پرش به محتوای اصلی
امروز: جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ | کانال‌های رسمی: ایتا بله روبیکا آی‌گپ سروش

غيرت امام حسين(ع)

غيرت امام حسين(ع)

اين روح،از روز اول تا لحظه آخر در وجود مقدس حسين بن على عليه السلام متجلى بود،به قول خودش جزء خون و حياتش شده بود،امكان نداشت از حسين جدا شود.در لحظات آخر[حيات]ابا عبد الله،وقتى در آن گودى قتلگاه افتاده است و قدرت حركت كردن ندارد،قدرت جنگيدن با دشمن ندارد،قدرت ايستادن بر سر پا ندارد و به زحمت مى‏تواند حركت كند،باز مى‏بينيم از سخن حسين غيرت مى‏جهد،عزت تجلى مى‏كند،بزرگوارى پيدا مى‏شود.
لشكر مى‏خواهند سر مقدسش را از بدن جدا كنند ولى شجاعت و هيبت‏سابق اجازه نمى‏دهد،بعضى مى‏گويند نكند حسين حيله جنگى به كار برده كه اگر كسى نزديك شد،حمله كند و در مقابل حمله او كسى تاب مقاومت ندارد.
نقشه پليد و نا مردانه‏اى مى‏كشند،مى‏گويند اگر به سوى خيمه‏هايش حمله كنيم او طاقت نمى‏آورد.امام حسين افتاده است.من نمى‏توانم آن حالت ابا عبد الله را مجسم كنم.لشكر به طرف خيام حرمش حمله مى‏كند. يك نفر فرياد مى‏كشد:حسين،تو زنده‏اى؟!به طرف خيام حرمت‏حمله كردند!امام به زحمت روى زانوهاى خود بلند مى‏شود،به نيزه‏اش تكيه مى‏كند و فرياد مى‏كشد:
«ويلكم يا شيعة آل ابى سفيان،ان لم يكن لكم دين و لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم‏» (1)
اى مردمى كه خود را به آل ابوسفيان فروخته‏ايد،اى پيروان آل ابوسفيان!اگر خدا را نمى‏شناسيد،اگر به قيامت ايمان و اعتقاد نداريد،حريت و شرف انسانيت‏شما كجا رفت؟!
شخصى مى‏گويد:ما تقول يابن فاطمة؟
پسر فاطمه چه مى‏گويى؟فرمود:«انا اقاتلكم و انتم تقاتلوننى و النساء ليس عليهن جناح‏»طرف شما من هستم،اين پيكر حسين حاضر و آماده است‏براى اينكه آماج تيرها و ضربات شمشيرهاى شما واقع شود. ولى روح حسين حاضر نيست او زنده باشد و ببيند كسى به نزديك خيام حرم او مى‏رود.
و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم،و صلى الله على محمد و اله الطاهرين.
پى‏نوشت:
1) اللهوف،ص 50.
كتاب: مجموعه آثار ج 17 ص 210
نويسنده: شهيد مطهرى

این نوشته را منتشر کنید:

دیدگاه خود را بنویسید