پرش به محتوای اصلی
امروز: 28 شهریور 1405 | کانال‌های رسمی: بله ایتا روبیکا

سخن گفتن خداوند در قیامت

سخن گفتن خداوند در قیامت

پرسش: منظور از نگاه و نظر كردن و سخن گفتن خداوند در قيامت چيست؟

پاسخ: رؤيت و ديدن حق تعالي با چشم سر به هيچ وجه امكان ندارد؛ همان‏گونه كه قرآن مي‏فرمايد:

لا تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ اَلْأَبْصارَ وَ هُوَ اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ. چون چشم انسان اجسامي را كه داراي مقدار و رنگ و ماده هستند مي‏بيند، نه بيش از آن را و خداوند متعال چون شرايط جسم را ندارد با اين چشم هرگز ديده نخواهد شد؛ بلكه خداوند با چشم دل ديده مي‏شود كه حضرت صادق(ع) مي‏فرمايد:

ان الرؤية علي وجهين روية القلب و رؤيةالبصر و خدا با چشم دل مشاهده مي‏شود، نه با چشم سر. مراد از قلب همان نفس و حقيقت انسان است؛ يعني، همان‏طور كه انسان با ديدن اشيا به وجود آنها اطمينان قلبي پيدا مي‏كند، اگر به وجود چيزي هم اطمينان و يقين قلبي پيدا كرد، به معناي آن است كه آن شي‏ء را ديده است؛ مثلاً اگر به مطلبي يقين پيدا كند مي‏گويد من چنين مي‏بينم و يا مي‏گويد من خودم را چنين مي‏بينم كه اينها همه دلالت بر يقين و اطمينان قلبي دارد. ازاين‏رو در روز قيامت چون خدا براي همه به صورت يقين ظهور مي‏كند و كسي كوچك‏ترين شكي نسبت به وجود حق پيدا نمي‏كند، از اين يقين قلبي تعبير به رؤيت حق مي‏شود و شهيد هم كه به وجه اللَّه نظر مي‏كند؛ يعني، به غير از حق توجهي به كسي ندارد و تمام توجه او به خداوند است. اما راجع به كلام حق گفتني است كه پيامبر اكرم(ص) مي‏فرمايند: وقتي كه خداوند متعال با موسي(ع) در كوه طور سخن گفت، موسي سؤال كرد آيا نحوه تكلم شما چنين است كه با من سخن گفتي؟ خداوند فرمودند: يا موسي! من به قوت و نيروي ده‏هزار زبان با تو تكلم كردم گرچه من قدرت و نيروي تمام زبان‏ها را دارم كه با آن با تو تكلم كنم. وقتي موسي(ع) برگشت، بني‏اسرائيل سؤال كردند كه كلام رحمان با تو چگونه بود؟ او گفت: شما قدرت شنيدن آن را نداريد؛ مثلاً صداي رعد و برق را شنيده‏ايد در صورتي كه خيلي زيبا و دلنشين باشد؟ كلام حق اين‏گونه بود (البته اين تشبيه است نه اين كه مثل كلام خدا باشد). خلاصه اين كه مراد از تكلم حق تعالي قوت تفهيم است به طرف. همان‏طور كه انسان به وسيله گوش مطالب را مي‏فهمد، پس فهميدن غير از ديدن است. حال يك زبان چقدر مي‏تواند قدرت تفهيم داشته باشد؟ اگر همان قدرت تفهيم را ده‏هزار برابر بكنيم، چه تفهيمي حاصل مي‏شود، گرچه قدرت تكلم حق براي تفهيم بيش از اينها است؟ پس اگر خداوند قوه تفهيم انسان را نسبت به چيزي تقويت كند؛ يعني، تكلم كرده است و گاهي اين تفهيم به وسيله ايجاد صوت در عالم طبيعت است كه طرف با همين گوش مي‏تواند او را بشنود؛ مثل تكلم درخت با موسي(ع) كه گفت “إِنِّي أَنَا اَللَّهُ” و يا ايجاد صوت مي‏كند در باطن انسان كه او آن را با گوش دل مي‏شنود؛ مثل وحي كه گاهي به وسيله ملائكه است و گاهي مستقيم از طرف خدا است. نتيجه اين كه اگر خداوند قوه تفهيم انسان را نسبت به چيزي زياد كند، اين تكلم است و اگر يقين انسان را نسبت به چيزي تقويت كند، اين به معناي ديدن و رؤيت آن است.
براي آگاهي بيشتر ر.ك: تفسيرالميزان، ج 8، ص 248 – 277 .

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید