پيوند آسماني
شهيد اكبر آقابابايي هجده سال داشتم که اکبر به خواستگاريام آمد. آن روز ابتدا وضو گرفت. چند آيه قرآن خواند. سپس…
شهيد اكبر آقابابايي هجده سال داشتم که اکبر به خواستگاريام آمد. آن روز ابتدا وضو گرفت. چند آيه قرآن خواند. سپس…
روز هشتم تیر به دنبال شوهرم که مصدوم شده بود به مهاباد رفتم ولی او را به تبریز اعزام کرده بودند، بلافاصله…
در آخرین روزهای «عملیات بدر» (اسفند ماه سال1363)، ناگهان بوی خیلی خوشی سر تا سر منطقه را فرا گرفت. «بوی شکلات کاکائویی»…
يكي از مصدومين شديد شيميايي شهر سردشت؛«ليلا فتاحي» بود. او در سن 15 سالگي در جريان بمباران شيميايي سردشت مصدوم شده و…
هشت سال در کنار اکبر و همسر او بودم. بیشتر این زمان را در جبهه بود. فقط دو سال به طور مداوم…
هنگامی که عملیات والفجر 2 در جبهه غرب توسط رزمندگان اسلام شروع شده بود. هواپیماهای عراقی منطقه عباس آباد را بمباران شیمیایی…
بعد از عمليات والفجر 8 شهر فاو عراق به تصرف سپاه اسلام درآمد، گردان حضرت رسول (ص) جهت پدافند عازم فاو شد.…
شهيد عين الله زنگنه واقعاً عاشق شهادت بود و هيچ چيز نمي توانست او را از شهادت منصرف كند. او دل از…
محمود در منطقه شاخ شمیران به شدت شیمیایی شده بود و در بیمارستان كاشاني شهر یزد بستری بود.اولين بار كه او را…
يك سال بود كه احمد به مرخصي نيامده بود. او با آغاز جنگ تمام وقت و انرژي خود را صرف خدمت به…
شهید نصر اصفهانی در جریان مبارزات مردمی علیه رژیم ستمشاهی در اصفهان، به همراه سایر نیروهای انقلابی به طور مستمر شرکت داشت.…
فرزند شهیدم سیروس محسنی برای همه و به خصوص من و پدرش، احترام بسیاری قایل بود و هرگاه ما را می دید،…
از پنجره اتاق بیرون را نگاه میکنم، هاله ای از دود، ساختمان ها را در آغوش گرفته است. انگار شیمیایی زده اند.…
من مادر شهيد حسين طوايفي هستم.حسينِ من مظلوم و محجوب بود و به علت وضعيت نامناسب اقتصادي پدرش، تنها تا سال پنجم…
شهید حاج منصور عاشوري هيچگاه به دنيا و ماديات وابستگي نداشت و هركس كه از نزديك با ايشان و زندگياش آشنا بود…
تابستان سال 1366 که از طریق تیپ 63 خاتم وارد منطقه شلمچه شدیم حدود 20 – 30 روزی از بمباران شیمیایی وسیع…
از زبان اسوه های مقاومت شجاعت بچه های پدافند شیمیایی میان رزمندگان زبانزد بود. در حالی که منطقه آلوده به گازهای سمی…
دلش در گرو عشق الهي بود، ذكر نام خداوند و خلوص و تقوا راهي مقدس براي او به شمار ميرفت، كه از…
شهيد محمد جعفر نصر اصفهاني اواخر سال 1359 بود.خدمت سربازيام نيمهكاره مانده بود، جوانان كشورم دستهدسته براي دفاع از ميهن اسلامي…
سهراب بسيار مهربان ،گشاده رو، با اراده و از نظر معنوي داراي روحيه بالايي بود يك سال از ازدواج ما گذشته…
من در بیمارستان شهید چمران تهران بستری بودم، جنازه رحیم برادر کوچکم را بعد از 25 روز شناسایی و به خاک سپرده…
ماههاي اول جنگ تماس تلفني برايمان سخت بود، حاجي بيسيم را وصل ميکرد، روي خط تلفن و فقط يک جمله ميگفت «سلام،…
حاجي اسوه صبر و مقاومت بود، در آخرين روزهايي كه تاول هاي شيميايي دست مجروحش را مجروح تر نموده بود، طلب آب…
مادر شهيد «علی رضا اسدزاده» نقل می کند: فرزندم علی رضا موقعي كه از منطقه عملياتي به مرخصي ميآمد، سعي ميكرد که…
من از همسايه خودمان که يک جانباز بود ، می خواهم برای شما مطلبی را بيان کنم. ما در چند سال قبل…
شهيد محمد صنيع خاني یک بار که برای معالجه مجروحیت های شیمایی اش به خارج از کشور عزیمت می کرد، مرحوم حاج…
سید محمد صنيع خاني برای معالجه زخمهای شیمیایی در لندن به سرمیبرد، شبها در گوشه ای از بیمارستان به مناجات و توسل…
مهم ترین مسئله امروز ما در جبهه، صبر و استقامت در مقابل دشمن است. تا به حال تنها ضعفي كه داشته ایم…
فرزند اولم علي روز تولد حضرت رسول به دنيا آمد، دو هفته بعد از تولد علي منوچهر تصميم گرفتم به جبهه برود…
شهید نصر اصفهانی برای نماز جماعت اهمیت زیادی قایل بود، به ویژه برای نماز صبح . همیشه جزو نخستین کسانی بود که…