حكم احسان به  پدر و مادر

حكم احسان به  پدر و مادر

حكم احسان به  پدر و مادر

1 . اِنَّ البرّ بالوالدين واجب ، مؤمنَين كانا او مخالفَين او كافرَين ، برَّين كانا او فاجرَين ، حيَّين كانا او ميِّتيَن . و قد ورد انّه اكبر فريضه .

مرآة الكمال ، آيت الله مامقاني ، ج 1 ، ص 62

احسان و نيكي به والدين واجب است ، شيعه باشند يا غير شيعه حتّي اگر كافر باشند ، انسان خوبي باشند يا بد ، زنده باشند يا مرده . و در روايت آمده است كه احسان و نيكي به والدين يكي از بزرگترين واجبات مي باشد .

2 . در وجوب احسان به والدين ، اسلام شرط نيست بلكه والدين ،كافر هم باشند بايد احسان كرد .

جامع الشتات ، ج 1 ص 242 سؤال 400

3 . يكى از واجبات مهمّه شرع مطهّر بِرّ و احسان به والدين است، و از معاصى بسيار بزرگ عاق والدين است حتى اگر والدين كافر باشند .

ِ   أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏12، ص: 145

4 . نا گفته نماند آن چه گفته شد از وجوب برّ والدين ، قدر مسلّم ، آن برّي است كه در تركش والدين رنجيده خاطر مي شوند ، مانند اين كه نفقه ي آنها را ابتداءً ندهد تا ناچار شوند مطالبه كنند ؛ آنگاه بدهد ، چون اين مسامحه موجبِ رنجش آنها مي شود ؛ واجب است پيش از مطالبه كردن به آنها برساند . و مانند اينكه در مجلسِ ضيافتِ خود به آنها اعتنا نكند و همچنين در موارد تحفه و هديه دادن و امّا ترك كردنِ برّي كه آنها را نرنجاند حرمتِ آن معلوم نيست و نيز آن چه گفته شد از لزوم اكرام و احترامِ آنها قدر مسلّم آن اكرامي است  كه تركِ آن موجبِ آزار و رنجشِ آنها شود مثل اين كه براي اهانت و خوار كردنِ والدين پشت به آنها كند ، و يا صداي خود را بلندتر از صداي آنها نمايد ، و يا جلوي آنها راه رود البتّه تمام آنها حرام است لكن تركِ بعضي از مواردِ اكرام بدون قصد اهانت و بدون اين كه آن عمل عرفاً اهانت به حساب آيد و بدون اينكه سببِ رنجشِ آنان گردد حرمتِ آن معلوم نيست علاوه براين كه بعضي از مصاديق احسان و برّ به والدين مستحب شمرده سده است .

ر. ك ارزش پدر و مادر ، سيّد اسماعيل گوهري ، ص 252 / كتاب الحج (للشاهرودي)، ج‏1، ص: 35

5 . نسبت به عقوق هم بحث فوق مطرح است علامه ي مجلسي قدّس سرّه مي فرمايند : « …. فالظاهر أنه بمحض إيقاع هذه الأمور نادرا لا يسمى عاقا ما لم يستمر زمان ترك برهما و لم يكونا راضيين عنه لسوء أفعاله و قلة احترامه لهما بل لا يبعد القول بأن هذه الأمور إذا لم يصر سببا لحزنهما و لم يكن الباعث عليها قلة اعتنائه بشأنهما و استخفافهما لم تكن حراما بل هي من الآداب المستحبة و إذا صارت سبب غيظهما و استمر على ذلك يكون عاقا و إذا رجع قريبا و تداركهما بالإحسان و أرضاهما لم تكن في حد العقوق و لا تعد من الكبائر .

بحارالأنوار ، ج 71 ، ص 44 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید