شناخت انسان از حقايق خلقت ارواح و جهان هستي و ………….
انسان در اين جهان مادي هرگز نميتواند به عظمت خلقت خود پي ببرد و آن كساني هم كه واقعيت و عظمت خلقت بشر برايشان آشكار بود به دليل عدم درك و فهم مردم در آن زمان نتوانستند آن را بيان كنند كساني چون پيامبران و امامان و بعضي خواص ولي در اين زمان كه درك و فهم مردم بسيار بالا بوده و علوم ماوراء بسيار پيشرفت كرده جاي دارد انسان بيش از گذشته در خلقت خود انديشه كند و بداند كه كيست و براي چه پاي بدين جهان گذارده و به كجا خواهد رفت شناخت انسان امري است بسيار مشكل عدهاي معتقدند كه چشم انسان شاهكار خلقت است و به اجزاي فيزيكي بدن ميپردازند در صورتي كه شاهكار خلقت قدرت تفكر و تعقل در انسان است كه فراتر از آن آميزش آن با قدرت اراده بشر است كه ايجاد وجود ميكند در صورت شناخت كامل آن و تطبيق جزئيات در ذهن چرا كه اصل حيات بشر طبق خواست يگانه خالق هستي بر حكومت عقل و اراده بر هستي استوار گرديده اما اين بشر به دليل عدم شناخت كافي از وجود خود كاملاً با خود بيگانه شده و فراموش كرده كه چرا از او به عنوان اشرف مخلوقات نام برده شده وزماني كه توانست خود را بشناسد و قدرت تفكر و ارادة خويش را به دست بگيرد خواهد فهميد كه چرا اشرف مخلوقات است و آن لحظهاي است كه اراده ميكند و ميشود ……..