پرش به محتوای اصلی
امروز: 1 مهر 1405 | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا سروش

علم آموزی زن از دیدگاه اسلام(2)

علم آموزی زن از دیدگاه اسلام(2)

مشهورترين دانشمندان زن از صحابه  ام سلمه
او داراي منزلتي والا در علم و روايت‏حديث مي‏باشد و پس از خديجه فاضل‏ترين وپرهيزگارترين زنان پيغمبرصلي الله عليه وآله و داناترين آن‏ها به كتاب و سنت است.
تا جايي كه عايشه به او گفته‏است:تو نخستين بانوي مهاجر از زنان رسول خداصلي الله عليه وآله مي‏باشي و تو بزرگ مادران‏مؤمنان هستي و جبرئيل بيشتر در خانه تو مي‏بود. (23)
ام سلمه از فقهاي زنان صحابه به‏شمار مي‏رفت (24) درباره علم و اجتهاد او كافي است كه بگوييم‏جابربن عبدالله انصاري صحابي بزرگوار با همه شكوهي كه در ميان صحابه داشت‏به او مراجعه‏مي‏كرد و به فتواي او عمل مي‏نمود. (25)
احاديثي كه ام‏سلمه از پيغمبر روايت كرده است، بالغ بر 378 حديث مي‏باشد (26) و روايات او درفضيلت علي‏عليه السلام معروف است (27) و اشعاري كه مورخان از اين بانوي گرانقدر ذكر كرده‏اند درباره‏ولايت اهل بيت‏عليهما السلام مي‏باشد. (28) ام اسلم

او از زنان صحابه بوده و زمان امام سجادعليه السلام و فيض حضور آن حضرت را نيز درك كرده بود.
ايشان كتب بسياري خوانده و به همين جهت‏به «قارية‏الكتب‏» موصوف بوده همچنين به جهت‏روايت قضيه سنگ ريزه (29) به «صاحبة‏الحصاة‏» نيز معروف شد.
و به مدلول همين روايت‏بسيار باجلالت و مورد توجه خاندان عصمت‏بوده است. (30)ام جميل
فاطمه دختر مجلل بن عبدالله بن قيس، از فضلا و ادباي زنان و از سابقين به دين مقدس اسلام‏بود. او با حاطب بن حارث بن مغيره ازدواج كرد و دو پسر به‏نام‏هاي محمد و حارث از وي‏به‏وجود آمد.
ايشان با شوهرش به حبشه رفته و بعد از مرگ شوهر با پسرهايش به مدينه برگشته‏است.
او براي بهبودي پسرش محمد كه به آتش سوخته بود، شرفياب حضور مبارك پيامبرصلي الله عليه وآله‏گرديد و تقاضاي دعاي خير كرد و در اثر دعاي آن حضرت پسرش شفا يافت.(31)ام رعله قشيريه
وي از زنان صحابه و عالم و شاعر و بسيار فصيح بود و از پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله روايت نقل كرده است.
روزي به خدمت پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله رسيد و عرض كرد:
السلام عليك يا رسول‏الله و رحمة‏الله و بركاته انا ذوات الخدور و محل ازرالبعول و مربيات الاولاد و ممهدات المهاد و لاحظ لنا في الجيش الاعظم فعلمناشيئا يقربنا الي الله عزوجل.
پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله در جواب او فرمود:
اگر شما زنان از ذكر خدا غافل نباشيد و چشم خود را از نامحرم ببنديد و به گونه‏اي صحبت‏نكنيد كه مرد اجنبي بشنود، شما ماجور و مثاب خواهيد بود.(32)
ام رعله بعد از رحلت پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله، حسنين‏عليهما السلام «در برگرفته و كوچه‏هاي مدينه را گرديده واشك مي‏ريخته است و چون به در خانه فاطمه‏عليها السلام رسيد اين بيت را انشا كرد:
يادار فاطمه المعمحور ساحتها هيجت لي حزنا حييت من دار (33)نسيبه بنت الحارث ام عطيه
ايشان از زنان فاضله صحابه پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله شمرده مي‏شد كه در بيعت رضوان و جنگ‏هاي‏پيامبرصلي الله عليه وآله شركت داشته و مجروحين را مداوا مي‏كرد.
جمعي از صحابه و علماي تابعين در بصره‏«غسل ميت‏» را از او گرفتند و از پيامبر اكرم روايت نقل كرده است.(34)معاذه غفاريه
از زنان فاضل و عالم عصر خود و انيس رسول خدا در سفرها بود.
وي مي‏گويد:
من با رسول خدا انس بسياري داشتم -يعني به خانه‏اش رفت و آمد مي‏كردم- چون در سفرهابراي مداواي زخميان و پرستاري بيماران با وي مي‏رفتم.
روزي داخل خانه عايشه شدم، ديدم‏علي‏عليه السلام بيرون مي‏آيد و رسول خدا در غياب علي‏عليه السلام به عايشه مي‏گويد:
«ان هذا احب الرجال الي و اكرمهم علي فاعرفي له حقه و اكرمي مثواه‏».
اين مرد، محبوب‏ترين و گرامي‏ترين مردان است نزد من.
حق او را بشناس و احترامش راداشته باش. (35)
ام حكيم بيضا، دختر عبدالمطلب و عمه رسول اكرم‏صلي الله عليه وآله‏او از زنان فاضله و خردمند بني هاشم و اديب و فصيح و بليغ بود و به هر يك از «بيضا» و«قبة‏الديباج‏» موصوف و ملقب و در نظم شعر نيز طبعي وقاد داشته است، حسب‏الامر پدر در حال‏حياتش مرثيه‏اي براي او گفته كه از ابيات آن است:
الا يا عين جودي و استهلي و بكي ذا الندي والمكرمات الا يا عين و يحك اسعديني بدمع من دموع‏هاطلات (36)ام الدرداء
خيره دختر ابو حدرد اسلميه و زن ابوالدرداء عامربن حارث از فضلا و محدثين زنان صحابي‏بوده كه احاديث‏بسياري از رسول اكرم‏صلي الله عليه وآله و شوهرش استماع و روايت كرده است. (37)
ام‏الدرداء هجيمه دختر حبي زن ديگر ابوالدرداء او نيز محدث و عالم و زاهد بوده از سلمان و شوهر خود روايت مي‏كرد.
پيوسته به نماز وعبادت اشتغال داشت و دوستدار مجالس علما بود.
شش ماه در بيت‏المقدس و شش ماه دردمشق اقامت مي‏كرد (38) .اسماء بنت عميس
خواهر ميمونه همسر رسول‏خداصلي الله عليه وآله:
او از زنان فاضل و بزرگوار روزگار خويش و از اولين گروندگان به اسلام بود كه همراه همسرش‏جعفر طيار، براي پيشبرد اسلام به حبشه مهاجرت كرد و در سال فتح خيبر در سال هشتم به مدينه‏بازگشت او پس از شهادت جعفر، در سال هشتم با ابوبكر ازدواج كرد.
اسما، اين صحابي جليل‏القدر و راوي موثق رسول خداصلي الله عليه وآله مادر محمدبن ابي‏بكر است كه‏درباره او گفته‏اند: نجابت محمدبن ابي‏بكر از جانب مادرش بود. (39)اسما از شهود و از تكذيب كنندگان حديث جعلي «نحن معاشر الانبياء لانورث، ما تركناه‏صدقة‏» (40) و از راويان معروف حديث «ردالشمس‏» براي علي‏عليه السلام در زمان پيامبر است. (41)
اسما ازراويان حديث غدير است.
قريب سي تن از بزرگان حديث‏شيعه و سني از اسما روايت نقل كرده واو را توثيق كرده‏اند (42) .
شيخ صدوق نيز در «فقيه‏» از ايشان رواياتي نقل كرده است.
در كتب روايي‏تعداد رواياتي كه از ايشان نقل شده به شصت عدد مي‏رسد.اروي دختر حارث بن عبدالمطلب
صحابي رسول اكرم‏صلي الله عليه وآله و از بانوان فصيح و بليغ بود.
وي در برابر معاويه، ناحق بودن خلافت اوو اسلام نياوردن او را (تا فتح مكه) به رخش كشيد و از امانتداري علي‏عليه السلام و عمل آن حضرت به‏احكام الهي سخن گفت و عمر و بن عاص و سعيد بن عاص و مروان را مفتضح ساخت و شعري‏در فضايل اميرالمؤمنين سرود و صفات آن حضرت را برشمرد. (43)ام سنان
او دختر جشمه يا خيثمة و از شعرا و فضلاي عرب و موصوف به حسن ادب است و در نظم ونثر مهارت داشت.
لطافت معاني را با فصاحت الفاظ توام مي‏داشت، اشعار او، كه در مدح اهل‏بيت طهارت‏عليهما السلام سروده و قبيله خود «بني مذحج‏» را به نصرت و ياري ايشان ترغيب نموده برهان‏قاطع اين مدعا است.(44)
اينها نمونه‏هايي بودند از زنان صحابه كه در زمان پيامبر اكرم به فضل و دانش معروف بودند.
طبق گزارش‏هاي مورخان بسياري از زنان در عصر پيامبر در كهولت‏سواد آموختند. (45)
اسلام براي پيكار با جهل و بي‏سوادي، روزنه‏اي تازه و وسيع به سوي افق‏هاي بي‏كران دانايي وآگاهي گشود و زنجير از پاي درك و شوق انسان‏ها برگرفت.دانستن و علم آموختن براي همگان‏نه‏تنها آزاد كه يك «فريضه‏» شد.
به بركت تعاليم اسلام و دستور پيامبر خيرانديش اسلام بود كه زنان همدوش مردان به‏دانش‏آموزي روي آوردند.
اين‏كار، با توجه به شرايط دشوار و ناسازگاري كه آن زمان فراروي زنان‏قرار داشت‏به راستي يك انقلاب بود، روش
نوين پيامبرصلي الله عليه وآله در آموزش زنان و يكسان شمردن آنان‏با مردان يك انقلاب عظيم فرهنگي بود كه جهان اسلام را فرا گرفت و فضا را عطرآگين ساخت. (46)
آموزش زنان در دولت علوي
در دولت علوي نيز مبارزه با جهل و بي‏سوادي در اولويت‏بود.
اصرار امام به اين بود كه جهل راريشه‏كن كند و علم را به‏جاي آن در مغزها جايگزين سازد.
جهان اسلام همه آشيان علم گردد وگرنه دست كم مراكز حكومت اسلامي كانون علم باشد.
و درس نخوانده و تحصيل نكرده شاغل‏شغلي در دولت نباشد.
امام علي‏عليه السلام در خطبه‏اي كه ذكري از آل محمدصلي الله عليه وآله و آشيانه آن‏ها مي‏كندمي‏فرمايد:
«فانهم عيش العلم و موت الجهل. هم‏الذين يخبركم حكمهم عن علمهم و صمتهم عن‏منطقهم…» (47)
آنان حيات علم و مرگ جهل‏اند، آنان كه حكمشان شما را از علمشان و خاموشي‏شان ازگفتارشان و ظاهرشان از باطنشان آگاه مي‏سازد.
بر اهل دقت فرق عبارت «عيش علم‏» با تعبيرات ديگر مثل عالم‏اند و ذوعلم‏اند، پوشيده‏نيست.
كسي «عيش علم‏» خواهد بود كه تمام زندگيش مصروف علم شود و وسايل تحصيل علم رافراهم كند، اهل علم را تشويق كند و آن‏ها را بزرگ شمارد و راه به كوي علم براي همه باز كند.
از اين رو دربار كوفه در عهد امام‏عليه السلام غلغله‏اي از علم و تعلم بوده و شعاع علمش تا امروزمي‏تابد.
چه نشاني بهتر از «نهج‏البلاغه‏» كه جمع‏آوري اندكي از بسيار كوفه است و تاكنون مانده و هنوزستاره‏وار مي‏درخشد و بر همه تفوق دارد.
به‏طور كلي، اين خاندان معدن علم و معارف و گنجينه حكمت‏بوده‏اند وابستگان به اين بيت‏نيز عمدتا همه از فضل و كمال آنان بهره‏مند بوده و همسران و دختران اين خاندان عالم‏ترين وفاضل‏ترين زنان زمان خود بوده‏اند كه چند نمونه از آنان را در زير مي‏آوريم:ام كلثوم
او كه دختر اميرالمؤمنين‏عليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است در سال ششم هجري به‏دنيا آمد و در سال‏54 هجري در حال حيات برادرانش امام حسن و امام حسين‏عليهما السلام در مدينه رحلت فرمود.
صاحبان‏كتب انساب و سيره، او را زينب صغري، ام‏كلثوم كبري و رقيه ناميده‏اند. (48)
ام‏كلثوم را در زمره اصحاب رسول خدا نيز ذكر كرده‏اند. (49)
ليكن ابن سعد او را از جمله كساني نام‏برده كه از غير رسول خداصلي الله عليه وآله روايت كرده‏اند. (50)
مرحوم مامقاني درباره او مي‏نويسد:
«زني جليل‏القدر زيرك و بليغ بود و من او را از ثقات مي‏دانم‏» (51)زينب كبري
دختر اميرالمؤمنين‏عليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام است و يكي ديگر از راويان حديث از امير مؤمنان‏است كه در زمان حيات پيامبر اكرم به دنيا آمد و به سال 61 يا 62 بدرود حيات گفت، از ايشان به‏صديقه صغري، عقيله بني‏هاشم، عالمه غير معلمه و غير مفهمه ياد شده است اين بانوي بزرگواردر فصاحت و بلاغت، زهد و تقوا، عبادت و تهجد همانند پدر و مادر گرامي‏اش بود.
هر گاه لب به‏سخن مي‏گشود چنان بود كه گويا علي‏عليه السلام سخن مي‏گفت.
مرتبه عقل و دانش و عفت و عصمت آن‏حضرت بر همگان مشهود است.
سخنان زينب كبري پس از شهادت برادرش و خطبه‏هاي او دربازار كوفه و مجلس يزيد همگان را به حيرت واداشت.
امام سجادعليه السلام خطاب به ايشان فرمود:
«انت‏بحمدالله عالمة غير معلمه و فهمة غير مفهمه‏» (52)
امام سجادعليه السلام و جابربن عبدالله انصاري، فاطمه بنت‏الحسين، محمدبن عمرو، عطاءبن
سائب‏و عباد عامري از زينب كبري روايت نقل كرده‏اند و آن حضرت از مادرش و پدرش و اسماء بنت‏عميس وام ايمن روايت كرده است. (53)مؤلف كتاب «خصايص زينبيه‏» مي‏نويسد:حضرت زينب مجلس تعليم و تدريس داشته و در زمان اقامت پدرش در كوفه براي زنان تفسيرقرآن مي‏گفت، يك روز در تفسير «كهيعص‏» صحبت مي‏كرد كه پدرش وارد شد و فرمود مي‏شنيدم‏براي زنان تفسير «كهيعص‏» مي‏گويي، عرض كرد بلي فرمود:
نور ديده من اين رمزي است‏براي مصيبتي كه بر عترت رسول خدا وارد مي‏شود.
عرض كرد آن مصيبت چگونه است، امام‏عليه السلام شرح داد و زينب كبري سخت گريست. (54)
خطبه‏هاي ايشان قطره‏اي از درياي بيكران علوم و معارف اهل بيت‏عليهما السلام است.
فاطمه بنت علي‏عليه السلام او كه مادرش زن ديگري غير حضرت فاطمه‏عليها السلام بود، يكي ديگر از راويان اميرالمؤمنين است‏كه طبق گفته مورخان در سال 117 هجري دنيا را وداع كرد. (55)
وي از بزرگاني چون حضرت علي‏عليه السلام‏و اسماء بنت عميس و محمدبن حنفيه و… روايت كرده و جمعي از بزرگان حديث چون: حارث‏بن كعب كوفي، رزين بياع الانماط ابوبصير و… از او حديث نقل كرده‏اند. (56)
از ايشان به عنوان «عالمه‏» و «محدثه‏» و «مجاهده‏» ياد شده است.
به گفته مرحوم كليني در«كافي‏» امام حسين‏عليه السلام كتابي نزد ايشان به امانت گذاردند تا آن را به امام سجادعليه السلام بسپارند. (57)
ازايشان خطبه‏اي فصيح و بليغ كه آن را در كوفه در مجلس ابن‏زياد ايراد فرمود به يادگار مانده است.
سكينه دختر امام حسين‏عليه السلام
مادر ايشان «رباب‏» دختر امرء القيس است.
امام حسين‏عليه السلام علاقه زيادي به ايشان داشت اين‏علويه شريفه در كربلا حضور داشت و حوادث كربلا
را با چشم خود ديده و در زمره اسراي كربلابود.
اشعار بلند ايشان در رثاي پدر بزرگوارش در تاريخ ثبت است.
ابن خلكان در وفيات الاعيان در ترجمه او مي‏نويسد:سكينه بزرگترين زنان عصر خود بود و زيباترين و ظريف‏ترين و نيكوترين‏آن‏ها در اخلاق و فضيلت‏به‏شمار مي‏رفت (58).
آري سكينه از زنان فاضله و دانشمند عصر و از شخصيت‏هاي علمي و ازمفاخر علم و كمال بود، كه منزلش پايگاه اديبان و شاعران شده و آنان از پشت‏پرده سخنان منظوم خود را به گوش آن بزرگوار مي‏رساندند و او قضاوت‏مي‏كرد (59).
مامقاني او را از راويان حديث مي‏داند.
خديجه دختر امام محمدباقرعليه السلام‏شيخ طوسي او را راوي و از اصحاب امام محمدباقرعليه السلام شمرده است (60) و در اعلام‏النساءالمؤمنات از ايشان به عنوان فاضله و مؤمنه و متقي ياد كرده است.
ام‏الحسن دختر عبدالله‏بن محمدبن علي بن الحسين‏عليه السلام ايشان نوه امام محمد باقرعليه السلام و از راويان حديث مي‏باشد و شيخ در رجال، ايشان را از اصحاب‏امام صادق‏عليه السلام شمرده است. (61)فاطمه معصومه دختر امام كاظم‏عليه السلام او در سال 183 در مدينه متولد شد. در خاندان امامت و ولايت و در آغوش ايمان و طهارت‏پرورش يافت. القاب ايشان محدثه، عابده، عالمه، راويه و كريمه‏اهل بيت است.
جماعتي ازارباب علم و حديث رواياتي از ايشان نقل كرده‏اند و او نيز رواياتي از آباي طاهرين خود نقل كرده‏است. (62)
خديجه دختر عمربن علي بن‏الحسين‏عليه السلام
ايشان نوه امام سجادعليه السلام و از بانوان فاضله و راوي حديث‏بوده است.
مرحوم كليني در كتاب‏كافي از ايشان روايت نقل كرده است.
مرحوم مامقاني ايشان را جزء روات به‏شمار آورده است.عليه دختر امام سجادعليه السلام
ارباب رجال درباره ايشان مي‏گويند; اين بانوي فاضله داراي كتابي بوده است كه ابوجعفرمحمدبن عبدالله بن قاسم با طريق خود از زرارة‏بن اعين و زراره از عليه بنت علي بن الحسين‏عليه السلام‏اين كتاب را روايت كرده است. (63)
رقيه دختر اسحاق بن موسي‏عليه السلام
ايشان دختر اسحاق فرزند امام كاظم است. اين بانوي فاضله و جليل‏القدر،عمري طولاني‏داشت و قبر ايشان در بغداد است.
شيخ صدوق در خصال از ايشان روايت نقل كرده است و علماي‏رجال او را از روات حديث دانسته‏اند. (64)
مشهورترين زناني كه تحصيلات عاليه داشتند علوم اسلامي به ويژه فقه و حديث موضوعاتي هستند كه زنان به آن‏ها علاقه‏مند بودند، ازاين‏رو، در ميان محدثان و فقيهان، زناني هستند كه از چهره‏هاي برجسته به‏شمار مي‏روند.
شرح‏حال 1543، زن حديث دان كه در كتب تراجم گنجانده شده است، حكايت از اين دارد كه در آن‏زمان براي آموزش زنان بستر مناسبي وجود داشت.در اينجا گزارش كوتاهي از تعدادي از زنان‏سرشناس براي نشان دادن شايستگي آنان در تحصيلات عاليه، نقل مي‏كنيم:
سيده نفيسه دختر ابومحمد حسن بن زيد از تبار امير مؤمنان علي‏عليه السلام
وي از زنان صالح و پرهيزگار بود و در علم حديث آنچنان تبحر داشت كه امام شافعي به هنگام‏اوج نام‏آوري خود در «فسطاط‏» مصر پاي درس او مي‏نشست و استماع حديث مي‏كرد (65) .
در حلقه درس اين بانوي با فضيلت، بسياري از دانشمندان نامي و مجتهدان حضور مي‏يافتند.
مصري‏ها به اين بانو علاقه‏زيادي داشتند.
هنگامي كه امام شافعي فوت كرد، جنازه او را به خانه‏سيده نفيسه بردند و او نماز خواند (66).
سيده نفيسه در سال 208 ه ق در گذشت و شوهرش اسحاق‏بن جعفرالصادق‏عليه السلام خواست جنازه او را به مدينه انتقال بدهد، كه مصري‏ها جلوگيري كردند. و اورا در قاهره دفن كردند.
هم‏اينك مزار ايشان معروف است.شهده دختر ابو نصر احمدبن فرج ابري دينوري
شيخه شهده كه «فخرالنساء» نام گرفته بود در مسجد جامع بغداد براي انبوهي از دانشجويان‏علاوه بر علوم ديني، ادبيات و فنون بلاغت و شعر تدريس مي‏كرد.
ابن خلكان درباره وي‏مي‏نويسد:
او از زنان دانشمند بود و خطي زيبا داشت و گروه زيادي نزد وي سماع حديث كردند.
ازبزرگان علما كسي به پاي او نمي‏رسيد.
وي از ابوالخطاب نصربن احمد بطرواني و ابوعبدالله‏حسين‏بن‏احمدبن طلحه نعالي و طلحة بن محمد زينبي و افراد ديگر چون ابوالحسن علي بن‏حسين بن ايوب و ابوالحسن احمدبن عبدالقادر بن يوسف و فخرالاسلام ابوبكر محمدبن احمدشاشي سماع حديث كرد و شهرت و آوازه‏اش عالم‏گير شد. (67)
او در ميان علماي بزرگ اسلام‏مقامي همتاي برجسته‏ترين علما را پيدا كرد.
يكي از شاگردان اين زن ابن تيميه حراني بود كه ازوي سماع حديث كرد.
او در سال 574 درگذشت.عروضيه
و از موالي ابوالمطرف عبدالرحمن‏بن غليون كاتب بود.
وي در بلنسيه (والنسيا) سكونت‏داشت و از مولاي خود، نحو و صرف و لغت آموخت و در اين علوم بر وي برتري يافت و در علم‏عروض استاد شد.
او كامل مبرد و نوادر قالي را از حفظ داشت و شرح مي‏كرد.
ابو داود سليمان دوكتاب مذكور را نزد وي خواند و از او عروض آموخت.
عروضيه در سال 540 ه ق در دانيه از دنيارفت(68).زينب دختر عبدالرحمن شعري
اين زن عالمه در نيشابور مي‏زيست و بانويي دانشمند بود كه نزد فقهاي برجسته و بنام آن روزدرس خوانده بود و به دريافت اجازه روايت از ايشان نايل شده بود.
زينب از ابو محمد اسماعيل بن ابي‏القاسم بن ابي بكر نيشابوري قارئي و ابوالقاسم زاهر وابوبكر وجيه ابن طاهر كه هر دو شامي بودند و ابوالمظفر عبدالمنعم بن عبدالكريم‏بن هوازن‏قشيري و ابوالفتح عبدالوهاب بن شاه شادياخي و ديگران سماع حديث كرد.
حافظ ابوالحسن عبدالغفار بن اسماعيل بن عبدالغافر فارسي و علامه محمودبن عمرزمخشري صاحب كشاف و ديگر بزرگان از طبقه حفاظ به وي اجازه روايت دادند.
ابن خلكان مي‏گويد:
در سال 610 ه هنگامي كه دو ساله بودم زينب به من اجازه كتبي داد. (69)
دكتر شبلي مي‏گويد:
رسمي كه در آن زمان براي تشويق و دلگرمي كودكان رايج‏بود تا به كوششي‏پي‏گير برخيزند و در آينده شايستگي خود را براي داشتن اين اجازه نشان‏دهند. (70)
زينب در سال 615 در نيشابور در گذشت. (71)
فاطمه فقهيه دختر علاءالدين محمدبن احمد سمرقندي
وي از زنان دانشمند در فقه و حديث‏بود و از گروهي از فقها فقه آموخته بود وبسياري نيز از وي كسب دانش كردند.
فاطمه خود حلقه تدريس داشت و گروهي‏از بزرگان دانش به وي اجازه روايت دادند، او آثار بسياري در فقه و حديث تاليف‏كرد كه بين دانشمندان انتشار يافت.
وي با ملك عادل نورالدين شهيد معاصر بودو مدت‏ها در پاره‏اي از امور داخلي كشور طرف شور او بود.
نورالدين برخي ازمسايل فقهي را از وي فراگرفت و همواره در حق اين زن انعام و او را ياري مي‏كرد.
فاطمه در شهر حلب از دنيا رفت. (72)ام‏الخير بغداديه
او از مشاهير محدثين و زنان عالم قرن هفتم بغداد مي‏باشد كه در فقه وحديث‏بسيار مهارت داشت و به تدريس علوم مشغول بود.
از ابن‏البطي وابوالمظفر كاغذي و بعضي از بزرگان ديگر اخذ علم حديث كرده است.
از اساتيدو مشايخ اجازه‏اسمعيل بن عساكر و ابن شحنه و قاضي تقي‏الدين سليمان وجمعي ديگر از فضلاي آن زمان محسوب مي‏شود.
از آن رو كه داراي اوصاف‏حميده و اخلاق پسنديده بود، به لقب «جمال‏النساء» شهرت داشت و در سال‏640 ه. ق درگذشت. (73)
فاطمه دختر شيخ امام مقري محدث (620-708 ه. ق)
وي زني دانشمند، حديث‏دان و صادق در نقل روايت‏بود از پدر خود وبزرگان معاصر اخذ حديث كرد و كساني چون صفدي و ديگران از وي حديث‏آموختند.جمعي از بزرگان علماي سده هفتم هجري در شام و عراق و حجاز وفارس و ديگر بلاد اسلامي به او اجازه روايت دادند.
اين زن علاوه بر دانش،ثروت زيادي داشت كه آن رادر كارهاي خير از قبيل ايجاد مدارس و بيمارستان‏هاانفاق مي‏كرد. (74)

این نوشته را منتشر کنید:

admin

نویسندهٔ پایگاه آموزش evented-edu

مشاهدهٔ پروفایل و نوشته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید