مرگ قاطع حيات بشر نيست زيرا انسان جاودانه و ابدي است و ………..
مرگ در ميان انسانها از ابتداي خلقت طعم تلخ فنا و نابودي و همينطور جدايي را به خود گرفته و سينه به سينه به نسلهاي بعد منتقل شده و تا امروز نيز ادامه دارد در صورتي كه تعمق در اين رحمت الهي و شناخت آن باعث ميشود كه هراس انسان نسبت به آن از بين رفته و تلخي طعم آن نيز به شيريني مبدل گردد اول اينكه انسان موجودي فنا ناپذير بوده و جاودانه است و مرگ قاطع حيات بشري نيست و آن را نيز متوقف نميسازد و چيزي كه فاني است جسم انسان است كه آنهم نقشي در ادامه حيات ندارد درست مثل موشكي كه به فضا پرتاب ميشود در بين راه و پس از طي مسافتي قسمتي از آن جدا ميشود كه ديگر مورد نياز نبوده و قسمت اصلي به مسير خود ادامه ميدهد انسان نيز براي ادامه مسير حيات ميبايست براي تطبيق با شرايط جهاني كه وارد آن ميگردد تغييراتي را در خود ايجاد كند و رها كردن جسم براي انسان درست مثل اين است كه بيماري لاعلاجي پس از سالها از بين برود و يا اينكه بار سنگيني را پس از سالها به دوش كشيدن زمين بگذارد و در حقيقت نگاه كردن به جسم بي جان كسي كه او را با آن بدن ميشناختيم براي ما دردناك است اما روحي كه از آن بدن خارج شده بسيار سبك بال و شاداب است ولي ما از آن بيخبريم و مرگ در اثر ناآگاهي جوامع تبديل به فنا شده در صورتي كه ………………. شروع حيات جاودان است.