درسرزمينهاى اسلامى خشكسالى رخ داد. بلال حبشى به همراه عدهاى از صحابه، سرقبر پيامبر اكرمصلّى اللّه عليه و آله آمد وخطاب به آن حضرت چنين گفت:
«يا رسول اللّه استسقِ لأمّتك… فإنّهم قد هلكوا…» 1
¬ اى رسول خدا! از خداوند تبارك وتعالى براى امّتت باران رحمت درخواست كن؛ بدرستى كه آنها در آستانه نابودى واقع شدهاند».
مسائلى چون شفاعت، توسل، واسطه قرار دادن اهلبيت اطهارعليهم السّلام و برآورده شدن حاجتها، صورت منطقى و قابل دفاع برهانى دارد. زيرا اين كار به دستور خداوند متعال باتوجه به منزلت ومقامىكه حضرات معصومينعليهم السّلام دارند، انجام مىگيرد. به عنوان مثال دليل بر صحت اين ادعا آن است كه در زيارت حضرت ولىّ عصرعليه السلام تصريح شده كه واسطه قرارگرفتن آن حضرت در برآورده شدن نيازمنديها، به خاطر جايگاه والايى است كه آن حضرت در پيشگاه خداوند دارند.
«فقد توجّهت إليك بحاجتي لعلمي أنّ لك عند اللّه شفاعةً مقبولةً ومقاما محمودا» 2
¬ به اين خاطر براى بر آورده شدن حاجتم به تو روى آوردم كه مىدانستم در پيشگاه خداوند متعال از چنان منزلتى بر خوردارى كه شفاعت تو قبول مىشود».
از دقّت در مفاد و مضمون اين گونه از تعابير كه در ادعيه و روايات به نمونههاى زيادى از آنها بر مىخوريم، شبهاتى كه در زمينه مسأله توسّل -كه از طرف افراد كنجكاو ولى كم اطلاع، يا مغرضان آگاه-، در طول تاريخ مطرح شده است برطرف مىگردد. چرا كه بر طبق رهنمودهاى موجود در منابع اصيل اسلامى، قدرت تصرّف انبياء الهى واهل بيت عصمتعليهم السّلام در امور تكوينى عالم، در طول اراده وقدرت خداوند متعال است كه به اذن واراده او انجام مىگيرد و گرنه هرگز از يك نفر عالِم عاقل شنيده نشده است كه بگويد: قدرت آنها در عرض ويا در مقابل اراده خداوند قرار دارد.
بر اين اساس است كه در قرآن كريم، آنجا كه درباره ثبوت ولايت تكوينى براى حضرت عيسىعليه السلام سخن گفته مىشود؛ تعبير اين است كه آن حضرت با اذن واراده خداوند بود كه توانست كور مادرزاد را بينا، و مردهاى را زنده نمايد:
…أنِّي أخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرَا بِإذْنِ اللّهِ وَأُبْرِئُ الأكْمَهَ والأبْرَصَ وَأُحْيِ الْمَوْتَى بِإذْنِ اللّه… 3
…¬ من از گل چيزى به شكل پرنده مىسازم سپس در آن مىدمم و به فرمان خدا پرندهاى مىگردد و به اذن خدا كور مادر زاد و مبتلايان به برص (پيسى) را بهبود مىبخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مىكنم…»
بنابراين، اقتدار فوق العاده تصرّف در شئون هستى، كه در عرف عامه مردم از آن به برخوردارى از توان انجام دادن كرامات و قدرت ارائه معجزات تعبير مىشود در حقيقت يك نعمت بزرگ خدا دادى است كه در نتيجه سير كمالات روحى و تحصيل اعلاى از قرب الهى به افرادى خاصّ از انسانها اعطا مىشود، و آنها به بركت همان نعمت الهى مىتوانند در جهان هستى تصرّفات فوق العادهاى بنمايند، و اين صفت كمالى از نظر ضعف و قوّت داراى مراتبى است كه در اثر ميزان قرب و بُعد و مقدار سير معنوى در افراد مختلف فرق مىكند.
نتيجه آن كه اعتقاد به برخوردارى ائمه اطهارعليهم السّلام از چنين موهبتى، نه شرك است ونه سبب انكار قدرت واراده مطلقه خداوند مىشود.
وقتى اصل مسأله توسّل به اهلبيتعليهم السّلام صورت قابل توجيه منطقى و برهانى پيدا كرد، مطلب بعدى اين است كه توسّلات به چه شكل و يا شيوهاى بايد انجام گيرند؟
در اين باره باتوجه به شرايط مختلف كه پيش مىآيد دستور العملهاى متفاوتى از ائمه اطهارعليهم السّلام نقل شده است كه از جمله آنها شيوه عريضهنويسى است. در اينجا با هدف آشنائى بيشتر با كمّ و كيف اين كار، نخست نمونههايى از عريضههاى موجود در كتابهاى مفصّل روايت و ادعيه، ارائه گرديده، سپس تعدادى از حكايتهاى موجود در اين زمينه كه مشتمل بر اطلاعات كاملترى هستند جهت استفاده بيشتر علاقمندان به همراه توضيحات لازم تقديم خواهد شد.
دستور نوشتن عريضه
همانطور كه گفته شد در مآخذ ومنابع معتبر روايى و كتب ادعيه، به گونههاى مختلفى از عريضهنويسى بر مىخوريم؛ بعضى از اين عرايض خطاب به ذات پاك پروردگار عالم وبرخى ديگر خطاب به يكى از ائمه اطهارعليهم السّلام است، توضيح آن كه گاهى به جهت برآورده شدن حاجت به مقام معصومعليه السلام در پيشگاه خداوند توسل مىشود و گاهى از خود معصومعليه السلام درخواست مىگردد بواسطه قدرتى كه خداوند به او اعطا كرده است حاجت شخص را برآورده نمايد، در اينجا نمونههايى از اين عرايض جهت آشنايى بيشتر علاقمندان ذكر مىشود:
عريضه امام صادق عليه السلام :
در تحفة الزائر نقل شده است كه امام صادقعليه السلام فرمودند: هرگاه كسى حاجت ودرخواستى ازخداوند متعال داشت ويا از موضوعى در هراس بود، آن را به اين ترتيب كه بيان مىشود بر روى كاغذى بنويسد:
«بسم اللّه الرحمن الرحيم اللّهم إنّي أتوجه إليك بأحبِّ الأسماءِ إليك وأعظمها لديك وأتقرب وأتوسل إليك بمن أوجبت حقّه عليك بمحمّدٍ وعلي وفاطمة والحسن والحسين وعلي بن الحسين ومحمد بن علي وجعفر بن محمد وموسى بن جعفر وعلي بن موسى ومحمد بن علي وعلي بن محمد والحسن بن علي والحجّة المنتظر صلوات اللّه عليهم أجمعين، اكفني كذا وكذا…»
«به نام خداوند بخشنده مهربان، پروردگارا! من با شفيع قرار دادن محبوبترين اسماء و بزرگترين آنها در پيشگاه تو، رو به سوى تو مىآورم و به وسيله كسانى كه رعات حقّ و احترامشان را بر خودت لازم دانستهاى به درگاهت تقرّب جسته و به حضرتت توسل پيدا مىكنم؛ به حق محمّدصلّى اللّه عليه و آله و علىعليه السلام و فاطمهعليها السلام و حسن و حسين و علىبن الحسين و محمّدبن على و جعفربن محمّد وموسىبن جعفر و علىبن موسى ومحمّدبن على و علىبن محمّد و حسنبن علىعليهم السّلام و به حق حجت منتظر (كه درود تو بر همه اين بزرگواران باد) حاجت مرا كه عبارت از… است برآورده ساز.
سپس آن نوشته را در آب جارى يا در چاهى بيندازد انشاء اللّه خداوند متعال حاجت و درخواست او را بر مىآورد». 4
عريضه به امام زمانعليه السلام :
الف – مرحوم محدّث قمى در كتاب منتهى الآمال به نقل از تحفة الزائر علامه مجلسى ومفاتيح النجاة سبزوارى مىنويسد: هركس حاجتى دارد، آنچه را كه ذكر مىشود در يك قطعه كاغذى بنويسد ودر ضريح يكى از ائمهعليه السلام بيندازد، يا كاغذ را ببندد ومهر كند وخاك پاكى را گِل سازد، وآن را در ميان گِل بگذارد ودر نهر يا چاه آب يا بركهاى بيندازد، با اين نيت كه انشاء اللّه به خدمت حضرت صاحب الزمان صلوات اللّه وسلامه عليه برسد، و آن بزرگوار عهدهدار برآورده شدن حاجت وى مىشود؛ عريضه اينچنين نوشته مىشود:
«بسم اللّه الرحمن الرحيم»
«كتبت يا مولاى صلوات اللّه عليك مستغيثا وشكوتُ ما نزل بي مستجيرا باللّه عزّوجلّ ثمّ بِك من أمرٍ قد دهمني واشغلَ قلبي وأطال فكري وسلبني بعض لُبّي وغيّر خطير نعمة اللّه عندي واسلمني عند تخيّل وروده الخليل وتبرء منّي عند ترائي إقباله إليّ الحميم وعجزتْ عن دفاعه حيلتي وخانني في تحمله صبري وقوّتي فلجأت فيه إليك وتوكلت في المسألةِ للّه جلّ ثناؤه عليه وعليك في دفاعه عنّي علما بمكانك من اللّه ربّ العالمين، وليّ التدبير ومالك الاُمور واثقا بك في المسارعة في الشفاعة إليه جلّ ثنائه في امري متيقّنا لإجابته تبارك وتعالى إياك باعطائي سؤلي وأنت يامولاي جدير بتحقيق ظنّي وتصديق أملي فيك في أمر كذا وكذا (وبه جاى كذا وكذا حاجات خود را ذكر نمايد) فيما لا طاقة لي بحمله ولاصبر لي عليه وان كنت مستحقا له ولاضعافه بقبيح افعالي وتفريطي في الواجبات التي للّه عزّوجلّ فأغثني يامولاي صلوات اللّه عليك عند اللّهف وقدّم المسألة للّه عزّوجلّ في أمري قبل حلول التلف وشماتة الأعداء فبك بسطت النعمة عليّ وأسئل اللّه جلّ جلاله لي نصرا عزيزا وفتحا قريبا فيه بلوغ الآمال وخير المبادي وخواتيم الأعمال والأمن من المخاوفِ كلّها في كل حال إنّه جلّ ثنائه لما يشاء فعّال وهو حسبي ونعم الوكيل في المبدء والمآل».
آنگاه در كنار نهر يا چاه يا بركه آب بايستد ويكى از وكلاى آن حضرت در دوره غيبت صغرى را در نظر بياورد (عثمان بن سعيد عمروى، يا پسر او محمد بن عثمان، ياحسين بن روح يا على بن محمد سمرى) و با نام او را بخواند:
«يا فلان بن فلان – مثلا عثمان بن سعيد سپس اين چنين ادامه دهد:- سلام عليك أشهد أنّ وفاتك في سبيل اللّه وأنّك حيٌّ عند اللّه مرزوق وقد خاطبتك في حياتك التي لك عند اللّه عزّوجلّ وهذه رقعتي وحاجتي الى مولانا عليه السلام فسلّمها إليه وأنت الثقة الأمين».
سپس نوشته را در همان نهر يا چاه يا بركه آب بيندازد، انشاء اللّه حاجت او برآورده خواهد شد.5
ب – و همچنين در اين زمينه مرحوم محدّث نورى در كتاب نجم الثاقب عريضهاى را خطاب به امام زمانعليه السلام از كتاب سعادات به اين صورت نقل كرده است.
«بسم اللّه الرحمن الرحيم»
توسّلت إليك يا أبا القاسم محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب النبأ العظيم والصراط المستقيم وعصمة اللاجين بأمّك سيّدة نساء العالمين وبآبائك الطاهرين وبامّهاتك الطاهرات، بي-س والقرآن الحكيم والجبروت العظيم وحقيقة الإيمان ونور النور وكتاب مسطور ان تكون سفيري إلى اللّه تعالى في الحاجة… (بعد حاجت خود را مىنويسد) و اين نوشته را در مقدارى گِل پاك گذاشته و آن را در آب جارى مىاندازد و در همان حال يكى از نواب اربعه را صدا كرده مىگويد: يا عثمان بن سعيد ويا محمد بن عثمانو… اوصلا قصّتي الى صاحب الزمان صلوات اللّه عليه6
ج – در كتاب دعاى بحارالانوار مرحوم علامه مجلسى، عريضه ديگرى از كتاب مصباح شيخ ابوجعفر طوسى؛ با اين عبارت آمده است:
بسم اللّه الرحمن الرحيم
«الى اللّه سبحانه وتقدّست اسماؤه، ربّ الأرباب وقاصم الجبابرة العظام، عالم الغيب، كاشف الضرّ، الذي سبق في علمه ما كان وما يكون، من عبده الذليل المسكين، الذي انقطعت به الاسباب، طال عليه العذاب، وهجرة الأهل، وباينه الصدّيق الحميم، فبقى مرتهنا بذنبه، قد أوبقه جرمه، وطلب النجاة فلم يجد ملجأً ولا ملتجأً غير القادر على حلّ العقد ومؤبّد الأبد، ففزعي إليه واعتمادي عليه ولا لجأ ولا ملتجأ إلاّ إليه.
اللّهم إنّي أسألك بعلمك الماضي، وبنورك العظيم، وبوجهك الكريم، وبحجّتك البالغة أن تصلّي على محمد وعلى آل محمّد وان تأخذ بيدي وتجعلني ممن تقبل دعوته وتقيل عثرته وتكشف كربته وتزيل ترحته، وتجعل له من امره فرجا ومخرجا وتردّ عنّي بأس هذا الظالم الغاشم وبأس الناس ياربّ الملائكة والناس، حسبي أنت وكفى من أنت حسبه، يا كاشف الاُمور العظام فإنّه لاحول ولاقوّة إلاّ بك». 7 متن اين استغاثه به درگاه خداوند تبارك وتعالى را به همراه عريضهاى كه خطاب به حضرت امام زمانعليه السلام با اين عبارات نقل شده است:
بسم اللّه الرحمن الرحيم
«توسلت بحجة اللّه الخلف الصالح، محمّد بن الحسن بن علي بن محمّد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب النبأ العظيم والصراط المستقيم والحبل المتين عصمة الملجأ وقسيم الجنة والنّار أتوسّل إليك بآبائك الطاهرين الخيّرين المنتجبين واُمّهاتك الطاهرات الباقيات الصالحات الذين ذكرهم اللّه في كتابه فقال عزّ من قائل الباقيات الصالحات وبجدّك رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وخليله وحبيبه وخيرته من خلقه أن تكون وسيلتي الى اللّه عزّوجلّ في كشف ضُرّي وحلّ عقدي وفرّج حسرتي وكشف بليّتي وتنفيس نزحتي وبكهيعص وبيس والقرآن الحكيم وبالكلمة الطيّبة وبمجاري القرآن وبمستقر الرحمة وبجبروت العظمة وباللوح المحفوظ وبحقيقة الإيمان وقوام البرهان وبنور النور وبمعدن النور والحجاب المستور والبيت المعمور وبالسبع المثاني والقرآن العظيم وفرائض الاحكام والمكلّم بالعبرانيّ والمترجم باليوناني والمناجي السرياني وما دار في الخطرات وما لم يحط به لالظّنون من علمك المخزون وبسترك المصون والتوراة والانجيل والزبور ياذا الجلال والاكرام صلّ على محمد وآله وخذ بيدي وفرج عنّي بأنوارك واقسامك وكلماتك البالغة إنّك جواد كريم وحسبنا اللّه ونعم الوكيل ولاحول ولاقوّة إلاّ باللّه العليّ العظيم وصلواته وسلامه على صفوته من ربيّته محمّد وذرّيته».
و آنگاه رقعه استغاثه را با بوى خوش معطر مىسازد و در ميان رقعه، عريضه امام زمانعليه السلام را قرار داده و هر دو را در داخل گِل پاك مىگذارد. سپس دو ركعت نماز مىخواند و بعد، آن را به درون چاه آب يا نهر جارى مىاندازد و بهتر است كه اين كار در شب جمعه انجام گيرد. ضمنا وقتى كه عريضه را در چاه يا نهر آب انداخت بلافاصله اين دعا را بخواند:
«اللّهم إنّي اسألك بالقدرة التي لحظت بها البحر العجاج فأزبد وهاج ورماج وكان كالليل الداجّ طوعا لأمرك وخوفا من سطوتك فانتق اُجاجه وابتلق منهاحه وسجت جزائره وقدست جواهره تناديك حيتانه باختلاف لغاتها الهنا وسيدنا ما الذي نزل بنا وما الذي حلّ ببحرنا فقلت لها اسكني سأسكنك مليّا واجاور بكِ عبدا زكيّا فسكن وسبّح و وعد بضمائر المنح فلمّا نزل به ابن متّى بما ألمّ الظنون فلمّا صار في فيها سبّح في امعائها فبكت الجبال عليه تلهّفا واشفقت عليه الأرض تأسّفا فيونس في جوفه كموسى في تابوته لأمرك طائع ولوجهك ساجد خاضع فلمّا أحببت أن تقيه القيته بشاطىء البحر شلوا لاتنظر عيناه ولاتبطش يداه ولاتركض رجلاه وانبتّ منّةً منك عليه شجرةٌ من يقطين وأجريت له فراتا من معين فلمّا استغفر وتاب خرقت له الى الجنة بابا إنّك أنت الوهاب. وتذكر الائمة واحدا واحدا. [5] سپس همه اسامى دوازده امامعليهم السّلام رإ ذكر مىكند.
عريضه نويسي
سيد صادق سيد نژاد
انتشارات مسجد مقدس جمكران
1 مدرك پيشين، ص 253
2 بحار الانوار، ج 101ص 374
3 سوره آل عمران، آيه 49
5 مصاحبهاى درباره خرافه و نيرنگ، ص.18
5 در بين عربها اين تعبير بسيار رايج است.
6 ورام بن ابي فراس صاحب كتاب تنبيه الخواطر _ كه به آن مجموعه ورام هم مي گويند مىگويند _ يكى از فقها مشهور است به گفته ميرزا حسين نوري در نجم الثاقب نسب وي با چنيدين واسطه به مالك اشتر (رحمه الله ) مي رسد
7 عبقرى الحسان، چاپ رحلى، ج 2ص 190سطر 4
عریضه 3