جایگاه شهید و شهادت و مفهوم شهادت طلبی
به مقوله شهید، شهادت و شهادت طلبی در اسلام ناب محمدی (ص) اهمیت بسیاری داده شده است.
شهید و شهادت دارای جایگاه ویژهای نزد خداوند میباشند و شهادت بهعنوان مهمترین اعمال و بالاترین مراحل تکامل عملی، معرفی گردیده است.
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: “بالاتر از هر نیکوکاری، نیکوکاری دیگری است، تا آن گاه که مرد در راه خدا شهید شود، همین که در راه خدا شهید شد بالاتر از آن نیکوکاری نیست.”
همچنین حضرت علی (ع) در هنگام ضربت خوردن میفرمایند: “سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم.”
یعنی شهادت را مایه رستگاری میدانند. خداوند متعال در قرآن کریم میفرمایند:
“کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندار، بلکه آنها زندهاند و نزد پروردگارشان به ایشان روزی میدهند.”
این است که وقتی شهید، پس از شهادت کرامت و عنایت خداوند را مشاهده میکند، دوست دارد دوباره به دنیا برگردد و دوباره در راه خدا بجنگد و بار دیگر کشته شود.
بنابراین، میتوان گفت تنها مرحلهای از تکامل که انسان با رسیدن به آن به رستگاری و سعادت جاوید خویش یقین پیدا میکند، مرحله شهادت در راه خداست.
فضایل ذکر شده درباره شهید و شهادت، موجب ایجاد روحیه شهادت طلبی در بین مسلمانان میگردد.
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: “هر که صادقانه از خداوند شهادت را مسألت کند و خداوند او را به منزلتهای شهیدان برساند، هر چند در بستر خود بمیرد.”
و یا اینکه امام علی (ع) در خطبه ۱۵۶ نهجالبلاغه میفرمایند: “گفتم: ای رسول خدا! مگر جز این است که در روز “احد” که گروهی از مسلمانان به شهادت رسیدند و شهادت نصیب من نشد و سخت بر من گران آمد، تو به من فرمودی: “ای علی! مژده باد تو را که شهادت در پی تو خواهد آمد. پیامبر (ص) به من فرمود: همانا این بشارت تحقق میپذیرد، در آن هنگام صبر تو چگونه است؟ گفتم: ای رسول خدا! چنین موردی جای صبر و شکیبایی نیست بلکه جای مژده شنیدن و شکرگزاری است.”
در معنای شهادت طلبی میتوان گفت، شخص با اینکه میداند در جنگ کشته میشود، باز هم در جنگ شرکت کند و همین منشأ قداست شهادت است؛ زیرا شهادت ۲ رکن دارد؛
اول اینکه: در راه خدا باشد؛ یعنی هدف مقدس بوده و انسان بخواهد خود را فدای هدف کند و دیگر اینکه آگاهانه صورت گرفته باشد و شهادت بهحکم اینکه عملی آگاهانه است و اختیاری و در راه هدف مقدس و از هر گونه انگیزه خردگرایانه منزه و مبراست، تحسین انگیز و افتخارآمیز است و عملی قهرمانانه تلقی میشود و در میان انواع مرگها، تنها این نوع از مرگ است که از حیات و زندگی، برتر و مقدستر و عظیمتر و باافتخارتر است.
نمونه تاریخی این مطلب، یاران باوفای امام حسین (ع) میباشند، با آنکه آن حضرت در شب عاشورا خطاب به یاران خویش فرمود: “هر که میخواهد برود و هر کس میخواهد بماند، البته هر کس ماند فردا شهید میشود.”
عدهای رفتند و عدهای که طعم شیرین شربت شهادت را خداوند به آنها قبل از شهید شدنشان چشانده بود، ایستادند و مقاومت کرده و سپس به درجه رفیع شهادت نائل شدند. خاندان رسالت همیشه بهعنوان الگوهای برتر شهادت طلبی مطرح میباشند و حضرت زینب (س) نیز بهعنوان پیام آور کربلا، الگوی شهادت طلبی هر زن و مرد مسلمانی میباشد.
شهادت طلبی حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)
حضرت زینب (س) در خانواده وحی متولد شد.
پدر بزرگوارش حضرت علی (ع) شجاعترین مردان در صحنه نبرد و پیروز همیشه میدان بود و مادرش حضرت زهرا (س) نیز شجاعت را به کمال دارا بود.
امام علی (ع) نه تنها آرزوی شهادت داشت بلکه از اینکه در جنگ احد به شهادت نرسید، ناراحت بود، که با مژده رسول خدا (ص) به او، شکرگزاری کرد و سرانجام در ۲۱ رمضان سال چهلم هجری به آرزوی دیرینه خود نائل گشت.
حضرت زهرا (س) نیز در هنگام دفاع از موضع ولایت، در حالی که هنوز بانویی جوان بود، به شهادت رسید.
آری! حضرت زینب (س) دختر علی و فاطمه (س) است و مسلماً صفات و ویژگیهای این دو معصوم را به ارث خواهد برد.
او از کودکی با شهادت آشنا گشت. قطعاً این انس به شهادت، ریشه شهادت طلبی این بانوی مکرمه است و به همین دلیل در محرم سال شصت هجری، با کاروان شهادت همراه گردید، هر چند این همراهی به شهادت ایشان منجر نگردید، لکن در جایگاههای مختلف آمادگی خود را برای کشته شدن در راه خدا اظهار داشت.
“در مجلس ابن زیاد، عبیدا…بن زیاد، متوجه حضرت علی بن الحسین (ع) شد و گفت: این مرد کیست؟ گفتند: علی بن الحسین.
گفت: مگر علی بن الحسین را خدا نکشت؟!
حضرت فرمود: من برادری داشتم که نام او نیز علی بن الحسین بود و مردم ظالم او را کشتند. گفت: بلکه خدا او را کشت! حضرت فرمود: خداوند، جانها را به هنگام مرگشان میگیرد.
ابن زیاد گفت: آیا تو جرئت داری که به من جواب بدهی؟! او را ببرید و گردنش را بزنید!
عمهاش زینب (س) شنید و فرمود: ای پسر زیاد! تو کسی را از ما باقی نگذاشتی، اگر قصد کشتن او را داری، مرا نیز با او بکش.”
حضرت زینب (س) در این مجلس و در مواضع دیگری با جرئت و شجاعتی که به ارث برده بود، همچون مادرش از مقام”ولایت” دفاع نمود، بدون اینکه از شهادت در راه خدا واهمهای داشته باشد.
پس از شهادت امام حسین (ع)، سپاه عمر سعد برای غارت خیمههای اهل بیت (ع) هجوم بردند.
گروهی از آنان به امام سجاد (ع) رسیدند. امام (ع) در آن حال از شدت ضعف و بیماری نمیتوانست از جای خود برخیزد.
وقتی سپاه عمر سعد به امام سجاد (ع) رسید، یکی فریاد برآورد: به صغیر و کبیر آنها رحم نکنید و احدی از آنان را باقی نگذارید! دیگری گفت: شتاب نکنید تا با امیر عمر سعد در این باره مشورت کنیم! شمر شمشیر کشید و قصد جان امام (ع) را نمود.
حمید بن مسلم گفت: یا سبحان ا…! آیا کودکان کشته میشوند؟ همانا او کودکی مریض است! شمر گفت: ابن زیاد دستور کشتن فرزندان حسین را صادر کرده است.
حضرت زینب (س) با مشاهده این منظره به امام سجاد (ع) نزدیک شد و گفت: او کشته نخواهد شد تا من در دفاع از او کشته شوم.
سخن حضرت زینب (س) سبب شد تا عمر سعد شمر را از تصمیم خود منصرف سازد.
هر چند حضرت زینب (س) همراه سایر شهدا به شهادت نرسید (که البته از مهمترین دلایل آن میتوان به پیام رسانی عاشورا، دفاع از جان بازماندگان خاندان حسین (ع) و سرپرستی کاروان اسیران اشاره نمود)، لکن در راه حفظ دین خدا از همه چیز گذشت و مصائب زیادی را تحمل نمود و بهجرئت میتوان گفت در خاندان شهیدان کربلا از نظر تعداد بستگان شهید، الگوست.
1- فرزند شهید
حضرت زهرا (س) مدتی بعد از رحلت رسول اکرم (ص) بنا بر روایات مشهور در سن هجده سالگی و حضرت علی (ع) نیز در سال ۴۰ هجری به شهادت رسیدند.
زینب (س) در زمانی که نیاز به محبت مادر و پدر داشت، از این موهبت الهی محروم گشت؛ لکن به دلیل تعلیمات وحیانی و تربیت الهی، با ارزش و جایگاه والای شهید و شهادت آشنایی داشت و لذا این مصائب برای او قابل تحمل بود.
2- خواهر شهید
قبل از واقعه عاشورا پس از شهادت پدر و مادر، معصوم سوم و پیشوای دوم شیعیان، امام حسن مجتبی (ع) در سال پنجاهم هجری به شهادت رسید.
امام حسن مجتبی (ع) بر اثر زهر بهشدت در رنج بود.
نیمههای شب، امام حسن (ع) که دیگر نمیتوانست درد را تحمل کند، یگانه مونس و غمخوارش، حضرت زینب (س) را صدا زد.
زینب (س) برخاست و به بالین برادر آمد و او را بهگونهای دید که چون مارگزیده به خود میپیچد.
احوال او را پرسید. امام حسن (ع) فرمود: خواهرم! برو برادرم حسین (ع) را خبر کن و به این جا بیاور.
زینب (س) نیز به خانه برادرش حسین (ع) شتافت و ماجرا را به او گفت و او را به بالین برادر آورد.
سرانجام زینب (س) با شهادت برادرش امام حسن مجتبی (ع) مواجه شد، و این پایان ماجرا نبود.
بعد از آن در واقعه کربلا، برادران خود عبدا…، جعفر، عثمان، حضرت ابوالفضل العباس بن علی، فرزندان امالبنین و جعفر بن علی، عثمان بن علی و ابوبکر بن علی و در رأس همه آنها سید الشهداء، امام حسین (ع) را از دست داد و همگی به درجه رفیع شهادت نائل گشتند.
“هنگامی که زینب (س) برادرش حسین (ع) را دید که تنها از کنار نهر علقمه باز میگردد، با خواهران دیگر با صدای جانسوز فریاد زد: وااخاه! واعباساه! و… زینب (س) به امام حسین (ع) عرض کرد: چرا برادرم عباس را با خود نیاوردی؟ امام (ع) در پاسخ فرمود: خواهرم، با هر چه خواستم بدن برادرم را بیاورم دیدم بهقدری اعضای بدنش بر اثر زخمها از همدیگر گسیخته بود که نتوانستم، آن را حرکت دهم.
زینب (س) گفتار فوق را به زبان میآورد و میگریست، از جمله میگفت: “آه! از کمی یاور و فقدان برادر!” امام حسین (ع) فرمود: “آری! آه از فقدان برادر و شکستن کمر!”
همچنین پس از شهادت امام حسین (ع) حضرت زینب (س) بر بالین برادر حاضر گشت و فرمود: “ای محمد! ای کسی که آفریننده و اختیاردار آسمان بر تو درود میفرستد، این است حسین که پیکر برهنهاش به خون آغشته و اعضایش از هم جدا شده است… این حسین است که سرش را از قفا بریدهاند و عمامه و ردای او را از بدن شریفش بیرون کشیده و به غارت بردهاند.”
در برخی روایات آمده است که وقتی زینب (س) کنار جسد برادر آمد، توقف کرد و با خلوصی خاص متوجه خدا گردید و عرض کرد: “خدایا این اندک قربانی را از ما قبول کن”
همچنین روایت شده است، در مجلس ابن زیاد حضرت زینب (س) بهطور ناشناس در گوشهای نشسته بود.
ابن زیاد پرسید: این زن کیست؟ گفتند: زینب دختر علی است.
وی رو به زینب (س) کرده و گفت: “سپاس خدای را که شما را رسوا کرد و دروغتان را آشکار نمود.”
حضرت زینب (س) فرمود: جز این نیست که فاسق و زشتکار رسوا میشود و نابکار و فاجر دروغ میگوید و از غیر از ماست.
ابن زیاد گفت: کار خدا را با برادرت و اهل بیت خود چگونه دیدی؟ زینب (س) فرمود: “چیزی جز خوبی و زیبایی ندیدم.”
این جمله بهخوبی بیانگر اندیشه، تفکر و دیدگاه حضرت زینب (س) در خصوص شهادت میباشد.
همین دیدگاه باعث شده است که ایشان در همه مصائب صبر پیشه کنند.
3- مادر شهید
حضرت زینب (س) علاوه بر مواجهه با شهادت برادران، در راه دفاع از اسلام، فرزندان خود را نیز بهعنوان یاور برادر به میدان نبرد فرستاد.
آنها نیز پس از اینکه شجاعانه به مبارزه پرداختند، به شهادت رسیدند.
“روز عاشورا، حضرت زینب (س) لباس نو بر تن عون و محمد (فرزندان خود) کرد و آنها را از گرد و غبار پاکیزه نمود و شمشیر به دستشان داد و آماده شهادت ساخت.
سپس آن دو را به حضور برادرش حسین (ع) آورد و اجازه خواست که آنها به میدان بروند.
امام حسین (ع) نخست اجازه نمیداد، حتی فرمود: شاید همسرت عبدا… خشنود نباشد، زینب (س) عرض کرد: چنین نیست، بلکه همسرم بخصوص به من سفارش کرد که اگر کار به جنگ کشید، پسرانم جلوتر از پسران برادرت به میدان بروند.
زینب (س) بیشتر اصرار کرد. سرانجام امام اجازه داد.
عمر سعد گفت: این خواهر عجب محبتی به برادرش دارد که دو نور دیدهاش را به میدان فرستاده است. آن دو برادر به جنگ پرداختند.
سرانجام محمد به شهادت رسید.
عون کنار بدن گلگون محمد آمد و گفت: برادرم شتاب مکن، بهزودی من نیز به تو میپیوندم، عون نیز جنگید تا به شهادت رسید.
امام حسین (ع) پیکر پاک آن دو نوجوان را به بغل گرفت و در حالی که پاهایشان به زمین کشیده میشد، آنها را بهسوی خیمه آورد.
عجیب اینکه بانوان به استقبال جنازههای آنها آمدند.
همیشه زینب (س) در پیشاپیش بانوان بود، ولی این بار زینب (س) دیده نمیشد.
او از خیمه بیرون نیامده بود تا مبادا چشمش به پیکرهای به خون تپیده پسرانش بیفتد و بیتابی کند و از
پاداشش کم شود و شاید از این رو که مبادا برادرش او را در این حال بنگرد و در برابر خواهر شرمنده یا بیجواب بماند.
زینب (س) در این هنگام بیرون نیامد.”
نحوه برخورد فرزندان حضرت زینب (س) و دیدگاه ایشان نسبت به مسئله مبارزه در راه خدا و کشته شدن برای حفظ دین، کاملاً بیانگر تربیت شهادت، محور حضرت زینب (س) میباشد؛
یعنی روحیه شهادت طلبی حضرت زینب (س) بهعنوان مادر، در فرزندان ایشان نیز تأثیر گذاشته است، بهطوری که عون در کنار پیکر برادر میگوید: برادرم شتاب مکن، بهزودی من نیز به تو میپیوندم.
یعنی شهادت در راه خدا و در صف یاران امام حسین (ع) را همچون مادرشان، افتخار میدانند.
4- عمه شهیدان
در ماجرای کربلا، عده زیادی از خاندان امام حسین (ع) به شهادت رسیدند.
فرزندان امام حسن (ع) به نامهای قاسم، عبدا…، ابوبکر و فرزندان امام حسین (ع) به نامهای علی اکبر و علی اصغر نیز همچون سایر شهدا با آگاهی، شناخت، اندیشه و آرمان و اراده به شهادت رسیدند.
روایت شده است پس از شهادت حضرت علی اکبر، حضرت زینب (س) زودتر از برادرش حسین (ع) به بالین علی اکبر رفت، زیرا میدانست که امام (ع) علاقه زیادی به علی اکبر (ع) دارد.
اگر او را کشته ببیند، ممکن است روح از بدنش مفارقت نماید.
از این رو زینب (س) با این عمل خویش، مثل همیشه امام (ع) را تنها نگذاشت.
البته در روایت دیگری نیز نقل شده است: همین که صدای وداع علی اکبر به گوش پدر رسید، بهسرعت خود را به او رسانید و او را در حالی که بدنش قطعهقطعه شده بود (جای سالمی در بدن نداشت) دید.
صدا زد: “خدا بکشد مردمی را که تو را کشتند، چقدر نسبت به هتک احترام رسول خدا (ص) جسور شدهاند! و با چشمانی پر از اشک فرمود: “علی جان!
بعد از تو خاک بر سر دنیا باد!”حمید بن مسلم میگوید: در همین حال دیدم زنی سراسیمه از خیمهها خارج شد و فریاد میکشید: واحبیباه! یابن اخیاه.
دواندوان بهطرف قتلگاه میآمد، پرسیدم: این زن کیست؟
گفتند: زینب دختر علی بن ابیطالب (دختر فاطمه بنت رسول ا…) است.
آمد و خود را روی نعش علی اکبر انداخت.
حسین (ع) دست او را گرفت و به خیمه برگردانید، دوباره به کنار نعش علی اکبر آمد و فرمود: “جوانان بنی هاشم، بیایید و برادرتان را به خیمهها ببرید.”
سپس علی اکبر را به خیمه شهدا بردند.
بنابراین، با مقایسه روایتهایی که در مورد شهادت فرزندان حضرت زینب (س) و فرزند برادرش نقل شده است، میزان محبت حضرت زینب (س) نسبت به امام حسین (ع) روشنتر میگردد و همین محبت بیشائبه، موجب همراهی او با کاروان حسین (ع) و شراکتش با امام حسین (ع) در جریان کربلا و مصائب و شداید آن و ابقای دین مبین اسلام است؛ چنانکه او را “شریکه الحسین” مینامند.
پس از پایان یافتن واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) رسالت خطیر و سنگین زینب کبری (س) آغاز شد.
او در سختترین شرایط جسمی و روحی، بزرگترین و خطیرترین مسؤولیتها را بر عهده گرفت. تصور عظمت و بزرگی کاری که زینب (س) انجام داد، هر انسان منصف و حق جویی را در برابر شخصیت و بزرگی این بانوی باعظمت، به کرنش و تحسین و ستایش وامیدارد.
حضرت زینب (س) پس از واقعه عاشورا، سه وظیفه مهم بر عهده داشت:
حفظ جان امام سجاد (ع) و دفاع از ایشان در مقابل تعرضات:
حمایت و دفاع از زنان و کودکان با توجه به اینکه مدتی از بازگشت اسرا از میدان نبرد میگذشت و آنها، عزیزترین افراد خود را در مقابل دیدگان به فجیعترین شکل ممکن از دست داده بودند و در میان دشمنان بی
رحم و درنده خو قرار داشتند و همچنین از نظر امکانات و آب، غذا و… از حداقل امکانات برخوردار بودند، نیازمند حمایت شخصی قوی، نیرومند و شجاع بودند تا آنها را تسلی دهد.
از آن جا که امام سجاد (ع) در آن زمان بیمار بودند، وظیفه اصلی حمایت از اسیران (که اکثراً زنان و کودکان بودند) بر عهده حضرت زینب (س) بود، و او بهخوبی از عهده این مسؤولیت خطیر برآمد، زیرا از کودکی و خردسالی از پدر و مادر خود نحوه رویارویی با مشکلات را آموخته بود.
هنگامی که سپاه عمر سعد خیمهها را آتش زد و با بدترین شیوه هر چه زیورآلات و لباس و وسایل داشتند غارت نمود، حضرت زینب (س) با مشورت امام سجاد (ع) به آنها فرمود فرار کنند و پس از فرو نشستن آتش، زینب کبری (س) برای جمع آوری کودکان به جست و جو در بیابانهای اطراف پرداخت.
او در بیابانهای اطراف میگشت و یکایک زنان و کودکان را پیدا میکرد و گرد هم جمع مینمود.
دفاع از فاطمه دختر امام حسین (ع)
“در مجلس یزید در شام، مردی از اهل شام، متوجه فاطمه دختر امام حسین (ع) شد و به یزید گفت: این کنیز را به من ببخش! فاطمه با شنیدن این سخن، در حالی که بهشدت میلرزید، خود را به عمهاش زینب (س) رسانید و گفت: یتیم شدم، کنیز هم بشوم؟ زینب (س) با شهامت کامل رو به مرد شامی کرد و گفت: به خدا دروغ میگویی و رسوا شدی! نه تو و نه یزید هیچ کدام قدرت به کنیزی بردن این دختر را ندارید! یزید با شنیدن این سخن به خشم آمد و گفت: به خدا دروغ میگویید.
من چنین قدرتی را دارم و اگر بخواهم انجام میدهم.
زینب (س) گفت: چنین نیست، به خدا سوگند! خداوند چنین حقی را به تو نداده است مگر اینکه از دین ما خارج شوی و آیین دیگری را بپذیری.
در این هنگام، یزید بسیار خشمگین شد؛ لکن وقتی مرد شامی متوجه شد این دختر فرزند امام حسین (ع) است، بسیار ناراحت شد و گفت: خداوند تو را لعنت کند ای یزید! عترت پیامبر (ص) را میکشی و فرزندان او را اسیر میکنی؟ آنگاه یزید دستور داد گردن او را بزنند.”
پیام رسانی خون شهدا و بیدارگری و آگاهی بخشی پیام شهیدان برای ابدیت در تاریخ حیات بشری باید حفظ میشد.
عاشورا حادثهای ساده و گذرا نبود، زیرا برای جاودانگی و حفاظت دین مبین اسلام پدید آمد و برای تحقق این رسالت باید عاشورا از یک حادثه به یک فرهنگ تبدیل میشد؛ فرهنگی که تا اعماق زندگی فردی و اجتماعی انسانها تا ابد نفوذ کند.
حفظ و زنده نگهداشتن عاشورا بدین دلیل اهمیت داشت که اولاً عاشورا و عبرتهای آن به فراموشی سپرده نشود، ثانیاً این جریان عظیم، تحریف نگردد و ثالثاً به مردم یادآور شوند که در راه حفظ دین خدا باید از جان خود و خانواده گذشت.
همان گونه که سیدالشهدا (ع)، جهت شرکت در جنگی که انتهای آن معلوم و مبرهن بود، خانواده خود را راهی نمود.
حضرت زینب (س) بهخوبی این رسالت را انجام داد و در کاروان اسرا، با سخنرانیهای قرای خویش در مجامع مختلف و افشای چهره حکومت وقت و پس از آن با برپایی مراسم مختلف عزاداری و گریه بر شهدای کربلا، تصویر این حادثه را در اذهان مردم ترسیم نمودند.
سرکشی از بازماندگان شهیدان کربلا
“زینب کبری (س) در دوران رهبری کاروان آزادگان سرافراز انقلاب عاشورا، از کربلا تا به کوفه و پس از آن تا شام و سپس تا مدینه از بازماندگان شهیدان کربلا سرپرستی و پرستاری و سرکشی میکرد و سنگ صبور آنان و پناهگاه کودکان و زنان بود و با تمام توان و نیروی خویش به آنان کمک مینمود و آنان را دلداری میداد و مشکلاتشان را برطرف مینمود و بهسلامتی، پوشیدگی، رفع گرسنگی و تشنگی آنان توجه ویژه و تأکید داشت و سرانجام مبارزان و آزادگان همراه انقلاب حسینی را به وطن خویش بازگرداند.
علاوه بر آنچه ذکر شد، در مدینه نیز بازماندگان و بستگان شهیدان کربلا را فراموش نکرد و غمخوار و مددکار و یاور آنان ماند.
زینب (س) هنگامی که از کربلا به مدینه بازگشت، به ملاقات و دیدار امالبنین، مادر چهار شهید بزرگوار کربلا، عباس، جعفر، عبدا… و عثمان شتافت و پس از آن هم تا زنده بود همواره روزهای عید نیز از وی دیدار میکرد.”
مطلب مهم و قابل توجهی که از مجموع مطالب ذکر شده به دست میآید این است که حضرت زینب (س) به خاطر پرورش یافتن در خاندان وحی و آگاهی از قدر و منزلت شهید و شهادت و همچنین جایگاه و ارزش شهادت طلبی، همراه امام حسین (ع) به سفر رفت و حتی فرزندان خود را به میدان نبرد فرستاد تا اینکه به شهادت رسیدند.
زینب (سلام الله علیها)؛ نماد شهامت و شکیبایی
- بهمن 28, 1394
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 315 نفر
- برچسب ها : امام حسین (ع), چهارده خورشید, حضرت زينب (س), زينب اسوه ي شهامت و شكيبايي, مقالات
اشتراک گذاری این صفحه در :
نامگذاری فرزند
۱۴۰۴/۱۱/۱۶
پنج شاخص انقلابیگری، انقلابی بودن و انقلابی ماندن
۱۴۰۴/۱۱/۱۶
دختر یا پسر؟
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
ازدواج از دیدگاه اسلام
۱۴۰۴/۱۱/۱۴
قهوه شیرین خانم روانشناس
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
انتخاب کتاب مناسب برای کودکان
۱۴۰۴/۰۷/۱۰
نمونه اي از آثار اخروي دعاي پدر و مادر
۱۴۰۴/۰۷/۰۵