خاطرات آزادگان 21
نامگذاري روزهاي دهه فجر ما روزهاي دههي فجر را نه مطابق با ايران بلكه به مقتضاي مكان نامگذاري كرده بوديم. مثلاً يك…
نامگذاري روزهاي دهه فجر ما روزهاي دههي فجر را نه مطابق با ايران بلكه به مقتضاي مكان نامگذاري كرده بوديم. مثلاً يك…
مركب در اردوگاه خودكار به ما نميدادند. بچهها گلها را خشك ميكردند و وقتي چند قطره آبجوش روي آنها ميريختند، حالت جوهر…
بر زخمهاي آشنا بغضم گرفته بود، با قطرت اشك من دانههاي برف از پشت شيشه شبيه قطرات باران ميشد. در حال خودم…
قرمز به رنگ خون شهدا بچهها براي تهيهي ورق نقاشي و مداد رنگي به صليب سرخ وانمود ميكردند كه ما ميتوانيم با…
عكس امام هنگام ظهر، حدود 60 نفر بوديم كه به اسارت نيروهاي دشمن درآمديم و ما را در پشت خاكريز قرار دادند.…
شهادت به خاطر تصوير امام خميني (ره) چند روزي در محاصره افتاده و بيآب و غذا شده بوديم. يك گلوله هم براي…
سوراخي درسر وقتي اسير شدم، تنها كلامي كه گفتم اين بود: من يك شاگرد بزازم و يك شب بيشتر در جبهه نبودهام…
رعايت بهداشت در آسايشگاه، دستشويي وجود نداشت و ميبايست اين 17 ساعت را بدون دستشويي سپري كنيم. خيلي زود به اين نتيجه…
زيركي درزندان طبق دستوري كه داده شده بود، ميبايستي از ايجاد هر صدايي در محوطهي زندان جلوگيري كنند، ولي بتدريج به اين…
شهيد بيسر بعد از درگيري سنگيني که در منطقه شرهاني داشتيم، دشمن مجبور به ترک مواضع و عقبنشيني شد اما هر از…
عكس يادگاري روزعلي خسته از جنگ بيامان تنها و غريب به عقبه بازميگشت.در ميان راه پيرمرد و دو پيرزن بومي را ديد.پرسيد:…
قربان لب عطشانت يك شهيد پيدا كردم. طرفهاي سه راه شهادت، چيزي همراهش نبود نه پلاك نه كارت شناسايي، فقط يك قمقمه…
گلدسته هاي كربلا قبل از عمليات فتحالمبين شهيد ميرکاظمي گفت:«وقتي انشاءالله رفتيم کربلا بر گلدستههاي سالار شهيدان ابي عبداللهالحسين (ع) اذان بگويم».…
زنگ ابديت محمود (1) مثل هميشه با شوق از خانه خارج شد، اما دقايقي بعد صداي انفجار شهر را لرزاند، زن هراسان…
دو دست حنا بسته آرپيجيزن با هزار زحمت براي ساعتي مرخصي گرفت تا از شهر سيگار تهيه کند. اما ده روز بعد…
نوجوان بسيجي عمليات تمام شده بود و اسرا را به عقب منتقل کردند. بين راه به نوجوان بسيجي کم سن و سال…
سيم خاردار مرحله اول عمليات محرم آغاز شده بود در گروهان، ادغامي از ارتش و سپاه خط شکن بودند. فرماندهي اين دو…
ماه مهماني خدا هميشه ميگفت من عاقبت در ماه رمضان شهيد ميشوم شب شهادت اميرالمومنين(ع) مداح مجلس ما بود . در ميان…
خواب عجيب خواب ديدم به اتفاق برادرم به سوي مکاني در حرکتيم، کنار ساحلي رسيديم که جمعيت زيادي نشسته بودند، نگهباني آنجا…
حسرت منور كه زدند ديدم يك نفر پاهايش را به زمين ميكشد. يك دستش را به گلويش گرفته بود و با دست…
تلفن هندلي يک روز سرپرست بودم که تلفن هندلي بعد از مدتها زنگ زد، گوشي را برداشتم. يک نفر به زبان فارسي…
شهيد زهره بنيانيان خدايا اکنون که جوانههاي آگاهي يکي پس از ديگري ميشکفند و هر روز ابعاد وسيعتري مييابند و غنچههاي نشکفته…
شهيد محمدحسين جوكار اي مقتدر و اي تواناي دانا اي زاهدان را معين، اي سالكان را مونس، اي عارفان را ياور، و…
شاعري داشت وطن كه هميشه مي گفت ((اهل كاشانم من … پيشه ام نقاشي! سر سوزن ذ وقي …)) و هميشه پرسيد:…
براستي اي عزيز طه! اي يوسف كنعان! و اي نوح زمان! ايا برما فرصتي هست كه گذشته را جبران كنيم؟ گذشته اي…
فردين محمدتبار صداي پا مي آيد، و تو، به دنبال صاحب صدا تمام عمر حيراني، دلت ميخواهد بداني که اين صدا از…
پيوند امام در اولين روز ورود به قم در شهريور سال 1341 مشتاقانه به زيارت امام رفتم و با اولين زيارت امام…
بسيجي شهيد محمدرضا مهرپاك بسم الله الرحمن الرحيم اللهم اياك نعبد و اياك نستعين ميخواهم زبان خامه را به سينه كاغذ آشنا…
عطر گل ياسبه نام الله خالق زيبايي ها امروز ميآيد، ديروز ميرود، فردا از راه خواهد رسيد و فردا ها هر يك…
آمده بودند تا امامشان را ببينند. از راهي دور و با مشقتي فراوان. خادم بيت پرسيد: «بگويم چه كساني آمدهاند؟» ـ بگو…