پرش به محتوای اصلی
امروز: یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

کیفیت پیدایش جهنم با توجه به آیات قرآن 1

کیفیت پیدایش جهنم با توجه به آیات قرآن 1

تمام این عالم وجود با همه این گسترش و پهناوری ای كه دارد، از مُلك و مَلكوت، و عالم نفوس و أرواح و عقول و طبیعت، تماماً تجلّیات و ظهورات حضرت حقّ سبحانه و تعالی می باشند، كه از كَتم عدم و نیستیِ محض آنها را موجود نموده و به خلعت و لباس وجود مخلّع و ملبّس نموده است، و هر كدام از این مخلوقات كه عین ظهور و نفس تجلّی حق هستند دارای رتبه ای مخصوص و درجه و ماهیّتی است كه بدان از دیگران امتیاز پیدا نموده است.
مثلاً انسان دارای حدّ و حدودی است كه او را انسان كرده، و دارای عقل و شعور و نفس ناطقه و غرائز مختصّ به خود كرده است، بطوریكه آنرا از سائر موجودات اعمّ از حیوان و جماد و نبات و عقول مفارقه و ارواح مجرّده قدسیّه جدا میكند، و اگر چنین خصوصیّتی در او نبود، دیگر انسان نبود. و همچنین در بقیّه از موجودات اگر خصوصیّت های وجودیّه آنان نبود، دیگر آنان نبودند؛ و یك وجود بَحتِ بسیط، عالم را فرا گرفته بود، بدون هیچگونه تمیّز و تشخّصی.

این ماهیّات مختلفه كه مراتب و درجات وجودی موجودات را مشخّص میكند، سبب تمایز موجودات و ظهور و تجلّی حضرت حق می شود. و هر كدام به جای خود و در مرتبه خود مطیع و منقاد، و در همان حدّی كه برای وجود آنها مقرّر شده است، آرام و ساكن، و طبق دستور تكوینی حضرت حقّ سبحانه و تعالی، فرمانبردار هستند. و همه در ذات و وجود خود مستقرّ و در حجاب ماهیّت خود ثابت و استوارند. از میان این همه مخلوقات، انسان و جنّ دارای یك خصوصیّتی هستند كه علاوه بر ماهیّت و تمایز وجودی، آنها را از سائرین جدا كرده است؛ و آن حسّ استقلال طلبی و انانیّت و شخصیّت و استكبار است كه در انسان بطور شدید و در جنّ به طور ضعیف موجود است. و این حسّ موجب آن شده است كه خود را بالاتر و برتر و ارجمندتر و عالی رتبه تر از آنچه كه هست بنگرد، و صفاتی از بهترین و عالی ترین صفات چون علم و قدرت و حیات و فروع آنها را به خود نسبت دهد و از خود بداند، و خود را كانون و مبدأ این كمالات بداند و حق را یكسره فراموش كند. این حسّ، حجابی عظیم است. زیرا بر خلاف متن واقع و حقیقت امر است. حجابی است تخیّلی و موهومی نه اساسی و اصیل چون سائر موجودات. حجابی است كه یكایك از صفات حق را گرفته و كذباً به خود نسبت میدهد و از خود میداند.

خلقت شیطان ، بر اساس مصلحت است :

خداوند شیطان را آفرید و او را دارای خصیصه كبر و استكبار نمود، و نفوس بشری به واسطه انقیاد و متابعت از او اختیاراً دارای این خصیصه شدند، و در نتیجه خود را بزرگ دیدند، و این بزرگ نگری مبدأ تمام خیالات فاسده و آراء و افكار باطله و كردار نكوهیده و بالاخره عقائد و ملكات خبیثه و سیّئه گردید، و موجب فاصله افتادن بین آنان و بین حقّ شد، و این سیر انحرافی تشریعی بر خلاف سنّت تكوین و متن واقع گشت. البتّه اصل خلقت شیطان از روی مصلحت بود، وگرنه خدا نمی آفرید. و اینك هم شیطان یك مأمور خداست كه حكم بازرس دارد، و نمی گذارد اشخاص آلوده و مبتلا به غلّ و غشِّ عالم طبیعت و نفوس امّاره، در حرم خداوند قدم گذارند. بازرسی میكند، و تفتیش صحیح به عمل می آورد؛ آنانكه پاك هستند طبق آیه كریمه قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لاَغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ * إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ؛ شیطان گفت: سوگند به عزّت تو كه تمام بنی آدم را من إغوا میكنم، مگر آنانكه از بندگان مخلَص تو باشند (آیه 82 و 83، از سوره ص). شیطان را بدانها دسترسی نیست، و آنانكه بر خدا پیشی میگیرند و از استكبار و تكبّر بهره كافی دارند، و صفات عُلیا و أسماء حُسنای خدا را دزدیده و به خود نسبت میدهند، جلوی آنها را میگیرد و نمی گذارد در حرم خداوندی كه جای خلوص است وارد شوند.

