پرش به محتوای اصلی
امروز: پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

اتفاقا ديندار بايد شاد باشد

اتفاقا ديندار بايد شاد باشد

آيا دينداري با زندگي شاد منافات دارد؟
بسياري از مردم به خصوص جوانان چنين مي‌پندارند كه دينداري با زندگي شاد منافات دارد. كساني كه دين دارترند از شادي كمتر در زندگي برخوردارند و كساني كه به احكام و آموزه‌هاي دين كمتر پايبندند در بهره‌برداري از لذت‌ها و شادي‌هاي زندگي آزادي بيشتري دارند… آيا اين پندار صحيح است؟ و اساساً اين پندار از كجا شكل گرفته است و منشأ آن چيست؟ريشه يابي
ريشه اين پندار را مي‌توان در چند مورد خلاصه كرد:
1. نوع برخورد و مواجهه برخي دينداران كه – برخلاف دستورات و آموزه‌هاي اخلاقي اسلام- چهره‌اي عبوس و گرفته دارند و نيز با گلايه و نارضايتي با همه مسائل برخورد مي‌كنند. گويي هيچ شادي و نشاطي در وجود آنان يافت نمي‌شود!
2. مراسم و برنامه‌هايي كه در جامعه ما در ايام سوگواري براي پيشوايان و بزرگان دين برگزار مي‌شود، نمود و گستره آن نسبت به مراسم شادي و سرور براي آن بزرگواران به مراتب بيشتر است.
3. برخي احكام دين محدوديت‌هايي ايجاد مي‌كند كه خود به خود شادي‌ها را محدود مي‌سازد مثلاً حرمت لهو و لعب، ‌ممنوع بودن موسيقي حرام،‌ ممنوعيت اختلاط زن و مرد نامحرم و … اين احكام بخشي از شادي‌ها و محافل و مراسم تفريحي را -كه در ميان غير متدينين رايج و معمول است – ممنوع مي‌سازد و خود به خود زندگي شاد را از دينداران سلب مي‌كند؛ همچنين احكام و دستوراتي كه مانع درآمدهاي حرام و يا اسراف و تبذير است، خود زمينه‌هاي زندگي شاد را محدود مي‌سازد.
4. بالاتر از همه برخي توصيه‌ها و دستورات ديني است كه شادي را مذمت كرده و اندوه و غم را مورد ستايش قرار داده است. مفاهيمي چون گريه، ترس، عزاداري، ذكر مصيبت، اندوهگين بودن و … در فضاي دينداري ارزش و تقدس يافته و خنده، قهقهه، پايكوبي،‌ دست زدن و … مفاهيمي مذموم و بد تلقي مي‌شود.
اين موارد زمينه و منشأ اين برداشت مي‌شود كه دينداري با زندگي شاد منافات دارد بنابراين براي داشتن زندگي شاد نمي‌توان ديندار بود!
براي تبيين موضوع، بايد ببينيم تعريف ما از دينداري و زندگي شاد چيست؟
دينداري
معني صحيح و درست دينداري، باور به آموزه‌هاي اعتقادي دين و پايبندي به مقررات، احكام و ارزش‌هاي ديني است البته منظور ما از دين، نه هرچه كه به عنوان دين شناخته مي‌شود، بلكه اسلام ناب و حقيقي است. هر فرد يا جامعه‌اي كه باور عميق‌تر و جدي‌ تري به مباني اعتقادي اسلام داشته باشد و در عمل و رفتار هم چارچوب اسلامي را بيشتر و دقيق‌تر عمل كند، ديندارتر شمرده مي‌شود. امامان ما فرموده‌اند كه شيعيان ما – يعني دينداران حقيقي – در شادي و سرور ما، شادمانند. و در حزن و اندوه ما، اندوهگين.
به هر حال به نظر مي‌رسد دينداري – به معني صحيح و جامع آن -‌ منافاتي با زندگي شاد – به معني درست و عميق آن- نداشته باشد، ولي نگاه و تعريف ما از “زندگي شاد” هم بايد روشن شود تا پاسخ اين پرسش كامل گردد.
نوع برخورد و مواجهه برخي دينداران كه – برخلاف دستورات و آموزه‌هاي اخلاقي اسلام- چهره‌اي عبوس و گرفته دارند و نيز با گلايه و نارضايتي با همه مسائل برخورد مي‌كنند. گويي هيچ شادي و نشاطي در وجود آنان يافت نمي‌شود!زندگي شاد
شادي، همان حال خوش، انبساط خاطر و احساس مثبت و خوبي است كه هر كدام از ما آن را تجربه كرده است. شنيدن خبري مسرت‌بخش، به دست آوردن موفقيتي برجسته،‌ قرار گرفتن در موقعيتي لذت‌بخش، مشاهده صحنه‌اي غرورآفرين،‌ … همه و همه موجب خوشحالي و شادي خاطر انسان مي‌گردد. اما همه شادي‌ها به يك اندازه براي ما مهم و مطلوب نيست. كارگر يا كارمندي كه براي تأمين معاش خود و فراهم كردن زندگي راحت و شاد تلاش فشرده و خسته‌كننده‌اي را انجام مي‌دهد، در اين راه از بسياري از لذت‌ها و شادي‌هاي زودگذر چشم مي‌پوشد و حتي سختي‌ها و رنج‌هايي را تحمل مي‌كند. پس بديهي است كه: «براي به دست آوردن لذت‌هاي بزرگتر و شادي‌هاي ماندگارتر،‌ بايد از لذت‌ها و خوشي‌هاي كوچك‌تر و پست‌تر صرفنظر كرد».اقسام شادي‌ها
به نظر مي‌رسد، به ابعاد و اعماق “زندگي شاد” توجه نمي‌گردد و غالباً با معيارهاي ناقص و سطحي زندگي شاد تعريف مي‌شود. در سطح خرد مي‌بينيم كه بسياري از افراد شادي‌هاي گذرا و مادي خود را به هر قيمتي بر شادي‌هاي ماندگار و معنوي خود و نيز بر شادي‌هاي ديگران ترجيح مي‌دهند. در سطح كلان هم شاهد تأمين لذت و شادي برخي طبقات مرفّه جامعه و يا شادي مادي و ظاهري برخي كشورها و ملت‌ها به بهاي گزاف رنج و سختي و تباهي براي ساير طبقات يا ساير كشورها هستيم. آيا منظور از منافات بين دينداري و زندگي شاد، اين گونه شادي‌هاست؟ اگر اين طور است بايد تأكيد كنيم كه حقيقتاً دينداري با اين گونه زندگي شاد قطعاً منافات دارد و اساساً دين حق و اسلام ناب براي پيشگيري از اينگونه شادي‌ها ارائه شده است! دينداري حقيقي موجب مي‌شود كه ما از هر راه و وسيله‌اي در صدد كسب شادي‌هاي فردي و مادي خود نباشيد. راحتي ديگران را به راحتي خود ترجيح دهيم و از اين طريق به شادي‌هاي عميق‌تر، متعالي‌تر و ماندگارتري دست يابيم.
بنابراين بايد بر روي تعريف “‌زندگي شاد” تأمل كنيم. حقيقتاً زندگي شاد چيست؟ بله، بخشي از شادي‌هاي زندگي، شادي‌هاي شخصي، مادي و گذرا است، نمي‌توان اين واقعيت را انكار كرد كه هر انساني به اين‌گونه شادي‌ها نياز دارد. دين اين نياز طبيعي را نه تنها قبيح و طرد نكرده است. كه براي تأمين صحيح و درست آن، راه كارهاي فراوان و آساني را هم ارائه كرده، ولي مهم اين است كه فرد و جامعه ديندار زندگي را در زندگي مادي و حيات دنيوي محدود نمي‌كند. اين كافران و منكران حقيقتند كه جز ظواهر زندگي مادي نمي‌بينند و از زندگي اخروي و حيات ابدي غافلند.اگر لذت ترك لذت بداني دگر لذت نفس لذت نداني
شادي‌هاي مادي و طبيعي
به هر حال شادي‌هاي طبيعي و مادي هم لازم و ضروري است به شرط اينكه اولاً تأمين اين شادي‌ها به شادي‌هاي ديگر لطمه وارد نكند و ثانياً اين شادي‌ها، موجب رنج‌ها و دشواري‌هاي بعدي براي ما نباشد و ثالثاً اين شادي‌ها، مانع دستيابي و چشيدن شادي‌هاي متعالي، معنوي و ماندگار نگردد.
اگر زندگي شاد را براي خود و ديگران با اين سه اصل تطبيق دهيم و در‌صدد تأمين آن باشيم، دينداري نه تنها مانع آن نيست كه فراهم كننده و تسهيل‌كننده آن هم هست. بار ديگر اين سه اصل را مورد توجه و تأمل قرار دهيم.
1. شادي‌هاي مادي و طبيعي، گاه موجب سلب شادي‌هاي ديگران مي‌شود. اسلام با قرار دادن مقررات و احكام دقيق و گسترده، از اين امر پيشگيري كرده است. قوانيني كه مانع كسب درآمدهاي حرام مي‌شود،‌ بخشي از مقررات اسلام در روابط زن و مرد، احكامي كه حفظ حقوق ديگران را واجب مي‌سازد و نيز وظايفي كه اسلام برعهده همگان قرار مي‌دهد تا شرايط مناسبي از نظر اخلاقي و فرهنگي در جامعه ايجاد گردد، همه براي آن است كه تأمين شادي‌هاي مادي و طبيعي براي عمده‌اي از مردم،‌ موجب سلب شادي ديگران نگردد.
2. بعضي از شادي‌هاي طبيعي و مادي مستلزم هزينه‌هاي گزافي است. گاهي يك لحظه هوسراني -كه شادي محدود و گذرايي را براي شخص به دنبال دارد- موجب يك عمر پشيماني مي‌شود! طبعاً انسان عاقل هرگز حاضر نيست براي اين‌گونه شادي‌ها هزينه‌هاي زيادي را متحمل شود.
3. مهمتر از همه، شادي‌هاي متعالي، ماندگار و اصيل است كه غالباً قرباني شادي‌هاي سطحي، مادي و گذرا مي‌گردد. دين حق – يعني همان اسلام ناب و اصيل – با محدود كردن برخي شادي‌هاي مادي، زمينه را براي رسيدن به شادي‌هاي معنوي و متعالي فراهم مي‌سازد.
اندرون از طعام خالي دار تا در آن نور معرفت بيني
به هر حال شادي‌هاي طبيعي و مادي هم لازم و ضروري است به شرط اينكه اولاً تأمين اين شادي‌ها به شادي‌هاي ديگر لطمه وارد نكند و ثانياً اين شادي‌ها، موجب رنج‌ها و دشواري‌هاي بعدي براي ما نباشد و ثالثاً اين شادي‌ها، مانع دستيابي و چشيدن شادي‌هاي متعالي، معنوي و ماندگار نگردد.احكام اسلام تأمين‌كننده شادي‌هاي اصيل
دستورات و احكام اسلام در باب عبادات و كسب معرفت الهي و نيز برخي دستورات و مقررات اجتماعي و اقتصادي اسلام، كه به ظاهر محدودكننده لذت‌ها و خوشي‌هاي ما است دقيقاً به همين منظور قرار داده شده است. شادي معنوي كسي كه با چشم‌پوشي از لذت‌هاي طبيعي و سير و سلوك معنوي، لذت رابطه با خداوند را چشيده است، هرگز براي ديگران قابل فهم نيست،‌ شادي عميقي كه فراتر از رنج‌ها و سختي‌هاي ظاهري براي يك انسان مجاهد و سخت‌كوش براي اطاعت امر خدا حاصل مي‌شود، با شادي‌هاي سطحي و گذرا قابل مقايسه نمي‌باشد.
بنابراين اگر بگوييم كه هدف اصلي دين و دينداري، دستيابي به زندگي شاد به معني واقعي و كامل آن مي‌باشد، سخني به گزاف نگفته‌ايم.
در اين صورت در مي‌يابيم كه بدون دينداري،‌ نمي‌توان به زندگي شاد دست يافت.
لبخند بزن بسيجي
از همين‌رو قرآن كريم دينداران واقعي و هر انساني راستين را به شادي‌ها و لذت‌هاي حقيقي بشارت مي‌دهد و فاسقان و كافران را از غصه‌هاي ماندگار و وضعيت اندوهباري كه براي خود رقم زده‌اند بيم مي‌دهد.نتيجه‌گيري
اگر تعريف خود از “دينداري”، “زندگي”، “شادي و غم” را مورد بازكاوي و تامل قرار دهيم، خواهيم ديد كه دينداري حقيقي و پايبندي به ارزش‌هاي ديني، گرچه برخي شادي‌هاي مادي و طبيعي را محدود مي‌كنند ولي در عوض،‌ لذت‌ها و شادي‌هاي ارزشمند و متعادلي را براي فرد و جامعه ديندار به ارمغان مي‌آورد. در برابر، آنچه را كه انسان غافل از دين به عنوان “زندگي شاد” براي خود مي‌پندارد، چيزي جز شادي‌هاي سطحي و مادي نيست كه علاوه بر محروم كردن ديگران از شادي،‌ غالباً مستلزم هزينه‌هاي فراوان، پيامدهاي تأسف‌بار و بالاتر از همه محروم شدن از لذت‌ها و خوشي‌هاي ابدي و معنوي است. اگر زندگي جاودان و ابدي انسان را در نظر بگيريم،‌ زندگي شاد جز در پرتو دينداري تحقق نخواهد يافت و اگر زندگي شاد دنيوي را هم جستجو كنيم، با دينداري مي‌توان به مصداق جامع متعادل و صحيحي از آن دست يافت. البته به شرط آنكه همه ابعاد دين را به درستي شناخته و بدان در عمل پايبند باشيم. ضمن اينكه برخي دريافت‌ها، رفتارها و عادات در بعضي از جوامع ديني از جهت عدم توجه به لذت‌ها و شادي‌هاي مشروع،‌ قابل نقد است و بايد اصلاح گردد.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید