پرش به محتوای اصلی
امروز: 1 مهر 1405 | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا سروش

انتظار فرج امام زمان (عج)

انتظار فرج امام زمان (عج)

پرسش: آيا انتظار فرج ارزش تربيتي هم دارد؟

پاسخ: بله آثار تربيتي‏ اش فراوان است. حقيقت اين است كه انسان اگر حقيقتا در انتظار ظهور باشد، زمينه آن را فراهم مي‏كند؛ همان طور كه وقتي كسي منتظر مهمان است، خانه را تميز و مرتب مي‏كنند. اگر ما منتظر حقيقي امام زمان عليه‏ السلام باشيم زمينه را براي ايجاد جامعه‏ اي كه حضرت بناي تشكيل آن را دارد ايجاد مي‏كنيم؛ همان جامعه آرماني كه خواست همه انسان‏ها در طول تاريخ بوده است، جامعه‏اي كه همه لوازم تكامل انسان، در آن تجلي كند. اگر انسان بخواهد به آن جامعه نزديك شود، خودش را مي‏سازد، اطرافيانش را مي‏سازد. قوي‏ترين آثار تربيتي ظهور، بر همين مترتب است.

وقتي در انتظار فرج هستيم و براي امام زمان عليه‏السلام دعا مي‏كنيم، نخستين سؤالي كه به ذهنمان مي‏رسد اين است كه امام زمان كيست؟ سراغ شناخت او مي‏رويم. معرفت همان و عشق به حضرت همان. عشق و معرفت همان و اطاعت از او همان. يعني همين دعا، خود، زمينه كمال انسان مي‏شود. وقتي انسان براي امام زمان عليه ‏السلام دعا مي‏كند، گريه مي‏كند، دنبال شناخت او هم مي‏رود. وقتي او را شناخت، عاشقش مي‏شود. وقتي عاشقش شد، مطيعش مي‏گردد. همين طور قدم به قدم خود را به كمال انساني مي‏رساند.
پرسش: بهترين راه براي نزديك شدن به امام زمان عليه‏ السلام و دعا براي فرج آن حضرت چيست؟

پاسخ: معرفت و محبت و اطاعت از امام، تكليف همه مؤمنان است. در كتاب‏هايي از جمله «النجم الثاقب» به وظيفه مؤمنان در اين باره اشاره شده است. نزديك‏ترين فرد به امام زمان عليه‏ السلام كسي است كه به مرام و مكتب او نزديك‏تر باشد. ممكن است كسي شعار دوستي امام زمان بدهد، دعا هم بكند، اما نماز صبحش قضا شود، چنين كسي از امام زمان عليه‏ السلام دور است.
فردي بسيار علاقه داشت خدمت امام زمان عليه ‏السلام برسد، براي همين هم چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفت،  (در احاديث آمده است: كسي كه چهل چهارشنبه براي عبادت و دعا براي امام زمان عليه‏ السلام به مسجد سهله در كوفه برود، ديدار آن حضرت نصيبش مي‏شود.)    اما توفيق ديدار نيافت. سرانجام به او القا شد كه اگر مي‏خواهي امام زمان را ببيني، فلان ساعت در فلان مغازه كهنه‏فروشي حاضر باش. وقتي به آنجا رفت، امام زمان را حاضر ديد. صاحب مغازه پيرمرد تعميركاري بود. در اين ميان زني قفل به دست نزد پيرمرد آمد و گفت: قفل مرا سه درهم مي‏خري؟ او گفت: اگر اين قفل تعمير شود نُه درهم مي‏ارزد و دستمزد تعمير يك درهم است. اگر بخواهي تعميرش مي‏كنم، اگر هم نخواهي، آن را هشت درهم مي‏خرم. آن زن گفت: من مي‏خواهم سه درهم بفروشم. پيرمرد گفت: ولي من مي‏گويم هشت درهم مي‏ارزد. زن گفت: باشد مي‏فروشم. پس قفل را به صاحب مغازه داد، هشت درهم را گرفت و گفت: سه درهم احتياج داشتم، از اول بازار تا اينجا آمده‏ام، قفل را به هر كس نشان مي‏دادم گفت يك درهم. اين مبلغ هم مشكل مرا حل نمي‏كرد. سپس امام زمان به كسي كه چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود رو كرد و فرمود: اگر اين گونه باشيد امام زمان، خودش سراغ شما مي‏آيد.

اگر خانمي با حجاب باشد و كارهايي انجام دهد كه امام زمان مي‏پسندد، حضرت به او توجه مي‏كند. در غير اين صورت، دعاها و درخواست‏ها اثري ندارد. البته اين سخن بدان معنا نيست كه دست از دعا برداريم. در اين خصوص، خواندن زيارت آل ياسين بسيار سفارش شده است، دعاي «اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن» را هر روز بخوانيم. امام زمان عليه‏السلام را از دور زيارت كنيم، براي سلامتي‏اش صدقه بدهيم همان طور كه براي خودمان صدقه مي‏دهيم. همواره برايش دعا كنيم و اعمال مستحبي انجام دهيم. وقتي به مكه مشرف مي‏شويم براي پدرش و مادرش طواف كنيم. البته مبادا اينهااصل را تحت الشعاع قرار دهد، اصل اين است كه در زندگي فردي و اجتماعي‏مان، طبق مرام امام زمان عليه‏السلام رفتار كنيم.پرسش: آيا ما بايد تا ظهور حضرت امام مهدي عليه ‏السلام صبر كنيم و بگذاريم زمين و زمان به آلودگي كشيده شود؟

پاسخ: انتظار فرج، از موضوعاتي است كه گاهي دشمنان آگاه يا دوستان ناآگاه، با كج‏ فهمي، مفهومي منفي و نامناسب از آن ارائه مي‏كنند و مي‏گويند: انسان بايد در برابر همه انحراف‏ها و گناه‏ها هيچ عكس‏ العملي نشان ندهد و بگويد: ما منتظر فرج آقا هستيم كه بيايد و جلوي همه اين انحراف‏ها و ستم‏ها و… را بگيرد. ولي آنچه در آيات و روايات آمده است مفهومي را غير از اين معنا افاده مي‏كند.

معمولاً منتظر به كسي گفته مي‏شود كه از وضع موجود ناراضي است و براي ايجاد وضع مطلوب تلاش مي‏كند؛ مانند تاجري كه از وضع آشفته و نابسامان بازار، ناراحت و ناراضي است و در انتظار فرونشستن بحران اقتصادي و بهبود وضع بازار است. بنابراين در انتظار ـ به مفهوم مثبت و حقيقي آن ـ دو حالت مثبت و منفي وجود دارد:

1. نارضايتي از وضع موجود و بيگانه بودن با آن؛
2. تلاش براي ايجاد وضعي مطلوب و تغيير وضع موجود.

موضوع انتظار حكومت جهاني امام زمان عليه‏السلام نيز چنين است؛ منتظر انقلاب مهدي عليه السلام ، كسي است كه از وضع موجود ناراحت و ناراضي است و مي‏خواهد شرايط تغيير كند و وضعي مطلوب حاصل شود. اين دو حالت، سرچشمه دو عملكرد است:
يك. از هرگونه همكاري و هماهنگي با عوامل به وجود آورنده وضع موجود كه جامعه را به سوي فساد و تباهي و ستم سوق داده‏اند خودداري مي‏كند و ناراحتي خود را از اين وضع پنهان نمي‏دارد.
دو. از نظر جسمي و روحي، مادي و معنوي، خود را براي كمك به ايجاد وضع مطلوب، آماده مي‏كند. چنين انتظاري نه تنها موجب سستي، خمودي، خاموشي، تنبلي، و تحمل فساد و آلودگي در جامعه نمي‏شود، كه خود عامل تحرك، اصلاح، تلاش، سازندگي، و مبارزه با ظلم و فساد موجود خواهد بود.

براي آشنايي بيشتر با چهره منتظر حقيقي، توجه به روايات زير مفيد است:
1. پيامبر صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: انتظار فرج بهترين عبادت است.
2. علي بن الحسين عليه‏السلام مي‏فرمايد: اي اباخالد! خداوند اهل زمان غيبت را ـ كه به امامانش اعتقاد داشته و منتظر ظهورش هستند ـ در آن زمان، به مثابه مجاهد با شمشير پيش روي رسول اللّه قرار داده است. اينان مخلص حقيقي و شيعه واقعي و دعوت كنندگان به دين خدا ـ در نهان و آشكار ـ هستند.
3. همچنين مي‏فرمايد: كسي كه در عصر غيبت قائم ما، بر ولايت ما ثابت و پايدار باشد، خداوند پاداش هزار شهيد، همچون شهداي بدر و احد را به او عطا خواهد كرد.

4. امام صادق عليه‏السلام فرمود: منتظر امام دوازدهم، همچون كسي است كه پيشاپيش رسول خدا صلي‏ الله‏ عليه ‏و ‏آله ، شمشيرش را كشيده و از او حمايت مي‏كند.   ( بحار الانوار، علامه مجلسي، ج 52 ، ص 120 ـ 150.)  
تعبيراتي كه در اين روايات به چشم مي‏خورد، بيانگر اين است كه انتظار ظهور موعود جهاني و بنيان‏گذار حكومت عدل الهي، با مرحله‏اي ويژه از جهاد دامنه‏دار همراه است. اين نوع انتظار، آخرين شكل مبارزه با دشمن است. از اين رو، در روايات، براي آن، تعبيراتي همچون: ريخته شدن خون در راه خدا، جنگيدن همراه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، زير خيمه حضرت ولي عصر عليه‏السلام بودن و… آمده است. انتظار سازنده، مثبت است، در حالي كه بر حسب مفهوم منفي انتظار، هر انسان سست ايمان و ضعيف و بي حالي مي‏تواند منتظر باشد. چگونه مي‏توان پذيرفت، اين بي حالي، از هر عبادتي برتر بوده، اجر هزاران شهيد داشته باشد؟
در قرآن در توصيف منتظران حقيقي، اشارات روشني مشاهده مي‏شود؛ چنان كه مي‏فرمايد:وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُـمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَي لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً… (نور: 55 )    
خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده‏اند و كارهاي شايسته مي‏كنند، وعده داده است كه حتما آنان را [حكمران و] جانشين روي زمين قرار دهد؛ همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد؛ و ديني را كه براي آنان پسنديد [اسلام] به سودشان مستقر خواهد ساخت و ترسشان را به ايمني و آرامش تبديل مي‏كند… .

در روايات آمده است كه اين آيه درباره حضرت مهدي عليه‏السلام نازل شده است.    (بحار الانوار، همان ج 51 ، ص 54 .)  
در آيه فوق حضرت مهدي و يارانش، كساني معرفي شده‏اند كه داراي ايماني مستحكم و اعمالي صالح هستند. مطابق آنچه در آيات و روايات آمده است، مي‏توان منتظر واقعي را داراي ويژگي‏ هاي زير دانست:
ـ صبر و تحمل و بردباري براي تحقق وعده الهي، يعني تشكيل حكومت جهاني الهي؛
ـ حزن و اندوه از دوري آن وجود مقدس و آن عدالت ‏گستر جهاني؛
ـ كسب آمادگي كامل و فراهم كردن زمينه‏ ها و امكانات لازم (به گونه ‏اي كه هرگاه از ظهور آن حضرت آگاه شد، بتواند به سرعت خود را به او برساند و كمر خدمت و فرمانبرداري بربندد)؛
ـ اميدواري كامل به تحقق ظهور حضرت؛
ـ آمادگي براي جهاد با دشمنان اسلام و دين خدا به فرمان و در ركاب امام عليه ‏السلام ؛
ـ اقتدا به آن حضرت پيش از ظهور و قيام او، با بيزاري جستن از دشمنانش، و اظهار مودت و دوستي نسبت به امامان شيعه و دوستانش    (بحار الانوار، همان، ج 52 ، باب فضل انتظار الفرج، ص 122 ـ 150.)
ـ پرهيز از ارتكاب گناه و نافرماني خداوند متعال؛
ـ و… .

شخص منتظر، با چنين حالات و روحياتي است كه هر چند زمان فرج و ظهور نزديك‏تر شود، كوشش خود را براي مبارزه با فساد و تباهي و با حفظ خود از آلودگي و گناه، بيشتر مي‏كند و با اشتياق بيشتري ظهور منجي موعود را انتظار مي‏كشد.
 
وعده وصل چون شود نزديك
 آتش عشق تيزتر گردد   ( ر.ك: پيام قرآن، همان، ج 9، ص 441 ـ 450.)    پرسش: «انتظار فرج» در روايات، به چه چيزي اشاره دارد؟

پاسخ: در برخي روايات كه از شيعه و اهل سنّت به ما رسيده، به صورت مطلق به انتظار فرج اشاره شده است؛ بدون آنكه مقيد به فرج حضرت مهدي عليه‏السلامشده باشد. از رسول خدا مي‏خوانيم: « أفضل العبادة انتظار الفرج (بحار الانوار، ج 52 ، ص 125. )  ؛ برترين عبادت، انتظار فرج است». و نيز مي‏خوانيم: «انتظار الفرج عبادة (همان، ص 122. )  ؛ انتظار فرج، عبادت است». همچنين فرمود: «افضل اعمال امّتي انتظار فرج اللّه    (همان)عز و جل؛ افضل اعمال امت من، انتظار فرج خداوند عز و جل است».    
شيخ صدوق از امام رضا عليه‏السلام نقل مي‏كند:
ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول اللّه عز و جل : « وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ » (سوره هود، آيه 93.) و « فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ » (سوره اعراف، آيه 71.)  فعليكم بالصبر.  (كمال الدين، ج 5 ، ص 645 . )      
چه نيكوست صبر و انتظار فرج، آيا نشنيد ه‏اي گفتار خداوند سبحان را كه فرمود: «شما انتظار بكشيد من هم در انتظارم» و «پس شما منتظر باشيد، من هم با شما انتظار مي‏كشم» پس بر شما باد به صبر.

مرحوم مجلسي از امام صادق عليه‏ السلام نقل مي‏كند: «  من دين الأئمه الورع و العفّة و الصلاح… و انتظار الفرج بالصبر (بحار الانوار، ج 52 ، ص 122.)   ؛ از دين ائمه، پرهيزكاري، عفت، رستگاري… و انتظار فرج به صبر است».    
در ظاهر، مراد از انتظار فرج، همان انتظار ظهور حضرت مهدي عليه‏السلام است كه در اين روايات، متعلق آن ـ يعني حضرت مهدي عليه السلام ـ به جهت وضوح، بيان نشده است؛ چون در احاديث فريقين، آن حضرت، نجات دهنده مردم از ظلم و بي‏عدالتي معرفي شده است.
شيخ صدوق رحمه ‏الله از امام صادق نقل مي‏كند: «    طوبي لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره في غيبته    (كمال الدين، ج 54 ، ص 357.)   ؛ خوشا به حال شيعيان قائم ما، كساني كه منتظر ظهور او در عصر غيبت اويند.    

اين گونه معنا كردن روايات مطلق، با نظر اهل سنّت نيز موافقت دارد؛ زيرا گرچه عموما به ولادت مهدي موعود عليه ‏السلام اعتقادي ندارند، او را منجي بشر از ظلم و بي‏عدالتي مي‏دانند و برآنند كه مستضعفان بايد او را انتظار بكشند.
همچنين، از قرائني كه مصداق احاديث مطلق را مشخص مي‏كند و بر حضرت مهدي عليه‏السلام و قيام او تطبيق مي‏دهد، «لزوم تناسب بين حكم و موضوع» است؛ زيرا انتظار فرجي كه تا اين حد مهم شمرده شده و بر آن تأكيد شده، به طور حتم، همان انتظار روز موعود است؛ از آن جهت كه وعده الهي درباره ياري ستمديدگان در سرتاسر عالم، تنها در انتظار چنين فرجي محقق مي‏شود. نيز چنين انتظاري است كه مي‏تواند از پايه‏ هاي دين به شمار آيد نه انتظار رفع هر گرفتاري‏ها؛ هر چند جزئي و با هر سبب.

حاصل آنكه هر چند تحقق فرج اعم از اين است كه با ظهور حضرت حجت عليه ‏السلام باشد، و يا قبل از آن در زمان ساير امامان عليهم‏ السلام مي‏بود ـ چنان كه در برخي روايات به آن اشاره شده است ـ در حال حاضر، تنها فرض باقي مانده، فرج ظهور امام زمان عليه ‏السلام است.

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید