شهيد وحيد بارچيان
خودم اهل جبهه و جنگ بودم سال 1362 براي اولين بار به جبهه رفتم. ساعت 3 نيمه شب به مقر شهيد حاج…
خودم اهل جبهه و جنگ بودم سال 1362 براي اولين بار به جبهه رفتم. ساعت 3 نيمه شب به مقر شهيد حاج…
رار همکلاسيهاي خود به اردوي زيارتي شهداي جنوب آمد.خودش تمايل زيادي نداشت با اين که بچهها تحت تأثير فضاي مناطق عملياتي قرار…
همه چيز براي سفر آماده بود. اما مسئول اردو کمي دلواپس بود، يکي از اتوبوسها در آخرين لحظات خراب شد. چارهاي نبود…
شاگرد مكانيك بود، ميگفت:«شما خيلي براي ما زحمت كشيديد، حالا نوبت ماست تا جبران كنيم. عاشق نماز اول وقت بود و انگار…
حاجيه خانم حاج شمسي طعم داغ شهادت 4 فرزند را چشيده بود. سال 1360 بزرگترين پسرش پر كشيد عباس رشيد بود و…
يادم هست با بچهي روي كولم ميرفتم مزرعه مردم كار ميكردم، در فصلهايي كه كشاورزي نبود نيز حصير ميبافتم و كارهاي خانه…
**از كجا بگويم، از كودكيشان كه در فقر و تنگدستي گذشت و يا جوانيشان كه در ميان آتش خمپارههاي دشمن بعثي سپري…
*** قبل از آشنايي با پرويز، با رجب جورسرا ازدواج كردم. مسئول حزب جمهوري اسلامي در شهر عباس آباد. رجب اهل دعا…
حاجيه خانم، شهربانو حسن پور مادر دو شهيد است ، در چشمانش برق دو نگاه موج ميزد. يك نگاهش خيره به گلزار…
**اهل عليسرود بودم و خانهدار. 15 سال بيشتر نداشتم كه ازدواج كردم. همسرم مردي كشاورز بود و از اين طريق معاش خانواده…
فاطمه خوشچهره از اهالي صومعهسرا و متولد روز چهارم اسفندماه سال 1318 است. 9 ساله بود كه سايه گرم پدر را از…
از كجا بگويم از سالهايي كه شيرهي جانم را براي رشد فرزندم گذاشتم از شبهايي كه تا صبح بيدار نشستم تا مراقبش…
** شهربانو ثمني همسر شهيد نوروزعلي يزدانخواه و مادر شهيدان قربانعلي، رحيم، طوبي و خديجه است. وقتي از او درباره طوبي و…
در بعد از ظهر يکي از روزهاي نوروز 1380 گروهي از فرزندان شاهد دبيرستان دخترانه شهرستان ساري از استان مازندران براي بازيد…
ما در مهاباد بوديم در آنجا بين فرماندار شهر و فرمانده سپاه در خصوص چگونگي اعزام نيرو، اختلاف و دوگانگي به وجود…
روزي مسئول حفاظتي آقا به ما اطلاع داد که آقا ميخواهند به دوکوهه بيايند و ميان رزمندگان حضور پيدا کنند و مسائلي…
«آقا» در يک جلسه آمدند به قرارگاه تاکتيکي ما در «ماره» که چسبيده به خرمشهر است همان زماني که ايشان آنجا بودند…
مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا از ابتدای شروع جنگ با شهيد دکتر چمران حضور فعال و نزديک در جبهه داشتند…
يک روز که «آقا» در جبهه مهمان ما بود برايشان غذاي تقريباً متوسطي در نظر گرفته بوديم به نظر خود ما اين…
در آغاز جنگ شبي در پايگاه هوايي دزفول با مقام معظم رهبري جلسه داشتيم بنيصدر هم بود حدود ساعت 12 شب بود…
من يادم ميآيد در گوشه لچکي، يعني جايي که کربلاي8 در آن زمان انجام گرفت تمام بچههاي لشگر سيدالشهداء مورد حمله شيميايي…
يک روز آقا به «لشگر41ثارالله» تشريف آوردند، بعد از پذيرش قطعنامه بود و براي بچهها سوالهايي وجود داشت لذا سوال ميکردند و…
(شهید عبدالله محمودی) «خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان میکشید.» «حجاب تو سنگر تو…
مـسـاله (ديـن و شمشيـر), (اسلام و خشـونت) از حـربه هاى كهنه و ديـريـنـى است كه جهان غرب آن را بـراى كـوبيـدن اسلام…
پس از سقوط هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس که مورد حمله ناو آمریکایی وینسنس قرار گرفته بود و در شرایطی که…
غروب بود و باد، دانههاي غبار را بر گرد صورت مرد به بازي گرفته بود. در افق، سايههاي شكنندهي كلاههاي آهني از…
ميآيد، ميآيد، حتماً ديگر ميآيد. هر وقت گلهاي محمدي باز شد، بايد اينجا بيشينم، جم نخورم، تا صد سال ديگر هم كه…
حتي خداحافظي هم نكرد. در را كه باز كردم او نبود. خانه ساكت بود و كفشهايش توي جاكفشي جفت نبودند. جايش خاليست…
علي موشك آر پي جي هفت را روي شانهاش ميزان ميكند. از پشت خاكريز بلند ميشود و قبل از اينكه ماشه آن…
بابايي، عشق يعني چه ؟ سيم خاردار رفت در دهانهي سيمچين و صدا كرد، براي چندمين بار. سيم هاي بريده شده با…