پرش به محتوای اصلی
امروز: 29 شهریور 1405 | کانال‌های رسمی: بله ایتا روبیکا

برهان صدیقین لمی است یا انی؟ 3

برهان صدیقین لمی است یا انی؟ 3

چون برهان از امور ذهنى تشكیل مى شود چیزى كه به ذهن مى آید، مانند مفهوم و ماهیت ذاتا برهان پذیر است و چیزى كه به ذهن نمى آید، مانند حقیقت وجود، ذاتا برهان پذیر نیست، مگر از راه سرایت مفهوم به مصداق. پس ادله اى كه براى اثبات احكام وجود مانند اصالت، بساطت، تشكیك و… اقامه مى شود، همه از قبیل برهان بالعرض است، نه برهان بالذات و این مطلب اختصاص به واجب ندارد، چون هر چیزى كه حد ندارد، برهان هم ندارد. همین مطلب، خود دلیل بر آن است كه حقیقت هستى و نیز واجب الوجود كه هستى صرف است، برهان ندارد. چون موجود یا واجب است و یا ممكن و غیر از واجب هر موجودى داراى علت است. پس غیر از واجب هر موجودى را مى توان با برهان مطلق كه همان برهان لم است، اثبات نمود، ولى واجب را نمى توان با برهان اثبات كرد، اما مى توان او را با شبیه برهان از جهت افاده یقین اثبات نمود.

راه اثبات واجب الوجود، منحصر به فرد نیست. متكلمین با حدوث اجسام و اعراض بر وجود خالق استدلال مى كنند. حكماى طبیعى از طریق وجود حركت بر محرك و با امتناع اتصال محركهاى بى نهایت بر وجود محرك اول استدلال مى كنند، اما حكماى الهى با نظر، در خود وجود و این كه موجود یا واجب است و یا ممكن، بر وجود واجب استدلال مى كنند.

برهان صدیقین انى است یا لمى؟

از نظر ابن سینا اقامه برهان لمى براى اثبات وجود بارى تعالى امرى ناممكن است، چون برهان لمى افاده یقین از راه علت بر معلول است و حال آن كه بارى تعالى علت ندارد. او در این باره مى گوید: «انا اثبتنا الواجب الوجود لا من جهة افعاله و لا من جهة حركته فلم یكن القیاس دلیلا و لا ایضا كان برهانا محضا فالاول تعالى لیس علیه برهان محض، لأنه لا سبب له، بل كان قیاسا شبیها بالبرهان، لأنه استدلال من حال الوجود أنه یقتضى واجبا و أن ذلك الواجب یجب أن یكون» ما واجب الوجود را نه از روى افعالش و نه از روى حركت ثابت كردیم. پس قیاس ما دلیل (برهان ان از راه معلول به علت) نیست، البته برهان محض (لم) هم نیست. چون بر بارى تعالى برهان لمى نداریم، بلكه راه، قیاسى شبیه به برهان بود، چون از حال وجود استدلال كردیم بر این كه مقتضى است واجبى باشد و این كه این واجب چگونه باید باشد.

ملاصدرا نیز پس از تقریر برهان شیخ مى فرماید: «… و الحق أن الواجب لابرهان علیه بالذات بل بالعرض و هناك برهان شبیه باللمى» حقیقت امر این است كه واجب الوجود ذاتا برهان پذیر نیست، زیرا واجب، علت ندارد، بلكه بالعرض برهان مى پذیرد (زیرا از لوازم عام وجود به او پى مى بریم) ما در این جا برهانى شبیه لمى داریم، چون از خود واجب به او پى مى بریم. این برهان در افاده یقین شبیه لم است، نه خود لم. دلیل هم نمى باشد، چون مفید یقین است.

علامه طباطبایى در این باره مى فرمایند: «و هو برهان انى یسلك فیه من لازم من لوازم الوجود الى لازم آخر.» این برهان شیخ از آن قسم برهانى انى است كه در آن از یك لازم وجودى به لازمى دیگر سلوك مى شود، كه البته مفید یقین است. ایشان در ادامه بحث مى فرمایند: «ان برهان الان لا ینحصر فیما یسلك فیه من المعلول الى العلة و هو لا یفید الیقین، بل ربما یسلك فیه من بعض اللوازم العامة التى للموجودات المطلقة الى بعض آخر و هو یفید الیقین… و قد سلك فى البرهان السابق من حال لازمة لمفهوم موجود ما و هو مساوق للموجود من حیث هو موجود الى حال لازمة اخرى له…» مى فرمایند: بله آن قسم از برهان انى كه در آن از معلول به علت سلوك مى شود، مفید یقین نیست، اما آنجا كه از لوازم عام موجود، به لازمى دیگر سلوك مى شود، مفید یقین است. در برهان شیخ هم از لازمه وجود امكانى به احتیاج به غیر، سلوك كرده ایم.

* * *

منبع :

مجله >نامه مفيد>شماره 30 ، اثبات وجود خدا از منظر ابن سينا، اقدس يزدى، منابع: ابن سينا، برهان شفاء، ترجمه و شرح محمدتقى مصباح يزدى، ج 1

کتاب نبوت شهید مطهری، صفحه 63

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید