سیاستمدار بر جسته ای ، وقتی نامزد اداره مهم شهرداری بود ، به سه سیاه پوست آفریقایی رسید و گفت که او به کسی که بهترین دلیل را برای جمهوری خواه شدن ارائه کند یک بوقلمون چاق می دهد . نفر اول گفت : « من جمهوری خواه را کسی می دانم که به ما سیاهان آزادی می دهد.»
سیاستمدار گفت : « بسیار خوب، پیتر . بیل، حالا می خواهم دلیل تو را بشنوم .» بیل گفت : « خوب ، من جمهوری خواه را کسی می دانم که برای ما احترام قائل است .» سیاستمدار فریاد کشید : « بسیار خوب ، حالا سام ، تو چه داری بگویی ؟»سام در حالی که داشت سرش را می خاراند و این پا و آن پا می کرد ،گفت : « آقای رئیس ، من جمهوری خواهم به خاطر این که آن بو قلمون را می خواهم !»نکته : بسیاری از انسانها از روی ترس یا طمع عقاید خودشان را ابراز می کنند ، نه از روی آگاهی یا عشق .
سه سیاه پوست
- آبان 29, 1392
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 243 نفر
- برچسب ها : داستان ها و حکمت ها, سیاست, سیاه پوست, شهرداری, عاشقانه و عالمانه
اشتراک گذاری این صفحه در :
آیا اسرای شام در اولین اربعین خود را به کربلا رساندند؟
۱۴۰۵/۰۵/۱۰
چه غذاهایی کلسترول بد خون را پایین میآورند
۱۴۰۵/۰۵/۰۹
وسط بیابون عربی
۱۴۰۵/۰۵/۰۷
استخوان هایتان و پرهیز از 9 مورد غذایی
۱۴۰۵/۰۵/۰۶
وسط بیابون عربی
۱۴۰۵/۰۵/۰۷
جملۀ اصلی زیارت اربعین چیست؟
۱۴۰۵/۰۵/۰۲
نیازهای اختصاصی دوران طفولیت
۱۴۰۵/۰۴/۳۱