راهکارهای توسعه حجاب(2)

راهکارهای توسعه حجاب(2)

6. به کارگيری روش‏های صحيح برای گسترش حجاب

سليقه ‏ای عمل کردن و تأکيد و تکيه بر آداب و عادات غير اصيل، نقش مهمی در جهت بدبين کردن مردم نسبت به حجاب ايفا نموده است.
تصويری که از زن در جوامع اسلامی عرضه می‏شود و نحوه نگرش و برخورد زن، همه گويای اين مطلب است که التقاط و انحرافی صورت گرفته است. به اين معنا که برخی از احکام دينی با آداب و سنت ناصواب که بعضی ريشه در جاهليت نخستين دارد، در آميخته است و مسلمانان بايد به عنوان مالکان برترين ميراث دينی فهم دينی را از رسوبات فرهنگی‏های جاهلی و سنت‏های غلط بپيرايند.
مصلحان واقعی جوامع يعنی انبيا نسبت به عرف زمان خودشان دست به اصلاحات زدند و ديدگاه‏هایِ ناصواب را تغيير دادند. پيامبر گرامی اسلام(ع) با عرف مقابله نمود و هويت از دست رفته زن را به جامعه باز گردانيد. دستورات الهی را در همسانی زن و مرد به مردم ابلاغ نمود.
بدين ترتيب يکی از واقعيت‏های تلخ جوامع اسلامی، ديدگاه‏های افراطی و گرايش‏های نادرستی است که به عنوان مذهب و عرف اسلامی درباره مسائل زنان رواج داشته است، تبيين ناهنجاری‏ها و اثرات سوئی که بر اين نگرش مترتب است، به سادگی امکان‏پذير نمی‏باشد چرا که بسياری از مصاديق اين مسأله به عنوان ارزش تلقی می‏شود. البته اين مهم از منظر انديشمندان مخفی نمانده و نسبت به آن هشدار داده ‏اند. يکی از نويسندگان از انحرافی که درجوامع اسلامی رخ نموده، داد سخن می‏زند:
مسلمانان در برخورد با زنان از مسير تعاليم شريعت اسلام منحرف گذشته و روايات مدسوس و مجعول در بين آنان گسترش يافته، از اين رو زن مسلمان در ورطه جهل و غفلت از دين و دنيا سقوط کرده است. آموزش زنان گناه عظيم شمرده می‏شود، رفتن به مسجد ممنوع و اطلاع او نسبت به اوضاع و احوال فرهنگی ـ اجتماعی و سياسی امری بعيد تلقی می‏شود.
اين درحالی است که زن دائما گرفتار نگرش افراطی و تفريطی بوده و رفتار عادلانه را کمتر تجربه کرده است. بر اين اساس توصيه به رعايت حجاب در محيط‏های زنانه، تأکيد بر گونه خاصی از حجاب بدون توجه به شرايط آب و هوايی و منطقه جغرافيايی و بافت فرهنگی را می‏توان نمودهای نگرش افراطی دانست.
به طور کلی، طی کردن مسير اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط می‏تواند فضای رغبت و ميل به رعايت حجاب را فراهم کند. اما به طور مشخص اقدامات ذيل تا حدودی مؤثر و مفيد است.1. معماری و شهرسازی متناسب با فرهنگ حجاب صورت پذيرد از جمله معماری مراکز آموزشی دخترانه به گونه‏ای باشد که تا حدودی آزادی عمل را برای آنان فراهم نمايد تا آنان مجبور نباشند ساعات متمادی پوشش کامل را رعايت کنند.
2. برنامه‏ ريزی در جهت توسعه فرهنگ حجاب بايد چنان باشد که شرايط و مقتضيات فرهنگی، روحی و سنی افراد لحاظ شود و نيز به نوع کار و خصوصيات اقليمی و منطقه‏ ای ـ با رعايت اصل حکم حجاب ـ توجه شود. بدين ترتيب نبايد بر رنگ خاص يا شکل خاص پافشاری نمود.
3. بايد تدابيری انديشيد تا چادر و لباس‏هايی که به عنوان حجاب استفاده می‏شود با قيمت مناسب و سهل الوصول در اختيار همگان قرار گيرد.
4. توجه به حس تنوع‏ طلبی و مدگرايی جوانان و متناسب با فرهنگ دينی و آداب محلی و منطقه‏ای آنان، الگوهای پوششی ارائه شود.

7. توجه به هدايت زمينه‏های طبيعی ميل به خودنمايی

شايد بتوان گفت که خودآرايی و تزيّن در زن، امری طبيعی است. در فرهنگ اسلام، تمايلات و غرايز انسانی به هيچ وجه منفی تلقی نمی‏شود و سعی بر آن است که با شيوه صحيح نگرش به تمايلات و ارضا مشروع آن، انسان را در جهت تکامل سرعت بخشد. در اين راستا، به زن توصيه می‏کند غريزه خودآرايی را جهت دهد و آن را به محارم به ويژه همسر خويش اختصاص دهد.
هدايت و جهت‏ دهی اين غريزه آن قدر مهم است که اگر در موقع مناسب خود انجام نگيرد، جامعه را گرفتار کج‏روی و ابتذال خواهد کرد. جلوه‏گری زن و صرف انرژی و توان او در جهت جلب رضايت و توجه مردان يکی از نمودهای اين ابتذال است، که نهايتاً زبونی و حقارت قشر زن را در پی دارد چرا که محيط اشتغال را به محيطی همراه با تبرج تبديل می‏کند و بخشی از نياز مرد را در محيط اجتماعی اشباع می‏نمايد و بازيچه مردان هوس‏باز می‏شود.

8. تقويت مرزهای زنانگی و مردانگی

تفاوت‏های تکوينی زن و مرد، مطلبی انکارناپذير است و خداوند حکيم با احاطه بر اين تفاوت‏ها برای هر يک از دو صنف، وظايف و مسئوليت‏هايی مقرر فرموده تا نظام هستی به نحو احسن اداره شود. از اين رو در آيه 32 سوره نساء تفاوت‏های موجود بين زن و مرد را مطابق حق و عدالت می‏داند. پس آرزوی تغيير آن‏ها يک نوع مخالفت با مشيت پروردگار تلقی می‏شود:
(ولا تتمنّوا ما فضّل الله بعضکم علی بعض…)
بر اين اساس، قرآن کريم بر تفاوت‏هايی که در سايه خلقت انسان به طور طبيعی در اصناف بشر قرار داده شده، صحه می‏گذارد. اما اختلافاتی که به دست بشر به خاطر روابط ظالمانه بشری به وجود آمده، به هيچ وجه مورد قبول اسلام نيست.
بدين ترتيب، پذيرش مرزها و تفاوت‏های جنسيتی ميان زن و مرد که ريشه در نظام خلقت آن دو دارد، امری کاملاً منطقی و عقلانی است. اما تبعيض‏ها، بی عدالتی‏ها و بی توجهی به خواسته‏ ها و آزادی‏های مشروع زنان که ناشی از برداشت‏های ناصحيح از اسلام می‏باشد و ريشه در انديشه‏های خرافی و مردسالارانه دارد امر را بر بسياری از مردم مشتبه ساخته و عموماً اين نحوه نگرش و برخورد را در مبانی و معارف دينی و اعتقادی جست و جو می‏کنند. اين همه، مسئوليت دست اندرکاران فرهنگ و هنر را سنگين‏تر کرده که در جهت تصحيح و پالايش افکار عمومی جامعه تلاش کنند و مرز ميان تعصبات و ارزش‏های دينی را بازشناسی و تفکيک نمايند.
اقدامات عملی که می‏تواند در زدايش اين نوع نگرش کارساز باشد، بسيار متنوع و متعدد است به عنوان مثال: در عرصه ورزش جهت حضور فعال و سالم بانوان بايد سرمايه‏گذاری شود مسلماً فراهم نمودن زمينه فعاليت بانوان در اين زمينه از نظر اقتصادی سرمايه‏گذاری مضاعفی را می‏طلبد.
به ويژه در جامع اسلامی که بايستی تقويت فرهنگ دينی و حفظ موازين اسلامی مدنظر مسئولين مربوطه باشد.
در عرصه دانش و پژوهش هم بايد اقدامات جدی صورت بگيرد. قشر پژوهشگر و فرهيخته بانوان شاهد تبعيض‏ها و نابرابری‏هايی در ارائه خدمات مراکز علمی ـ پژوهشی و کتابخانه‏ ها هستند. وجود اين محدوديت‏ها که نوعاً توجيه منطقی و يا شرعی ندارد جامعه فرهنگی زنان را به عقب‏نشينی از صحنه پژوهش و تحقيق سوق می‏دهد، در حالی که اگر دست اندرکاران و مسئولان مراکز علمی و فرهنگی نگرشی مثبت به حضور زنان در اين عرصه داشته باشند، با چنين مشکلی روبرو نخواهيم بود.

راهکارهای توسعه حجاب

در فرهنگ اسلام، محور اصلاحات فرهنگ سازی است. لذا با فعاليت‏های آموزشی، فرهنگی و تبليغی می‏توان فضای اجتماعی جامعه را به سمتی هدايت کرد که افراد به صورت طبيعی و خودجوش به رعايت عفاف و حجاب رغبت نمايند.
راهکارهای بنيادينی که می‏توانند در توسعه حجاب نقش جدی ايفا نمايند بدين قرار است:

1. احيای فرهنگ اسلامی

پياده کردن آموزه‏های دينی و عينی نمودن دستور العمل‏های شريعت، وظيفه آحاد جامعه است. اما در اين ميان سازمان فرهنگی حکومت دينی، وظيفه‏ای مضاعف به دوش می‏کشند و بايد خط مشی کلی جامعه را بر اجتناب از رذايل اخلاقی، ترغيب جوانان به ازدواج بنا نهند.
عدم اهتمام به تقويت باورهای دينی و ارزش‏های اخلاقی سبب می‏شود نسل جوان نسبت به ارزش‏ها بيگانه گشته و نسبت به اعتقادات دينی خود احساس حقارت نمايد و بن‏بست فکری در اين باب خودباختگی به فرهنگ غرب را در پی دارد.
احيای ارزش‏های اصيل اسلامی و فراخوانی زن مسلمان به تعقل و دريافتن ارزش‏ها و آفريدن روح تعبد و تعهد نسبت به اين‏ها نقش مهمی در اين زمينه خواهد داشت.

2. اصلاح نگرش‏های فرهنگی در سياست گزاران و برنامه ‏ريزان

تحليل صحيح، برنامه‏ريزی و سياست‏گذاری درست آن‏گاه ميسر می‏شود که از جزئی‏نگری پرهيز شود. گاهی برنامه‏ريزان به جای آسيب‏شناسی و پرداختن به معضلات اساسی جامعه، به اتخاذ برنامه‏های موقتی رو می‏آورند.
اين شيوه، آسيب‏های جدی بر جامعه تحميل می‏کند.
آگاهی مجريان و توجه آنان به معضلات اخلاقی جامعه، اختصاص اعتبار مناسب و سوق دادن جامعه به سمت اصلاحات می‏تواند گام مؤثری در رفع مشکلات فرهنگی جامعه باشد.

3. اصلاح عملکرد رسانه‏ها

گاهی برنامه‏ های تبليغی و فرهنگی، زمينه تحقير زنان و تضعيف موقعيت آنان را فراهم نموده است. از اين رو مناسب است با اجتناب از عرضه برنامه‏ هايی که زنان را به سوی جلوه‏ گری سوق می‏دهد زمينه تعالی آن‏ها را فراهم سازند.
رعايت متانت و حفظ پوشش که ضامن مصونيت اخلاقی و روانی زن به هنگام حضور در عرصه‏ های اجتماعی است، گاه در ميان هنرپيشگان مورد بی‏مهری قرار گرفته و حجاب سنتی و اصيل تحقير شده است.
نهادهای فرهنگی بايد بيش از پيش به تربيت هنرمندان و هنرپيشگان متعهد به مبانی اعتقادی بپردازند تا حفظ ارزش‏های دينی نه به عنوان تحميل قانونی، بلکه به عنوان باورهای قلبی و تمايلاتی خودجوش متجلی شود.

4. اصلاح نظام الگوسازی

انسان پيوسته در اين انديشه است ارزش‏هايی را که باور دارد در چهره‏ای مجسم بنگرد. مسأله الگو در اخلاق اسلامی و روان‏شناسی نيز جايگاه مهمی دارد. از اين رو، قرآن کريم زنانی شايسته چون آسيه همسر فرعون و حضرت مريم(س) را معرفی و از آنان تجليل نموده است.
يکی از تأسف‏های جدی عصر حاضر اين است که زن مسلمان به طور بايسته با چهره‏های بلند تاريخ اسلام آشنا نيست.

5. به‏کارگيری روش‏های صحيح برای گسترش حجاب

طی کردن مسير اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط می‏تواند فضای رغبت و ميل به رعايت حجاب را فراهم نمايد. اگر شهرسازی و معماری به ويژه در مراکز آموزشی دخترانه به گونه‏ای باشد که تا حدودی آزادی عمل را برای آنان فراهم نمايد و نيز شرايط و مقتضيات فرهنگی، روحی و سنی افراد لحاظ شود و نيز به نوع کار و خصوصيات اقليمی و منطقه‏ای توجه شود.
و در نهايت به حس تنوع‏طلبی و مدگرايی جوانان توجه شود و متناسب با فرهنگ دينی و آداب محلی و منطقه‏ای آنان، الگوهای پوششی ارائه شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید