جانبازان

جانبازان در قیامت چگونه وارد می‎شوند؟

جانبازان در قیامت چگونه وارد می‎شوند؟

بر عکس بعضی از خانه ها که با وجود بهترین امکانات و موقعیت های مالی و برتر از آن سلامتی کاملی که بالاترین ثروت آدمی است، کسانی که کارت های عابر بانکشان صفرهای زیادی دارد ولی با وجود همه این امکانات فضای خانه شان سرشار از نفرت، کینه، شکایت، نارضایتی است، در این خانه که […]

جانبازان در قیامت چگونه وارد می‎شوند؟ ادامۀ مطلب »

حماسه يك جانباز

حماسه يك جانباز

برادر جانبازي را به بيمارستان ( بيمارستاني در لندن ) آورده بودند كه در اثر بمباران شيميايي دو چشم خود را از دست داده بود . افزون بر اين ، تمام دندان هايش هم ريخته بود و اصلا نمي توانست غذا بخورد و به وسيلة شيلنگ از راه دهان به معده اش غذا مي رساندند

حماسه يك جانباز ادامۀ مطلب »

اولین بمب شیمیایی

اولین بمب شیمیایی

جزیره مجنون که آزاد شد، من هم جزو اکیپ های جمع آوری غنائم و تجهيزات، به آنجا اعزام شدم. یکی از روزهای آخر ماموريت، در حالي كه یک کانتینر12 متری را بُکسل کرده بودم به پشت خودوري تویوتا و داشتم برمی­گشتم به طرف مقر، وسط های راه دیدم جلوی ماشین یک چیزهایی است درست مثل

اولین بمب شیمیایی ادامۀ مطلب »

خاطره خواندنی از جانبازی با 64 بار عمل

خاطره خواندنی از جانبازی با 64 بار عمل

سیدعلی اکبر ابراهیمی، جانباز 70 درصد جنگ، در گفتگو با خبرنگار فارس در اراک گفت: هشت سال دفاع مقدس، تنها جنگ با عراق نبود، بلکه جنگ با همه دنیا بود. وی که از زمان جنگ تحمیلی تا امروز، بیش از 64 بار مورد عمل جراحی قرار گرفته و هر دو چشمش را از دست داده

خاطره خواندنی از جانبازی با 64 بار عمل ادامۀ مطلب »

فرمانده گردان پلاکم راشکست

فرمانده گردان پلاکم راشکست

خاطره اي از جانباز غلامعلی نسائی گردان علی ابن ابیطالب  تیپ بیت المقدس وقتي دست نوشته هاي چمران را ميخواندم آنجا که ميگويد: «خدايا آنقدر سجده‌ام را طولاني مي‌کنم تا مهره هاي کمرم بشکند آنقدر مي ايستم تا پا هايم فرسوده شود» آن روز عاشقش شدم. اكنون پاهايم شكسته و تنم هزار پاره است. قلم

فرمانده گردان پلاکم راشکست ادامۀ مطلب »

خاطرات جانباز شيميايي حسين محمديان (1)

خاطرات جانباز شيميايي حسين محمديان (1)

بمباران شیمیایی سردشت  مقدمه: آن چه پیش روی دارید شرح وقایع و حوادثی است که پس از بمباران شیمیایی سردشت در روز هفتم تیرماه 1366 و بعد از آن برای من پیش آمد، خاطراتی که از ذهن برای من و بسیاری دیگر فراموش‌نشدنی هستند. به دنبال مصدوم شدن و هنگام بستری در بیمارستان‌های مختلف، یادداشت‌هایی

خاطرات جانباز شيميايي حسين محمديان (1) ادامۀ مطلب »

چرت چند دقیقه¬ای تا ژاپن

چرت چند دقیقه¬ای تا ژاپن

مجموعه خاطرات جانباز شیمیایی علی جلالی فراهانی : چند روزی بود که در لشگر نقل و انتقال وسایل و تجهیزات شروع شده بود. از نحوه حرکت و اعزام نیروها مشخص بود که عملیاتی طولانی و خارج از منطقه جنوب خواهد بود. به هر حال من و دوستان که در واحدی به آموزش نظامی مشغول بودیم،

چرت چند دقیقه¬ای تا ژاپن ادامۀ مطلب »

درد و  دل من

درد و دل من

دست نوشته‌اي از جانباز شهيد مهندس حميدرضا مدني قمصري جانباز  (ج- ا – ن – ب – ا – ز )   ج: جانم را او داد و سپس با فرمان او بود كه روحي در كالبدم دميده شد و در جهان هستي زندگي‌ام را شروع كردم. ا:  آفريننده‌اي مهربان كه در مقام مراحل زندگي

درد و دل من ادامۀ مطلب »

90 روز در بيمارستان هاي اتريش در كما بودم

90 روز در بيمارستان هاي اتريش در كما بودم

این جانباز 70 درصد شیمیایی می گوید: آنچه می تواند یک جانباز شیمیایی را از پا بیاندازد، درک نادرست مردم از مصدومیت و مشکلات مصدومین شیمیایی است. نام: علی مسجدی نام پدر:اکبر تاریخ ومحل تولد:شهریور1346- کرمان تاریخ و محل اعزام:1361- کرمان مدت حضور در جبهه:30ماه درصد مجروحیت: 70 درصد شیمیایی محل سکونت:کرمان سال 61 به

90 روز در بيمارستان هاي اتريش در كما بودم ادامۀ مطلب »

من سال هاست مرده ام

من سال هاست مرده ام

روايتي تلخ به بهانه فرارسيدن روز جهاني مبارزه با سلاح‌هاي شيميايي: ما كه حرف مي‌زديم مرگ آمد پشت پنجره، سرچسباند به شيشه و زل زل به پروين نگاه كرد كه كنار شوهر و پسرهايش يونس و نريمان نشسته بود. پروين گفت: «دكترها گفتند 10سال پيش بايد مي‌مردي. چطور هنوز زنده‌اي؟» خنديد، اما از ته دل

من سال هاست مرده ام ادامۀ مطلب »

گلايه از خويشتن ...

گلايه از خويشتن …

براستي چه جريان فكري مانع از بروز و گسترش فرهنگ ناب عاشقي در كشور اسلامي ما گرديد ؟! آيا دشمن در نفوذ عوامل بدلي خود تا اين حد موفق عمل كرده است كه سراسر شبكه هاي تلويزيوني ، راديويي و رسانه اي ما را در اختيار گرفته و به هر مناسبت چهره هايي را در

گلايه از خويشتن … ادامۀ مطلب »

طاقتم تمام شده ، آرزوی دیدار برادر شهیدم را دارم

طاقتم تمام شده ، آرزوی دیدار برادر شهیدم را دارم

دیدار با یک جانباز 70 درصد شیمیایی (( سید محمد میر غنی )) * * * نام: سید محمد میر غنی تاریخ ومحل تولد: 1343 – گلستان تاریخ و محل اعزام:1365- شهرستان شاهرود مدت حضور در جبهه: 2 سال درصد مجروحیت: 70 درصد شیمیایی محل سکونت: استان گلستان – شهرستان شاهرود دردهایش؛ یادگاری راز آلود

طاقتم تمام شده ، آرزوی دیدار برادر شهیدم را دارم ادامۀ مطلب »

شوهرم را خيلي دوست دارم ...

شوهرم را خيلي دوست دارم …

همسرم بیش از10 بار عمل جراحی شده است. ریه هایش آسیب شدیدی دیده و از لحاظ اعصاب هم دچار مشکل است. ما 20 روز در هر ماه را در بیمارستان هستیم، با تمام مشکلاتی که در زندگی دارم، افتخار می کنم که همسر یک جانباز هستم. از دامن زن مرد به معراج رسد؛ این کلام

شوهرم را خيلي دوست دارم … ادامۀ مطلب »

به بالا بروید