پرش به محتوای اصلی
امروز: 24 شهریور 1405 | کانال‌های رسمی: بله ایتا روبیکا

دیباچه حجاب

دیباچه حجاب

يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ[1] 

اي فرزند آدم، براي شما لباسي فرو فرستاديم كه اندام شما را مي‎پوشاند و مايه‎ي زينت شماست و لباس تقوا بهترين است. اين از آيات خداست؛ باشد كه متذكر شده، پند گيرند. اي فرزندان آدم، مبادا شيطان شما را فريب دهد، چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد. پوشش از تن آنان بركند و قبايح آنان را در نظرشان پديدار نمود؛ همانا كه شيطان و بستگانش شما را مي‎بينند، در صورتي كه شما آنها را نمي‎بينيد. ما شيطان را دوست‎دار آنان كه ايمان نمي‎آورند، قرار داديم.
پيشينهي حجاب و پوشش انسان به اندازهي تاريخ آفرينش اوست. پوشش و لباس هر انساني پرچم كشور وجود اوست. پرچمي كه او بر در خانهي وجودش نصب كرده است و با آن اعلام مي‎دارد كه از كدام فرهنگ تبعيت مي‎كند؛ هم‎چنان كه هر ملتي با وفاداري و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هويّت ملي خويش ابراز مي‎كند؛ هر انساني كه به يك سلسله ارزش‎ها و بينش‎ها معتقد و دل‎بسته است، لباس متناسب با آن ارزش‎ها و بينش‎ها را از تن به در نخواهد كرد.[2] حجاب و پوشش بارزترين نشانهي فرهنگي و نماد ملي است كه به سرعت تحت تأثير ساير پديده‎هاي فرهنگي قرار مي‎گيرد.
هر نوع دگرگوني در ساختار فرهنگي و اجتماعي، با تغيير در پوشش مردم مشخص مي‎گردد؛ چنان كه استيلاي فرهنگي و سلطه‎پذيري نيز، در اولين مرحله، از طريق تغيير در پوشش مردم چهره مي‎نمايد.
چون استعمار و استكبار نتوانست انقلاب اسلامي ايران را از راه نظامي مهار نمايد، اكنون با تغيير تاكتيك و روش، تلاش مي‎كند از طريق فرهنگي، آن را دچار استحاله و تغيير هويت نمايد. يكي از روش‎هاي استكبار براي نفوذ فرهنگي، تشكيك و القاي شبهه در مباني ديني مردم است كه طي چند سال اخير شتاب بيشتري گرفته است.[3]
به اعتقاد ما چون دشمن به فرهنگ ما هجوم آورده است، بايد به جهاد فرهنگي با آن برخيزيم؛ و جهاد فرهنگي، سربازانِ جان بركفِ جبههي فرهنگ و انديشهي ديني را به حضور در خط مقدم اين جهاد مقدس فرا مي‎خواند؛ از اين رو، نگارنده با توجه به توانايي خود تلاش نموده تا در اين جهاد فرهنگي شركت نمايد.
چون طرح نوشتار حاضر به صورت پاسخگويي به پرسش‎ها و شبهات است؛ لذا مناسب است نخست به تفاوت «پرسش» و «شبهه» اشاره ‎گردد.
تفاوت ماهوي و اصلي پرسش و شبهه اين است كه معمولاً پرسش به قصد يافتن حق و حقيقت و با نيت صادقانه صورت مي‎گيرد، ولي تشكيك و شبهه به قصد گم كردن حق و حقيقت و با نيت غير صادقانه صورت مي‎گيرد؛ از اين رو عقل ‎و نقل، پرسش از افراد صاحب‎نظر و شايسته را مي‎ستايد و به آن توصيه مي‎كند؛ چنان كه قرآن مجيد ميفرمايد:  
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛[4] اگر نمي‎دانيد از اهل ذكر (علما و دانشمندان) سؤال كنيد.
همچنين پيامبر اكرم(ص) در روايتي فرموده‎اند:
العلم خزائن و مفاتيحه السؤال فاسئلوا رحمكم الله فأنه يوجر اربعة السائل و المتكلم و المستمع و المحب لهم؛[5] علم گنجينه‎هايي است و پرسش، كليدهاي آن؛ پس بپرسيد آنچه را نمي‎دانيد، تا مشمول رحمت خدا قرار گيريد. همانا چهار گروه در ضمن يك پرسش اجر و ثواب دارند: پرسش كننده، پاسخ دهنده، شنونده و دوستدار آنها.
 در مقابل پرسش‎گري به جا و شايسته، كه به آن توصيه شده است، عقل و نقل، آلوده شدن به شبهات و وقوع در آنها را امري مذموم و ناپسند مي‎دانند؛  همان‎گونه كه انسان از آلودگي جسمي دوري مي‎جويد، بايد از شبهات آلوده كنندهي روح و روان نيز اجتناب نمايد:
اياك و الوقوع في الشبهات؛[6] بر حذر باش از قرار گرفتن در شبهه‎ها.
نه تنها انسان  از وقوع در شبهه منع شده است، بلكه پس از وقوع در شبهات و آلودگي ذهن و دين، انسان به شبههزدايي و پاكسازي مكلف شده است:
نزّهوا اديانكم عن الشبهات وصونوا انفسكم عن مواقف الريب الموبقات[7]؛ دين خود را از شبهه‎ها پاك و خالص كنيد و خودتان را از مكان‎هاي شبهه‎خيز و هلاك كننده حفظ كنيد.
ارسله بالدين المشهور… ازاحةً للشبهات؛[8] اميرمؤمنان امام علي(ع) يكي از اهداف و رسالتهاي ديني پيامبر‎اكرم(ص) را از بين بردن شبهات ذكر كرده است.
در حديثي درباره‎ي وجه تسميه و علّت نام‎گذاري شبهه آمده است:
انمّا سمّيت الشبهةُ شبهةً لانّها تُشبّهُ الحق؛[9] شبهه را به اين علت شبهه مي‎گويند كه حق نيست، ولي به حق شباهت دارد.
شبهه باطلي حق‎نماست كه تناسبات جزئي و مقطعي در آن رعايت شده است؛ به گونه‎اي كه جلوهي تناسبات فرعي، چشم افراد داراي آگاهي اندك را خيره نموده، باعث مي‎شود آن را حق بدانند؛ ولي به دليل عدم رعايت تناسبات اصلي و محوري در حوزهي باطل قرار دارد. ميزان تأثير شبهه به مقدار هماهنگي دروني و بيروني آن بستگي دارد؛ هر چه شبهه به مرز حق نزديك‎تر باشد،  شمار بيشتري را گرفتار مي‎كند و باعث اشتباه ديگران و در دام افتادن آنان مي‎گردد.[10]
در سالهاي اخير، روند شبهات دربارهي حجاب شدت يافته است. براي تصديق اين مدعا كافي است به مقالات مطبوعاتي و نمايههاي آن مراجعه گردد. مطرح كردن شبهات فراوان در زمينهي حجاب برتر به همراه عوامل ديگر؛ مانند ضعف اعتقاد و عدم شناخت كافي از حجاب اسلامي و ضرورت آن و… موجب افت روند استفاده از مصاديق حجاب برتر در جامعه شده است، كه نتيجهي اتخاذ روش تخريبي بعضي مطبوعات، رواج پوششهاي نامناسب، مانند لباس‎هاي نازك، كوتاه و رنگين در بين دختران و زنان جوان  در مقابل نامحرمان است؛ چون يكي از عوامل مهم سلامت روحي و رواني جامعهي اسلامي، روي آوردن بانوان به مصاديق حجاب برتر است؛ لذا سعي نگارنده، پاسخ‎گويي به شبهات مهم دربارهي حجاب برتر است. سنگ بناي تمام مطالب طرح شده در نوشتار حاضر، اين است كه پوشش انسان، خصوصاً بانوان، داراي حداقل و حداكثر است؛ و از مجموع آموزه‎هاي اسلامي به روشني استفاده مي‎شود كه اسلام مشوق و طرفدار حجاب و پوشش حداكثر براي زنان و دختران در مقابل نامحرمان است.
ادعاي فوق با استناد به آيات و روايات، و حجاب و پوشش بيش‎تر و برتر فاطمهي زهرا(س) به راحتي اثبات ميشود. قرآن كريم مي‎فرمايد:
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛[11] و زنان سالخورده كه از ولادت و عادت باز نشستهاند و اميد ازدواج و نكاح ندارند بر آنان باكي نيست، اگر اظهار تجملات و زينت خود نكنند كه جامه‎هاي رويي خود نزد نامحرمان از تن برگيرند و اگر باز هم عفّت و تقواي بيشتر گزينند، بر آنان بهتر است.
در آيهي فوق خداوند نخست به زنان سالمند اجازه داده است در مقابل نامحرم، بعضي لباس‎هاي رويي و بيروني ـ كه در روايت معتبر به جلباب (چادر) تفسير شده است ـ[12] را از خود برگيرند؛ ولي در آخر آيه مي‎‎فرمايد: حتي اگر زنان پير نيز در مقابل نامحرم، چادر خويش را بر زمين نگذارند و عفت ورزند، براي آنان بهتر است؛ بنابراين، از آيهي مذكور به روشني مطلوبيت حجاب و پوشش بيشتر، حتي براي زنان سالمند استفاده مي‎شود، تا چه رسد به زنان و دختران جوان، كه احتمال تعرض افراد لاابالي و فاسد نسبت به آنان بيشتر است، و به طريق اولي مطلوبيت حجاب و پوشش بيش‎تر براي آنان اثبات مي‎گردد.
علاوه بر اين، در روايتي از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است:  
يا ايها الناس اتخذوا السراويلات فأنها من استر ثيابكم و حصّنوا بها نسائكم اذا خرجن؛[13] اي مردم از شلوارها براي پوشش استفاده كنيد؛ زيرا از پوشانندهترين لباسها هستند و زنان خود را هنگامي كه از منزل خارج ميشوند از طريق استفاده از شلوار حفظ كنيد.
در روايت فوق عبارت «استرثيابكم و حصنّوا بها نسائكم اذا خرجن» به خوبي دلالت بر مطلوبيت پوشش كامل زنان در خارج از منزل مي‎نمايد.
علاوه بر اين، اميرمؤمنان امام علي(ع) در روايتي، حجاب و پوشش كامل  زنان را باعث حفظ عفت و پاكي آنان ‎دانسته‎اند:
«ان شدة الحجاب ابقي عليهن».[14]
همچنين قرآن كريم، استفاده از شكل‎هاي حجاب داراي پوشش بهتر و بيشتر، مثل خمار[15] (مقنعه) و جلباب[16] (چادر) را توصيه نموده است. فاطمهي زهرا(س) نيز هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد، براي دفاع از فدك، از همين حجاب‎هاي قرآني استفاده كرده‎اند.[17]
آنچه ذكر شد، شواهد و قراين مستحكم و روشني است كه مطلوبيت حجاب و پوشش اكثر و بيش‎تر را براي بانوان و دختران جوان اثبات مي‎نمايد.[18] با توجه به برخورداري حجاب و پوشش از مقدار حداقلي و حداكثري و  مطلوبيت حجاب و پوشش اكثري، خصوصاً براي زنان و دختران جوان آشكار خواهد شد كه دفاع از پوشش‎هايي، مانند لباس ضخيم، بلند و داراي رنگ سنگين، مقنعه، چادر مشكي و غيره در نوشته‎ي حاضر، به اين دليل است كه اين گونه لباس‎ها و حجاب‎ها، مصاديق و نمونه‎هاي حجاب و پوشش بيشتر و بهتر براي بانوان و دختران جوان در مقابل نامحرم به شمار مي‎آيند.
همان خداوندي كه براي مصون ماندن جسم از ورود ميكروب‎ها در اعضاي بدن انسان، حجاب‎ها و حفاظ‎هاي طبيعي، مانند پوست بدن، پلك چشم، و… قرار داده است، به عنوان طبيب روحاني، براي جلوگيري از آلودگي روح و روان انسان به گناه، و حفظ پاكي آن، حجاب‎ها و حفاظ‎هايي را به شكل دستورهاي الهي و انجام واجبات و ترك محرمات قرار داده است.
در روايتي از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است:
يا عبادالله انتم كالمرضي و رب العالمين كالطبيب فصلاح المرضي فيما يعلم الطبيب و يداوي به لا فيما يشتهيه المريض و يقترحه الا فسلِّمو لله امره تكونوا من الفائزين؛[19] اي بندگان خدا، شما همانند انسان‎هاي بيمار، و پروردگار جهان همانند طبيب است، پس خير و صلاح انسان‎هاي مريض در گوش دادن به علم و تدبير طبيب است، نه پيروي از تمايلات و هواهاي نفساني و آنچه پيشنهاد ميكند؛ متوجه و تسليم دستور خدا باشيد تا از رستگاران قرار گيريد.
تسليم شدن در مقابل دستورهاي خداوند به وجود آورنده‎ي حفاظ و لباس تقواست كه بهترين لباس و پوشش دروني است:
وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ[20]
و بدون ترديد، لزوم حجاب و پوشش، يكي از مهمترين واجبات الهي براي زنان و تأمين كنندهي عفت و تقواي آنان است. تقوا در فرهنگ اسلامي يك حجاب و مانع دروني و باطني در مقابل گناه است كه آثار آن در رفتار ظاهري و بيروني تجلي مي‎يابد. تقوا والاترين ارزش اسلامي و ملاك سنجش ارزش انسان‎ها نسبت به يكديگر است:
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ[21]
چون تقوا داراي درجات و مراتب مختلف است، قرآن انسان‎ها را به كسب مراتب و درجات بالاتر آن تشويق نموده است:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ.[22]
اگر تقوا را داراي سه درجهي «حداقل»، «حد وسط» و «حداكثر» بدانيم، از دو واژهي «اكرم» و «اتقي» در آيهي فوق، كه افعل تفضيلاند، به روشني استفاده مي‎شود كه در فرهنگ اسلامي، تحصيل حداكثر تقوا مطلوب است؛ بنابراين، نمي‎توان به حد متوسط تقوا  راضي شد و افراط و زياده‎روي در آن را مذموم دانست؛ زيرا براي رشد و تعالي، كه به وسيلهي تقوا حاصل مي‎گردد و هدف خلقت انسان است، نمي‎توان حد و مرزي را تعيين نمود؛ در نتيجه حجاب و پوشش زنان نيز از جمله اموري است كه حداكثر آن مطلوب و راجح است؛ زيرا حجاب و پوشش نقش مهمي در ايجاد عفاف و تقوا دارد.
پس از توضيحات فوق كه به منزلهي شالوده و سنگ بناي فصل‎هاي نوشته حاضر ميباشد شايسته است توضيح مختصري دربارهي ويژگي‎هاي اين اثر ارائه گردد
__________
ويژگي‎هاي نوشتار حاضر
1. براي پاسخگويي به شبهات، از روش پرسش و پاسخ كه در قرآن نيز فراوان به كار رفته،[23] استفاده شده است.
2. تاكنون دربارهي پاسخگويي به شبهات و سؤالات حجاب، كتابهاي بسيار خوبي، مانند كتاب ارزشمند مسئلهي حجاب استاد مطهري، نگاشته شده است؛ ولي چون گذشت زمان باعث ميشود كه دربارهي مسائل مختلف و از جمله مباني ديني حجاب، پرسش‎ها و شبهات جديدي مطرح گردد؛ از اين رو،  در اين اثر پرسشها و شبهات جديد حجاب مورد توجه قرار گرفته است. براي دستيابي به پرسش‎ها و شبهات نو، علاوه بر مراجعه به روزنامه‎ها و مجلات، كه معمولاً منعكس‎كنندهي شبهات جديد و روزمره هستند، به كتابهايي كه به نحوي پاسخ شبهات حجاب را مطرح كرده‎اند نيز مراجعه شده است، تا از ذكر مطالب تكراري پيشگيري شود.
3. علاوه بر شبهه‎ها، بعضاً پرسش‎هاي مهم و متناسب نيز مطرح و پاسخ گفته شده است؛ البته با توجه به تفاوت ماهوي ذكر شده براي پرسش و شبهه، موارد آن دو به گونه‎اي متمايز شده‎اند.
4. احتمالات مختلف هر پرسش و شبهه، تا حد مقدور، كالبد شكافي شده و پاسخ هر يك از آنها بيان گشته است، تا اولاً در ذهن مخاطب ابهامي نسبت به پرسش و شبهه‎ي طرح شده باقي نماند؛ و ثانياً باعث افزايش دقت علمي و موشكافي مخاطبان و افزايش توان پاسخگويي آنها در مواجهه با پرسشها و شبهه‎هاي ديگر گردد.
5. تمام شبهات، با ذكر مشخصات و سند و مدرك طرح شده است، تا براي افرادي كه به دنبال كشف حقيقت‎اند، ولي ترديد دارند كه بعضي از مطبوعات در هجوم فرهنگي غرب، پايگاه دشمن قرار گرفته‎اند نيز آشكار گردد كه چگونه امروز عده‎اي از طريق فرهنگي و با سلاح قلم و ابزار مطبوعات، مقاله و كتاب، قلب و ذهن پاك جوانان اين مرز و بوم را با روش تبليغات القايي منفي مورد هدف قرار مي‎دهند و تلاش مي‎كنند تا از طريق غذاي روحي و فكري مسموم، مباني فكري و عقيدتي آنها را متزلزل نمايند.
6. علاوه بر استفاده از تحليل‎هاي عقلي، از ادلهي نقلي و آيات و روايات نيز فراوان استفاده شده است، تا هم  كارآمدي و لزوم هماهنگي عقل و نقل در پاسخگويي به شبهه‎ها، به طور عملي براي مخاطبان ترسيم شود، و هم جوانان عزيز از معارف نشأت گرفته از دو چشمهي جوشان قرآن و حديث، به طور گسترده سيراب شوند.
7. به دليل ارتباط مباحث حجاب و پوشش با مباحث روانشناسي رنگها و روانشناسي لباس و تفاوت‎هاي روانشناختي زن و مرد، سعي شده با استفاده از برخي منابع مربوط، نادرستي عمل بعضي از مطبوعات شبههافكن كه قصد دارند  با دادن آب و رنگ علمي به بعضي از شبهات، حجاب برتر را مخدوش كنند روشن گردد.
8. چون بخش زيادي از شبهات حجاب در سالهاي اخير، مربوط به مصاديق حجاب برتر، مثل مقنعه، چادر و مخصوصاً چادر مشكي بوده است، از اين رو طبيعي است كه قسمت فراواني از مطالب اين كتاب، به ويژه فصلهاي دوّم، سوم و پنجم در دفاع از مصاديق حجاب برتر، مثل مقنعه، چادر و چادر مشكي و اثبات مطلوبيت و برتري اينگونه حجابها با ادلهي عقلي و نقلي فراوان باشد.
9. يكي از يافتههاي پژوهشي جديد اين اثر، بحث از همگرايي و مشابهتهاي بسيار نزديك چادر مشكي با جلباب قرآني است. نگارنده در ضمن تحقيق و پژوهش دربارهي جلباب قرآني، به قراين و شواهد متعددي دست يافته است كه حاكي از شباهتهاي بسيار نزديك چادر مشكي و جلباب قرآني است.
10. سطح مطالب كتاب به گونهاي است كه دانشآموزان دختر مقاطع راهنمايي و دبيرستان ميتوانند از آن استفاده كنند.
در پايان يادآور ميشوم؛ چنانچه اين نوشتار تأثير مطلوبي در مخاطبان داشته باشد به بركت همراهي آن با كلمات نوراني قرآن و احاديث اهلبيت(ع) است و اگر تأثير نامطلوبي داشته باشد به خاطر ضعف علمي نگارنده است؛ چون طبيعي است كه آثار علمي افراد عادي غير معصوم، كم و بيش داراي اشكالات و نواقصي است؛ بنابراين، از خوانندگان ارجمند تقاضا دارم ما را از لطف خود محروم ننمايند و اشكالات و نواقص اين اثر را متذكر شوند، تا در چاپهاي بعدي مورد توجه و استفاده قرار گيرد.
 
 
حجت‎الاسلام حسين مهدي‎زاده

________________________________________________[1] . سوره‎ي اعراف (7)، آيه‎ي 26 ـ 27.
[2] . غلامعلي حداد عادل، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، ص 40.
[3] . براي آگاهي از افزايش حجم كمي و كيفي شبهات در چند سال اخير ر.ك: آزادي يا توطئه، (نگاهي به كارنامهي مطبوعات شبهه افكن).
[4] .  سورهي نحل(16)، آيهي 43.
[5] . محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج 4، ص 330. واژه سؤال.
[6] . آمدي، غرر الحكم و درر الكلم، ص 72، ح 1082.
[7] . همان، ص 73، ح 1085.
[8] . نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، خطبهي دوم، ص 46.
[9] . آمدي، همان، ص 72، ح 1083.
[10] . علي اكبر نصرتي، سحر شبهه، ماهنامهي اطلاع رساني مبلغان، شمارهي 3، مهر ماه 1377، ضميمهي بصائر، ويژهي خبرگان سوم، ص 149.
[11] . سورهي توبه (9)، آيهي 60.
[12] . عن ابي عبد الله عليه السلام قال: القواعد من النساء ليس عليهن جناح ان يضعن ثيابهن. قال: تضع الجلباب وحده. حر عاملي، وسائل‎الشيعه، ج 14، ابواب مقدمات نكاح، باب 110، حكم القواعد من النساء، ص 147، حديث 3. دربارهي مفهوم جلباب و همگرايي و شباهت بسيار نزديك آن با چادر در فصل دوم به طور استدلالي بحث خواهد شد.
[13]. محمدي ريشهري، ميزانالحكمه، ج 2، ص 259، واژهي حجاب.
[14] . نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، نامهي 31.
[15] . سورهي نور (24)، آيه‎ي 31. (وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ).
[16] . سورهي احزاب (33)، آيهي 59. (يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ).
[17] . طبرسي، الاحتجاج، ج1، ص97 – 98. (لاثت خمارها علي رأسها واشتملت بجلبابها).
[18] . علاوه بر ادله‎ي مذكور، در لابلاي اثر حاضر با شواهد و قراين زيادي كه اثبات كننده‎ي مطلوبيت حجاب و پوشش بيش‎تر براي بانوان در مقابل نامحرم است آشنا خواهيد شد.
[19]. محمدتقي فلسفي، جوان از نظر عقل و احساسات،  ج1، ص 313، به نقل از مجموعهي ورّام، ج2، ص 117.
[20] . سورهي اعراف (7)، آيهي 26.
[21] . سورهي حجرات (49)، آيهي 13.
[22] . سورهي آل عمران (3)، آيهي 102.
__

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید