یک روز آقا به «لشگر۴۱ثارالله» تشریف آوردند، بعد از پذیرش قطعنامه بود و برای بچهها سوالهایی وجود داشت لذا سوال میکردند و آقا با متانت پاسخ میدادند، در این جلسه پرسش و پاسخ، بچهها تحت تأثیر سخنان آقا قرار میگرفتند و میگفتند: ما خیلی از مسائل را نمی دانستیم، آقا در آن صحبتها فرمودند: ما فقط با عراق نمیجنگیم تأسیسات و امکاناتی که دشمنان برای عراق تهیه دیده بودند ما نداشتیم، دشمن ما غیر از سلاحهای شیمیایی سلاحهای خطرناکتر دیگری هم داشت، او پشتیبانی و حمایت سازمانهای بینالمللی را هم داشت، به طوری که شما دیدید در حلبچه و جاهای دیگر چگونه علیه مردم غیر نظامی سلاحهای ممنوعه را به کار برد و هیچکسی هم به او اعتراض نکرد.
اشتراک گذاری این صفحه در :
بجاي نفرين دعا كرد
۱۴۰۵/۰۵/۱۷
چگونه دل پدربزرگ و مادربزرگها را شاد کنیم؟
۱۴۰۵/۰۵/۱۵
دمنوشهای مفید برای سرماخوردگی
۱۴۰۵/۰۵/۱۴
از بطری پلاستیکی آب ننوشید
۱۴۰۵/۰۵/۱۳
زندگی اتوکشیده آدمهای حسابی
۱۴۰۵/۰۵/۱۱
وسط بیابون عربی
۱۴۰۵/۰۵/۰۷
جملۀ اصلی زیارت اربعین چیست؟
۱۴۰۵/۰۵/۰۲