خداوند سوره طه را به تهديد پايان داد و اين سوره را با ذكر قيامت آغاز كرده است.
سوره ى انبيا، مكّى است و يكصد و دوازده آيه دارد. در اين سوره به داستان شانزده نفر از پيامبران كه مورد عنايت پروردگار واقع گرديدهاند، اشاره شده است.
اين سوره آغازش لرزش درون است و پايانش درخشش اميد. ميان اين آغاز و پايان، قرآن براى ما آيات هشدار دهنده را تلاوت مىكند تا غفلت و اعراض ما را علاج كند و لهو و بازيچه از دل ما و عمل ما بزدايد و ما را از عاقبت كار كسانى كه رسالت محمدى را انكار مىكنند آگاه سازد.
همچنين در اين سوره، وعيد و انذار، بيش از وعده و بشارت بكار رفته است.فضيلت سوره انبياء
از پيامبر گرامى اسلام (صلي الله عليه و آله) در فضيلت تلاوت اين سوره چنين نقل شده:من قرء سورة الانبياء حاسبه اللَّه حسابا يسيرا، و صافحه و سلم عليه كل نبى ذكر اسمه فى القرآن: ” هر كس سوره انبياء را بخواند خداوند حساب او را آسان مىكند (و در محاسبه اعمالش روز قيامت سختگيرى نخواهد كرد) و هر پيامبرى كه نام او در قرآن ذكر شده با او مصافحه كرده و سلام مىفرستد.” (تفسير نور الثقلين، ص 412)
و از امام صادق(عليه السلام) روايت شده:من قرء سورة الانبياء حبا لها كان كمن رافق النبيين اجمعين فى جنات النعيم، و كان مهيبا فى اعين الناس حياة الدنيا: “هر كس سوره انبياء را از روى عشق و علاقه بخواند، با همه پيامبران در باغهاى پر نعمت بهشت، رفيق و همنشين مىگردد، و در زندگى دنيا نيز در چشم مردم پر ابهت خواهد بود.” (تفسير نور الثقلين، ص 412)
جمله “حبا لها” (از روى عشق و علاقه به اين سوره) در واقع كليدى است براى فهم معنى رواياتى كه در زمينه فضيلت سورههاى قرآن به ما رسيده، يعنى هدف تنها تلاوت و خواندن الفاظ نيست، بلكه عشق به محتوا است و مسلما عشق به محتوا بدون عمل معنى ندارد و اگر كسى چنين ادعايى كند كه من عاشق فلان سورهام، اما عملش بر ضد مفاهيم آن باشد دروغ مىگويد.
و بارها گفتهايم قرآن كتاب عقيده و عمل است و خواندن مقدمهاى است براى انديشيدن، و انديشيدن مقدمهاى است براى ايمان و عمل!
و از امام صادق(عليه السلام) روايت شده: من قرء سورة الانبياء حبا لها كان كمن رافق النبيين اجمعين فى جنات النعيم، و كان مهيبا فى اعين الناس حياة الدنيا: “هر كس سوره انبياء را از روى عشق و علاقه بخواند، با همه پيامبران در باغهاى پر نعمت بهشت، رفيق و همنشين مىگردد، و در زندگى دنيا نيز در چشم مردم پر ابهت خواهد بود.”محتواى سوره
قرآن کريم
1- در سوره انبيا چنان كه از نامش پيدا است، سوره پيامبران است، چرا كه نام شانزده پيامبر، بعضى، با ذكر فرازهايى از حالاتشان و بعضى تنها به صورت اشاره در اين سوره آمده است (موسى- هارون- ابراهيم- لوط- اسحاق- يعقوب- نوح- داود- سليمان- ايوب- اسماعيل- ادريس- ذا الكفل- ذا النون (يونس)- زكريا و يحيى. بنا بر اين تكيه بحثهاى مهم اين سوره بر روى برنامههاى انبياء است.
علاوه بر اينها پيامبران ديگرى هستند كه نامشان صريحا در اين سوره برده نشده ولى پيرامون آنها سخنى آمده است.(مانند پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و حضرت مسيح)
2- از اين گذشته ويژگى سورههاى “مكى” كه از عقائد دينى، مخصوصا از مبدا و معاد سخن مىگويد، كاملا در اين سوره منعكس است.
3- در اين سوره از وحدت خالق و اينكه جز او معبود و آفريدگارى نيست و نيز از آفرينش جهان بر اساس هدف و برنامه، و وحدت قوانين حاكم بر اين عالم و همچنين وحدت سرچشمه حيات و هستى، و نيز وحدت موجودات در برنامه فنا و مرگ، بحث به ميان آمده است.
4- بخش ديگرى از اين سوره، از پيروزى حق بر باطل، توحيد بر شرك و لشكريان عدل و داد بر جنود ابليس، سخن گفته شده است.
5- جالب اين كه اين سوره با هشدارهاى شديد نسبت به مردم غافل و بيخبر از حساب و كتاب آغاز شده، و پايان آن نيز با هشدارهاى ديگرى در اين زمينه تكميل مىگردد. پيامبرانى كه نامشان در اين سوره آمده بعضا بيان زندگى و برنامههاى مشروحشان در سورههاى ديگر ذكر شده است ولى در اين سوره بيشتر روى اين بخش از حالات انبياء تكيه شده كه آنها هنگامى كه در تنگناهاى سخت گرفتار مىشدند چگونه دست توسل به دامان لطف حق مىزدند و چگونه خداوند اين بنبستها را بر آنها مىگشود و از طوفان و گرداب نجاتشان مىبخشيد:” ابراهيم” به هنگامى كه در آتش نمرود گرفتار شد.” يونس” هنگامى كه در شكم ماهى فرو رفت.” زكريا” هنگامى كه آفتاب عمر خود را نزديك به غروب ديد ولى جانشينى نداشت كه برنامههايش را تكميل كند.
و همچنين ساير پيامبران به هنگام گرفتارى در طوفانهاى سخت.
اگر حساب نزديك است پس غفلت چرا؟
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ (انبياء-1)
(زمان) حساب مردم نزديك شده است، در حالى كه آنان در بى خبرى، (از آن) روى گردانند!
سؤال: با توجّه به اينكه معناى «غفلت» بى توجّهى نسبت به چيزى، و معناى «اعراض» روىگرداندن با توجّه از چيزى است، پس چگونه كه در آيه غفلت و اعراض در كنار هم مطرح شدهاند؟
پاسخ: غفلت و بى توجّهى دو گونه است:
الف: غفلتى كه شخص با هشدار بيدار مىشود.
ب: غفلتى كه مقدّمهى اعراض است، يعنى شخصِ غافل نمىخواهد بيدار شود. همچون كسى كه خودش را به خوابزده كه با صدا زدن نيز چشم خود را باز نمىكند.
از آنجا كه غالب مردم از معاد و حساب غافلند، خداوند اين غفلت را به همه مردم نسبت داده است و گر نه هميشه گروهى از مردم، استثنا هستند. در آيه 97 همين سوره، به اقرار به غفلت از زبان خود مردم نيز اشاره شده است. «يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا»
در سوره انبيا چنان كه از نامش پيدا است، سوره پيامبران است، چرا كه نام شانزده پيامبر، بعضى، با ذكر فرازهايى از حالاتشان و بعضى تنها به صورت اشاره در اين سوره آمده است (موسى- هارون- ابراهيم- لوط- اسحاق- يعقوب- نوح- داود- سليمان- ايوب- اسماعيل- ادريس- ذا الكفل- ذا النون (يونس)- زكريا و يحيى. بنا بر اين تكيه بحثهاى مهم اين سوره بر روى برنامههاى انبياء استـ نگاهى به مسئله حساب در روز قيامت
آنچه از آيات بدست مىآيد اين است كه:قرآن
1ـ همه ى افراد مورد سؤال قرار مىگيرند. «فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ» (اعراف، 16)
2ـ همه ى اعمال مورد محاسبه واقع مىشود. «لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (نحل، 93)
3ـ همه ى احوال مورد رسيدگى قرار مىگيرد. «إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ» (بقره، 284)
4ـ از همه ى اعضاى بدن انسان سؤال خواهد شد. «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ … كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا» (اسراء، 36)
5ـ از نعمتهاى الهى سؤال مىشود. «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» (تكاثر، 93)
6ـ همه كارها را در هر كجا و به هر اندازه كه باشد حاضر خواهند ساخت. «إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ» (لقمان، 16)
در اوّلين سؤال، از نماز خواهند پرسيد و به حساب امور مهمى چون، جوانى، عمر، راه كسب درآمد و هزينهى آن و بويژه مسألهى رهبرى و ولايت خواهند پرداخت و همين بس كه خداوند، خود، حسابرسى خواهد بود. «كَفى بِنا حاسِبِينَ» (انبياء، 47)پيامهاي آيه اول
1ـ حسابرسى مردم قطعى است. «اقْتَرَبَ» (بكار رفتن فعل ماضى به جاى مضارع، نشانهى قطعى بودن است.)
2ـ قيامت و زمان حسابرسى را دور نپنداريم. «اقْتَرَبَ»
3ـ حساب، براى همه انسانهاست. «لِلنَّاسِ»
4ـ نظم و حساب، لازمهى يك زندگى كامل است. «حِسابُهُمْ» (انسان، پديدهاى تصادفى نيست، بلكه موجودى هدفدار و بر مبناى حساب و محاسبه است.)
5ـ گاهى بايد براى جذب حواسها، سخن را كوبنده و هشدار دهنده آغاز كرد. سوره با جمله «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ» شروع شده است.
6ـ اين حساب است كه به سراغ انسانها مىآيد، هر چند آنان از حساب، غافل باشند و يا از آن بگريزند. «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ» و نفرمود: «اقترب الناس الى حسابهم»
7ـ غفلت، زمانى خطرناك است كه بر اساس بىاعتنايى باشد. «غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ»
منابع:
1- تفسير نور، ج 7
2- تفسير نمونه، ج 13
3- تفسير هدايت، ج 7
4- ترجمه تفسير مجمع البيان، ج 16
همنشين همه پيامبران در باغهاي بهشت