پای نامه، صد و چهل هزار امضا بود.
نوشته بود: «بشتاب، ما چشم به راه تو هستیم.»
نوشته بود: «برای آمدنت آمادهایم و دیگر با والیان شهر نماز نمیخوانیم.»
نوشته بود: «میوهها رسیده و باغها سبز شده، منتظرت هستیم.»
نامه در دستهایش، وسط بیابان روبروی سپاهی که راهش را بسته بودند ایستاد:
«کسی را کشتهام خونش را بخواهید؟ مالی را بردهام؟ کسی را زخمی کردهام؟»
بیدلیل هلهله کردند.
گفت: «مردم کوفه مرا دعوت کردهاند. این نامهها…»
صداهای بیمعنی و نامفهوم درآوردند تا صدایش نرسد.
جلوتر آمد تا صورت هایشان را ببیند و ناگهان ساکت شد:
«شبث بن ربعی؟! حجار بن ابجر؟! قیس بن اشعث؟!»
اسمها همان اسمهای پای نامه بود…
مردی که نامههای زیادی داشت …
- بهمن 24, 1394
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 258 نفر
- برچسب ها : امام حسین, امام حسین (ع), چهارده خورشید, عاشورا, عزاداری, فاطمه شهیدی, کربلا, مجلس اول, مجلس تنهایی
اشتراک گذاری این صفحه در :
نامگذاری فرزند
۱۴۰۴/۱۱/۱۶
پنج شاخص انقلابیگری، انقلابی بودن و انقلابی ماندن
۱۴۰۴/۱۱/۱۶
دختر یا پسر؟
۱۴۰۴/۱۱/۱۵
ازدواج از دیدگاه اسلام
۱۴۰۴/۱۱/۱۴
قهوه شیرین خانم روانشناس
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
انتخاب کتاب مناسب برای کودکان
۱۴۰۴/۰۷/۱۰
نمونه اي از آثار اخروي دعاي پدر و مادر
۱۴۰۴/۰۷/۰۵