آيا به عباس الهام ميشد؟ , امضايي از بهشت , آرزو , آخرين مرخصي , آخرين نگاه
آيا به عباس الهام ميشد؟ سرهنگ خلبان حقشناس، نماينده نيروي هوايي در قرارگاه هويزه بودند. من به همراه سرهنگ بابايي كه در…
آيا به عباس الهام ميشد؟ سرهنگ خلبان حقشناس، نماينده نيروي هوايي در قرارگاه هويزه بودند. من به همراه سرهنگ بابايي كه در…
چاه ماست از ميان خصلتهاي برجستهي برادران آزاده ميتوان به زرنگي، هوش و فراست آنها اشاره كرد كه در عمليات جنگي و…
حلقه قلابي روزي در آسايشگاه نشسته بوديم كه ناگهان چشمم به گيرهي پنجره افتاد كه از جنس برنج بود. به طرف پنجره…
سرباز مست عيد فرا رسيده بود؛ اما جوّي افسرده بر اردوگاه و بچّهها حاكم شده بود. بايد فكر ميكرديم، از اين رو…
سواري بعضي مواقع در آسايشگاه بچهها با عراقيها ورزشهاي دستهجمعي انجام ميدادند. يك بار يكي از برادران آزاده اهل تبريز با سرباز…
فوتبال فكاهي سالهاي آخر اسرات بود، به مناسبت ايام عيد قرار بود يك سري برنامههاي متنوع از طرف اسرا با هماهنگي و…
گناهكار ظاهراً عراقيها، حالا به هر دليل و جهت، متوجه شده بودند كه من روحاني هستم و در پي آن بودند تا…
نماز مطابعه بچهها مشغول نماز جماعت بودند كه افسر اردوگاه وارد آسايشگاه شد و رو به من كرد و گفت: ماجد، مگر…
آمار وقتی سوت آمار به صدا در میآمد، هر کس مشغول هر کاری بود، میبایست از آن کار دست میکشید و سر…
اتو بمب سربازان عراقي نميدانم به چه دليل و برهاني، از هر وسيله و اسبابي براي شكنجه و آزار ما مدد ميگرفتند،…
مكانيكي مفتي غذاي گردان را با ماشين ميبردم كه گلوله توپي نزديك ماشين اصابت كرد و چرخ جلوي آن پنچر شد. آمدم…
نقل و انتقال يكي از فرماندهان در قصر شيرين با خبر شده بود كه دشمن قصد عمليات دارد و نيروي زيادي هم…
موشك اندازآر پي چي هليكوپترها و هواپيماهاي عراقي درمهران امان بچهها بريده بودند و نيروهاي خودي را هيچ سلاحي براي مقابله با…
ميدان مين وقتي به هر دليل مهمات كافي از جمله مين براي حفاظت منطقه در اختيار نداشتيم ،قوطيهاي خالي كمپوت را روي…
مين كمپوتي زمستانها در غرب به علت بارش سنگين برف و باران امكان كار گذاشتن مين در زمين بسيار ضعيف بود. بنابراين…
نارنجك كشي بچهها موقع عقبنشيني اهرم نارنجك را با كش بسته و بعد ضامن آن را ميكشيدند و آن را در ماشين…
نارنجكانداز در پايگاه حسن نوران، هر شب كردهاي ضد انقلاب به ما حمله ميكردند. تصميم گرفتم دستگاهي بسازم كه نارنجك دستي را…
ورزش باستاني در منطقه در جبهه براي ساخت ميل زورخانه در داخل پوكه خالي توپ 106، ميلهاي قرار ميدادند و اطراف آن…
هدايت بيل مكانيكي در عمليات والفجر8 روي جاده امالقصر، در دو طرف جاده با بيل مكانيكي بايد خاكريزهاي كوچكي به عنوان تركشگير…
يك شليك- دو انفجار همسنگران، سرپوش جلوي گلوله آرپيجي را بازكرده و يك عدد نارنجك كه ضامن آن را كشيده و با…
منور خمپارهاي شبها وقتي خمپاره شليك ميكرديم، چند گلوله منور را درميآورديم و گلولهها را همراه خمپاره جاسازي ميكرديم. وقتي خمپاره در…
كوزه پوكه يكي از شيوههاي خنك نگه داشتن آب در منطقه، نگهداري آن در پوكههاي بزرگ بود كه هميشه دور و بر…
گربه بيسيمچي شب عمليات با چند تن از نيروها براي آنكه بتوانيم راحتتر همديگر را پيدا كنيم و از حال هم مطلع…
لباس مبدل اولين شب عمليات والفجر2 مجروح شدم و در منطقهي دشمن باقي ماندم. وقتي ديدم عراقيها نزديك ميشوند، سريع لباس يكي…
ماكت سايت نيروها براي ترساندن و فريب دشمن ماكتي شبيه سايتهاي موشكي ساخته و در منطقه نصب كرده بودند و اطراف آن…
مانور در شب در جريان يكي از مانورهاي قبل از عمليات كربلاي 8 كه در سه راه جفير انجام گرفت، شب شد…
مسكن سنگر برادري دانشجوي رشتهي پرستاري بود كه در ميان كانال وظيفهي نگهداري همه مجروحان را بر عهده داشت. او غير از…
كمين كمپوت در كردستان براي جلوگيري از نفوذ ضدانقلاب به پايگاه حدود شصت متر طناب تهيه كرديم و به آن قوطي خالي…
قايق و رودخانه در حمله طريقالقدس براي عبور از رودخانه وسيلهاي نداشتيم جز يك قايق كه عراقيها با تيربار آن را سوراخ…
قيف بنزيني آرپيجي بچهها قيف نوك گلوله آرپيجي را باز ميكردند و پلاستيكي را كه پر از بنزين بود، پس از چندلا…