دسته بندی :شهریور ۱۰, ۱۳۹۹

مقاله

صحیفه سبز بهار

صحیفه سبز بهار

علی که به‌دنیا آمد، مادرش، شهربانو از دنیا رفت. کنیزی بزرگش می‌کرد. صدایش می‌زد «مادر». هیچ‌کس نمی‌دانست که او مادر واقعی‌اش نیست. * غذا می‌خورد، جدای از مادرش. گفتند «تو که این‌قدر به مادرت احترام می‌گذاری و به او محبت می‌کنی، ما ندیدیم با او سر یک سفره بنشینی.» گفت

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
اسکرول به بالا