یکی از مسائلی که امروزه جامعه ما با آن روبرو شده، بد حجابی و گسترش فرهنگ منحط غربی است که این مسأله عوامل متعدد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و … دارد. اصل اولیه در برخورد با هر مسألهای آن است که با ابزارها و شیوه های متناسب برخورد شود. بنابراین با شناخت عوامل مختلف ایجاد بد حجابی و از بین بردن زمینه های هر یک و برطرف کردن مشکلات مربوط به آن ها از لحاظ فرهنگی واقتصادی و سیاسی و … میتوان گام بسیار مؤثری را در این زمینه برداشت.
مقدمه
امروزه مسایل و موضوعات متعدد و فراوانی در جامعه خصوصاً در بین جوانان و نوجوانان بوجود آمده که لازم است به سرعت مورد توجه قرار گیرد و با ارائه پاسخ های منطقی و روان ، عطش این نسل نوخاسته را در زمینه نیازهای تربیتی و دینی جبران نمود تا خللی در فکرو رفتار آنان حاصل نشود و همچنین محل نفوذ فکری دشمنان و فرصت طلبان ضد دینی و اخلاقی قرار نگیرد.
فراوانی آسیب های اجتماعی، توسعه موضوعات ومسایل دینی، پیدایش نسل جدید و ضعف دسترسی آسان آنان به مراکز و عالمان دینی، ناکارآمدی برخی مجامع فرهنگی، تهاجمات فرهنگی و ضد دینی ، امکانات رسانه ای مخرّب ، نفوذ برخی تفکرات پوچ و منفی در بین جوانان و نوجوانان ، ایجاد نیازهای کاذب در جوانان و نوجوانان ، مشکلات و موانع ازدواج ، نابسامانی در برخی از خانواده ها ،تفاوت فرهنگی نسلها وبسیاری عوامل دیگر، ضرورت امر پاسخگویی به پرسشهاو شبهات دینی و تربیتی جوانان و نوجوانان را دو چندان کرده است.
یکی ازمسائلی که در حال حاضر ذهن بسیاری از جوانهای این مرز وبوم را به خود معطوف داشته وسؤالات وشبهات زیادی را در ذهن آنها ایجادکرده، مسأله “حجاب” است. سؤالات و شبهاتی از قبیل :
چرا زنان باید حجاب داشته باشند ولی مردان آزاد باشند؟آیا حجاب در ادیان و مذاهب پیشین هم بوده است؟آیا حجاب ، زن را محدود نمی کند؟ایجاد عقده و حسرت نمی کند؟آیا رنگ مشگی(چادر) ایجاد افسردگی نمی کند؟آیا حجاب منحصردر چادر است؟چرا با وجود انقلاب اسلامی ، معضل بد حجابی همچنان ادامه دارد؟ فلسفه حجاب زنان در نماز چیست؟ و بسیاری از مسائل دیگر که تحت عنوان کلی “حجاب ومسائل پیرامون آن”مطرح و قابل بررسى است.
مقاله حاضر در صدد آن است که به تمام سؤالات اساسی و مهم فوق وبسیاری از سؤالات دیگر که ممکن است بر هر فردی خصوصاً جوانان عزیز ، پیش آید، پاسخ دهد. و امید است این مقاله بتواند شبهات را از ضمیرپاک جوانان این مرز وبوم اسلامی، بزدایدودر زندگی راهگشای آنان باشد. انشاءلله
۱- حجاب در ادیان ومذاهب دیگر
از برخی متون استفاده می شود “اصل حجاب” میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانی دارد، گرچه نحوه بهرهگیری از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.(۱)
به عنوان نمونه در ادیان یهود و مسیحیت به مسئله حجاب اشاره شده است که در زیر به طور اختصار بیان می کنیم.
الف – حجاب در شریعت موسی(ع):
“ویل دورانت” راجع به قوم یهود و قانون تلمود می نویسد: “اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، مثلاً بی آن که چیزی بر سر داشت، به میان مردم می رفت و یا در شارع عام ، نخ می ریسید یا با هر سخنی با مردان درد دل می کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانهاش تکلّم می کرد، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت ، مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.” (۲)
از کتاب مقدس نیز بر می آید که در عهد سلیمان(ع)، زنان علاوه بر پوشش بدن، ” بُرقَعْ ” (روبند) به صورت می انداختند.(۳) همین سنت در زمان ابراهیم(ع) رایج بود. نامزد اسحق “رِفْقه” ابتدا که اسحق را دید، برقع به صورت انداخت.(۴)
ب- حجاب در شریعت عیسی(ع):
آن چه از حجاب در شریعت موسی(ع) بیان شد، در شریعت حضرت عیسی(ع) نیز وجود دارد، چون عیسی گفت: “فکر نکنید که من آمدهام تا تورات و نوشتههای پیامبران را منسوخ نمایم، بلکه آمدهام تا آنها را به تحقق برسانم.” (۵)
زنها در قرنهای اولیه مسیحیت تنها با چادر می توانستند در مراسم عبادی شرکت کنند، زیرا گیسوانشان فریبنده به شمار می رفت و می گفتند حتی فرشتگان ممکن است در موقع اجرای نماز از دیدن آنها حواسشان پرت شود!(۶) “پاولوس” فرمان داد زنان باید حجاب داشته و سر خود را بپوشاند.(۷) بنابراین حجاب و پوشش زنان هم در دین یهود وجود دارد و هم در دین مسیحیت. بله در جزئیات حجاب که چه مقدار پوشش لازم است، بین ادیان و مذاهب تفاوت هایی وجود دارد.
۲- دلائل وجوب حجاب از منظر قرآن
لباس پوشیدن سابقهاى به اندازه حیات انسان دارد و جز پیروان یکى از مکاتب فکرى که بر لزوم برهنه زیستى پاى مىفشارند(۸)، همه افراد به نوعى آن را تجربه مىکنند. این پدیده، به رغم ارتباطش با خصوصیات مختلف فردى و اجتماعى انسان، دست کم به سه نیاز وى پاسخ مىدهد:۱. حفاظت در سرما و گرما و برف و باران. (۹)
2. حفظ عفت و شرم. (۱۰)
3. آراستگى، زیبایى و وقار. (۱۱)
3- رابطه حجاب و پوشش اسلامى
«حجاب» به معناى پرده، حاجب، پوشیدن و پنهان کردن و منع از وصول است. (ر. ک: راغب اصفهانى المفردات فى غرائب القرآن و سیدعلىاکبرقرشی، قاموس قرآن) این واژه(حجاب) تنها به معناى پوشش ظاهرى یا پوشاندن زن نیست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از دید مرد بیگانه است. بدین سبب، هر پوششى حجاب نیست. حجاب پوششى است که از طریق پشت پرده واقع شدن، تحقق یابد. لذا در خصوص پوشش زن،حجاب، اصطلاحى نسبتاً جدید است و همین سبب گردیده بسیارى گمان کنند اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. ویا مدّعى شوند حجاب به وسیله ایرانیان به مسلمانان و اعراب سرایت کرده است؛ در حالى که آیات مربوط به حجاب (پوشش اسلامى زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ایرانیان، نازل شده است. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه عظیم در فعالیتهاى اجتماعى نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد و مشارکتش در فعالیتها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.(۱۲)
۴- ضرورت پوشش اسلامى در قرآن
پوشش اسلامى از احکام ضرورى اسلام است و هیچ مسلمانى نمىتواند در آن تردید کند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح کرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهى مىدهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنى به اتّفاق به آن فتوا دادهاند. همان طور که نماز و روزه به دورانى خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعاى عصرى بودن آن، بىدلیل و غیر کارشناسانه مىنماید.
خداوند متعال در آیه ۳۰ سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان مىدهد از چشم چرانى اجتناب کنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان کوشا باشند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ»؛ «[اى پیامبر] به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این کار براى پاکى و پاکیزگىشان بهتر است و خداوند بدانچه مىکنند، آگاه است.» سپس در آیه بعد مىفرماید:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «[اى پیامبر] به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز براى شوهران و سایر محارم آشکار نکنند، مگر آنچه پیدا است؛ و روسرىهاى خویش را به گریبانها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوشها پوشیده باشد و پاهاشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان مىکنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن، همه به سوى خدا توبه کنید تا رستگار شوید.»
در این آیه خداوند تعالى، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر زنان مؤمن لازم است، به دو شکل گسترش مىدهد: ۱. پوشیدگى سر و گردن؛ ۲. پوشاندن زینتها.
«خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش است. و«جیوب» از واژه «جیب» به معناى قلب و سینه و گریبان است.(۱۳) در تفسیر مجمع البیان چنین مىخوانیم: زنان مدینه اطراف روسرىهاى خود را به پشت سر مىانداختند و سینه و گردن و گوشهاى آنان آشکار مىشد. بر اساس این آیه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گریبانها بیندازند تا این مواضع نیز مستور باشد. آیا مفهوم واژه “جیب”، “زیور” فارسى (زینتهاى جدا از بدن مانند جواهرات) را نیز در بر مىگیرد یا تنها آرایشهاى متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل مىشود؟در پاسخ باید گفت: حکم کلى آن است که خودآرایى جایز و خودنمایى در مقابل نامحرم ممنوع است.(۱۴)
آرایش امرى فطرى و طبیعى است و حسّ زیبایى دوستى سرچشمه پیدایش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مىشود. این گرایش طبیعى، افزون بر آنکه آثار مثبت روانى در دیگران پدید مىآورد، به تحقق آثار گرانبهاى روانى در شخص آراسته، نیز مىانجامد.آراستن خود و پرهیز از آشفتگى و پریشانى در نظام فکرى و ذوق سلیم انسان ریشه دارد. پرهیز از خودآرایى نه دلیل وارستگى از قید نفس است و نه علامت بىاعتنایى به دنیا. وضع ژولیده و آشفته و عدم مراعات تمیزى و نظافت ظاهرى، خود به خود شخصت افراد را در نگاه دیگران خوار مىسازد و زبان طعن و توهین دشمن را مىگشاید. بر این اساس، پوشیدن جامه زیبا، بهرهگیرى از مسواک و شانه، روغن زدن به مو و گیسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست کردن و سرانجام آراستن خویش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤکد و برنامههاى روزانه مسلمانان است.(۱۵)
حضرت امام حسن مجتبى(ع) بهترین جامههاى خود را در نماز مىپوشید و در پاسخ کسانى که سبب این کار را مىپرسیدند، مىفرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى»؛ «خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد. پس خود را براى پروردگارم زیبا مىسازم.» (۱۶)
بنابراین، خداوند زینت و خودآرایى را نهى نمىکند؛ آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایى و تحریک و تهییج به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعى است؛ چنان که مىفرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ الْأُولى»؛ (۱۷) ونیزمىفرماید:«وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ»؛(۱۸)
این آیه زنان عرب را که معمولاً خلخال به پا مىکردند و براى اینکه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محکم به زمین مىکوفتند، از این کار نهى مىکند. فقیه بزرگوار علامه مطهرى مىگوید: «از این دستور مىتوان فهمید هر چیزى که موجب جلب توجّه مردان مىگردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنین آرایشهاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور کلى زن در معاشرت، نباید کارى بکند که موجب تحریک و تهیج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.»(۱۹)
در آیه ۳۱ سوره «نور» مىفرماید: «وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها». زینتهاى زن دو گونه است: یک نوع زینتى که مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشکار است و پوشانیدن آن واجب نیست؛ و نوع دیگر زینتى که پنهان است مگر آنکه عمداً بخواهد آن را آشکار سازد؛ مانند گوشوار و گردن بند. پوشانیدن این نوع زینت واجب است. البتّه استثناهایى دارد که بعداً بیان خواهد شد.(۲۰)
آیات دیگرى که با صراحت کامل دستور پوشش اسلامى و فلسفه آن را بیان مىکنند، چنین است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً»؛(۲۱)
«اى پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو: پوششهاى (روسرى و چادر) خود را برخود فروتر گیرند. این براى آنکه (به حریت و عفت) شناخته گردند و(توسط هوسرانان)اذیت وآزار نشوند،[به احتیاط ] نزدیکتر است؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.»
با توجه به آیات و مطالب فوق ، در اینجا سه نکته مهم قابل ذکر است:
۱) حدود و میزان پوشش :
بدون شک هر اندازه بدن زن پوشیدهتر باشد، ایمن تراست.اگر نگاههاى آلوده را همچنان که در روایات آمده است، تیرهاى زهرآلود شیطان بدانیم، پوشش زن همانند قوسى است که تیر از آن کمانه مىکند و منحرف مىشود و از اصابت و نفوذ در هدف باز مىماند. بر عکس هر اندازه بدن زن برهنهتر باشد، تیرهاى شیطانى را بیشتر متوجه خود ساخته و از آن آسیب خواهد دید. و از همین روست که چادر را حجاب برتر شناختهاند، زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئنترین مصونیت را به ارمغان مىآورد. بنابراین حجاب منحصر به چادر نیست و مانتوى کامل نیز مىتواند حجاب زن را تأمین کند، لیکن چادر حجاب برتر است.
۲) کیفیت پوشش :
میزان ضخامت و حتى کیفیت دوخت لباس، خود بخش مهمى از حجاب را تشکیل مىدهد. بدون شک لباسهاى نازک و تنگ و بدننما ، فرودگاه پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشمهاى هرزه و آلوده و به فساد کشاننده جامعه است. در مقابل لباسهاى غیربدننما، دیده ها را از خود دور می سازد و سلامت معنوی نفوس را تأمین می کند.
۳) رنگ ها :
تردیدی نیست که برخی از رنگ ها دیده ها را خیره می سازد، و پاره ای دیگر، نگاه ها را از خود می راند و دور می سازد. اکنون سؤال می شود کدامیک از این دو برای تأمین حجاب واقعی و مصونیت معنوی جامعه و خیره نکردن چشم ها و بر نیفروختن آتش شهوت مفیدتر است ؟ مگر ما در جامعه ای زندگی نمی کنیم که میلیونها جوان در اوج غریزه جنسی به سر می برند و در سخت ترین شرایط جوانی از امکان ازدواج محرومند و کافی است با اندک جرقه ای، شعله های غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناهان و ناراحتی ها مبتلا گردند؟ پس چرا به هر وسیله ممکن – حتی با گزینش رنگ مناسب لباس در جامعه – به سلامت دینی و روحی و روانی آنان کمک نکنیم و موجب جلب توجه آنان و قرارگرفتن شان در دام مفاسد نشویم ؟ آیا این سخت گیری، ناپسند است یا نادیده گرفتن تأثیر عوامل یاد شده ؟ در عین حال علمای دین نسبت به خصوص رنگ ها تأکید چندانی نکرده ولی بر این مسأله پای می فشارند که لباس، نباید موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشی از آن باشد. از این رو است که در طول تاریخ، زنان مسلمان، به میل خود، لباس مشکی را برای حجاب برگزیدند و این سنت حسنه مورد تقریر و پذیرش پیامبر(ص ) و امامان (ع ) قرار گرفت ، زیرا آنان به این وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشتری می کردند.
نکته دیگر این که در بسیاری از کشورهای اسلامی، حجابی شبیه چادر و عبا وجود دارد و اختصاص به ایرانیان ندارد.
۵- بی حجابی و نابودی زمینه رشد وتعالی
بىحجاب در اندیشه نمایش خود و زیبایى خویش است. این امر که عقده حقارت انسان را مىنمایاند، زمینه رشد و تعالى وى را نابود مىسازد؛ در حالى که زن مانند مرد یک انسان است و باید از نظر انسانى رشد و تکامل یابد. کسى که با نمایش زیبایى خود و گزینش پوششى ویژه در اندیشه جلب نظر دیگران به سر مىبرد، در حقیقت مىخواهد با تکیه بر جذابیتهاى ظاهرى خویش و نه اصالتها و ارزشهاى متعالى خود، جایى در جامعه بیابد. در واقع او از این طریق اعلام مىدارد، آنچه برایش اصل است و اهمیّت دارد، «زن بودن» او است نه انسانیت و اندیشه و لیاقت و کارایىاش. چنین فردى قبل از همه اسیر خویش است و به مغازهدارى شبیه است که پیوسته در اندیشه تزیین ظاهر و تغییر دکور خود به سر مىبرد و فرصت پرداختن به آرزوهاى بزرگتر را نمىیابد.
اگر اصل زن بودن، زن وجنسیت زن باشد ونه انسانیت او، این محدود است وزود گذر وهر زیبا روی جدیدی که از او زیبا تر باشد، به راحتی جای او را می گیرد. اما اگر انسانیت اصل شد، دیگر قیمتش خیلی گران است وهیچ چیزی جای آن را نمی تواند بگیرد.
۶- حجاب و حرمت خود ( احساس ارزشمندى )
از نظر روانشناسى، قطعىترین عامل رشد انسان، میزان ارزشى است که هر فرد براى خود قائل است؛ به راستى آیا برهنه شدن و کشاندن رفتارهاى جنسى به کوچه و خیابان به آدمى ارزش مىدهد و انسان را از احساس ارزشمندى بهرهمند مىسازد؟ البتّه شاید احساس رضایت آنى و زود گذر پدید آورد، ولى کمتر کسى است که بر خوردارى از این حالت و رفتار را ارزش تلقى کند و شخص برخوردار از این روحیه را ارزشمند بداند. افزون بر این، تأمین هر خواستهاى همیشه با احساس رضایت همراه نیست. در جامعهاى که برهنگى تمام شریانهاى آن را پر کرده و زن و مرد همواره در حال مقایسه داشتهها و نداشتههاى خویشند، انسانها در تشویش مستمر و دلهره همیشگى فرو مىروند؛ زیرا رقابت و مقایسه در میدانى رخ مىنماید که ظرفیت رقابت ندارد و بدین سبب، آدمى به تنوع طلبى حریصانه کشیده مىشود. بىتردید تا وقتى این اندیشه، فضاى ذهن آدمى را پرکرده است، فرصتى براى بروز خلاقیت و ابتکار باقى نمىماند. ذهنِ مشغول به تصاحب دل دیگران و جلب نظر مردان و پسندیده شدن، هرگز اندیشه علمى را بر نمىتابد و نمىتواند یافتهاى تازه عرضه کند. او در پى آن است که در وضعیت موجود پسندیده شود نه آن که وضعیت را تغییر دهد و با ابتکار و خلاقیت، طرحى نو در اندازد. از سوى دیگر، از آنجا که احساس بىارزش بودن تمام وجود این افراد را پر کرده است، در پى جبران این کمبود بر مىآیند و چون آسانترین راه رسیدن به این احساس، مقبول دیگران واقع شدن است، از طریق سکس و عرضه پیکر خود در این مسیر گام بر مىدارند تا به شکلى، احساس ارزشمندىِ از کف رفته خود را جبران کنند. در حالى که شخص بر خوردار از حجاب ، هرگز چنین نیازى را احساس نمىکند. در نگاه او بهترین راه جبرانِ احساسِ ارزشمندى ، آن است که خود را از دسترس بیگانگان دور نگه دارد و مقام و موقعیت خود را پایین نیاورد.(۲۲)گویا از همین رو است که ویل دورانت مىگوید: زنان دریافتند که دست و دل بازى، مایه طعن و تحقیر است. بنابراین، چنین افرادى هم ارزشمندى را از کف دادهاند و هم در جبران آن به بیراهه رفتهاند. راه رسیدن به احساس ارزشمندى پایدار، رفتن در پى کسب صفات ارزشمند و پایدار است. انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگه داشتن خود از دسترس دیگران، سطح ارزشمندى خود را ارتقا مىبخشد تا آنجا که مرد، نیازمندانه به آستان وى روى مىآورد. بىتردید اگر زنان این مفهوم را به طور کامل درک کنند، به پوشیده داشتن و مخفى ساختن پیکر خویش، بیشتر گرایش نشان مىدهندو پى خواهند برد که راه احساس ارزشمندى، در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نیست. (۲۳)
در این رابطه راسل مىگوید:”از لحاظ هنرى، مایه تأسف است که بتوان به آسانى به زنان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد بدون آنکه غیر ممکن گردد.” ویل دورانت نیز مىگوید:” آنچه مىجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها مىگردد. زیبائی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء ، ضعیف وبا منع و جلوگیری ، قوی می گردد. ” (۲۴)
پس حجاب احساس ارزشمندى است که موقعیتى بلند مرتبه براى زنان، پدید مىآورد و مردان را در محدودیت فرو مىبرد. اگر چه در بیان به زنان گفته مىشود که پوشیده بیرون آیید؛ ولى واقعیت آن است که به مرد گفته مىشود، بهره بردارى جنسى در همه جا ممنوع، چون راه چشم را که نافذترین کانال حسىِ مردان است، نمىتوان سد کرد.