پرش به محتوای اصلی
امروز: 31 شهریور 1405 | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا سروش

قبض روح

قبض روح

پرسش. چگونگي قبض روح افراد مختلف را شرح دهيد.

پاسخ: آخرين مرحله از مرحله اول معاد يعني مرگ (قيامت صغري) قال رسول اللّه (ص): «من مات فقد قامت قيامته» يعني هر كه بميرد، در واقع قيامتش برپا شده است. (بحار ج 61 ص 7)  قبض روح انسان است كه پس از آن شخص وارد مرحله بعد يعني عالم برزخ مي‏شود. در اين حال علاوه بر آنچه گذشت هول ها و مراحل متعدد ديگري وجود دارد كه در اينجا تنها به سه نكته اشاره مي‏شود: 1. كيفيت قبض روح نيكوكاران و مؤ نين و كفار و ستمگران. 2. چگونگي ظهور فرشته مرگ. 3. قابض ارواح كيست؟چگونگي قبض روح مومنين و كفار:
آنچه از قرآن و روايات استفاده مي‏شود اينست كه قبض روح نيكوكاران و مومنين با بدكاران و كفار بسيار متفاوت است. يكي از دردناك‏ترين عذابها براي گناهكار و بي‏ايمان جان دادن است. مومن با سلام و صلوات و با استقبال شايان ملائكه روبرو مي‏شود. به او خوش آمد گفته مي‏شود. جايگاهش را در بهشت به او مي‏نمايانند. به او مي‏گويند هيچ حزني نسبت به گذشته و هيچ ترسي نسبت به آينده نداشته باش. مؤمن مورد انعام خاص خداي تعالي بوده و همراه پيامبران و صديقين و شهداء و صالحين كه بهترين رفقا هستند مي‏باشد. البته اين مقام در مورد مومنين محض و نيكوكار است؛ در حاليكه اگر آنچنان كه بايد و شايد خود را تزكيه نكرده و از اعمال ناشايسته تصفيه نشده باشند، هنگام قبض روح مشكلاتي دارد.

بر عكس مومن، كافر و گناهكار با توهين و اهانت فرشتگان الهي و ضرب و شتم آنها روبرو بوده و از عذابهاي دردناك ترسانده مي‏شود. جايگاهش در جهنم به او نمايانده مي‏شود. اينها به علاوه حسرت جانكاهي كه ناشي از تفريط و كوتاهي اوست و كيفيت ظهور ملك الموت و… است عذابي بس اليم و مجازاتي بس سخت را براي كافر به وجود مي‏آورد.

اينك بعضي از آيات و روايات كه بيانگر مطلب است نقل مي‏شود:

الف. قبض روح مومن: قرآن كريم مي‏فرمايد: كساني كه به خدا ايمان آورده و مطابق ايمان خود عمل مي‏كنند و در اين راه از هيچ استقامتي دريغ نمي‏كنند؛در آخرين لحظات عمر ملائكه الهي را ملاقات مي‏كنند و اين فرشتگان بهترين مژده‏ها را به آنها مي‏دهند: «    إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلاَئِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ  الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ» (فصلت: 30) تحقيقاً آنان كه گفتند: پروردگار ما اللّه است، آنگاه در راه ايمان خود استقامت ورزيدند، ملائكه بر آنها وارد مي‏شوند و به آنها مي‏گويند: كه بعد از اين نه بر آينده بترسيد و نه بر گذشته اندوه داشته باشيد و مژده باد بر شما به همان بهشتي كه به شما وعده داده شده بود. در آيه ديگري مي‏فرمايد: «الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلاَئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلاَمٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُم تَعْمَلُونَ» (نحل: 32) (متقين) كساني هستند كه فرشتگان در حال پاكي جان آنان را مي‏گيرند و در اين حال به آنان مي‏گويند: سلام بر شما! به خاطر اعمالي كه انجام مي‏داديد داخل بهشت شويد. 

در روايات نيز قبض روح مومن و كافر به طور روشن تصوير شده است. از جمله امام جواد عليه السلام از پدرانش نقل كرده است كه به اميرالمومنين عليه السلام گفته شد: مرگ را براي ما توصيف كنيد. فرمود: «    علي الخبير سقطتم، هو احد ثلاثة امور يرد عليه: إمّا بشارة بنعيم الأبد، و إمّا بشارة بعذاب الأبد، و إمّا تحزين و تهويل و أمره مبهم لا يدري من أي الفرق هو. فأمّا ولينا المطيع لأمرنا فهو المبشر بنعيم الأبد، و أمّا عدوّنا المخالف علينا فهو المبشر بعذاب الأبد، و أمّا المبهم أمره الذي لايدري ما حاله فهو المؤن المسرف علي نفسه لا يدري ما يؤل إليه حاله، يأتيه الخبر مبهماً مخوفاً، ثم لن يسوّيه اللّه عزّوجلّ بأعدائنا. لكن يخرجه بشفاعتنا، فاعملوا و أطيعوا، لا تتّكلوا و لا تستضغروا عقوبة اللّه عزّوجلّ، فإنّ من المسرفين من لا تلحقه شفاعتنا إلّا بعد عذاب ثلاث مأة الف سنة.»   (معاني الاخبار ص 273 حديث 2.)   
    

حضرت فرمود: به انسان بسيار آگاه مراجعه كرده‏ايد، آن (مرگ) يكي از سه امر است كه بر او وارد مي‏شود: يا مژده دادن به نعمت جاودانه است و يا اطلاع دادن به عذاب جاودانه است، و يا اندوه و ترس براي شخص مي‏باشد و امرش مبهم است؛ نمي‏داند از كداميك از فرقه‏ ها (بهشتي يا جهنمي) است. اما دوست ما كه مطيع فرمان ماست، پس همان است كه به او مژده نعمت ابدي داده مي‏شود و اما دشمن ما كه مخالف ما است، كسي است كه به عذاب ابدي مژده داده مي‏شود و اما كسي كه امرش مبهم است و نمي‏داند حالش چگونه است همان مومن است كه بر خود زياده روي (گناه) كرده است. نمي‏داند بازگشت وضعش به چيست. خبر به صورت مبهم و ترسناك به او مي‏رسد. آنگاه خداي عزّوجل او را با دشمنان ما مساوي قرار نمي‏دهد. بعد از اين اندوه ‏ها و ترسها و وضعيت مبهم او سرانجام اهل نجات است. ليكن به سبب شفاعت ما او را خداوند از آتش خارج مي‏كند. بنابراين عمل صالح انجام دهيد و اطاعت خدا را كنيد و كار خود را به ديگران و شفاعت و غيره واگذار نكنيد و عقاب خداي عزّوجل را سبك نشماريد؛ زيرا شفاعت ما به بعضي از گناهكاران نمي‏رسد مگر بعد از آنكه سيصد هزار سال در عذاب باقي مي‏مانند.

اين روايت بيانگر چند نكته است:
1. از لحاظ كيفيت قبض روح، انسانها به سه دسته تقسيم مي‏شوند: مومنين محض، كفار محض، مومنين گنه كار.
2. مرگ براي دسته اول نعمت جاودانه و براي دسته دوم عذاب جاودانه و براي دسته سوم خوف و اندوه و دلهره است.
3. انسان در حال مرگ از حال خود مطلع مي‏شود.

در حديث ديگري از كيفيت قبض روح مومن با تعبير كندن لباس كثيف و آلوده به شپش و كنار زدن غل و زنجير سنگين ياد شده است. (معاني الاخبار ص 274 ح 4.)    در بعضي از روايات از مرگ مومن اين گونه ياد شده است:     قال رسول اللّه(ص): الموت ريحانه المومن. (بحار ج 82 ص 168 ج 3 و ص 179 ح 23.) و يا آمده است: قال النبي: تحفه المومن الموت.    (بحار ج 82 ص 171 ح 6. )   و يا قال اميرالمومنين(ع) افضل تحفه المومن الموت.( غرر الحكم ج 1 ص 213 فصل 8 حديث 540 .) در حديث ديگري از ابوبصير نقل شده است كه مي‏گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: جانم به قربانت آيا مومن جان دادن را ناخوش مي‏دارد؟ حضرت فرمود: نه به خدا قسم! گفتم: چگونه؟ فرمود: «انّ المومن اذا حضرته الوفاة حضر رسول اللّه(ص) و اهل بيته، أميرالمؤنين علي بن ابي طالب و فاطمه و الحسن و الحسين و جميع الائمه عليهم السلام، و لكن أكنّوا عن اسم فاطمه و يحضره جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل عليه السلام، فيقول أميرالمؤنين علي بن ابي طالب(ع) يا رسول اللّه انه كان ممن يحبنا و يتولنا، فأحبّه، قال: فيقول رسول اللّه(ص) يا جبرئيل انه كان ممن يحب علياً و ذريته فأحبه، و قال جبرئيل لميكائيل و اسرافيل (عليهما السلام) مثل ذلك، ثم يقولون جميعاً لملك الموت انّه كان يحبّ محمداً و آله و يتولّي عليّاً و ذريته فارفق به، قال: فيقول ملك الموت: و الّذي اختاركم و كرّمكم و اصطفي محمداً(ص) بالنبوّه و خصّه بالرساله لأنا أرفق به من والد رفيق، و أشفق عليه من أخ شفيق، ثمّ قام اليه فيقول: يا عبداللّه أخذت فكاك رقبتك، أخذت رهان أمانك، فيقول: نعم. فيقول الملك: فبماذا؟ فيقول: بحبّي محمّد و آله، و بولايتي علي بن أبي‏طالب(ع) و ذريته، فيقول: أمّا ما كنت تحذّر فقد آمنك اللّه منه، و اما ما كنت ترجو فقد أتاك اللّه به افتح عينيك فانظر ما عندك، قال: فيفتح عينيه فينظر اليهم واحداً واحداً، و يفتح له باب الي الجنّة فينظر اليها فيقول له: هذا ما أعدّاللّه لك، و هؤاء رفقائك أفتحبّ اللحاق بهم أو الرجوع الي الدنيا؟ قال: فقال أبو عبداللّه عليه السلام: أما رأيت شخوصه و رفع حاجبيه الي فوق من قوله لا حاجة لي الي الدنيا و لا الرجوع اليها، و يناديه منادمن بطنان العرش يسمعه و يسمع من بحضرته: يا أيتها النفس المطئنه الي محمد(ص) ووصيه والائمه من بعده؛ ارجعي الي ربك راضيه بالولايه مرضية بالثواب فادخلي في عبادي مع محمّد و اهل بيته، و ادخلي جنتي، غير مشوبة»  (بحار ج 6 ص 163 حديث 31 از باب سكرات الموت و شدائده.)  

«زماني كه لحظه مرگ انسان مؤمن فرامي‏رسد، رسول خدا(ص) و اهل بيتش، يعني اميرمومنان علي بن ابي‏طالب، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسين و همه امامان بعد از ايشان ـ كه درود و رحمت خداوند بر آنان باد ـ [بر بالين او] حاضر مي‏شوند، «ليكن به نام فاطمه تصريح نكنيد و با كنيه نام ببريد» همچنان كه جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل و عزرائيل ـ كه درود خداوند بر آنان باد ـ حاضر مي‏شوند. پس امير مومنان علي بن ابي‏طالب(ع) عرض مي‏كند: اي رسول خدا، همانا اين فرد از دوستان و ولايت‏مداران ما اهل بيت است؛ پس او را دوست بداريد. آنگاه پيامبر(ص) مي‏فرمايد: «اي جبرئيل همانا او از دوستداران علي و خاندان اوست، پس او را دوست بداريد.» آنگاه جبرئيل به ميكائيل و اسرافيل مي‏گويد: شما هم همين طور. سپس جملگي آن سه فرشته مقرّب به ملك الموت مي‏گويند: همانا او دوستدار محمد(ص) و اهل بيت او و پيرو علي و اولاد علي است. پس به او ارفاق كن (و در گرفتن جانش مدارا كن).

ملك الموت مي‏گويد: قسم به آن كه شما را برگزيد و بزرگ داشت و محمد(ص) را به پيامبري انتخاب كرد و او را به رسالت رساند و مخصوص گردانيد، من با گذشت‏تر از هر پدر با گذشتي و مهربان‏تر از هر برادر مهرباني نسبت به او خواهم بود! سپس ملك الموت به سوي محتضر مي‏رود و مي‏گويد: اي بنده خدا! آيا رقبه تو را آزاد كنم و از بردگي برهانم و گرو امانت تو را باز پس گيرم؟ محتضر مي‏گويد: بله. پس ملك الموت مي‏پرسد: براي چه؟ مي‏گويد: به خاطر محبتي كه به محمد(ص) و آل او دارم و به خاطر ولايت علي بن ابي‏طالب(ع) و اولادش.

پس عزرائيل مي‏گويد: اكنون از آنچه هراس داشتي خداوند تو را ايمني بخشيد، و به آنچه اميد داشتي خداوند آن را به تو عطا كرد. چشمانت را باز كن و آنچه را در مقابلت مي‏باشد ببين.
امام صادق(ع) فرمود: «پس چشمان خود را باز مي‏كند و پيامبر و اهل بيتش را يك به يك مشاهده مي‏كند، و دري به سوي بهشت برايش باز مي‏شود و اهل بهشت را مشاهده مي‏كند. پس خطاب مي‏رسد: اين، همان پاداشي است كه خدا براي تو قرار داده، و اين بهشتيان نيز دوستان تو هستند. آيا دوست داري به آنها ملحق شوي يا اينكه دوباره مي‏خواهي به دنيا بازگردي؟!»

سپس امام صادق(ع) فرمودند: برگشتن چشم محتضر و بالا رفتن ابرويش نشان از اين گفته و خواسته او دارد كه نيازي به دنيا و برگشتن به سوي آن ندارم. در اين هنگام منادي از درون عرش ندا مي‏كند: اي نفس مطمئن به محمد(ص) و وصي او و ائمّه بعد از او، به سوي پروردگارت بازگرد، راضي از ولايت و خشنود از اجر و ثواب! پس در ميان بندگان داخل شو و با محمد و اهل بيتش وارد بهشت من شو؛ بهشتي كه غصه و گزندي در آن نباشد.»

اما در مورد مرگ بدكاران و كفار نيز آيات و روايات فراواني وجود دارد كه اينك به بعضي موارد اشاره مي‏شود: قرآن كريم تلخي جان كندن و كيفيت قبض روح ستمكاران را اينگونه بيان مي‏فرمايد: «    … وَلَوْ تَرَي إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلاَئِكَةُ بَاسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَي اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ» (انعام: 93) (اي پيامبر) اگر ببيني ستمكاران را هنگامي كه در شدائد مرگ و تلخي جان كندن قرار مي‏گيرند، در اين هنگام فرشتگان قبض روح دستهاي خود را گشوده و به آنها مي‏گويند: جان خود را خارج سازيد كه شما امروز گرفتار عذاب و مجازات خواركننده‏اي هستيد كه نتيجه آنچه عليه خداوند بدون حق مي‏گفتيد و اينكه در مقابل آيات الهي استكبار مي‏ورزيديد، مي‏باشد.     در آيه ديگري حال گناهكاران را كه نقطه مقابل حال نيكان است اينگونه معرفي مي‏فرمايد: «    الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلاَئِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَي إِنَّ  اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُم تَعْمَلُونَ» (نحل: 28) آنان كه ملائكه قبض روح جانشان را مي‏گيرند در حاليكه به خود ستم كرده‏اند، پس در اين هنگام اظهار مي‏كنند كه تسليم شده‏اند و به دروغ مي‏گويند كار بدي انجام نمي‏داديم. آري حتماً خداوند به آنچه انجام مي‏داديد آگاه است. از اين دست و پا زدنها و عذرتراشيهاي بيهوده ميزان سختي و فشار وارد بر آنها آشكار مي‏شود. در آيه ديگري با صراحت بيشتري سخن از ضرب و شتم كافرين توسط فرشتگان مي‏رود و مي‏فرمايد: «وَلَوْ تَرَي إِذْ يَتَوَفَّي  الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلاَئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ  وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ  ذلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ  أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ» (انفال: 50 و 51) (اي پيامبر) اگر ببيني حال كافران را هنگامي كه فرشتگان جان آنها را مي‏گيرند در اين حال به صورتها و پشتهاي آنان مي‏زنند و به آنها مي‏گويند: عذاب آتش را بچشيد؛ اين عذاب به خاطر اعمالي است كه به دست خود از پيش فرستاده‏ايد و خداوند به بندگان هيچ ظلمي روا نمي‏دارد. از اين آيه چند نكته فهميده مي‏شود:    

1. شدت و تلخي قبض روح كفار.
2. فرشتگان سرسختي بر اينان گمارده شده ‏اند كه با سختي و خشونت با آنها برخورد مي‏كنند.
3. فرشتگان مذكور ـ چنانكه از روايات برمي‏آيد ـ دو دسته هستند: فرشتگان آخرت كه به صورت كفار مي‏زنند؛ چون عمل شايسته‏اي براي آنها نمي‏بينند و گويي از آنها مي‏پرسند با كدام عمل مي‏خواهيد به اين عالم پا گذاريد؟ و فرشتگان دنيا كه به پشت كفار مي‏زنند و از آنها مي‏خواهند كه زودتر دنيا را از لوث وجود خود پاك سازند.

4. شروع عذاب از هنگام مرگ، كه البته اين عذاب، عقوبت برزخي است. در روايات نيز گوشه‏ هايي از اين عذاب قبض روح تصوير شده است. از جمله:     قال أبوعبداللّه عليه السلام: إنّ أميرالمؤنين عليه السلام اشتكي عينه فعاده النبي(ص) … فقال: «يا علي! إنّ ملك الموت إذا نزل لقبض روح الكافر نزل معه سفّود من النار، فينزع روحه به فتصيح جهنم، فاستوي علي عليه السلام جالساً، فقال: يا رسول اللّه، أعد علي حديثك فلقد أنساني وجعي ما قلت، ثم قال: هل يصيب ذلك أحداً من اُمتك؟ قال: نعم، حاكم جائر، و آكل مال اليتيم ظلماً، و شاهد زور»    (كافي ج 3 ص 253 باب النوادر من الجنائز حديث 10.)    امام صادق عليه السلام فرمود: اميرالمومنين عليه السلام دچار چشم درد شديدي شد. پيامبر(ص) به عيادت او رفتند. آنگاه پيامبر(ص) فرمود: اي علي! ملك الموت هنگامي كه براي قبض روح كافر فرود آيد، در حالي فرود مي‏آيد كه همراه خود سيخي آتشين دارد. پس به وسيله آن سيخ آتشين آنچنان جان او را مي‏گيرد كه جهنم فرياد و صيحه مي‏زند (آنقدر قبض روح او سخت است كه جهنم صيحه مي‏كشد.) در اين هنگام علي عليه السلام صاف نشست و عرض كرد: يا رسول اللّه! سخنت را دوباره برايم بازگو بفرما؛ زيرا آنچه فرمودي باعث شد درد خود را فراموش كنم. سپس گفت: آيا اين عذاب سخت به كسي از امت تو نيز مي‏رسد؟ پيامبر فرمود: بلي، حاكم ستمگر، و خورنده مال يتيم به ستم، و گواه دروغين.    

در حديثي ديگر اين مطلب به صورت مجسم و در عمل تصوير شده است، كه آن نيز بيانگر شدت عذاب كافر و فاجر است.قال ابراهيم الخليل عليه السلام لملك الموت: هل تستطيع أن تريني صورتك التي تقبض فيها روح الفاجر؟ قال: لا تطيق ذلك، قال: بلي، قال: فأعرض عنّي؛ فأعرض عنه ثمّ التفت، فإذا هو برجل أسود، قائم الشعر، منتن الريح، أسود الثياب، يخرج من فيه و مناخره لهيب النار و الدخان؛ فغشي علي ابراهيم ثم أفاق، فقال: لو لم يلق الفاجر عند موته إلّا صوره وجهك لكان حسبه.    (بحار ج 6 ص 144 حديث 12 و كافي ج 3 ص 256.)   ابراهيم خليل عليه السلام به ملك الموت گفت: آيا مي‏تواني چهره‏اي را كه هنگام قبض روح فاجر با آن حاضر مي‏شوي به من نشان دهي؟ گفت: تاب مشاهده آن چهره را نداري. ابراهيم گفت: چرا مي‏توانم تحمل كنم. ملك الموت گفت: رويت را از من برگردان! حضرت روي برگرداند و سپس متوجه ملك الموت شد؛ ناگاه انسان سياهي را با موهاي سيخ و برخاسته مشاهده كرد كه بسيار بدبو و با لباسهاي سياه بود. از دهان و سوراخهاي بيني او شعله آتش و دود بيرون مي‏آمد. ابراهيم(ع) با مشاهده آن صحنه بيهوش شد. سپس به هوش آمد و گفت: اگر فاجر هنگام مرگش به جز مشاهده چهره تو هيچ عقوبتي نداشته باشد، همين عذاب دردناك برايش كافي خواهد بود.
    
يكي از تلخ‏ترين عذابها براي كافر و معاند هنگام مرگ، حسرت و ندامتي است كه دامنگير او مي‏شود. در اينجا ترجمه حديثي را كه بيانگر اين مطلب است نقل كنيم. در بحار از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هنگام قبض روح افراد معاند، فرشته مرگ در زشت‏ترين و ترسناك‏ترين چهره‏ها بر آنان ظاهر مي‏شود و شيطانهاي سركشي كه اينان را وسوسه مي‏كردند آنها را احاطه مي‏كنند. ملك الموت به او مي‏گويد: اي نفس پليد كه به خدا كافر شدي و نبوت پيامبر و امامت علي و جانشينان او را انكار كرده‏اي، لعنت و غضب الهي بر تو باد! آنگاه مي‏گويد: اينك به بالاي سرت بنگر. در اين هنگام حضرت رسول اكرم و اميرالمومنين و سايرائمه عليهم السلام را بر تختهايي در مقابل عرش الهي مي‏بيند. بهشتهاي الهي را مي‏نگرد كه درهاي آنها گشوده است و كاخها و درجات و منزلتهايي را كه در فكر و آرزوي احدي نگنجد مشاهده مي‏كند. آنگاه ملك الموت مي‏گويد: اگر تو با اولياء خدا دوست بودي، اكنون روحت به سوي آنان عروج مي‏كرد و جايگاهت در آن بهشت بود و در آنجا منزل تو و اولياء و همسايگان و نزديكان تو بود. سپس ملك الموت حجاب دوزخ را كنار مي‏زند و او در آن، انواع بلاها و عذابها و بدبختي را مشاهده مي‏كند و به او گفته مي‏شود: اينجا منزل و جايگاه تو است. آنگاه شيطانهايي كه او را اغوا و گمراه مي‏كردند و او از آنها اطاعت مي‏كرد، در حاليكه به زنجيرها و غلها كشيده شده ‏اند براي او مجسم مي‏شوند و اينگونه در نهايت حسرت و ندامت و سختي جان مي‏دهد.»    (بحار ج 6 ص 19 به نقل از جهان‏بيني 3 تربيت معلم.)

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید