آداب جبهه 4
حلاليت خواستن طلب حلاليت و تقاضاي شفاعت بچهها از هم، رايجترين عباراتي بود كه دائم در بين آنها مبادله ميشد. مثل: «التماس…
حلاليت خواستن طلب حلاليت و تقاضاي شفاعت بچهها از هم، رايجترين عباراتي بود كه دائم در بين آنها مبادله ميشد. مثل: «التماس…
آب متبرك ارادت همهي نيروهاي بسيجي به امام (ره) بر عالم و آدم آشكار بود و در همان حال آنقدر مشتاق بودند…
چشم دل هر شب وقت خواب كه ميشد، بساطي داشتيم. بعضيها خوش خواب بودند و برخي پيربيخواب. قرار گرفتن اين دو گروه…
الغيبه اشد من الكارهاي بدبد مراسم صبحگاهي بود. روحاني گردان راجعبه واجبات و محرمات صحبت ميكرد. با بچهها خيلي صميمي بود. براي…
الهي حرامتان باشد آن شب يكي از آن شبها بود، بنا شد از سمت راست يكييكي دعا كنند، اولي گفت: «الهي حرامتان…
چهار كلمه، چهار شخص بچهها طبق آداب جبهه، روي چهار تكه كاغذ، كلمات اسير، مجروح، شهيد، سالم را نوشته، هر كس يكي…
خودت بخوان در لشگر نجف روحاني بيرودربايستي داشتيم وقتي به او ميگفتيم: «حاج آقا ما را براي نماز شب از دعا فراموش…
از خوف خدا غش كرده اگر كسي بيموقع در ميان جمع ميخوابيد، خصوصاً اگر اين شخص بعد از سلام نماز خوابش ميبرد…
اللهم الرزقنا توفيق الپارتي وقتي آشپز مراعات حال برادران سنگين وزن _ هيكل تداركاتي _ را ميكرد و غذايشان را يك كم…
اللهم العن ابن مرجانه دوستي داشتيم كه حاضر جواب بود. يكي از دوستان كه با او صميميتر بود، گفت: «ما را كه…
بلبليش كه بلبلي صداي خوبي داشت. وقتي ميخواند لذت ميبرديم، اما وانمود ميكرديم كه دوست نداريم او بخواند و ميگفتيم: «از صدات…
برق سه فاز روزي از محمد در مورد روحيهي رزمندگان سؤال كردم. گفت: «روحيهي رزمندگان ما مانند برق سهفازي است كه وقتي…
تكليف بندهي خدا بيصبر بود و كمطاقت. از بس از روحاني گردان پرسيده بود: «حاج آقا تكليف ما چيست؟ ما بايد چهكار…
دودوتا وقتي جانشين گردان براي جلسه وارد شد، يكي از بچهها كه با خلق و خوي مسئولين در جبهه آشنا بود و…
ريز، تيز، تميز وقتي عمليات نميشد و جابهجايي صورت نميگرفت، نيروها از بيكاري حوصلهشان كم ميشد. نه تير و تركشي، نه شهيد…
سنگر بگير، سنگك هميشه خدا، تو راه تداركات بود، يا ميرفت چيزي بگيره، يا چيزي گرفته بود، داشت ميآورد. بچههاي دسته هم…
سلامتي فرماندمان خبر خوش عمليات همهجا رسيده بود، و بچهها بايد اين وجد و نشاط و از خود بيخودي را يك جوري…
سرانجام وقت انتخاب فرا مى رسد، و رزمنده پیكار جوى مسلمان مى خواهد به آنچه كه در فكر اوست عینیّت بخشد، و…
آمار وقتی سوت آمار به صدا در میآمد، هر کس مشغول هر کاری بود، میبایست از آن کار دست میکشید و سر…
مكانيكي مفتي غذاي گردان را با ماشين ميبردم كه گلوله توپي نزديك ماشين اصابت كرد و چرخ جلوي آن پنچر شد. آمدم…
ميدان مين وقتي به هر دليل مهمات كافي از جمله مين براي حفاظت منطقه در اختيار نداشتيم ،قوطيهاي خالي كمپوت را روي…
مين كمپوتي زمستانها در غرب به علت بارش سنگين برف و باران امكان كار گذاشتن مين در زمين بسيار ضعيف بود. بنابراين…
نارنجك كشي بچهها موقع عقبنشيني اهرم نارنجك را با كش بسته و بعد ضامن آن را ميكشيدند و آن را در ماشين…
نارنجكانداز در پايگاه حسن نوران، هر شب كردهاي ضد انقلاب به ما حمله ميكردند. تصميم گرفتم دستگاهي بسازم كه نارنجك دستي را…
نقل و انتقال يكي از فرماندهان در قصر شيرين با خبر شده بود كه دشمن قصد عمليات دارد و نيروي زيادي هم…
ورزش باستاني در منطقه در جبهه براي ساخت ميل زورخانه در داخل پوكه خالي توپ 106، ميلهاي قرار ميدادند و اطراف آن…
هدايت بيل مكانيكي در عمليات والفجر8 روي جاده امالقصر، در دو طرف جاده با بيل مكانيكي بايد خاكريزهاي كوچكي به عنوان تركشگير…
يك شليك- دو انفجار همسنگران، سرپوش جلوي گلوله آرپيجي را بازكرده و يك عدد نارنجك كه ضامن آن را كشيده و با…
كوزه پوكه يكي از شيوههاي خنك نگه داشتن آب در منطقه، نگهداري آن در پوكههاي بزرگ بود كه هميشه دور و بر…
گربه بيسيمچي شب عمليات با چند تن از نيروها براي آنكه بتوانيم راحتتر همديگر را پيدا كنيم و از حال هم مطلع…