تعدد زوجات

تعدد زوجات

در آئین باب (ص ۹۴) از کتاب صحیفه الاحکام سید باب نقل میکند که: کتب علیکم ان لا تنکحوا اکثر من اثنی نساء حدا فی کتاب الله لعلکم تتقون – نوشته شده است برای شما اینکه بیش از دو زن تزویج نکنید، و این حدی است که در کتاب خدا است و از آن تجاوز ننمائید تا تقوی داشته باشید.
سید باب بعقیده ی خودش خواسته تعدد زوجات را اصلاح و تعدیل کرده و حد وسط را بگیرد، و میرزا بهاء نیز در اینمورد از او تقلید و پیروی کرده، و با لحن دیگری همان حکم را از آسمان نازل میکند.
در اقدس (ص ۱۸ س ۹) قد کتب الله علیکم النکاح ایاکم ان تجاوزوا عن الاثنتین و الذی اقتنع بواحده من الاماء استراحت نفسه و نفسها و من اتخذ بکرا لخدمته لا بأس علیه کذلک کان الامر من قلم الوحی بالحق مرقوما – نوشته است خداوند برای شما تزویج کردن را و مبادا از دو نفر بیشتر تزویج کنید و کسیکه قناعت میکند بیکزن خود را و هم نفس زنرا راحت کرده است و اگر کسی دختر باکره را برای خدمت کردن انتخاب بنماید مانعی ندارد و حقیقت امر همینطور از قلم وحی نوشته میشود.
اسلام میگوید: تعدد زوجات در مواردیکه مقتضی باشد، مشروط بمراعات جنبه ی عدالت در میان زوجات است، طوریکه طبق عدالت تمام و بنظر واحد و متساوی با آنها رفتار کرده، و کوچکترین افراط و تفریط و ظلم و بی اعتنائی و بیمهری نسبت بیکی از آنها روا ندارد، و هر مردی تا چهار زن با حفظ شرائط مقرره میتواند داشته باشد. و در صورتیکه نتواند معاش آنها را تأمین کند و یا نتواند در میان آنها موافق عدل و مساوات رفتار بنماید و یا مفاسد دیگری بر تعدد زوجات مترتب بشود: البته جایز نخواهد بود.
و میرزا بهاء میگوید: در مقام تزویج از دو نفر تجاوز نکنید، و اگر یک خادمه ی باکره ی هم داشته باشید مانعی ندارد.
و لازمست متوجه باشیم که: تزویج تا چهار زن در صورت ایجاب مقتضیات طبیعت و اقتضای عوامل خارجی (فردی یا اجتماعی) است، پس در صورتیکه عوامل خارجی مقتضی تزوجی سه نفر است یا چهار نفر، و مرد هم توانائی تأمین معاش و تنظیم امور هر سه یا هر چهار نفر را بطور عادلانه دارد در اینجا محدودیت و ممنوعیت برای چیست؟ آیا اینمحدودیت بنفع مرد است یا بنفع زن یا بنفع اجتماع؟ ما فرض میکنیم مردیرا که برای اداره ی چهار زن (آری بیش از چهار زن از عهده اداره یک مرد بیرون
است) متمکن و مقتدر است، و در مقابل نیز چهار نفر زنرا که در اثر فشار روزگار یا جان و دل برای ازدواج با چنین مردی اقبال میکنند، و عوامل و مقتضیات اجتماعی هم موافقت مینماید: آیا در این صورت تعدد زوجات مانعی دارد؟
و دیگر اینکه: خادمه ی باکره گرفتن یعنی چه؟ اگر منظور تزویج خادمه ی باکره است: در این صورت بطور مسلم بیکی از دو طرف (زن خادمه یا زن آزاد) ظلم و تعدی خواهد شد، و چرا موضوع تزویج زن محدود بدو نفر شد است؟ و اگر تنها عنوان خدمت است: پس باکره بودن یعنی چه و ذکر نمودن آن در ذیل عنوان نکاح یعنی چه؟ و تعجب در اینجا است که: چون عبدالبهاء موضوع تعدد زوجاترا در خارج (که تمدن اروپا ممالک شرقی را فراگرفته است) مورد اعتراض و انتقاد دیده است: بلافاصله تحت تاثیر تبلیغات اجنبی پرستان قرار گرفته، و حکم صریح اقدس را تأویل میکند.
در گنجینه ی احکام (ص ۱۴۰) میگوید: فص کتاب اقدس فی الحقیقه توحید است زیرا مشروط بشرط محال است.
و باز از شوقی افندی نقل میکند که: تزویج نمودن دو زن نهی صریحست زیرا مشروط بشرط محال است.
در صورتیکه در عبارت اقدس هیچگونه تقییدی نبوده است، و شاید عبدالبهاء تقیید آیه ی شریفه قرآن را (و ان خفتم ان لا تعدلوا فواحده) بعبارت اقدس اشتباه کرده و چنین سخن را گفته است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید