد شاخه را رها کرده و روي پاي خود بايستيد .
Categories داستان ها و داستانک ها ويژه ها
Tags افتادن ترس صخره
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 06:36:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 1171
godddd.jpg

0
Likes

تلاش براي متحول کردن خويش

مانعي نامرئي براي متحول شدن است . فقط کافي است که آدمي خود را دريابد، و نيازي به پيمودن راه طولاني نيست !
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags افتخار راه منطقی
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 06:25:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 192
خردمند.jpg

0
Likes

ترسوها مي ترسانند

ا برت هر روز عصر اتوبوس خط سيزده را از ايستگاه نزديک محل کارش به مقصد خانه سوار مي شد . يک روز که خسته از کار روزانه سوار اتوبوس شد ، تصميم گرفت به طبقه دوم اتوبوس برود . جايي که هميشه خلوت بود و او مي توانست آنجا دراز بکشد و استراحت کند . پيرمردي که کنار در اتوبوس نشسته بود . به او گفت : (بالا نرو ، آنجا اصلاً امن نيست
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags اتوبوس اعتمادبه نفس ترس
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 06:19:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 245
ترس.jpg

0
Likes

پذيرش خويشتن

پادشاهي باغي داشت که خودش گياهان و درختان آن را کاشته بود . روزي او به باغش رفت و ديد گلها ، بوته ها و درختان خشک شده اند . پس در باغ شرقي به قدم زدن کرد تا نجواي آنان را بشنود و علت خشک شدنشان را بداند . درخت بلوط گفت : (( چون نمي توانستم از کاج بلندتر شوم . خشک شدم . ))
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags پژمرده خدا خشک
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 06:10:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 201
1366282492329192_large.jpg

0
Likes

بهترين اسب دنيا

خودتان را دوست بداريد ، به خودتان احترام بگذاريد و سعي کنيد شکست بخوريد ، راضي خواهيد بود . با تقليد از ديگري ، حتي اگر پيروز شويد ، در درون خالي و پوشالي خواهيد بود . اگر تقليد کنيد ، تبديل به نسخه کربني مي شويد و به وجود اصيل خويش خيانت کرده ايد و ديگر خودتان نيستيد و دست به خودکشي زده ايد .
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags اسب تقلید گاوچرانی
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 06:03:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 276
تصاویر-اسب-ها-12.jpg

0
Likes

افسردگي

مردي به دکتر رابرت شولر ، نويسند? مشهور ،تلفن کرد و گفت : «ديگر تمام شد . من به آخر خط رسيده ام . تمام پولم از دست رفت . همه چيزم را از دست دادم .» دکتر شولر پرسيد : « آيا هنوز مي تواني ببيني ؟ »
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags افسرده دنیا شولر
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 05:51:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 224
دنیا.jpg

0
Likes

اضطراب و دلواپسي

د استان دربار? پيرزني است که با اتوبوس سفر مي کرد ، شنيده ام پييرزن بسيار مضطرب بود و دائماً با ترس و لرز ازراننده سؤال مي کرد که اکنون کجا هستيم و رانند? اتوبوس کجا توقف کرده است ؟
Categories داستان ها و داستانک ها
Tags پیرزن ترس مضطرب نگرانی
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 05:36:00 ب.ظ
تعداد بازدید : 213
اضطراب1.jpg

0
Likes

من خودم هستم

;به جاي اينکه از حرف اين و آن ناراحت شوي ، بايد به درون خودت نظر کني . شناختن خود واقعي آن قدرها ارزان تمام نمي شود . اما مردم همشه به دنبال چيزهاي ارزان و بنجل هستند
Categories داستان ها و داستانک ها جملات آموزنده
Tags خود خود واقعی شناختن خود شیطان فرشته
Comments 0 Comments
تاریخ انتشار: یکشنبه, 22 تیر,1393 12:00:00 ق.ظ
تعداد بازدید : 221
baharan.jpg

1 2 3 4 5