پرش به محتوای اصلی
امروز: پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

ورزش باستاني در منطقه , نيروهاي ثابت , نيروي زرهي , نور چراغ همسايه , نگهبانان فرضي

ورزش باستاني در منطقه , نيروهاي ثابت ,  نيروي زرهي , نور چراغ همسايه , نگهبانان فرضي

ورزش باستاني در منطقه
در جبهه براي ساخت ميل زورخانه در داخل پوكه خالي توپ 106، ميله‌اي قرار مي‌دادند و اطراف آن را گچ و خاك مي ريختند كه بعد از خشك شدن بتوان از آن بهره‌برداري كرد. تخته شنايشان از جنس چوب جعبه‌هاي مهمات بود. كباده را از پليت آهني مي‌ساختند.
قوطي‌هاي كمپوت پر از گچ و خاك را با طناب يا زنجير به هم مي‌بستند و دو سر زنجير به چوب دستي متصل مي‌شد. باز وسط زنجير يا طناب فاصله‌اي قرار مي‌دادند كه يك دست پهلوان به وسط زنجير 141 بند مي‌شد و دست ديگر وسط چوب‌دستي را مي‌گرفت.
ضرب اين زورخانه پوست گوسفندي بود كه براي قرباني به منطقه هديه شده بود كه بعد از دباغي آن را روي بشكه‌اي كشيده بودند و به اين ترتيب همه ابزار يك زورخانه حقيقي آماده شد.
منبع: كتاب خلاقيت ها صفحه 277 

 

نيروهاي ثابت
در تمامي سنگرها و روي خاكريزها با استفاده از چوب و پتو و كلاه، آدمكي درست مي كرديم وي آن را در معرض ديد دشمن قرار مي‌داديم تا نيروي جديد برسد سه روز با اين روش خاكريز را حفظ كرديم.
منبع: كتاب فرهنگ جبهه 

 

نيروي زرهي
در عمليات بدر در شرق دجله، آتش دشمن زياد بود، بويژه پس از غروب آفتاب و از اين طرف آتش توپخانه‌ي خودي خيلي ضعيف بود.
حاج ميرزا علي رستم خاني فرمانده‌ي تيپ دوم لشگر عاشورا، دستور داد تانكي را كه از دشمن به جا مانده بود روشن كنند و پشت خاكريز از اول شب تا صبح، اين سو و آن سو ببرند تا دشمن خيال كند نيروي زرهي ما وارد عمل شده است. اتفاقاً نتيجه‌ي خوبي هم داد و تانك‌هاي دشمن دو سه كيلومتر از ما فاصله گرفتند.
منبع: كتاب خلاقيت‌ها 

 

نور چراغ همسايه
اوايل جنگ در منطقه‌ي سرپل ذهاب بوديم. شب‌هاي زمستان هوا خيلي تاريك بود و ما احتياج به منور داشتيم.
قوطي‌هاي خالي كنسرو و كمپوت را پر از سنگ‌ريزه مي‌كرديم و از بالاي تپه پايين مي‌انداختيم. عراقي‌ها به خاطر سر و صداي ايجاد شده شروع به زدن منور مي‌كردند و به اين صورت ما منطقه را شناسايي مي‌كرديم.
منبع: كتاب خلاقيت‌ها 

 

نگهبانان فرضي
در قسمتي از نوار مرزي كه يك طرف ما نهري وجود داشت و از يك طرف ديگر، نيروهاي عراقي وجود داشتند، ما براي جبران كمبود نيروهاي خودي سوار ماشين‌ها مي‌شديم و هر 10 متر در ماشين را باز كرده و محكم مي‌بستيم، با اين كار عراقي‌ها گمان مي‌كردند كه ما در هر 10 متر يك سرباز قرار داده ايم، بنابراين آنها هم اين كار را كرده و در هر 10 متر يك سرباز كاملاً مجهز را قرار دادند.
منبع: مجله‌ي سبزسرخ شماره‌ي 9 صفحه‌ي 4 

 

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید