مرد می گوید
حال سواری از دور خوش نیست
می گوید حال سواری از دور
نزدیک است
بهم بخورد
اگر نه از چه خم شده در برکه سایه اسب
مرد سوال می کند از درخت همسایه اسب خم شده در برکه
برکه اگر جوابگوی همسایه نباشد
دریا از کجا بیاورم
از کجا بیاورم با هزار سر عائله
مرد سوال می کند از خودش
آمبولانس شیهه می کشد
و از همسایه های خم شده در برکه می گذرد
مرد می خندد
و رو به پرستار شب می گوید
چه اسب قشنگی
ولی راستی چرا این اسب
جا برای چرا نگذاشت
مرد می گوید
- آذر 26, 1391
- 00:00
- No Comments
- تعداد بازدید 245 نفر
- برچسب ها : اشعار و متون ادبی, شعر، ادبیات، مرد, عاشقانه و عالمانه
اشتراک گذاری این صفحه در :
آیا اسرای شام در اولین اربعین خود را به کربلا رساندند؟
۱۴۰۵/۰۵/۱۰
چه غذاهایی کلسترول بد خون را پایین میآورند
۱۴۰۵/۰۵/۰۹
وسط بیابون عربی
۱۴۰۵/۰۵/۰۷
استخوان هایتان و پرهیز از 9 مورد غذایی
۱۴۰۵/۰۵/۰۶
وسط بیابون عربی
۱۴۰۵/۰۵/۰۷
جملۀ اصلی زیارت اربعین چیست؟
۱۴۰۵/۰۵/۰۲
نیازهای اختصاصی دوران طفولیت
۱۴۰۵/۰۴/۳۱