مكانيكي مفتي , مقر چكمهاي , من و كلاهم , مگسپراني , منحني زن ابتكاري
مكانيكي مفتي غذاي گردان را با ماشين ميبردم كه گلوله توپي نزديك ماشين اصابت كرد و چرخ جلوي آن پنچر شد. آمدم…
مكانيكي مفتي غذاي گردان را با ماشين ميبردم كه گلوله توپي نزديك ماشين اصابت كرد و چرخ جلوي آن پنچر شد. آمدم…
ميدان مين وقتي به هر دليل مهمات كافي از جمله مين براي حفاظت منطقه در اختيار نداشتيم ،قوطيهاي خالي كمپوت را روي…
مين كمپوتي زمستانها در غرب به علت بارش سنگين برف و باران امكان كار گذاشتن مين در زمين بسيار ضعيف بود. بنابراين…
نارنجك كشي بچهها موقع عقبنشيني اهرم نارنجك را با كش بسته و بعد ضامن آن را ميكشيدند و آن را در ماشين…
نارنجكانداز در پايگاه حسن نوران، هر شب كردهاي ضد انقلاب به ما حمله ميكردند. تصميم گرفتم دستگاهي بسازم كه نارنجك دستي را…
ورزش باستاني در منطقه در جبهه براي ساخت ميل زورخانه در داخل پوكه خالي توپ 106، ميلهاي قرار ميدادند و اطراف آن…
نقل و انتقال يكي از فرماندهان در قصر شيرين با خبر شده بود كه دشمن قصد عمليات دارد و نيروي زيادي هم…
گربه بيسيمچي شب عمليات با چند تن از نيروها براي آنكه بتوانيم راحتتر همديگر را پيدا كنيم و از حال هم مطلع…
لباس مبدل اولين شب عمليات والفجر2 مجروح شدم و در منطقهي دشمن باقي ماندم. وقتي ديدم عراقيها نزديك ميشوند، سريع لباس يكي…
ماكت سايت نيروها براي ترساندن و فريب دشمن ماكتي شبيه سايتهاي موشكي ساخته و در منطقه نصب كرده بودند و اطراف آن…
مانور در شب در جريان يكي از مانورهاي قبل از عمليات كربلاي 8 كه در سه راه جفير انجام گرفت، شب شد…
قايق و رودخانه در حمله طريقالقدس براي عبور از رودخانه وسيلهاي نداشتيم جز يك قايق كه عراقيها با تيربار آن را سوراخ…
قيف بنزيني آرپيجي بچهها قيف نوك گلوله آرپيجي را باز ميكردند و پلاستيكي را كه پر از بنزين بود، پس از چندلا…
كلاههاي بيسر در عمليات كربلاي 4 اجساد سه نفر از شهدا پشت خاكريز ما و مقابل خاكريز عراق به فاصلهي 50 متر…
فشنگهاي زنگ زده در منطقه فاو مستقر بوديم. در طول روز هر نفر فقط اجازه داشت سه تير شليك كند. يكي از…
قاطرهاي پيش مرگ براي كشف كمين دشمن، بچههاي گردان قاطريزه، قاطرهاي پير و مريض و تركش خورده را در جاهايي كه احتمال…
در پناه جنازه ها سال 66 در منطقه شلمچه امدادگر بودم. روزي من و يك بيسيم چي و رابط خط و 2…
دوشكاي خودكار در منطقه جنوب، دوشكا را در امتداد لبهي خاكريز قفل (همجهت) ميكرديم و بعد قفل بعدي را آزاد ميگذاشتيم و…
زاغههاي دروغين معمولاً لاستيكي را درمحلي دور از سنگرهايمان آغشته به بنزين ميكرديم و منتظر شليك خمپارهي دشمن ميشديم. به محض شنيدن…
زورخانه منطقهاي قبضه آرپيجي هفت تخته شنا بود و در گود زورخانه در چالهاي كه در كنار سنگر كنده بوديم به ورزش…
سنگرهاي خالي بعضي از نيمهشبها يدالله سنگرش را ترك ميكرد و به مواضع عراقيها نفوذ ميكرد او ميگفت:«امشب سنگرهاي عراقيها خالي است»…
سيم تلفن و پيكرشهيد جنازه دوست شهيدم بين نيروهاي ايراني و عراقي مانده بود. داوطلب شدم كه جنازه را عقب بكشم. سيم…
شني مينكش بعضي جاها كه بايد از عرض معبر عبور ميكرديم و نيروهاي تخريبچي در دسترس نبودند، بچهها شني پارهي تانكها را…
صداي مرگ برگها مقر ما در يكي از پايگاههاي مرزي در كردستان بود. براي اينكه بدانيم چه زماني ضد انقلاب به ما…
عبور از باتلاق براي عبور وسايل نقليه در مناطق پر گل و لاي يكي از رانندهها با همفكري بچههاي واحد تخريب طرحي…
خاكريزهاي نوراني وقتي خورشيد در حال غروب بود ما با مشكل انعكاس نور از شيشه خودروها، وسايل و ادوات مواجه بوديم. دشمن…
خرج خمپاره 60 ما چند خرج به خمپاره 60 اضافه كرديم و آن را به جاي خمپاره 82 به كار برديم كه…
چشمهاي مين در عمليات عاشورا در منطقهي ميمك يكي از بچههاي تخريبچي زير مينها چشم الكترونيكي تعبيه كرده بود كه به محض…
جابهجايي مهمات روي بدنه ماشينها و جعبههاي بزرگ مهمات كه با تريلي به جبهه منتقل مي شد، عبارات منحرف كنندهاي مينوشتيم و…
آب پاكتي در منطقه فاو آب آشاميدني را در پاكتهاي مخصوص شير به ما ميدادند، هر يك پاكت جيره روزانه چهار نفر…