
شکوه فتح خرمشهر (مصاحبه)
« صدای توپ و تانک دشمن هر روز نزدیک و نزدیک تر می شد. نیروهای بعثی تقریبا به دل شهر راه پیدا کرده بودند. چاره ای جز مقاومت نداشتیم. جنگ به یکباره به ما تحمیل شده بود و آمادگی لازم برای دفاع از خود را نداشتیم. اما می بایست هر
77 مقاله

« صدای توپ و تانک دشمن هر روز نزدیک و نزدیک تر می شد. نیروهای بعثی تقریبا به دل شهر راه پیدا کرده بودند. چاره ای جز مقاومت نداشتیم. جنگ به یکباره به ما تحمیل شده بود و آمادگی لازم برای دفاع از خود را نداشتیم. اما می بایست هر

اطلاعاتي كه از اسراي عراقي درباره جنگ تحميلي به دست آمده به روشن شدن جريانات و حوادثي كه در خلال اين جنگ اتفاق افتاده كمك شاياني كرده است. ضمن اينكه بررسي عملياتهاي رزمندگان اسلام از زبان دشمن، خالي از لطف نخواهد بود. متن زير گزارش يكي از فرماندهان اسير عراقي

1- و قاتلوا فی سبیلالله الّذین یقاتلونکم و لا تعتدوا انّ الله لا یحبّ المعتدین.(بقره/190) ترجمه: و در را ه خدا با کسانی که با شما به جنگ برخاستهاند بجنگید، ولی از اندازه در نگذرید، زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد. «قتال»BBb به معنای آن است که انسان در مقام

2 . عمليات سوسنگرد : جبهه : جنوب موقعيت : شرق سوسنگرد تاريخ : 26/8/1359 عملیات سوسنگرد نوع تک : نيمه گسترده فرماندهي : مشترک سازمان : مشترک استعداد نيروهاي درگير : ايران : 6 گردان پياده و زرهي عراق : 8 گردان پياده و زرهي هدف عمليات : نجات سوسنگرد

عمليات امام علي (ع) : جبهه : جنوب موقعيت : شمال سوسنگرد تاريخ : 31/2 تا 5/3/1360 نوع تک : نيمه گسترده فرماندهي : مشترک سازمان : مشترک استعداد نيروهاي درگير : ايران : 7 گردان پياده و زرهي عراق : 12 گردان پياده ، زرهي و مکانيزه هدف عمليات

19 . عمليات والفجر مقدماتي : جبهه : جنوب موقعيت : جنوب فکه تاريخ : 17 تا 21/11/1361 نوع تک : گسترده فرماندهي : سپاه سازمان : مشترک استعداد نيروهاي درگير : ايران : 164 گردان پياده ، زرهي و مکانيزه و 23 گردان توپخانه عراق : 76 گردان پياده

***3 . عمليات نصر : جبهه : جنوب موقعيت : جنوب کرخه کور (هويزه) تاريخ : 15 تا 18/10/59 نوع تک : گسترده فرماندهي : ارتش سازمان : مشترک استعداد نيروهاي درگير : ايران : 10 گردان پياده و زرهي عراق : 27 گردان پياده ، زرهي و مکانيزه هدف

30 . عمليات کربلاي 1 : جبهه : غرب موقعيت : مهران تاريخ : 9 تا 19/4/1365 نوع تک : گسترده فرماندهي : سپاه سازمان : سپاه استعداد نيروهاي درگير : ايران : 37 گردان پياده و زرهي و 6 گردان توپخانه عراق : 111 گردان پياده ، زرهي ،

43 .عمليات بيت المقدس 2 : جبهه : شمال غرب موقعيت : غرب ماووت تاريخ : 15/10 تا 2/11/1366 نوع تک : گسترده فرماندهي : سپاه سازمان : سپاه استعداد نيروهاي درگير : ايران : 105 گردان پياده و زرهي و 4 گردان توپخانه عراق : 50 گردان پياده ،

8 . عمليات فرمانده کل قوا : جبهه : جنوب موقعيت : جنوب دارخوئين تاريخ : 21 تا 25/3/1360 نوع تک : نيمه گسترده فرماندهي : سپاه سازمان : سپاه استعداد نيروهاي درگير : ايران : 2 گردان پياده و زرهي عراق : 4 گردان پياده ، زرهي و مکانيزه

نارنجكانداز در پايگاه حسن نوران، هر شب كردهاي ضد انقلاب به ما حمله ميكردند. تصميم گرفتم دستگاهي بسازم كه نارنجك دستي را با فاصله بيش از صدمتر پرتاب كند. اين كار را با يك لوله خمپاره 60، يك فشنك دوشكا و يك قطعه سيم مفتول انجام ميداديم و با اين

ورزش باستاني در منطقه در جبهه براي ساخت ميل زورخانه در داخل پوكه خالي توپ 106، ميلهاي قرار ميدادند و اطراف آن را گچ و خاك مي ريختند كه بعد از خشك شدن بتوان از آن بهرهبرداري كرد. تخته شنايشان از جنس چوب جعبههاي مهمات بود. كباده را از پليت

هدايت بيل مكانيكي در عمليات والفجر8 روي جاده امالقصر، در دو طرف جاده با بيل مكانيكي بايد خاكريزهاي كوچكي به عنوان تركشگير زده ميشد و اين كار با توجه به حجم آتش كار سختي بود. يكي از بچههاي جهاد براي در امان ماندن از تركشها كار جالبي كرد. حوالي صبح،

يك شليك- دو انفجار همسنگران، سرپوش جلوي گلوله آرپيجي را بازكرده و يك عدد نارنجك كه ضامن آن را كشيده و با نخ يا كش يا چسب دور آن را پيچيده بودند در دهانه آرپيجي قرار دادند. دوباره دهانه را بسته و سپس شليك كردند. پس از انفجار دو صدا

مكانيكي مفتي غذاي گردان را با ماشين ميبردم كه گلوله توپي نزديك ماشين اصابت كرد و چرخ جلوي آن پنچر شد. آمدم پنچري بگيرم، متوجه شدم سيلندر ماشين هم با تركش سوراخ شده و آب زيادي از آن خارج شده است. مجبور بودم هر طوري هست حركت كنم و غذا

موشك اندازآر پي چي هليكوپترها و هواپيماهاي عراقي درمهران امان بچهها بريده بودند و نيروهاي خودي را هيچ سلاحي براي مقابله با اين هواپيماها(pc7) كه در ارتفاع كمي پرواز ميكردند نداشتند. به همين خاطر با همفكري لودرچي جهاد سكويي خاكي كه داراي شيبي به يك سمت بود، زدند تا آرپيجيزنها

نقل و انتقال يكي از فرماندهان در قصر شيرين با خبر شده بود كه دشمن قصد عمليات دارد و نيروي زيادي هم براي مقابله با آنها در خط نبود. از ترفند خاصي استفاده كرد، به اين صورت كه تعدادي ماشين را با چراغ روشن از عقبه به محور و بعد

ميدان مين وقتي به هر دليل مهمات كافي از جمله مين براي حفاظت منطقه در اختيار نداشتيم ،قوطيهاي خالي كمپوت را روي آتش ميانداختيم تا رنگ آنها تغيير كند و نرم شود بعد با يك قطعه چوب آن را به شكل «مين سوسكي» يا هر شكل ديگري در ميآورديم و

مين كمپوتي زمستانها در غرب به علت بارش سنگين برف و باران امكان كار گذاشتن مين در زمين بسيار ضعيف بود. بنابراين لازم بود به گونهاي از تحركات دشمن آگاه شويم فرمانده گروهان آن روز از ما خواست هرچه قوطي خالي كنسرو و كمپوت وجود دارد جمعآوري كنيم و بعد

نارنجك كشي بچهها موقع عقبنشيني اهرم نارنجك را با كش بسته و بعد ضامن آن را ميكشيدند و آن را در ماشين يا سنگرهاي اصلي يا اجتماعي ميگذاشتند. بعد از چند روز اين كشها كه عمدتاً مستعمل بودند پوسيده و پاره مي شد و نارنجك يكبار ديگر منفجر ميشد. شيوهي

كمين كمپوت در كردستان براي جلوگيري از نفوذ ضدانقلاب به پايگاه حدود شصت متر طناب تهيه كرديم و به آن قوطي خالي كنسرو و كمپوت استتار شده بستيم و دور تا دور پايگاه كشيديم.هروقت قوطيها صدا ميكرد ميفهميديم كسي در حال رخنه به پايگاه است. منبع: كتاب خلاقيت ها

كوزه پوكه يكي از شيوههاي خنك نگه داشتن آب در منطقه، نگهداري آن در پوكههاي بزرگ بود كه هميشه دور و بر پوكه را نمدار و مرطوب نگه ميداشتيم. منبع: كتاب خلاقيتها كوكتل مولوتفچي قضيهي كوكتل مولوتفچي به دوراني مربوط است كه هنوز بنيصدر رئيس جمهور و فرماندهي كل

گربه بيسيمچي شب عمليات با چند تن از نيروها براي آنكه بتوانيم راحتتر همديگر را پيدا كنيم و از حال هم مطلع باشيم قرار گذاشتيم سه بار بلند صداي گربه را تقليد كنيم و به اين وسيله يكديگر را از سلامتي خود باخبر كنيم و با آرامش بيشتر، عمليات را

لباس مبدل اولين شب عمليات والفجر2 مجروح شدم و در منطقهي دشمن باقي ماندم. وقتي ديدم عراقيها نزديك ميشوند، سريع لباس يكي از آنها را درآوردم و پوشيدم و آرام بر روي زمين خوابيدم. آنها چند بار مرا تكان دادند، اما من هيچ عكسالعملي نشان ندادم. بعد كه عراقيها رفتند،

ماكت سايت نيروها براي ترساندن و فريب دشمن ماكتي شبيه سايتهاي موشكي ساخته و در منطقه نصب كرده بودند و اطراف آن نيز نخلهاي دستي كاشته بودند كه به حفظ قضيه و گمراه كردن دشمن كمك ميكرد. ظاهر فريبندهي سايت به گونهاي بود كه مدتي بعد از نصب آن هواپيماهاي

مانور در شب در جريان يكي از مانورهاي قبل از عمليات كربلاي 8 كه در سه راه جفير انجام گرفت، شب شد و ماشينهاي عملياتي راه را گم كردند و اين امر باعث دردسربزرگي شد. در اين موقعيت، با آتش زدن چند لاستيك در فواصل معيني كه در بيسيم به

مسكن سنگر برادري دانشجوي رشتهي پرستاري بود كه در ميان كانال وظيفهي نگهداري همه مجروحان را بر عهده داشت. او غير از پانسمان كردن و شست و شوي زخم از كمبود امكانات و انجام ندادن بقيه امور شرمنده بود. از حواشي و متن چفيه و لباس و تنپوش شهدا و

قايق و رودخانه در حمله طريقالقدس براي عبور از رودخانه وسيلهاي نداشتيم جز يك قايق كه عراقيها با تيربار آن را سوراخ كرده بودند و نميشد از آن استفاده كرد. فكري به ذهنم رسيد. به كمك بچهها با دولا كردن پلاستيكهايي كه روي سنگر ميكشيديم، بيرون و داخل قايق را

قيف بنزيني آرپيجي بچهها قيف نوك گلوله آرپيجي را باز ميكردند و پلاستيكي را كه پر از بنزين بود، پس از چندلا شدن و گره زدن به منظور جلوگيري از نشست و آتش گرفتن با جرقههاي سلاح آماده كرده بودند، در قيف قرار ميدادند تا وقتي آرپيجي به هدف اصابت

كلاههاي بيسر در عمليات كربلاي 4 اجساد سه نفر از شهدا پشت خاكريز ما و مقابل خاكريز عراق به فاصلهي 50 متر قرار داشت و ما كه بچههاي تعاون بوديم بايد آنها را عقب ميكشيديم. ولي خطر زياد بود. به همين خاطر عدهاي از برادران در شب كلاههاي آهنييشان را