ای آفریدگار صبح در جشن با شکوه روزی که آغاز می شود و در تمامی روزهایی که شیرینی نام تو بر لبانم می نشیند من عهد دیرینه ی خویش را با صاحب صبح و امام عصر تازه می کنم و دست بیعتم را در زلال دستانش معطر می سازم تا شعر سپید این عشق در صحن دلم تکرار شود . طراوت جاری این عهد و بیعت هرگز از باغ خاطرم بیرون نمی رود و پیوسته شال سبز محبتش را بر گردن می نهم تا نوازشگر شانه های لرزانم باشد. خالق مهربان من ! اگر دست تقدیر تو ، لباس سپید آخرت را بر تن من پوشاند و درخت زندگی ام، تنبه خواب زمستانی و ابدی خویش سپرد و میان آن ماه تابان در آسمان چشم مردمان آشکار شد ، مرا از محراب قبرم بر انگیز و توفیق احرام در صحن و صفایش عنایت کن تا لبیک گویان در گرد کعبه ی وجود مقدسش طواف کنم ای اجابت کننده هر دعا ! پنجره قلب منتظران رو به آسمان بی کرانت گشوده است تا به یک اشارت تو، غبار غم و اندوه غیبت از دل ها بر خیزد و چشم ها به تماشای باران ظهور بنشیند. خدایا ! شب یلدای هجران را به یمن ظهور ماه کاملش ، کوتاه کن که شب پرستان ، همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مؤمنان طلوع خورشی جمالش را نزدیک می دانیم فرج اللَّه (فردین) فکوری
اگر مُردَم
- آذر 11, 1393
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 168 نفر
- برچسب ها : آفریدگار, امام زمان (ع), امام عصر, چهارده خورشید, صبح, طلوع, متون ادبي
اشتراک گذاری این صفحه در :
طرز تهیه اسنک مرغ یا بوقلمون
۱۴۰۴/۱۱/۲۳
خاطرات یک بانوی رزمنده
۱۴۰۴/۱۱/۲۲
عسل گندم سیاه و فواید آن
۱۴۰۴/۱۱/۲۱
حرکتی در راستای جهان تبیین
۱۴۰۴/۱۱/۲۱
قهوه شیرین خانم روانشناس
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
انتخاب کتاب مناسب برای کودکان
۱۴۰۴/۰۷/۱۰
نمونه اي از آثار اخروي دعاي پدر و مادر
۱۴۰۴/۰۷/۰۵