اشعار

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و دهه فاطمیه

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) صدف چشم من از داغ تو گوهر بارست چه کنم؟! کار علی بی تو به عالم، زارست! اشتیاق تو مرا می‏کشد از خانه برون ور نه از خانه برون آمدنم، دشوارست! موقع آمد و شد، فاطمه جان! می‏بینم دیده‏ی زینب تو مات در و دیوارست! به گواهی شب و، […]

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و دهه فاطمیه ادامۀ مطلب »

فاطمه فاطمه بود

بهترین مادر دنیا که خدایش بستود حضرت فاطمه بود فاطمه، فاطمه بود ای بسا مرغ دل امروزکه دیوانه­ ی او مهر ورزند همه در طلب دانه­ ی او از فلک می­گذرد قصه و افسانه ­ی او اف بر آنان که شکستند در خانه ­ی او مهربانی که در آن دایره ­ی پر ز شهود همسر

فاطمه فاطمه بود ادامۀ مطلب »

گلچین اشعارصائب تبریزی

میرزا محمدعلی صائب تبریزی در سال 1000 هجری در تبریز زاده شد. پدر او تاجری معتبر بود. خانواده صائب جزو هزار خانواری بودند که به دستور شاه عباس اول صفوی از تبریز کوچ کرده و در محله عباس‌آباد اصفهان ساکن شدند. این مردم را تبارزه (تبریزی‌های) اصفهان می‌نامیدند. صائب در اصفهان به آموختن علوم عصر پرداخت.

گلچین اشعارصائب تبریزی ادامۀ مطلب »

اشعار مولانا در مورد دوست

از همان ابتدای تولد اولین دوستمان را شناختیم بله درست است مادر اولین دوست ما بود که بدون بهانه قربان صدقه مان می رفت .به مرور که بزرگ شدیم خودمان دوستانمان را انتخاب کردیم. همین که نسبت به جهان اطرافمان اگاه تر شدیم دایره دوستانمان را محدود کردیم چون به تجربه دیدیم که دوستان واقعی

اشعار مولانا در مورد دوست ادامۀ مطلب »

شعر مناجات با خدا ـ ماه مبارک رمضان

آغاز می‌کنم سخنم را به یاحسین در می‌زنم به خانه‌ی معبود با حسین کاری به خاطر رمضانم نکرده ام اما گرفت دست تهیِ مرا  حسین ما روزه دارها همه یاد لب تواییم ای تشنه لب‌تر از همه‌ی تشنه‌ها حسین آخر مرا برای خودش می‌خرد شبی من میشوم مسافر کرببلا… حسین ************ یا الهی بنده ای

شعر مناجات با خدا ـ ماه مبارک رمضان ادامۀ مطلب »

گل عفاف(4)

گل عفاف(4)

وسوسهٔ گناه دزدان عفاف، از دیوار کوتاه بدحجابی و بی‌حجابی، راحت‌تر به حریم کرامت زنان و دختران دستبرد می‌زنند اما زنان باحجاب چون در سنگر حفاظتی عفاف و پوشش‌اند، از این گونه تعرض‌ها و وسوسه‌های شیطانی مصون‌ترند. خوشا آنان که با پوشش و حجاب، محیط را هم برای خودشان ایمن و سالم می‌سازند، هم وسیلهٔ

گل عفاف(4) ادامۀ مطلب »

گل عفاف (2)

گل عفاف (2)

دژ كرامت هيچ كس به اسم آزادي، ديوار خانه‌اش را برنمي‌دارد و در حياطش را باز نمي‌گذارد. چون ممكن است دزدي رخنه كند و اموالش را به يغما ببرد. حجاب، ديواري است كه راه را بر دزد عفاف مي‌بندد و زن را در دژ كرامت مصون مي‌سازد. اين ديوار را بر‌‌نداريم و اين دژ را

گل عفاف (2) ادامۀ مطلب »

اشعار حجاب (11)

اشعار حجاب (11)

من از نجابت گل‌های لاله ساده‌ترم شبیه پاکی لبخند مادرم…. پدرم  پدر که آمده از کربلا و سوغاتی‌ اش حریر چادری ساده‌ایست روی سرم هبوط کرد شبی که فرشته باران بود و من که خیس عروجم که غرق بال و پرم  چقدر خاطره تعریف می‌کند مادر چه نرم دست مرا می‌گرفت توی حرم  پدرکه شانه به

اشعار حجاب (11) ادامۀ مطلب »

گل عفاف

گل عفاف

بوييدن عطر و گل، روح را آرامش و دل و جان را نشاط مي‌بخشد. عفونت مرداب و لجن‌‌زار و لاشه هم، آزار دهنده و نفرت‌‌آور است. هر يك از اين «گلبرگ»ها عطر خاصّ خود را دارد. رايحه گلبرگ‌ها روح‌پرور است و شميم آنها، مشام جان را نوازش مي‌دهد. مخاطب اين دسته گل، هم بانوان با

گل عفاف ادامۀ مطلب »

اشعار حجاب (10)

اشعار حجاب (10)

رخت زيباي آسماني را خواهرم با غرور بر سر کن نه خجالت بکش نه غمگين باش چادرت ارزش است باور کن بوي  ِ زهرا و مريم و هاجر از پر ِ چادرت سرازير است بشکند آن قلم که بنويسد: “دِمُدِه گشت و دست و پا گير” است توي بال  ِ فرشته ها انگار حفظ وقت

اشعار حجاب (10) ادامۀ مطلب »

اشعار حجاب (9)

اشعار حجاب (9)

اين زمهرير فصل شکوفايي تو نيست چيزي بجز تراکم تنهايي تو نيست با صدهزار جلوه برون آمدي، ولي چشمي براي ديدن زيبايي تو نيست يک تن از اين جماعت ابن السلامها مجنون يک کرشمه ليلايي تو نيست نامردها بغير تنت را نخواستند با قيمتي که خرج تن آرايي تو نيست! برق غرور وحشي يک ببر

اشعار حجاب (9) ادامۀ مطلب »

اشعار حجاب (8)

اشعار حجاب (8)

نشانم مي دهد چادر حيا را  شرف را عصمت جانان ما را  چنان زيبا نموده روي او را   نمي بيني برويش جز صفا را  تو داري مقنعه اي ماه رعنا   بود زيباتر از تاج زليخا  حيا را او به رخسارت نشانده   صفاي ديگري را کرده بر پا

اشعار حجاب (8) ادامۀ مطلب »

اشعار حجاب (7)

اشعار حجاب (7)

کسي که در قفس غرب استحاله شود  به پنجه هوس غربيان مچاله شود در خيابان چهره آرايش مکن  از جوانان سلب آسايش مکن زلف خود از روسري بيرون مريز  در مسير چشم‌ها افسون مريز ياد کن از آتش روز معاد  طره گيسو مده در دست باد خواهرم ديگر تو کودک نيستي  فاش‌ترگويم عروسک نيستي خواهرم

اشعار حجاب (7) ادامۀ مطلب »

اشعار حجاب (6)

اشعار حجاب (6)

در کلاس حفظ تقوي و شرف  دختران درند و چادر چون صدف بهترين سرمايه زن چادر است زانکه زن را زينت زن چادر است چادر از بهر زنان الزامي است  بهر زن بي چادري ناکامي است حفظ چادر  در سراي اقتدار دختران را هست تاج افتخار حفظ چادر حفظ دين و مذهب است  شيوه زهرا

اشعار حجاب (6) ادامۀ مطلب »

اشعار حجاب (5)

اشعار حجاب (5)

در خيابان چهره آرايش مکن از جوانان سلب آسايش مکن زلف خود از روسري بيرون مريز در مسير چشم ها افسون مريز ياد کن از آتش روز معاد طره ي گيسو مده بر دست باد  خواهرم ديگر تو کودک نيستي فاشتر گويم عروسک نيستي خواهر من اين لباس تنگ چيست ؟؟ پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟

اشعار حجاب (5) ادامۀ مطلب »

اشعار حجاب (4)

اشعار حجاب (4)

چو غنچه رو بپوش از چشم طماع هوسرانان وگرنه جز صباحي چند نباشي در فرح زائي  تا که مهتاب زيبا رخ نپوشد پرده شب را کجا در صبح پيروزي ببيند روز پيدائي برون از کيسه چون در شد کمينش دزد چادر زد خيال شوم دارد او از اين توصيف زيبائي فناي ماهي زيبا همان آزادي

اشعار حجاب (4) ادامۀ مطلب »

اشعار حجاب (3)

اشعار حجاب (3)

چادر زن تاج سلطاني بود حافظش از شر شيطاني بود چادر زن برهوس غالب شود عزت زن را زحق طالب شود چادر زن کيمياي غيرت است  چون نشان غيرت مليت است از برون شرح دروني مي‌دهد خشم دشمن را فزوني مي‌دهد صرفه دارد بهر زن در اقتصاد صرفه‌اش باشد عيان از صد جهات بر سر

اشعار حجاب (3) ادامۀ مطلب »

به بالا بروید