نگرش به اصل وجود در جهان روحي و مادي………..
در چرخة هستي براي بشر بود و نبود از باب مادي شكل گرفته و معنا پيدا كرده و مبناي بسياري از مسائل گرديده در صورتي كه بود موجود است و در حدود ديد و لمس انسان و نبود نيز موجود است دور از حدود ديد انسان ، بود ظاهر است و نبود باطن و آنچه موجود است فرع است و هر آنچه نبود است برخلاف ظاهر باطن است و حقيقت ، پس بود آشكار است و نبود نهان ولي هر دو موجود ، انسان تا هست در جهان مادي موجود است و زماني كه در رابطه با مرگ به جهان ديگر منتقل ميگردد در جهان مادي نيست ولي موجود است و در جهان روحي كه جهان اول و حقيقت حيات است هر چه هست موجود است از وجود و نبود نيست هر چه هست ظاهر است و نهان نيست و تفاوت جهان مادي و جهان روحي نيز در همين است و روح پس از جدا شدن از جسم در جهان روحي ظاهر شده و حقيقت رفتاري خويش را مييابد و ناديده ها و نهان ها در جهان روحي همه براي روح آشكار ميگردد و وجود همه داشته ها در جهان مادي براي او در جهان روحي موجود ميشود و دنياي پيرامون روح را شكل داده و ايجاد ميكند و به همين علت است كه دنياي روحي عالم حقيقت و باطن است و جهان مادي كه يكي از مراحل حيات است در درون جهان روحي واقع شده و اين انسان از ابتداي خلقت در يك جهان سير ميكند در طبقات و مراحل مختلف .