حجاب و مسائل پیرامون آن(۱)

حجاب و مسائل پيرامون آن(1)

یکی از مسائلی که امروزه جامعه ما با آن روبرو شده، بد حجابی و گسترش فرهنگ منحط غربی است که این مسأله عوامل متعدد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و … دارد. اصل اولیه در برخورد با هر مسأله‌ای آن است که با ابزارها و شیوه های متناسب برخورد شود. بنابراین با شناخت عوامل مختلف ایجاد بد حجابی و از بین بردن زمینه های هر یک و برطرف کردن مشکلات مربوط به آن ها از لحاظ فرهنگی واقتصادی و سیاسی و … می‌توان گام بسیار مؤثری را در این زمینه برداشت.

مقدمه
 

امروزه مسایل و موضوعات متعدد و فراوانی در جامعه خصوصاً در بین جوانان و نوجوانان بوجود آمده که لازم است به سرعت مورد توجه قرار گیرد و با ارائه پاسخ های منطقی و روان ، عطش این نسل نوخاسته را در زمینه نیازهای تربیتی و دینی جبران نمود تا خللی در فکرو رفتار آنان حاصل نشود و همچنین محل نفوذ فکری دشمنان و فرصت طلبان ضد دینی و اخلاقی قرار نگیرد.
فراوانی آسیب های اجتماعی، توسعه موضوعات ومسایل دینی، پیدایش نسل جدید و ضعف دسترسی آسان آنان به مراکز و عالمان دینی، ناکارآمدی برخی مجامع فرهنگی، تهاجمات فرهنگی و ضد دینی ، امکانات رسانه ای مخرّب ، نفوذ برخی تفکرات پوچ و منفی در بین جوانان و نوجوانان ، ایجاد نیازهای کاذب در جوانان و نوجوانان ، مشکلات و موانع ازدواج ، نابسامانی در برخی از خانواده ها ،تفاوت فرهنگی نسلها وبسیاری عوامل دیگر، ضرورت امر پاسخگویی به پرسشهاو شبهات دینی و تربیتی جوانان و نوجوانان را دو چندان کرده است.
یکی ازمسائلی که در حال حاضر ذهن بسیاری از جوانهای این مرز وبوم را به خود معطوف داشته وسؤالات وشبهات زیادی را در ذهن آنها ایجادکرده، مسأله “حجاب” است. سؤالات و شبهاتی از قبیل :
چرا زنان باید حجاب داشته باشند ولی مردان آزاد باشند؟آیا حجاب در ادیان و مذاهب پیشین هم بوده است؟آیا حجاب ، زن را محدود نمی کند؟ایجاد عقده و حسرت نمی کند؟آیا رنگ مشگی(چادر) ایجاد افسردگی نمی کند؟آیا حجاب منحصردر چادر است؟چرا با وجود انقلاب اسلامی ، معضل بد حجابی همچنان ادامه دارد؟ فلسفه حجاب زنان در نماز چیست؟ و بسیاری از مسائل دیگر که تحت عنوان کلی “حجاب ومسائل پیرامون آن”مطرح و قابل بررسى است.
مقاله حاضر در صدد آن است که به تمام سؤالات اساسی و مهم فوق وبسیاری از سؤالات دیگر که ممکن است بر هر فردی خصوصاً جوانان عزیز ، پیش آید، پاسخ دهد. و امید است این مقاله بتواند شبهات را از ضمیرپاک جوانان این مرز وبوم اسلامی، بزدایدودر زندگی راهگشای آنان باشد. انشاءلله

۱- حجاب در ادیان ومذاهب دیگر
 

از برخی متون استفاده می شود “اصل حجاب” میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانی دارد، گرچه نحوه بهره‏گیری از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.(۱)
به عنوان نمونه در ادیان یهود و مسیحیت به مسئله حجاب اشاره شده است که در زیر به طور اختصار بیان می کنیم.
الف – حجاب در شریعت موسی(ع):
“ویل دورانت” راجع به قوم یهود و قانون تلمود می نویسد: “اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، مثلاً بی آن که چیزی بر سر داشت، به میان مردم می رفت و یا در شارع عام ، نخ می ریسید یا با هر سخنی با مردان درد دل می کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه‏اش تکلّم می کرد، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت ، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.” (۲)
از کتاب مقدس نیز بر می آید که در عهد سلیمان(ع)، زنان علاوه بر پوشش بدن، ” بُرقَعْ ” (روبند) به صورت می انداختند.(۳) همین سنت در زمان ابراهیم(ع) رایج بود. نامزد اسحق “رِفْقه” ابتدا که اسحق را دید، برقع به صورت انداخت.(۴)
ب- حجاب در شریعت عیسی(ع):
آن چه از حجاب در شریعت موسی(ع) بیان شد، در شریعت حضرت عیسی(ع) نیز وجود دارد، چون عیسی گفت: “فکر نکنید که من آمده‏ام تا تورات و نوشته‏های پیامبران را منسوخ نمایم، بلکه آمده‏ام تا آن‏ها را به تحقق برسانم.” (۵)
زن‏ها در قرن‏های اولیه مسیحیت تنها با چادر می توانستند در مراسم عبادی شرکت کنند، زیرا گیسوانشان فریبنده به شمار می رفت و می گفتند حتی فرشتگان ممکن است در موقع اجرای نماز از دیدن آن‏ها حواسشان پرت شود!(۶) “پاولوس” فرمان داد زنان باید حجاب داشته و سر خود را بپوشاند.(۷) بنابراین حجاب و پوشش زنان هم در دین یهود وجود دارد و هم در دین مسیحیت. بله در جزئیات حجاب که چه مقدار پوشش لازم است، بین ادیان و مذاهب تفاوت هایی وجود دارد.

۲- دلائل وجوب حجاب از منظر قرآن
 

لباس پوشیدن سابقه‏اى به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکى از مکاتب فکرى که بر لزوم برهنه زیستى پاى مى‏فشارند(۸)، همه افراد به نوعى آن را تجربه مى‏کنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردى و اجتماعى انسان، دست کم به سه نیاز وى پاسخ مى‏دهد:۱. حفاظت در سرما و گرما و برف و باران. (۹)
2. حفظ عفت و شرم. (۱۰)
3. آراستگى، زیبایى و وقار. (۱۱)
3- رابطه حجاب و پوشش اسلامى‏
 

«حجاب» به معناى پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است. (ر. ک: راغب اصفهانى المفردات فى غرائب القرآن و سیدعلى‏اکبرقرشی، قاموس قرآن) این واژه(حجاب) تنها به معناى پوشش ظاهرى یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششى حجاب نیست. حجاب پوششى است که از طریق پشت پرده واقع شدن، تحقق یابد. لذا در خصوص پوشش زن،حجاب، اصطلاحى نسبتاً جدید است و همین سبب گردیده بسیارى گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. ویا مدّعى شوند حجاب به وسیله ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده است؛ در حالى که آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامى زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان، نازل شده است. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیت‏هاى اجتماعى نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد و مشارکتش در فعالیت‏ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.(۱۲)

۴- ضرورت پوشش اسلامى در قرآن‏
 

پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام است و هیچ مسلمانى نمى‏تواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهى مى‏دهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنى به اتّفاق به آن فتوا داده‏اند. همان طور که نماز و روزه به دورانى خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعاى عصرى بودن آن، بى‏دلیل و غیر کارشناسانه مى‏نماید.
خداوند متعال در آیه ۳۰ سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان مى‏دهد از چشم چرانى اجتناب کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ»؛ «[اى پیامبر] به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار براى پاکى و پاکیزگى‏شان بهتر است و خداوند بدانچه مى‏کنند، آگاه است.» سپس در آیه بعد مى‏فرماید:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «[اى پیامبر] به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسرى‏هاى خویش را به گریبان‏ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش‏ها پوشیده باشد و پاهاشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان مى‏کنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن، همه به سوى خدا توبه کنید تا رستگار شوید.»
در این آیه خداوند تعالى، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر زنان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش مى‏دهد: ۱. پوشیدگى سر و گردن؛ ۲. پوشاندن زینت‏ها.
«خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش است. و«جیوب» از واژه «جیب» به معناى قلب و سینه و گریبان است.(۱۳) در تفسیر مجمع البیان چنین مى‏خوانیم: زنان مدینه اطراف روسرى‏هاى خود را به پشت سر مى‏انداختند و سینه و گردن و گوش‏هاى آنان آشکار مى‏شد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گریبان‏ها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد. آیا مفهوم واژه “جیب”، “زیور” فارسى (زینت‏هاى جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر مى‏گیرد یا تنها آرایش‏هاى متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل مى‏شود؟در پاسخ باید گفت: حکم کلى آن است که خودآرایى جایز و خودنمایى در مقابل نامحرم ممنوع است.(۱۴)
آرایش امرى فطرى و طبیعى است و حسّ زیبایى دوستى سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى‏شود. این گرایش طبیعى، افزون بر آنکه آثار مثبت روانى در دیگران پدید مى‏آورد، به تحقق آثار گرانبهاى روانى در شخص آراسته، نیز مى‏انجامد.آراستن خود و پرهیز از آشفتگى و پریشانى در نظام فکرى و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایى نه دلیل وارستگى از قید نفس است و نه علامت بى‏اعتنایى به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزى و نظافت ظاهرى، خود به خود شخصت افراد را در نگاه دیگران خوار مى‏سازد و زبان طعن و توهین دشمن را مى‏گشاید. بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهره‏گیرى از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامه‏هاى روزانه مسلمانان است.(۱۵)
حضرت امام حسن مجتبى(ع) بهترین جامه‏هاى خود را در نماز مى‏پوشید و در پاسخ کسانى که سبب این کار را مى‏پرسیدند، مى‏فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى‏»؛ «خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد. پس خود را براى پروردگارم زیبا مى‏سازم.» (۱۶)
بنابراین، خداوند زینت و خودآرایى را نهى نمى‏کند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایى و تحریک و تهییج به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعى است؛ چنان که مى‏فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ الْأُولى‏»؛ (۱۷) ونیزمى‏فرماید:«وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ»؛(۱۸)
این آیه زنان عرب را که معمولاً خلخال به پا مى‏کردند و براى اینکه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محکم به زمین مى‏کوفتند، از این کار نهى مى‏کند. فقیه بزرگوار علامه مطهرى مى‏گوید: «از این دستور مى‏توان فهمید هر چیزى که موجب جلب توجّه مردان مى‏گردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنین آرایش‏هاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور کلى زن در معاشرت، نباید کارى بکند که موجب تحریک و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»(۱۹)
در آیه ۳۱ سوره «نور» مى‏فرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها». زینت‏هاى زن دو گونه است: یک نوع زینتى که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست؛ و نوع دیگر زینتى که پنهان است مگر آنکه عمداً بخواهد آن را آشکار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانیدن این نوع زینت واجب است. البتّه استثناهایى دارد که بعداً بیان خواهد شد.(۲۰)
آیات دیگرى که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامى و فلسفه آن را بیان مى‏کنند، چنین است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً»؛(۲۱)
«اى پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو: پوشش‏هاى (روسرى و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این براى آنکه (به حریت و عفت) شناخته گردند و(توسط هوسرانان)اذیت وآزار نشوند،[به احتیاط ] نزدیک‏تر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.»
با توجه به آیات و مطالب فوق ، در اینجا سه نکته مهم قابل ذکر است:

۱) حدود و میزان پوشش :
 

بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیده‏تر باشد، ایمن تراست.اگر نگاه‏هاى آلوده را همچنان که در روایات آمده است، تیرهاى زهرآلود شیطان بدانیم، پوشش زن همانند قوسى است که تیر از آن کمانه مى‏کند و منحرف مى‏شود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مى‏ماند. بر عکس هر اندازه بدن زن برهنه‏تر باشد، تیرهاى شیطانى را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. و از همین روست که چادر را حجاب برتر شناخته‏اند، زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن‏ترین مصونیت را به ارمغان مى‏آورد. بنابراین حجاب منحصر به چادر نیست و مانتوى کامل نیز مى‏تواند حجاب زن را تأمین کند، لیکن چادر حجاب برتر است.

۲) کیفیت پوشش :
 

میزان ضخامت و حتى کیفیت دوخت لباس، خود بخش مهمى از حجاب را تشکیل مى‏دهد. بدون شک لباس‏هاى نازک و تنگ و بدن‏نما ، فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏هاى هرزه و آلوده و به فساد کشاننده جامعه است. در مقابل لباس‏هاى غیربدن‏نما، دیده ها را از خود دور می سازد و سلامت معنوی نفوس را تأمین می کند.

۳) رنگ ها :
 

تردیدی نیست که برخی از رنگ ها دیده ها را خیره می سازد، و پاره ای دیگر، نگاه ها را از خود می راند و دور می سازد. اکنون سؤال می شود کدامیک از این دو برای تأمین حجاب واقعی و مصونیت معنوی جامعه و خیره نکردن چشم ها و بر نیفروختن آتش شهوت مفیدتر است ؟ مگر ما در جامعه ای زندگی نمی کنیم که میلیونها جوان در اوج غریزه جنسی به سر می برند و در سخت ترین شرایط جوانی از امکان ازدواج محرومند و کافی است با اندک جرقه ای، شعله های غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتی ها مبتلا گردند؟ پس چرا به هر وسیله ممکن – حتی با گزینش رنگ مناسب لباس در جامعه – به سلامت دینی و روحی و روانی آنان کمک نکنیم و موجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن شان در دام مفاسد نشویم ؟ آیا این سخت گیری، ناپسند است یا نادیده گرفتن تأثیر عوامل یاد شده ؟ در عین حال علمای دین نسبت به خصوص رنگ ها تأکید چندانی نکرده ولی بر این مسأله پای می فشارند که لباس، نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشی از آن باشد. از این رو است که در طول تاریخ، زنان مسلمان، به میل خود، لباس مشکی را برای حجاب برگزیدند و این سنت حسنه مورد تقریر و پذیرش پیامبر(ص ) و امامان (ع ) قرار گرفت ، زیرا آنان به این وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشتری می کردند.
نکته دیگر این که در بسیاری از کشورهای اسلامی، حجابی شبیه چادر و عبا وجود دارد و اختصاص به ایرانیان ندارد.

۵- بی حجابی و نابودی زمینه رشد وتعالی
 

بى‏حجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایى خویش است. این امر که عقده حقارت انسان را مى‏نمایاند، زمینه رشد و تعالى وى را نابود مى‏سازد؛ در حالى که زن مانند مرد یک انسان است و باید از نظر انسانى رشد و تکامل یابد. کسى که با نمایش زیبایى خود و گزینش پوششى ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر مى‏برد، در حقیقت مى‏خواهد با تکیه بر جذابیت‏هاى ظاهرى خویش و نه اصالت‏ها و ارزش‏هاى متعالى خود، جایى در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام مى‏دارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و کارایى‏اش. چنین فردى قبل از همه اسیر خویش است و به مغازه‏دارى شبیه است که پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دکور خود به سر مى‏برد و فرصت پرداختن به آرزوهاى بزرگ‏تر را نمى‏یابد.
اگر اصل زن بودن، زن وجنسیت زن باشد ونه انسانیت او، این محدود است وزود گذر وهر زیبا روی جدیدی که از او زیبا تر باشد، به راحتی جای او را می گیرد. اما اگر انسانیت اصل شد، دیگر قیمتش خیلی گران است وهیچ چیزی جای آن را نمی تواند بگیرد.

۶- حجاب و حرمت خود ( احساس ارزشمندى )
 

از نظر روان‏شناسى، قطعى‏ترین عامل رشد انسان، میزان ارزشى است که هر فرد براى خود قائل است‏؛ به راستى آیا برهنه شدن و کشاندن رفتارهاى جنسى به کوچه و خیابان به آدمى ارزش مى‏دهد و انسان را از احساس ارزشمندى بهره‏مند مى‏سازد؟ البتّه شاید احساس رضایت آنى و زود گذر پدید آورد، ولى کم‏تر کسى است که بر خوردارى از این حالت و رفتار را ارزش تلقى کند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند. افزون بر این، تأمین هر خواسته‏اى همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعه‏اى که برهنگى تمام شریان‏هاى آن را پر کرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشته‏ها و نداشته‏هاى خویشند، انسان‏ها در تشویش مستمر و دلهره همیشگى فرو مى‏روند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانى رخ مى‏نماید که ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمى به تنوع طلبى حریصانه کشیده مى‏شود. بى‏تردید تا وقتى این اندیشه، فضاى ذهن آدمى را پرکرده است، فرصتى براى بروز خلاقیت و ابتکار باقى نمى‏ماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمى را بر نمى‏تابد و نمى‏تواند یافته‏اى تازه عرضه کند. او در پى آن است که در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن که وضعیت را تغییر دهد و با ابتکار و خلاقیت، طرحى نو در اندازد. از سوى دیگر، از آن‏جا که احساس بى‏ارزش بودن تمام وجود این افراد را پر کرده است، در پى جبران این کمبود بر مى‏آیند و چون آسان‏ترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سکس و عرضه پیکر خود در این مسیر گام بر مى‏دارند تا به شکلى، احساس ارزشمندىِ از کف رفته خود را جبران کنند. در حالى که شخص بر خوردار از حجاب ، هرگز چنین نیازى را احساس نمى‏کند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزشمندى ، آن است که خود را از دسترس بیگانگان دور نگه دارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد.(۲۲)گویا از همین رو است که ویل دورانت مى‏گوید: زنان دریافتند که دست و دل بازى، مایه طعن و تحقیر است. بنابراین، چنین افرادى هم ارزشمندى را از کف داده‏اند و هم در جبران آن به بیراهه رفته‏اند. راه رسیدن به احساس ارزشمندى پایدار، رفتن در پى کسب صفات ارزشمند و پایدار است. انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگه داشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندى خود را ارتقا مى‏بخشد تا آن‏جا که مرد، نیازمندانه به آستان وى روى مى‏آورد. بى‏تردید اگر زنان این مفهوم را به طور کامل درک کنند، به پوشیده داشتن و مخفى ساختن پیکر خویش، بیش‏تر گرایش نشان مى‏دهندو پى خواهند برد که راه احساس ارزشمندى، در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. (۲۳)
در این رابطه راسل مى‏گوید:”از لحاظ هنرى، مایه تأسف است که بتوان به آسانى به زنان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غیر ممکن گردد.” ویل دورانت نیز مى‏گوید:” آنچه مى‏جوییم و نیابیم عزیز و گرانبها مى‏گردد. زیبائی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء ، ضعیف وبا منع و جلوگیری ، قوی می گردد. ” (۲۴)
پس حجاب احساس ارزشمندى است که موقعیتى بلند مرتبه براى زنان، پدید مى‏آورد و مردان را در محدودیت فرو مى‏برد. اگر چه در بیان به زنان گفته مى‏شود که پوشیده بیرون آیید؛ ولى واقعیت آن است که به مرد گفته مى‏شود، بهره بردارى جنسى در همه جا ممنوع، چون راه چشم را که نافذترین کانال حسىِ مردان است، نمى‏توان سد کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید