پرش به محتوای اصلی
امروز: 28 شهریور 1405 | کانال‌های رسمی: بله ایتا روبیکا

وهّابيت و خداشناسي

وهّابيت و خداشناسي

يکي از مسايلي که ابن تيميه بنيان گذار فکري وهّابيت، به نشر آن همّت گماشت اعتقاد به جسمانيت خداوند متعال و اثبات لوازم جسمانيت مانند: قرار گرفتن بر روي کرسي، خنديدن، راه رفتن و مانند اين‏ها براي حقّ تعالي بود.
ابن تيميه گفته است:
وليس في کتاب اللّه ولا سنّه رسوله ولا قول أحد من سلف الأمّه وأئمّتها أنّه ليس بجسم وأنّ صفاته ليست أجساما وأعراضا؟! فنفي المعاني الثابته بالشرع والعقل بنفي ألفاظ لم‏ينف معناها شرع ولا عقل، جهل وضلال(?)؛ در کتاب خدا و سنّت رسول اکرم [ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ] و هم‏چنين در گفتار سلف امّت (صحابه) و پيشوايان ديني نيامده که خداوند جسم نيست و صفات او از جسمانيت و عَرَض بودن منزّه است. انکار يک معنايي که شرع و عقل آن را نفي نکرده، يک نوع ناداني و گمراهي است.
او در ادامه مي‏گويد:
والکلام في وصف اللّه بالجسم نفيا وإثباتا بدعه، لم يقل أحد من سلف الأمّه وأئمتها إنّ اللّه ليس بجسم، کما لم يقولوا إنّ اللّه جسم(?)؛ نفي و اثبات جسمانيت خداوند متعال بدعت است و کسي از بزرگان گذشته نگفته است که خداوند جسم نيست، همان‏گونه که گفته نشده او جسم است.
در جاي ديگر مي‏گويد:
فإسم المشبّهه ليس له ذکر بذمّ، في الکتاب والسنّه ولاکلام أحد من الصحابه والتابعين(?)؛ در قرآن و روايات، مذمتي از مشبهه به ميان نيامده و سخني هم از صحابه و تابعين در اين باره نقل نشده است.?. هيئت عالي افتاي سعودي و جسمانيت خداوند تعالي:
هيئت عالي افتاي سعودي در پاسخ به پرسش درباره جسمانيت خداوند تعالي نوشته است:
ونظرا إلي أنّ التجسيم لم يرد في النصوص نفيه ولا إثباته فلا يجوز للمسلم نفيه ولا إثباته؛ لأنّ الصفات توقيفيه(?)؛ با توجّه به اين که درباره جسمانيت خداوند نفيا و اثباتا در روايات گفت‏وگو نشده است، بنابراين، نبايد سخني گفته شود؛ چون صفات خداوند توقيفي(?) است.?. خداي وهّابيت مي‏خندد:
ابن تيميه در رساله عقيده الحمويه مي‏نويسد: خداوند مي‏خندد و روز قيامت در حال خنده بر بندگان خود تجلّي مي‏کند (?).?. خداي وهّابيت از عرش به زير مي‏آيد:
ابن تيميه مي‏گويد: خداوند هر شب هر گونه‏اي که بخواهد به آسمان دنيا فرود مي‏آيد و مي‏گويد: آيا کسي هست که مرا بخواند تا اجابتش کنم و طالب مغفرتي هست که او را ببخشم … ؟ خدا اين کار را تا طلوع فجر انجام مي‏دهد.
وي پس از نقل مطلب بالا مي‏نويسد:
فمن أنکر النزول أو تأوّل فهو مبتدع ضالّ(?)؛ هر کس فرود آمدن خدا را به آسمان دنيا انکار يا توجيه کند، بدعت‏گذار و گمراه است.
ابن بطوطه در سفرنامه خود مي‏نويسد:
ابن تيميه در مسجد جامع دمشق که من حضور داشتم، بر بالاي منبر گفت: إنّ اللّه ينزل إلي السماء الدنيا کنزولي هذا؛ خداوند به آسمان دنيا فرود مي‏آيد، هم‏چنان که من از پلّه‏هاي اين منبر فرود مي‏آيم، سپس يک پلّه پايين آمد.
ابن الزهراء، از فقهاي مالکي اعتراض کرد و اظهارات وي را به اطّلاع ملک ناصر رساند، وي دستور داد تا او را زنداني کردند و در زندان از دنيا رفت(?).?. خداي وهّابيت با چشم قابل رؤيت است:
ابن تيميه در کتاب منهاج السنّه که ردّي بر کتاب منهاج الکرامه علاّمه حلّي است، مي‏نويسد:
در اين که خداوند در قيامت با چشم قابل رؤيت هست، گفتار سلف و پيشوايان امّت اسلامي و جمهور مسلمانان از مذاهب چهارگانه مي‏باشد و علماي حديث، احاديث متواتر در اين زمينه از پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نقل کرده‏اند(?).?. خداي وهّابيت نمي‏تواند همه جا باشد:
از هيئت عالي افتاي سعودي پرسيده شده: از نظر شرعي حکم کسي که معتقد است که خداوند همه‏جا وجود دارد چيست؟ و چگونه مي‏شود به او پاسخ داد؟ هيئت عالي پاسخ داده:
عقيده اهل سنّت اين است که خداوند بالاي عرش قرار گرفته و در درون جهان نيست؛ بلکه خارج از اين عالم مي‏باشد.
و دليل بر علوّ خداوند و بالا بودن او از مخلوقات، همان نزول قرآن از طرف اوست و مسلّم است که نزول همواره از بالا به پايين صورت مي‏گيرد، همان گونه که در قرآن نيز آمده است: «وَأَنزَلْنَآ إِلَيکَ الْکِتَـبَ بِالْحَقِّ …»(??)؛ ما قرآن را به سوي تو به حقّ نازل نموديم. تا آن جا که مي‏نويسند:
رسول گرامي [ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ] از کنيزي که مي‏خواست او را آزاد نمايد، پرسيد: خداوند کجاست؟ پاسخ داد: در آسمان‏هاست. حضرت پرسيد: من چه کسي هستم؟ پاسخ داد: پيامبر خدا.
آن‏گاه حضرت به صاحب آن کنيز فرمود: او شخص باايماني است و مي‏تواني وي را در راه خدا آزاد نمايي.
و هم‏چنين رسول اکرم [ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ] فرمود: من امين کسي هستم که در آسمان‏هاست و اخبار آسمان هر صبح و شب به اطّلاع من مي‏رسد.آن گاه هيئت عالي افتاي سعودي مي نويسد:
من اعتقد أنّ اللّه في کلّ مکان فهو من الحلوليه، ويردّ عليه بماتقدّم من الأدلّه علي أنّ اللّه في جهه العلوّ، وأنّه مستو علي عرشه، بائن من خلقه، فإن انقاد لما دلّ عليه الکتاب والسنّه والإجماع، وإلاّ فهو کافر مرتدّ عن الإسلام؛ هر کس معتقد باشد که خداوند همه جا هست، قائل به حلول و دخول خداوند در درون عالم شده، بايد به چنين فردي با دليل ثابت کرد که خداوند بر بالاي عرش قرار دارد و خارج از جهان مي‏باشد و اگر نپذيرفت، او کافر و مرتدّ و خارج از اسلام است(??).?. خداي وهّابيت مي‏تواند بر روي پشه قرار گيرد:
ابن تيميه مي‏گويد:
ولو قد شاء لاستقرّ علي ظهر بعوضه فاستقلّت به بقدرته ولطف ربوبيته فکيف علي عرش عظيم(??)؛ اگر خداوند بخواهد با قدرت خويش مي‏تواند بر پشت يک پشه‏اي هم قرار گيرد، پس چگونه نتواند بر روي عرش استقرار بيابد؟?. خداي وهّابيت نوجوان و مو فرفري است:
ابو يعلي از ابن عبّاس نقل کرده که پيامبر گرامي [ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ] فرمود:
رأيت ربّي عزّ وجلّ، شابّ أمرد جعد قطط، عليه حليه حمراء؛ خداوند را به صورت نوجواني ديدم که هنوز موي صورتش در نيامده، سرش پرمو، پيچ پيچ (فرفري) و داراي زيور و آلات سرخ بود.
ابو يعلي در کتاب ديگرش گفته:
ابوزرعه دمشقي اين روايت را صحيح شمرده … و احمد بن حنبل گفته: هذا حديث رواه الکبّر عن الکبّر، عن الصحابه عن النبي [ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ] ، فمن شک في ذلک أو في شي‏ء¨ منه فهو جهمي لا تقبل شهادته ولا يسلّم عليه، ولا يعاد في مرضه(??)؛ اين حديث را بزرگان از بزرگان از صحابه روايت کرده‏اند و هر کس در صحّت اين روايت شک نمايد او جهمي و شهادت او پذيرفته نيست، به او نبايد سلام داد و به هنگام بيماري از وي نبايد عيادت کرد.?. خداي وهّابيت مبتلا به درد چشم مي‏شود:
شهرستاني متوفّاي ???، بعد از نقل خرافات مشبهه مي‏نويسد:
وزادوا في الأخبار أکاذيب وضعوها ونسبوها إلي النبي ـ عليه الصلاه والسلام ـ وأکثرها مقتبسه من اليهود فإن التشبيه فيهم طباع حتّي قالوا: اشتکت عيناه فعادته الملائکه وبکي علي طوفان نوح حتّي رمدت عيناه(??)؛ مشبهه احاديث دروغين ساخته و به پيامبر اکرم، عليه الصلاه والسلام، نسبت داده‏اند و اکثر اين روايات ساختگي برگرفته از يهود مي‏باشد، زيرا تشبيه، اساس آيين يهود است تا جايي که گفته‏اند: چشمان خداوند ـ تبارک وتعالي ـ به درد آمد و ملائکه به عيادت او رفتند و خداوند بر طوفان نوح که باعث نابودي انسان‏ها شد، به قدري گريه کرد که چشمانش به درد آمد و تار گرديد.
??. خداي وهّابيت با پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مصافحه مي‏کند:
بنا به نقل شهرستاني، مشبهه از پبامبر گرامي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نقل مي‏کنند که فرمود:
لقيني ربّي فصافحني وکافحني ووضع يده بين کتفي حتّي وجدت برد أنامله(??)؛ با خداوند ملاقات کردم و او با من مصافحه کرد و به من بوسه داد و دستش را ميان شانه‏هايم نهاد و من سردي انگشتان خدا را احساس کردم.??. خداي وهّابيت غير از ريش و عورت، همه چيز دارد:
ابو بکر ابن عربي مي‏گويد:
فردي که مورد وثوق من بود نقل کرد که ابويعلي (امام و پيشواي ابن تيميه) مي‏گويد: إذا ذکر اللّه تعالي وما ورد من هذه الظواهر في صفاته، يقول: ألزموني ماشئتم فإنّي ألتزمه، إلاّ اللحيه والعوره(??)؛ نسبت به آن‏چه که در صفات حقّ گفته مي‏شود، از قول من نقل کنيد و هر عضوي را جز ريش و عورت، ملتزم مي‏شوم.??. پيامبر وهّابيت در کنار خداي آنان جلوس مي‏کند:
ابن قيم شاگرد ابن تيميه مي‏نويسد:
إنّ اللّه يجلس علي العرش، ويجلس بجنبه سيدنا محمّد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله وهذا هو المقام المحمود(??)؛ خداوند بر روي عرش مي‏نشيند و رسول اکرم [ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ] نيز در کنار او جلوس مي‏کند و اين همان مقام محمود و شايسته‏اي است که قرآن وعده داده است.??. خداي وهّابيت چهار انگشت بزرگ‏تر از عرش است:
ابن عربي در تفسير آيه شريفه «الرَّحْمَنُ عَلَي الْعَرْشِ اسْتَوَي(??)» مي‏گويد:
«إنّه جالس عليه، متّصل به، وأنّه أکبر بأربع أصابع، إذ لايصحّ أن يکون أصغر منه، لأنّه العظيم، ولا يکون مثله لأنّه «لَيسَ کَمِثْلِهِ شَي‏ءٌ »(??) فهو أکبر من العرش بأربع أصابع؛ خداوند بر روي عرش مي‏نشيند و چهار انگشت از عرش بزرگ‏تر (پهن‏تر) مي‏باشد؛ زيرا خداوند عظيم است و نمي‏شود که با عرش يک‏سان باشد و از اين روي، چهار انگشت از عرش بزرگ‏تر مي‏باشد(??). طبري در تفسير خود در ذيل آيه شريفه «وَسِعَ کُرْسِيهُ السَّمَوَاتِ وَالاْءَرْضَ(??)» از عبد اللّه بن خليفه از رسول اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نقل کرده که فرمود: وإنّه ليقعد عليه فما يفضّل منه مقدار أربع أصابع، ثمّ قال بأصابعه(??)؛ خداوند بر روي کرسي مي‏نشيند و از هر طرف به مقدار
چهار انگشت از کرسي پهن‏تر مي‏باشد، آن‏گاه حضرت فرمود: به مقدار چهار انگشت خداوند.
ديلمي از عبد اللّه عمر نقل کرده که مي‏گويد:
إنّ اللّه عزّ وجل ملأ عرشه يفضّل منه کما يدور العرش أربعه أصابع بأصابع الرحمن عزّوجل(??)؛ خداوند، عرش خود را پُر مي‏کند به‏طوري که از هر طرف، چهار انگشت به اندازه انگشت خداوند، بيشتر مي‏آيد.??. کرسي در اثر سنگيني خداي وهّابيت ناله مي‏کند:
سيوطي با سندهاي مختلف از عمر نقل مي‏کند که گفت:
زني خدمت رسول اکرم [صلي‏الله‏عليه‏و‏آله] رسيد و گفت: دعا کن خداوند مرا وارد بهشت سازد، رسول گرامي [صلي‏الله‏عليه‏و‏آله] خدا را به عظمت ياد کرد و فرمود: «إنّ کرسيه وسع السماوات والأرض، وإنّ له أطيطا کأطيط الرحل الجديد إذا رکب من ثقله(??)؛ کرسي خداوند، سراسر آسمان و زمين را فرا گرفته است و هنگامي که خداوند بر روي کرسي قرار مي‏گيرد، در اثر سنگيني، از کرسي ناله‏اي همانند ناله شتر بچه خارج مي‏شود.
و هيثمي در کتاب مجمع الزوائد اين روايت را صحيح دانسته است(??).??. خداي وهّابيت دوان دوان راه مي‏رود:
از هيأت عالي افتاي سعودي پرسيدند: «هل للّه صفه الهروله؟؛ آيا خداوند متصف به صفت هروله (دوان دوان رفتن) مي‏باشد؟» پاسخ دادند:
نعم! صفه الهروله علي نحو ما جاء في الحديث القدسي الشريف علي ما يليق به قال تعالي: إذا تقرّب إلي العبد شبرا تقرّبت إليه ذراعا، و إذا تقرّب إلي ذراعا تقرّبت منه باعا ، وإذا أتاني ماشيا أتيته هروله؛ رواه البخاري ومسلم(??)؛ آري، صفت هروله (دوان دوان رفتن) خدا در حديث قدسي که بخاري و مسلم نقل کرده‏اند آمده که خداوند فرموده: اگر بنده‏اي يک وجب به من نزديک شود، من يک ذراع (نيم متر) به او نزديک خواهم شد و اگر او يک ذراع به طرف من بيايد، من به قدر فاصله انگشتان دو دست که به صورت افقي باز شود (بيش از يک متر و نيم) به او نزديک خواهم شد، اگر او قدم زنان به طرف من بيايد، من دوان دوان به طرف او خواهم رفت.
پي نوشت:
(?) التأسيس في ردّ أساس التقديس، ج ?، ص ???.
(?) الفتاوي، ج ?، ص ???.
(?) بيان تلبيس الجهميه في تأسيس بدعهم الکلاميه، ج ?، ص ???.
(?) فتاوي اللجنه الدائمه للبحوث العلميه والإفتاء، ج ?، ص ???.
(?) يعني فقط آن‏چه را که در روايات و آيات آمده، مي‏شود به زبان آورد.
(?) مجموعه الرسائل الکبري، رساله يازدهم، ص ???.
(?) همان.
(?) رحله ابن بطوطه، ص ???.
(?) «أمّا إثبات روءيه اللّه تعالي بالأبصار في الآخره فهو قول سلف الأمّه وأئمّتها وجماهير المسلمين من أهل المذاهب الأربعه وغيرها وقد تواترت فيه الأحاديث عن النبي [ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم [ عند علماء الحديث،» منهاج السنّه ج? ص???.
(??) مائده (?) آيه ??.
(??) فتاوي اللجنه الدائمه للبحوث العلميه والإفتاء، ج ?، ص ??? و ???.
(??) التأسيس في ردّ أساس التقديس، ج ?، ص ??? .
(??) طبقات الحنابله، ج ?، ص ??، ح ?? و أبو يعلي، إبطال التأويلات، ج ?، ص ???.
(??) ملل ونحل، ج ?، ص ???.
(??) الملل والنحل، ج ?، ص ???.
(??) العواصم من القواصم، ص ???؛ الطبعه الحديثه، ج ?، ص ??? و دفع شبه التشبيه بأکف التنزيه، ص ?? و ??? (حاشيه).
(??) بدائع الفوائد، ج ?، ص ??.
(??) طه (??) آيه ?.
(??) شوري (??) آيه ??. «هيچ چيز همانند او نيست».
(??) العواصم من القواصم، ص ???.
(??) بقره (?) آيه ???.
(??) جامع البيان، ج ?، ص ??.
(??) فردوس الأخبار، ج ?، ص ???.
(??) قال السيوطي: وأخرج عبد بن حميد وابن أبي عاصم في السنه والبزار وأبو يعلي وابن جرير وأبو الشيخ والطبراني وابن مردويه والضياء المقدسي في المختاره عن عمر، «أنّ إمرأه أتت النبي [ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ] فقالت: أدع اللّه أن يدخلني الجنّه، فعظمّ الرب تبارک وتعالي وقال : «إنّ کرسيه وسع السماوات والأرض، وإنّ له أطيطا کأطيط الرحل الجديد إذا رکب من ثقله». درّ المنثور، ج ?، ص ???.
(??) هيثمي مي‏گويد: «رواه البزار ورجاله رجال الصحيح». مجمع الزوائد، ج ?، ص ??.
و در جاي ديگر مي‏گويد: «رواه أبو يعلي في الکبير ورجاله رجال الصحيح غير عبد اللّه بن خليفه الهمذاني وهو ثقه». مجمع الزوائد، ج ??، ص ???.
(??) فتاوي اللجنه الدائمه للبحوث والإفتاء، ج ?، ص ???، فتواي شماره ????.

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید