در آغاز جنگ شبی در پایگاه هوایی دزفول با مقام معظم رهبری جلسه داشتیم بنیصدر هم بود حدود ساعت ۱۲ شب بود که جلسه تمام شد از سنگری که جلسه در آن بود بیرون آمدیم، همه جا تاریک بود به طوری که هیچ چیز دیده نمیشد با دردسر زیاد کفشهایمان را پیدا کردیم و به اتفاق مقام معظم رهبری در محوطه تاریک پادگان به راه افتادیم هیچ روشنایی دیده نمیشد تا به طرف آن حرکت کنیم از یک طرف مواظب بودیم که در چاله و گودالی نیفتیم و از طرف دیگر به دنبال نوری بودیم که به طرف آن برویم بالاخره به یک ساختمان رسیدیم، سالن بزرگی بود که گروهی از رزمندگان در آنجا خوابیده بودند من و «آقا» گشتیم و از گوشهای پتویی پیدا کردیم و در میان بچهها خوابیدیم.
اشتراک گذاری این صفحه در :
تکلیف نوزادان طلاق
۱۴۰۴/۱۲/۲۳
تأثیر بد اسمهای نامناسب و نازیبا
۱۴۰۴/۱۲/۲۲
بهترین هدیه برای همسر
۱۴۰۴/۱۲/۲۱
خوردنیهای ممنوع در دوران بارداری
۱۴۰۴/۱۲/۲۰
جلوههای بهار در آیات قرآن و شعر بزرگان
۱۴۰۴/۱۲/۰۵
قهوه شیرین خانم روانشناس
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
انتخاب کتاب مناسب برای کودکان
۱۴۰۴/۰۷/۱۰