تشرفات امام زمان (ع)

تشرف حاج علي بغدادي

تشرف حاج علي بغدادي

حاج على بغدادى ايده اللّه تعالى مى گويد: هـشتاد تومان سهم امام (ع ) به ذمه ام آمد. به نجف اشرف رفتم و بيست تومان آن را به جناب شيخ مـرتـضى انصارى اعلى اللّه مقامه و بيست تومان به جناب شيخ محمد حسين مجتهد كاظمينى و بيست تومان به جناب شيخ محمد حسن شروقى دادم […]

تشرف حاج علي بغدادي ادامۀ مطلب »

تشرف سيد عبداللّه قزويني در مسجد سهله

تشرف سيد عبداللّه قزويني در مسجد سهله

آقا ميرزا هادى سلمه اللّه تعالى از سيد جليل نبيل سيد عبداللّه قزوينى نقل فرمود: در سـال 1327, بـا اهـل و عـيـال به عتبات مشرف گشتيم . روز سه شنبه به مسجد كوفه مشرف شديم . رفقا خواستند به نجف اشرف بروند, ولى من گفتم : خوب است شب چهارشنبه براى اعمال به مسجدسهله برويم

تشرف سيد عبداللّه قزويني در مسجد سهله ادامۀ مطلب »

تشرف سيد مهدي قزويني در راه كربلا

تشرف سيد مهدي قزويني در راه كربلا

سيد مهدى قزوينى فرمود: روز چهاردهم ماه شعبان , از حله به قصد زيارت حضرت ابى عبداللّه الحسين (ع )بيرون آمدم . وقتى بـه شط هنديه رسيدم (شعبه اى است از رود فرات كه بعد از منطقه مسيب جدا و به كوفه مى رود. آبادى معتبرى كنار اين شط است كه طويريج نام دارد ودر

تشرف سيد مهدي قزويني در راه كربلا ادامۀ مطلب »

تشرف شيخ حسين آل رحيم (ره )

تشرف شيخ حسين آل رحيم (ره )

شيخ باقر كاظمى (ره ) فرمود: در نجف شخصى به نام شيخ حسين آل رحيم زندگى مى كرد كه مردى پاك طينت و ازمقدسين و مـشـغـول بـه تـحـصـيل علم بود. ايشان به مرض سل مبتلا شد, به طورى كه باسرفه كردن از سـيـنـه اش اخلاط و خون خارج مى شد. با همه اين احوال در

تشرف شيخ حسين آل رحيم (ره ) ادامۀ مطلب »

تشرف شيخ حيدر علي مد اصفهاني

تشرف شيخ حيدر علي مد اصفهاني

آقاى شيخ حيدر على مدرس اصفهانى فرمود: يـكـى از مـواقـعـى كه من به حضور مقدس حضرت بقية اللّه ارواحنافداه مشرف شدم و آن مولا را نشناختم , سالى بود كه اصفهان بسيار سرد شد و نزديك پنجاه روز آفتاب ديده نمى شد و مدام برف مى باريد. سرما بحدى شد كه نهرهاى جارى يخ بسته

تشرف شيخ حيدر علي مد اصفهاني ادامۀ مطلب »

تشرف علي بن مهزيار اهوازي

تشرف علي بن مهزيار اهوازي

جناب على بن مهزيار فرمود: بيست بار با قصد اين كه شايد به خدمت حضرت صاحب الامر (ع ) برسم , به حج مشرف شدم , اما در هـيـچ كـدام از سفرها موفق نشدم . تا آن كه شبى در رختخواب خودخوابيده بودم , ناگاه صدايى شنيدم كه كسى مى گفت : اى پسر مهزيار,

تشرف علي بن مهزيار اهوازي ادامۀ مطلب »

تشرف حاج ابوالقاسم يزدي

تشرف حاج ابوالقاسم يزدي

حاج ابوالقاسم يزدى فرمود: مـن از گـمـاشـتگان حاج سيد احمد, كه از تجار محترم يزد و معروف به كلاهدوز است ,بودم و با ايشان به سفر حج مشرف شدم . در اين سفر, مسير ما از نجف اشرف و راه جبل بود. سـه مـنـزل بـعد از نجف , يك روز صبح پس از طلوع آفتاب

تشرف حاج ابوالقاسم يزدي ادامۀ مطلب »

تشرف حاج سيد حسين حائري

تشرف حاج سيد حسين حائري

حـاج سيد حسين حائرى , ساكن ارض اقدس مشهد الرضا (ع ), در اوايل ماه ذى القعدة الحرام سال 1364, فرمود: حـدود سـال 1304 هـجرى , در ايام دهه محرم سيدى غريب كه او را نمى شناختم به منزل من در كـرمـانـشاه وارد شد. غالبا زوار چه اهل علم و چه غير ايشان از عراقين

تشرف حاج سيد حسين حائري ادامۀ مطلب »

تشرف حاج سيد عبداللّه ملايري

تشرف حاج سيد عبداللّه ملايري

حـاج سـيـد ابوالقاسم ملايرى , كه از علماى مشهد مقدس است , از مرحوم پدرشان آقاى حاج سيد عبداللّه ملايرى (ره ), كه داراى همتى عالى بود, نقل فرمودند: هنگامى كه براى تحصيل علم قصد كردم به خراسان بروم , از تمامى وابستگيهاى دنيوى صرف نظر نموده و پياده براه افتادم . مقدارى از مسير

تشرف حاج سيد عبداللّه ملايري ادامۀ مطلب »

تشرف غانم هندي در غيبت صغري

تشرف غانم هندي در غيبت صغري

ابوسعيد غانم هندى مى گويد: مـن در يكى از شهرهاى هند (كشمير) بودم و دوستانى داشتم كه چهل نفر بودند.ما بركرسيهايى كـه در طـرف راسـت سـلـطان بود, مى نشستيم و همه كتب اربعه (تورات ,انجيل , زبور و صحف ابراهيم ) را خوانده , با آنها در ميان مردم حكم مى كرديم ومسائل دين را

تشرف غانم هندي در غيبت صغري ادامۀ مطلب »

تشرف محمود فارسي

تشرف محمود فارسي

عالم كامل , محمد بن قارون مى گويد: مـرا نـزد زن مـؤمـنـه و صـالـحه اى دعوت كردند. مى دانستم كه از شيعيان و اهل ايمان است كه خانواده اش او را به محمود فارسى معروف به ابى بكر تزويج كرده اند, چون او و نزديكانش را بنى بكر مى گفتند. مـحـل سـكـونـت محمود فارسى به

تشرف محمود فارسي ادامۀ مطلب »

توسل مادر اسماعيل خان نوائي در مسجدالحرام

توسل مادر اسماعيل خان نوائي در مسجدالحرام

اسماعيل خان نوايى نقل كرد: مـادرى داشتم كه در كمالات و حالات معنوى از اكثر زنان اين زمان ممتاز بود و اوقات خود را در طـاعـات و عبادات بدنى صرف مى كرد. گناه و معصيتى مرتكب نمى شد و اززنهاى صالحه عصر خود محسوب مى شد و بلكه كم نظير بود. مادر بزرگم (والده او)نيز

توسل مادر اسماعيل خان نوائي در مسجدالحرام ادامۀ مطلب »

چرا درباره غيبت كتابي نمي نويسي؟

چرا درباره غيبت كتابي نمي نويسي؟

شيخ طوسى (ره) به واسطه، از مشايخ اهل قم نقل فرموده كه: على بن الحسين، پدر شيخ صدوق، دخترعموى خود را به همسرى گرفت و از او فرزندى پيدا نكرد لذا نامه نوشت به ابوالقاسم حسين بن روح (ره) كه از حضرت ولى عصر(عج) بخواهد كه دعا بفرمايد تا خداوند، فرزندانى فقيه، روزى او فرمايد.

چرا درباره غيبت كتابي نمي نويسي؟ ادامۀ مطلب »

چرا دعاي فرج را نمي خواني؟

چرا دعاي فرج را نمي خواني؟

ابوالحسن بن ابي البغل كاتب مي گويد: از طرف ” ابي منصور بن صالحان” مسئول انجام كاري شدم. اما در طي انجام مسئوليت قصوري از من سر زد، آنچنان كه او بسيار خشمگين شد، و من از ترس، متواري و مخفي شدم و او در جستجوي من بود. در يكي از شبهاي جمعه به طرف

چرا دعاي فرج را نمي خواني؟ ادامۀ مطلب »

ديدار يار غائب

ديدار يار غائب

در ايام تحصيل علوم دينى و فقه اهل بيت عليهم السلام، در نجف اشرف، شوق زيادى جهت ديدارجمال مولايمان بقية الله الاعظم عجل الله تعالى فرجه داشتم با خود عهد كردم چهل شب چهارشنبه پياده به مسجد سهله بروم، به اين نيت كه جمال آقا صاحب الامرعليه السلام را زيارت كنم و به اين فوز

ديدار يار غائب ادامۀ مطلب »

به بالا بروید