اگر شیطان نبود، عالم نزول و طبع و این دنیای پر غوغا نبود. زیرا شیطان سبب نزول و هبوط آدم بدین عالم شد؛ قبل از آن همه در بهشت بودند، ولی بهشت عالم ذَرّ كه فقط بهشت استعداد و قابلیّت بود و انسان همانند فرشتگان و حوریان قابل ترقّی و تكامل نبود. شیطان موجب نزول آدم در این عالم و حركت و مجاهده و جستجوی حقّ و تدارك مافات شد، و بالاخره انسان از أسفل السّافلین با قدم مجاهده با اراده پروردگار حیّ قَیّوم به أعلی عِلّیّین رسید. انسان از ملائكه هم اشرف شد، و این همه فضائل و درجات كسب نمود. اینها همه در اثر خلقت شیطان است، و فوائد آفرینش او؛ گرچه او چون خودش حجاب است و پیوسته منفور و ملعون ـ زیرا لازمه چنین حجابی كه پیوسته موجب بُعد و دوری شود چنین است ـ ولیكن اصل مصلحت آفرینش شیطان را از نظر نباید دور داشت، و شیطان را موجودی مستقلّ و جدا از حكومت حضرت حق دانست، و او را در كارهای خود فعّالٌ لِما یشآء پنداشت؛ كه این توهّم عین شرك است، و ضعف دستگاه حضرت ربوبی را می رساند.

انسان را خداوند با اراده و اختیار آفرید، و لازمه این اختیار به این صورت و كیفیّت كه بتواند انتخاب كارهای خوب و یا كارهای بد را كند، تسلّط شیطان و اغوای او به وسیله دعوت و ترغیب به زشتیهاست، تا آنكه انسان مجاهد و استوار شناخته شود و به مقام كمال و فعلیّت برسد، و انسان هوسباز و هوسران نیز شناخته شود؛ لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَیِّنَةٍ وَ یَحْیَی ‘ مَنْ حَیَّ عَن بَیِّنَةٍ؛ تا آنكه كسی كه هلاك میگردد، از روی بیّنه و بصیرت هلاك گردد؛ و هر كسی كه زنده می شود و حیات طیّبه می یابد، از روی بصیرت و بیّنه باشد (قسمتی از آیه 42، از سوره الانفال) وگرنه خوب و بد و نیكی و زشتی از هم جدا نبودند، و همه میخواستند خود را جا زنند و در مقام و شكل اولیای خدا بر مسند قرب قرار گیرند. و با این بیان، اشكالات سبعه ابلیسیّه تماماً جواب داده می شود و همه بطور وضوح، عدم صحّتش روشن میگردد.

سبب انحراف انسان ، استكبار است :

آنچه موجب انحراف انسان از سبب تكوین و جادّه مستقیم شد، همین استكبار و خودپسندی بود كه او را بر خلاف اصالت واقع در نظر خودش بلند و بالا جلوه میداد؛ و این باید بسوزد و نابود شود و در جهنّم گداخته گردد، زیرا كه جز حقّ و آثار حقّ و صفات حقّ، چه كسی در توان دارد كه مستقلاّ از خود چیزی را بداند. در قرآن آمده: فَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَكَبِّرِینَ؛ پس بد است جایگاه متكبّران (آیه 76 سوره غافر و آیه 72 سوره زمر) و جهنّم جایگاه متكبّران است. شیطان امر خدا را در سجده و فروتنی نسبت به آدم اطاعت نكرد، و استكبار ورزید. همه فرشتگان اطاعت كردند مگر ابلیس كه إبا و امتناع نمود و از سجده كردن خودداری كرد، و از كافران شد:

إِلاَّ´ إِبْلِیسَ أَبَی ‘ وَاسْتَكْبَرَ وَ كَانَ مِنَ الْكَـ’فِرِینَ (ذیل آیه 34، از سوره البقره)

إِلاَّ´ ِابْلِیسَ اسْتَكْبَرَ وَ كَانَ مِنَ الْكَـ’فِرِینَ ( آیه 74 از سوره ص)

أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِینَ (ذیل آیه 75 از سوره ص ) ابلیس دعوی انانیّت كرد و در مقابل حضرت حقّ، وجود و هستی را به خود نسبت داد و گفت: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ (قسمتی از آیه 12 از سوره الاعراف) من از آدم بهترم، چون مرا از آتش آفریدی و او را از گل! و چون آتش رو به بالا میرود و استكبار دارد، لذا خود را بر آب و خاك كه گل را می سازند مقدّم و برتر می بیند. همین استكبار بود كه خطاب اهْبِطْ را به شیطان رسانید: قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّـ’غِرِینَ( آیه 13 از سوره الاعراف) خداوند به ابلیس گفت: پائین برو از این بهشت، تو چنین توان و موقعیّتی نداری كه در بهشت خود را بزرگ ببینی و بزرگ بدانی و بزرگی كنی. پس خارج شو كه حقّاً تو از پست شدگان می باشی.

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید