سردار امير حيات مقدم

سردار امير حيات مقدم

يک روز که «آقا» در جبهه مهمان ما بود برايشان غذاي تقريباً متوسطي در نظر گرفته بوديم به نظر خود ما اين غذا هيچ غيرعادي نبود ايشان مهمان ما بودند ما بايد پذيرايي مي‌کرديم اما آقا در همان ابتداي ورود فرمودند: فلاني، از همان غذايي که خودتان ميخوريد و به رزمندگان هم مي دهيد به من بدهيد، نکند که چيز اضافه‌اي در نظر بگيريد، من عرض کردم:«آقا، شما مهمان ما هستيد و ما وظيفه داريم که از چنين مهمان عزيزي پذيرايي کنيم، فرمودند:«نه، پذيرايي که به غذاي رنگارنگ نيست من همان غذايي را مي‌خورم که همه رزمندگان مي‌خورند». نکته ديگري که خيلي برايم عجيب بود مجالست و همنشيني عادي و متواضعانه ايشان بود. در آن موقع رئيس جمهور يک مملکت بودند ولي وقتي که مي‌رفتيم داخل اتاق با لباس معمولي خانگي مي‌نشست، حتي بعضي از آقايان ديگري که در ملاقات‌هاي غيررسمي و در زمان استراحتشان خدمت ايشان مي‌آمدند همانند اعضاي خانواده و فرزندانشان با آنان برخورد مي‌کردند و اين نشان تواضع و يکرنگي ايشان است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید