روزها غرق غروب
سرد و خاموش
پنجره هائی بسته
مردمی خفته
پرواز از یاد پرنده ها رفته
رنگ خورشید بر رخسارهای رنگ باخته نمی تابد
شهر بی رمق با کوچه های خالی از شور
درون حصاری از سنگ و آهن
نسلی است مانده
در اضطراب و بی احساس تر از سنگ
نسیم طراوت پشت دیوارها
روزنه ای سوی آن سو نمی یابد
آسمان دود آلود
نفس شهر گفته
و ما در آخرین نای
کو آن صدای آشنا: فریاد بر می آوریم که
که غریوهای غریب
گوشمان را آزار می دهد
می گویند عاطفه ابر نازائی است
مهر ورزان کجایند؟
تا چراق مهر را بر گذر هر قلب بیاویزند
آزاد – ع
کجاست

- آذر 16, 1393
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 202 نفر
- برچسب ها : امام زمان (ع), چهارده خورشید, خاموش, سرد, سنگ, غروب, متون ادبي
اشتراک گذاری این صفحه در :

بهترین و سالمترین نان کدام است؟
۱۴۰۳/۱۲/۲۸
اعمال شبهای قدر و اعمال مخصوص شب نوزدهم ماه رمضان
۱۴۰۳/۱۲/۲۷
عوارض چهار زانو نشستن
۱۴۰۳/۱۲/۲۷
معیارهاى گزینش در نامه 53 نهج البلاغه
۱۴۰۳/۱۲/۲۶
از زندگی تا شهادت سید حسن نصرالله
۱۴۰۳/۰۹/۱۲
مفهوم «کوثر» در قرآن و ارتباط آن با شخصیت حضرت زهرا (س) چیست؟
۱۴۰۳/۰۸/۳۰
رعایت حریم خصوصی دیگران در قرآن، احادیث و آثار امام
۱۴۰۳/۰۸/۱۶