کرامات امام زمان (ع)

گل نـرگـس

گل نـرگـس

آهاي آقا… آهاي خانوم… يه شاخه گل ازم بخر… از همه نوع، از همه رنگ، هرچي دلت ميخواد ببر… اين يكي ياسه بخدا… به رنگ و روش نگاه نكن… تمومه ياسا سفيدن… اين يكي رنگ نيلوفر… اين گل سرخ نازنين… يه معركست بيا ببين… شكفتنش دوباره بود… ماه رمضون، تو اون سحر… اصلا بيا اينو […]

گل نـرگـس ادامۀ مطلب »

فرق ميان امام ، نبى و رسول

فرق ميان امام ، نبى و رسول

على عليه السلام فرمود: خدا پيغمبرش را در زمان انقطاع پيامبران و اختلاف مردم فرستاد، به وسيله او رسالت تمام شد و وحى خاتمه يافت.(1)حضرت على عليه السلام فرمود: پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله! بواسطه مرگ تو چيزى قطع شد که بواسطه مرگ ديگران قطع نشده بود، زيرا به مرگ تو نبوت

فرق ميان امام ، نبى و رسول ادامۀ مطلب »

شفاى مسموم در حال مرگ

شفاى مسموم در حال مرگ

جوان مى گويد: «به دليل مسموميّت، چند روزى در بيمارستان نمازى شيراز بى هوش بودم. پزشكان از مداواى من قطع اميد كرده بودند. برادرم كه در آن لحظات كنار تخت من بود، مى گفت: ديدم كه خط صافى روى صفحه اى كه نوار قلب را نشان مى داد، ظاهر شد. او گريه مى كند و

شفاى مسموم در حال مرگ ادامۀ مطلب »

شفاى لال

شفاى لال

 يكى از خدام حضرت رضا(عليه السلام) مى گويد: «براى كشيدن دندان، پيش دكتر رفتم. دكتر گفت: غده اى كنار زبان شما است كه بايد عمل شود. من موافقت كردم، امّا پس از عمل، لال شدم و قادر به حرف زدن نبودم. همه چيز را روى كاغذ مى نوشتم و با ديگران به اين وسيله ارتباط

شفاى لال ادامۀ مطلب »

شفاى كسى كه لال شده بود

شفاى كسى كه لال شده بود

 اين جانب «ع ـ م» فرزند حسين، ساكن شاهرود، در اثر اصابت ضربه اى به جمجمه ام بى هوش شدم و به بيمارستان منتقل و بعد از 48 ساعت به منزل انتقال يافتم; در حالى كه در اثر آن ضربه، قوه گويايى خود را از دست داده و لال شده بودم. به چند دكتر در

شفاى كسى كه لال شده بود ادامۀ مطلب »

شفاى ضايعه نخاع كمر

شفاى ضايعه نخاع كمر

«سال ها پيش كه به مسجد جمكران مشرف مى شدم از حاجى خليل قهوه چى كه در آن زمان خادم مسجد جمكران بود، شنيده بودم كه فردى به نام حسين آقا، مهندس برنامه و بودجه با هدايت آقاى حاج خلج قزوينى به مسجد جمكران مشرّف شده و شفا گرفته است. سال ها منتظر فرصت بودم

شفاى ضايعه نخاع كمر ادامۀ مطلب »

شفاى سوختگى

شفاى سوختگى

برادر «ح» مى گويد: «غروب ماه مبارك رمضان، موقع افطار بود كه بر اثر انفجار ترقه، آتش سوزى مهيبى رخ داد و دو برادرم سوختند; محمّد رضا 65% و مجتبى 35% . آنها را در بيمارستان سوانح و سوختگى شهيد مطهرى بسترى كرديم. روز بعد كه به بيمارستان مراجعه كردم، نتوانستم آن دو را بشناسم.

شفاى سوختگى ادامۀ مطلب »

نجات از چنگ مأموران رضاخان پهلوى

نجات از چنگ مأموران رضاخان پهلوى

مرحوم آية اللّه حاج شيخ مرتضى حائرى مى نويسد: «آقاى حاج شيخ عبداللّه مهرجردى از وعاظ مشهور خراسان است و من متجاوز از چهل سال است كه ايشان را خوب مى شناسم; انسان فاضل و با محبتى است. او گفت: در زمان رضا شاه پهلوى در اواخر سلطنت او كه خيلى بر اهل علم سخت

نجات از چنگ مأموران رضاخان پهلوى ادامۀ مطلب »

مشكل خريد خانه

مشكل خريد خانه

جوانى مى گويد: «منزلى خريدم، امّا مى دانستم كه براى اداى تمام پول خانه توانايى ندارم و خداوند بايد به من كمك كند. شب چهارشنبه كه به مسجد جمكران مشرف شدم، بعد از نماز تحيّت دعا كردم و گفتم: آقا ما را ببخشيد كه براى خواسته هاى كوچك پيش شما مى آييم. و الاّ بايد

مشكل خريد خانه ادامۀ مطلب »

شفاى ناراحتى اعصاب و روان

شفاى ناراحتى اعصاب و روان

 برادرى دانشجو مى گويد: «حدود سه سال بود كه سردرد عجيبى داشتم. ابتدا درد از ناحيه گيجگاه شروع شده و سپس تمام سر، پيشانى، چشم ها و حتى دلم را فرا مى گرفت. شب و روز آسايش نداشتم. مدتى بعد از شروع سردردها حالت شوك به من دست مى داد. حافظه ام را از دست

شفاى ناراحتى اعصاب و روان ادامۀ مطلب »

شفاى مفلوج و سفارش به دعاى فرج

شفاى مفلوج و سفارش به دعاى فرج

يكى از خدمه جمكران مى گويد: «يك روز قبل از عاشوراى حسينى در مسجد جمكران مشغول قدم زدن بودم. مسجد بسيار خلوت بود. ناگهان متوجه مردى شدم كه بسيار هيجان زده بود و به هر يك از خدّام كه مى رسيد، آنها را بغل مى كرد و مى بوسيد. جلو رفتم تا جريان را جويا

شفاى مفلوج و سفارش به دعاى فرج ادامۀ مطلب »

به بالا بروید