
فهم رحمانیت خداوند
توصیف پروردگار به دو صفت رحمان و رحیم، معرفت بسیار کامل می خواهد زیرا رحمن یعنی آنکه رحمتش فراوان است و نه آن مقدار که تنها، از کلمه فراوان می فهمیم بلکه یعنی آنکه همه هستی از ناحیه اوست و هر چه از او برسد رحمت و نیکوست و رحیم
267 مقاله

توصیف پروردگار به دو صفت رحمان و رحیم، معرفت بسیار کامل می خواهد زیرا رحمن یعنی آنکه رحمتش فراوان است و نه آن مقدار که تنها، از کلمه فراوان می فهمیم بلکه یعنی آنکه همه هستی از ناحیه اوست و هر چه از او برسد رحمت و نیکوست و رحیم

قرآن کریم سعه رحمت پروردگار را از زبان حاملین عرش چنین بیان می کند: «الذین یحملون العرش و من حوله یسبحون بحمد ربهم و یؤمنون به و یستغفرون للذین آمنوا ربنا وسعت کل شی ء رحمه و علما فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک و قهم عذاب الجحیم؛ حاملین عرش

خداوند می فرماید: «رَب السمَوَتِ وَ الأَرْضِ وَ مَا بَیْنهُمَا الْعَزِیزُ الْغَفّارُ؛ پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، پروردگار عزیز و غفار» (ص/۶۶). در این آیه به مساله ربوبیت او نسبت به تمام عالم هستى می پردازد و اینکه او مالک همه این جهان است مالکى

وقتی که صفتی را در حالی که متلبس به ذات است در نظر بگیریم و اعتبار کنیم، به آن ”اسم” می گویند، یعنی اسم در اینجا غیر از نام است که ما معمولا در اصطلاح عرف داریم. نام یعنی یک قرارداد. یک لفظ را البته به اعتبار معنایی، ولی به

خداوند در سوره ملک آیه ۱۳ قرآن می فرماید: «و اسروا قولکم اواجهروا به» سخن خودتان را سری بکنید یا علنی، برای خدا یکسان است. این سر و علن برای بشرها متفاوت است، اگر حرفی را به صورت سری به شما بگویند قهرا از دیگران مخفی می ماند، و اگر

کمال چیست؟ یک باب خانه، وقتی کامل است که همه نیازمندی های زندگی یک خانواده را در برداشته باشد، چنان که اتاق های کافی برای نشستن و پذیرایی مهمان و آشپزخانه برای طبخ غذا و نیز روشویی و منبع آب و غیره را شامل باشد و هر اندازه که این

دعای سمات و آنرا «دعای شبور» نیز گویند و از ادعیه مشهوره و معروفه است و دارای اسم اعظم؛ و بزرگان از علماء بالله خواندن آن را در ساعت آخر روزهای جمعه ترک نمی کرده اند، و بسیاری از بزرگان علماء چون شیخ طوسی و ابن طاووس و کفعمی آنرا

جبار به کسى مى گویند که از روى خشم و غضب مى زند و مى کشد و نابود مى کند و پیرو فرمان عقل نیست و به تعبیر دیگر جبار کسى است که دیگرى را مجبور به پیروى خود مى کند و یا مى خواهد نقص خود را با ادعاى

یکی از القاب مبارکه حضرت بقیه الله تعالی، مُحمد بن الحسن العسکری عجل اللهُ تعالی فرجَه، وجهُ الله است، و در زیارت آن حضرت میخوانیم: «السلاَمُ عَلَی وَجْهِ اللَهِ الْمُتَلَقبِ بَیْنَ أَظْهُرِ عِبَادِهِ؛ سلام بر وجهُ الله که در میان بندگان متین و راستین خدا بدین لقب ملقب شده است».

مسأله نبوت و رسالت مسأله ای نیست که تدریجا در اثر یک سلسله تصادفات برای انسان پیدا شده باشد. انسان آنچنان موجودی است که از اولین لحظه ای که به روی زمین آمده است حجت الهی، رسول الهی، انذار الهی، هدایت الهی با او توأم بوده است، کما اینکه تا

ببینید در سوره نوح آیات ۱۰ تا ۱۳ قرآن، نوح چه می گوید: «استغفروا ربکم» استغفار کنید، از راه غلطتان برگردید، مایوس هم نشوید، نگویید کار ما از این حرفها گذشته، نه، رحمت خدا بیش از این حرفهاست، خدا آمرزنده و با گذشت است. همین قدر انسان به درگاه الهی

قرآن در پایان آیه ۵۱ سوره انفال می فرماید: «و ان الله لیس بظلام للعبید؛ و اینکه باید بدانید خدا هرگز به بندگان خود ظلم نمی کند». اینجا دو تا نکته است که باید عرض بکنم. یکی اینکه کلمه ” عبید ” آورده که علامت استرحام است، یعنی خدا چگونه

در امالی صدوق آمده است: «إذَا أَرَادَ اللَهُ أَنْ یَبْعَثَ الْخَلْقَ أَمْطَرَ السَّمَآءُ عَلَی الاْرْضِ أَرْبَعِینَ صَبَاحًا، فَاجْتَمَعَتِ الاْوْصَالُ وَ نَبَتَتِ اللُحُومُ؛ چون خداوند اراده فرماید که مردم را برای قیامت محشور کند، چهل شبانه روز آسمان بر زمین باران ببارد؛ و در اینصورت، اجزاء و اعضاءِ بدنها به هم

حسن فعلی برای پاداش اخروی عمل کافی نیست، حسن فاعلی هم لازم است. حسن فعلی به منزله تن و حسن فاعلی به منزله روح و حیات است و بیان کردیم که ایمان به خدا و روز رستاخیز، شرط اساسی و لازم حسن فاعلی است و این شرطیت یک شرطیت قرار

شرط اینکه یک عمل، وجهه ملکوتی خوب و ” علیینی ” پیدا کند این است که با توجه به خدا و برای صعود به ملکوت خدا انجام بگیرد. اگر کسی معتقد به قیامت نباشد و توجه به خدا نداشته باشد، عمل او وجهه ملکوتی نخواهد داشت و به تعبیر دیگر

در برخی احادیث وارد شده است که مشرکانی نظیر حاتم طائی با اینکه مشرکند، به خاطر کارهای خیری که در دنیا کرده اند معذب نخواهند بود و یا تخفیفی در عذاب آنها داده می شود. از روایات زیادی که در دست داریم کاملا می توان این مطلب را استفاده کرد:

اینکه گفته می شود که فرق رحمان و رحیم این است که رحمان مربوط به دنیا است و رحیم مربوط به آخرت، یا گفته می شود که رحمان شامل همه مردم اعم از کافر و مؤمن می شود اما رحیم تنها شامل حال مؤمنین می گردد توضیحش این است که

مسأله مورد بحث این است که آیا گناهان افراد مسلمان از لحاظ عقوبت مانند گناهان غیر مسلمانان است یا نه؟ طرح مسأله گناهان غیر مسلمان، از آن نظر که یک عقیده علمی بشمار می رفت ضرورت داشت ولی طرح این مسأله، یک ضرورت عملی است، زیرا یکی از عوامل انحطاط

دنیا دار تکلیف است و آخرت دار جزا. حضرت امیر فرمود: «و ان الیوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل؛ امروز روز عمل است و حسابی در کار نیست، و فردا روز حساب است و امکان عمل نیست» (نهج البلاغه، خطبه ۴۲). چرا؟ این یک امر

آنچه در حساب خدا مایه ارزش اعمال است کیفیت است نه کمیت. توجه نکردن به این نکته سبب شده گروهی از مردم در برخی از اعمال فوق العاده با ارزش اولیاء خدا وقتی که حجم اجتماعی آنها را کوچک دیده اند افسانه سازی کنند. مثلا درباره انگشتری که امیرالمؤمنین علی

تاریخ نشان می دهد که در برابر توحیدی که پیامبران الهی از فجر تاریخ به آن دعوت می کرده اند، انواع شرکها نیز وجود داشته است. الف. شرک ذاتی بعضی از ملل به دو ( ثنویت) یا سه ( تثلیث ) یا چند اصل قدیم ازلی مستقل از یکدیگر قائل

قرآن کریم عذاب کفار و منافقین را از سوی خداوند دانسته و بر همین اساس راجع به منافقین در سوره منافقون آیه ۳ می فرماید: «ذ ‘ لک بأنهم ءامنوا ثم کفروا فطبـع علی ‘ قلوبهم فهم لا یفقهون؛ ای پیامبر! اینچنین است به علت آنکه آنها ایمان آوردند و

حکمت مجازات در این دنیا یکی از دو چیز است : ۱- یا تشفی است، عقده خالی شدن است، که خود عقده خالی شدن هم یکی از این جنبه است که ناراحتی فرد سلب می شود، و دیگر از این جنبه که اگر عقده در کسی که ظلم بر او

استاد مطهری می گوید: به نظر من اگر افرادی یافت شوند که نیکی به انسانهای دیگر و حتی نیکی به یک جاندار اعم از انسان یا حیوان را (زیرا «لکل کبد حراء اجر، هر جگر سوخته ای را اجری است») – بدون هیچ چشم انتظاری انجام دهند، و حتی در

اسماء پروردگار به معنی نامگذاری نیست، چون اسم نامگذاری قراردادی است، هر اسمی را روی هر چیزی می شود گذاشت، آن دیگر قرارداد است، لازم نیست معنی آن اسم واقعا در این شخص صدق کند. مثلا اگر اسم کسی را گذاشتند ” حسن ” (حسن یعنی نیکو، زیبا) ممکن است

در تفسیر «مجمع البیان» در ذیل این آیه ۲۰۲ سوره بقره (أولـ’ئک لهم نصیب مما کسبوا والله سریع الحساب؛ آنها هستند که از دستاوردشان نصیبی خواهند داشت و خدا در حسابرسی، سریع است) می فرماید: در معنای سرعت حساب چند وجه ذکر شده است: اول آنکه خداوند در مجازات بندگانش

مسأله عدمی بودن شرور به تنهایی برای حل مشکل ” عدل الهی ” کافی نیست، قدم اول و مرحله اول است. نتیجه ای که بالفعل از این بحث گرفته می شود فقط این است که هستی دو نوع نیست: یک نوع هستی هایی که از آن جهت که هستی هستند

ما معمولا وقتی می گوییم فلان کس مسلمان است یا مسلمان نیست نظر به واقعیت مطلب نداریم. از نظر جغرافیایی، کسانی را که در یک منطقه زندگی می کنند و به حکم تقلید و وراثت از پدران و مادران، مسلمانند، مسلمان می نامیم و کسانی دیگر را که در شرایط

میخواهد کیفیت إعمال قدرت فاعلیه خدا را در زنده کردن مردگان بداند. «وَ إِذْ قَالَ إِبْرَ’هِیمُ رَب أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتَی ‘ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَی ‘ وَلَـ’کِن لِیَطْمَئن قَلْبِی قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَهً مِنَ الطیْرِ فَصُرْهُن إِلَیْکَ ثُم اجْعَلْ عَلَی ‘ کُل جَبَلٍ مِنْهُن جُزْءًا ثُم ادْعُهُن یَأْتِینَکَ سَعْیًا

چون تمام امور و از جمله آنها اعمال انسان از حساب، انفکاک و جدائی ندارد و به مجرد تحقق آن امور در خارج، آثارشان بر آنها مترتب میگردد بدون ذره ای از انفکاک، پس حساب ملازم و مقارن و به دنبال عمل است بدون ذره ای از انفکاک. در قرآن