پرش به محتوای اصلی
امروز: 31 شهریور 1405 | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا سروش

آزادي زن در اسلام

آزادي زن در اسلام

زن در تاريخ
تاريخ زندگى زن‏ها در بعد مظلوميت ، سه دوره مشخص را طى كرده است؛ البته ادوار فرعى نيز دارد ، ولى سه حالت مشخص در زندگى خانم‏ها ديده مى‏شود كه جامعه‏شناسان و مورخان روى آنها بيش‏تر تكيه كرده‏اند. بدترين دوره‏اش ، زمان‏هايى است كه در ميان ملل وحشى و غير متمدن بود ؛ كه از لحاظ زمانى يكه دوره مشخص نيست و ممكن است تا اين اواخر هم در بعضى از نقاط جهان چنين حالتى وجود داشته و شايد الان هم در گوشه‏اى از جهان باشد، اما به اين جهت يك دوره حساب مى‏شود كه زن بعنوان شى‏ء و كالا، يعنى قبل از حيوان ، مطرح است و ارزش زن براى اين‏گونه جوامع در حكم يك كالاست. زن ،كالاى سرگردان و سرمايه بازرگانان و در بازار داد و ستد، وسيله نيل به هدف پست زور مردان است. بدين جهت عدّه‏اى كه تعصب داشته، دختران را زنده به گور مى‏كردند كه سبب ننگ آنها نشود . در معابد كليساها، زن آبستن را زنده سر مى‏بريدند و خونش را به قربانگاه مى‏پاشيدند و سرش را تقديم به پيشگاه معبودِ ساخته و پرداخته خود تقديم مى‏داشتند. براى فراوانى آب، دوشيزگان را مرتب به زيور مى‏آراستند و در رودخانه غرق مى‏كردند. در جنگ ، زن جزء غارت و غنيمت بود . اقوام وحشى ، زنان هم را مى‏دزديدند(1).
دوره‏اى كه يك مقدار وضع خانم‏ها بهتر مى‏شود، دوره‏اى است كه زن در حد حيوان و به عنوان يك موجود زنده، البته با ارزش در حد حيوانات ، مورد توجه بوده است(2).
در قديم ،مردان جز جمالِ ظاهرى زن را نمى‏ديدند و نمى‏خواستند به خصايص فطرى و معنوى زن توجه داشته باشند يا غافل از اين بودند. كه زن مى‏تواند بزرگ‏ترين مربى انسانى باشد.(3) دوره‏هاى ما قبل تاريخ ،از لحاظ وضع زندگانى انسان و اصول زناشويى هنوز مورد تحقيق و بررسى كامل واقع نشده است آن چه مى‏توان از رسوم قبايل وحشى كه در حال حاضر در نقاط دور افتاده و محافل آفريقا و آمريكا و به دست آورد، اين است كه ازدواج در آغاز به قهر و غلبه صورت مى‏گرفته و اين روش مانند شكار براى لذت بخشى بوده است. زنها نيز خود اين سنت را پسنديدند صياد را به دنبال خود مى‏كشانيدند و از راه شهوات نفسانى، راه را براى غلبه مردان باز كرده، و خود را در دام و چنگال آنان مى‏انداختند. دختران و زنانى كه نصيب شكارچيان نمى‏شدند و مورد دستبرد واقع نمى‏شدند، ارزش نداشتند(4).
در دوره ديگرى زن ، يك انسان مهجور و تحت قيموميت و ولايت مرد است كه استقلال انسانيش را به كلى از دست مى‏دهد و به عنوان يك انسان ، فاقد اختيارات در جامعه ، زندگى مى‏كند .
اين سه مرحله، سه حالت و سه دوره از زندگى زن جزء بدترين دوران‏هاست(5).
شخصيت و مقام زن در اسلام
اسلام ، اولين مكتبى است كه زن را به عنوان مسئله مهم زندگى و متمّم حيات انسانى در مسائل اجتماعى و اخلاقى و قانونى خود جا داده است.(6) درست در همان موقعى كه دنيا در آتش جهل و ستم مى‏سوخت، و جوامع مختلف بشرى گرفتار انحرافهاى گوناگون بوده‏اند، گروهى از افراد زن را معبود خويش و جمعى از او را حيوانى مى‏پنداشتند و هر گونه تعدى را بر او روا مى‏داشتند؛ پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم براى خاتمه بخشودن به انحراف‏ها، كجى‏ها و كجروى‏ها، پندارهاى غلط، تجاوزات از جانب خداوند متعال مبعوث، و خط بطلان بر روى غلط‏هاى بشرى كشيد و همه راه‏هاى فضيلت و رستگارى را به او نشان داد(7) خداوند ، حضرت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را در روزگارى مبعوث نمود كه جهان بشريت دستخوش تيرگى‏ها و سقوط بود، و در درياى حيرت و سرگردانى دست و پا مى‏زد؛
در چنين زمانى بود كه ظهور اسلام بسان باران نيروبخش بهار ، زمين عبوس بشريت را خرم و شاداب ساخت، و يوغ‏ها و زنجيرها را از گردن‏ها و دست و پا برداشت و تجاوزات و خرافات را چون دزدان صبح شده رسوا گردانيدند و عقل‏ها و استعدادها و تفكرات زندانى شده، باشكوهى خاص از زندان آزاد كرد و طومار جاهليت را دريد(8) و اين حقيقت را به دنياى بشرى اعلام داشت كه زن و مرد، از نظر دارا بودن روح كامل انسانى و روح باقى براى حشر و نشر در قيامت، مساوى هستند، و هر دو، به كردارهاى زشت و زيباى خود كيفر يا پاداش داده مى‏شوند و به همان نيت كه مردان جزئى از پيكر جامعه انسانى محسوب مى‏شوند زنان نيز چنين هستند.
خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: «يا ايها الناس اتقو ربّكم الذى خلقكم من نفسٍ واحدةٍ و خلق منها زوجها و بَثَّ منهما رجالاً كثيراً و نساءً و اتقواللّه‏ الذى تساءلون به و الارحام ان اللّه‏ كان عليكم رقيبا.»
اى مردم از پرودگارتان بپرهيزيد؛ همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد، و همسر او را از جنس او خلق كرد، و از آن دو مردان و زنان فراوانى منتشر ساخت و از خدايى بپرهيزيد كه هنگامى كه چيزى از يكديگر مى‏خواهيد، نام او را مى‏بريد و از قطع رابطه با خويشاوندان خود پرهيز كنيد، زيرا خداوند مراقب شماست.(9)
هيچ‏يك از آيات قرآن كريم كه مردم را دعوت به تدبير و تعقل در نظام آفرينش مى‏كند، مخصوص بر مردان نيست، بلكه زنان و مردان به طور برابر مخاطب قرار داده است. بررسى آيات قرآن كريم نشان مى‏دهد زن و مرد از نظر آفرينش، هيچ تفاوتى با يكديگر ندارند و همه انسان‏ها از هر صف خواه زن و خواه مرد از يك ذات و گوهر خلق شده‏اند:(10)
«يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»
– اى مردم، ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد. گرامى‏ترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست؛ خداوند دانا و آگاه است.(11)
شكى نيست كه اسلام ، احترام ويژه‏اى براى زنان قائل است. زيرا اگر آيات قرآن را مورد بررسى قرار دهيم، به مقام و منزلت زن در اسلام پى خواهيم برد . مقام زنان در اسلام چنان است كه در قرآن مجيد ، سومين سوره مفصل ، به نام آنان (النساء) ناميده شده است، و در ده سوره ديگر از قرآن مجيد مسائلى مربوط به حقوق و منزلت زنان هست، و همه جا در خطابات عام قرآن، زنان مورد خطابند و غير از اين مورد، از بسيارى از مفاهيم قرآن مى‏توان مطالبى درباره حقوق و منزلت زنان استنباط نمود. قرآن مجيد اين اتهام دروغ و مغرضانه را، كه اسلام براى زن ارزشى قائل نيست، به كلى منتفى مى‏سازد. پيش از اسلام ، هيچ قانونى از قوانين اجتماعات متمدن و بزرگ، درباره ارزش واقعى زن، و اثر وجودى او، و حفظ كرامات و حقوق او تفصيلات فلسفى و روانى و مواد قانونى وجود ندارد.(12)
مقام و منزلت زنان در فرهنگ اسلامى بر همگان آشكار است. دفاع از حقوق زنان، اعطاى مقام كوثر به دخت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، سخن از زنان و مردان نيكوكار در سرتاسر قرآن و اعطاى حق رأى به زن نمايانگر اهميت تقريبا مساوى زنان و مردان در اين فرهنگ مى‏باشد.(13) اسلام ، زن را به عنوان عنصر مؤثر جامعه پذيرفته و او را در امر مهم و سرنوشت‏ساز بيعت شريك ساخته است؛ اسلام وقتى از زن بيعت گرفت، در حقيقت به او اعلام كرد . كه تو يكى از خشت‏هاى بناى اسلامى و بايد سهم خود را در استوارى و نگهدارى اين بنيان ايفا كنى همچنين شركت زنان در جنگ‏ها در صدر اسلام، نشان دهنده مشاركت زنان آن عصر در امور سياسى است. دو بانوى نمونه اسلام، حضرت فاطمه عليهاالسلام و حضرت زينب كبرى عليهاالسلام نمونه‏اى از زنانى هستند كه نسبت به سرنوشت سياسى جامعه خويش حساس بوده و رسالت خود را به خوبى انجام داده‏اند.(14) برخلاف پندار نادرست جوامع بشرى،(15) اسلام نيز احترام ويژه‏اى براى زنان قائل است؛ زيرا همه مى‏دانيم كه اولين كسى كه اسلام را قبول كرد، يك زن بود. اولين شهيد راه اسلام نيز يك زن بود؛ تنها فردى كه در كعبه دفن مى‏باشد يك زن است . و وارث پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نيز دخترش، حضرت فاطمه عليهاالسلام است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم بر دستان مباركش بوسه مى‏زد و او را ام‏ابيها خطاب مى‏فرمود، (16)
پيامبر اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مى‏فرمايد: «هريك از زن يا مرد موجبات آزار يكديگر را فراهم كنند خداوند نه نماز و نه هيچ عمل خيرى را از آنان قبول نمى‏كند».(17)
اسلام براى تمام تلاش‏هاى زن كه در خانه همسر انجام مى‏دهد، ارج مى‏نهد تا آن‏جا كه امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «ليوان آبى كه زن به همسر مى‏دهد از يك سال عبادت شب و سحرخيزى كه روزش را روزه بگيرد، نزد خدا بهتر است».(18)
براى مقام زن همين بس كه زمانى حضرت على عليه‏السلام به خواستگارى فاطمه عليهاالسلام آمد ، پيامبر فرمود: «صبر كنيد تا از فاطمه اجازه بگيرم».
اسلام به مردان سفارش كرده كه نيازهاى همسر و فرزندان را به خوبى تأمين نمايند و كسانى كه در اداره زندگى بى‏تفاوت هستند، و همسران خود را هم چنان رها و معطل، و حقوق آنان را تضييع مى‏نمايند، مورد لعنت پيشوايان معصوم قرار گرفته‏اند،ملعونٌ ملعونٌ من ضيع من يعول.(19)
پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم فرمود: «احترام و علاقه به همسر نشانه ايمان است و سپس اضافه كرد كه من از همه شما بيش‏تر به همسرانم احترام مى‏گذارم».(20)
نيز فرمود: «انسان باايمان در غذا ، تابع همسر و فرزندان است:المؤمن ياكل بشهوة اهله
امام صادق عليه‏السلام فرمود: «مردى كه مهريه همسر خود را براى خود ، حلال بداند و به او ندهد ، در حقيقت ، سارق است».«و گناه چنين همسرى نابخشودنى است».(21)
تساوى حقوق زن و مرد در پيشگاه خداوند
از جمله شبهاتى كه در زمينه حقوق زن و مرد مطرح مى‏كنند، اين است كه اسلام حقوق زن و مرد را به طور مساوى مطرح نكرده است.(22) برخى چنين تصور مى‏كنند كه اسلام كفه سنگين شخصيت را براى مردان قرار داده و زنان در برنام اسلام چندان جايى ندارند.(23) از جمله نكاتى كه بايستى در اين‏گونه مباحث بدان توجه نمود، اين است : بين تساوى و تشابه تفاوت وجود دارد. سؤال ما اين است: آيا لازمه تساوى حقوق، تشابه حقوق هم هست يا خير؟ «تساوى به معناى برابرى و يكسانى است، ولى تشابه به معناى يكنواختى و يك‏گونگى است. استاد مطهرى در همين خصوص مثالى مى‏زنند كه براى تقريب به ذهن خالى از فايده نيست؛ ايشان مى‏فرمايد: ممكن است پدرى ثروت خود را به طور مساوى ميان فرزندان خود تقسيم كند، اما به طور مشابه تقسيم نكند؛ مثلاً ممكن است اين پدر چند قلم ثروت داشته باشد، هم تجارت‏خانه هم ملك مزروعى و هم مستغلات و بى‏نظر به‏اين كه قبلاً فرزندان خود را استعداديابى كرده، و بر اساس استعدادشان ثروت خود را تقسيم نموده است، با در نظر گرفتن اين كه آن‏چه به همه فرزندان مى‏دهد، از لحاظ ارزش مساوى با يكديگر باشد و ترجيح و امتيازى از اين جهت در كار نباشد. آرى بايد بين كميت و كيفيت تفاوت قائل شد بين برابرى و يكنواختى نيز. آن‏چه مسلم بوده و مورد تأييد همه بزرگان دين است، اين است كه اسلام حقوق مشابه و يكنواختى براى زن و مرد قائل نشده است؛ ولى زن را برتر از مرد و يا مرد را برتر از زن، از لحاظ حقوق نمى‏داند؛ چرا كه اسلام اصل مساوات انسان‏ها را درباره زن و مرد نيز رعايت كرده است.(24) براى كسانى كه اندك آشنايى با دين مبين اسلام و كتاب آسمانى آن داشته باشد، تساوى زن و مرد به خوبى نمايان است. از ديدگاه اسلام، تنها معيار برترى و امتياز، براى كسانى است كه از تقواى بيشترى برخوردار باشد، و نزد خداوند جنس برتر مطرح نيست.(25) يعنى زن و مرد هر دو به يك اندازه انسان مى‏باشند و در انسانيت بينشان تفاوتى نيست. «تفاوت در جنسيت پس از اشتراك در ذات و نوع است. به تعبير منطقى آنها دو صنف از يك نوع مى‏باشند، يعنى حقيقت و گوهر آنها يك چيز است، در انسانيت يكى را بر ديگرى تفاضلى نيست، آنها فرزندان يك والدين مى‏باشند، و از ارزش يكسان برخوردارند، تنها ملاك تفاوت در ارزش تقوا است كه امرى اكتسابى است و ربطى به جنسيت ندارد، چنانكه ربطى به نژاد، جغرافيا، طبقه اجتماعى، ثروت، زيبائى و غير آن ندارد.»(26)

________________________________________
پاورقي ها:
1. تعدد زوجات و مقام زن در اسلام، سيد محمدحسين طباطبائى، ص 22.
2. زن و عدالت اجتماعى، آيت اللّه‏ هاشمى رفسنجانى، ص 12.
3. تعدد زوجات و مقام زن در اسلام، استاد سيد محمدحسين طباطبائى، ص 22.
4. زن در نظر تاريخ، محمد جناب زاده، ص 3.
5. زن و عدالت اجتماعى، على اكبر هاشمى رفسنجانى، ص 13.
6. قرآن و مقام زن، سيد على كمالى، ص 26.
7. حقوق زن در اسلام و جهان، يحيى نورى، 58-47.
8. حقوق زن در اسلام و جهان،يحيى نورى.
9. حقوق زن در اسلام و جهان، ص 58.
10. زن، مشاركت، توسعه، اكرم قديم، ص 33.
11. سوره حجرات، آيه 13.
12. قرآن و مقام زن، سيد على كمالى، ص 25.
13. زن، مشاركت، توسعه، اكرم قديمى، ص 34.
14. همان ، ص 35.
15. حقوق زن در اسلام و جهان، يحيى نورى، ص 58.
16. زن، مشاركت، توسعه، اكرم قديمى، ص 36.
17. وسائل الشيعه، ج 14، ص 116.
18. وسائل الشيعه، ج 14، ص 123.
19. همان ، ص 122.
20. همان .
21. بحارالانوار، ج 103، ص 349 و 350.
22. منزلت زن از منظرى ديگر، هادى قطبى، ص 9.
23. تفسير نمونه، ج 17، ص 313.
24. منزلت زن از منظرى ديگر، ص 9.
25. همان ، ص 18-15.
26. منزلت زن در انديشه اسلامى به ضميمه معرفت و تربيت گفتارى در مبانى نظرى و عملى اخلاقى، ص13.

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید