داستان جنگ

25 اسفند سالروز بمباران شیمیایی حلبچه

25 اسفند سالروز بمباران شیمیایی حلبچه

25 اسفند سالروز بمباران شیمیایی حلبچه – پیشانی ات طعمه خاک ها شده است. ای رنج مجسّم! برخیز! – فراوانی تاول هایت شناسنامه بهاران در زنجیر است. خزان در رگ هایت می دود. – زلف هایت رهاست در خاکستر، دور خودت می چرخی و «حلبچه» دور سرت به دَوران افتاده است. با تمام شهر ویران […]

25 اسفند سالروز بمباران شیمیایی حلبچه ادامۀ مطلب »

حالا من می‌زنم تو دفاع کن

حالا من می‌زنم تو دفاع کن

حالا من می‌زنم تو دفاع کن ماجرای عبرت‌انگیز یک خانواده‌ای سوخته با هر برگ از دفتر تاریخ، درسی از عبرت پیش رویمان ورق می‌خورد. در تاریخ پر حماسه هشت سال دفاع مقدس مردم ایران و دشمن پرقساوت آن صدام این عبرت‌ها فراوانی بسیار دارند. داستان صدام حسین از یک قهرمان آزادی! که با یاری اربابان

حالا من می‌زنم تو دفاع کن ادامۀ مطلب »

کربلای جبهه‌ها، جبهه‌های کربلا

کربلای جبهه‌ها، جبهه‌های کربلا

کربلای جبهه‌ها، جبهه‌های کربلا به‌انتخاب فاطمه غلامعلی‌تبار آب نعمت، دیگر اشک نمی‌ریخت، استغاثه نمی‌کرد، نمی‌دانم آدم بود یا فرشته! می‌گفت «دوباره بخوان». به او گفتم: «چی شده نعمت؟ تو که همیشه می‌گفتی باخدا باش!» با صدای گرفته می‌گفت: «من همشو خوردم!» گاز شیمیایی را می‌گفت. حالتی شده بود که در عمل دَم، نایژک‌های ریه تاول

کربلای جبهه‌ها، جبهه‌های کربلا ادامۀ مطلب »

از سجاده تا سنگر

از سجاده تا سنگر

از سجاده تا سنگر علی‌رضا صداقت در یکی از شبکه‌های تلویزیونی وقتی عالم وهابی مردم را با بشارت بهشت به حضور در میادین سوریه و عراق و پیوستن به صفوف داعش تشویق می‌کرد،‌ سیل پیام‌ها و انتقادهای گسترده مردم بود که به سمت آن شبکه شلیک شد که اگر شما راست می‌گویید، چرا خودتان در

از سجاده تا سنگر ادامۀ مطلب »

یک خاطره درس‌آموز

یک خاطره درس‌آموز

یک خاطره درس‌آموز   برزخ اسارت در جنگ، من فرمانده بودم و به‌قول‌معروف، برو وبیایی داشتم. فکر همه‌چیز بودم؛ شهادت، تکه‌تکه شدن، جانباز شدن، ولی اصلاً به اسارت فکر نمی‌کردم و حتی نیروهایم را همیشه راهنمایی می‌کردم که چه کنند تا اسیر نشوند و…، ولی یک‌دفعه دیدم که خودم اسیر شده‌ام و دست مرا با

یک خاطره درس‌آموز ادامۀ مطلب »

خرمشهر چگونه آزاد شد؟

خرمشهر چگونه آزاد شد؟

مدتي پس از اشغال خرمشهر، ركود محسوسي بر جبهه ها حاكم گرديد. تا اينكه در تاريخ 1359/10/15 اولين عمليات با نام “نصر” براي آزادسازي اين شهر انجام شد كه مرحله اول آن موفقيت هاي بسياري داشت، ليكن چون براي حفظ دست آوردها و ادامه عمليات تدابير سنجيده اي منظور نشده بود، مراحل بعدي آن اجرا

خرمشهر چگونه آزاد شد؟ ادامۀ مطلب »

کوچه‌های شهید

کوچه‌های شهید

چند برش از دفاعی که مقدس بود به‌انتخاب صالحه توکلی صف برای قوطی خالی «با مادرم رفتم از مغازه بقالی کمپوت بخرم. قیمت هرکدام از کمپوت‌ها رو پرسیدم، خیلی گران بود، حتی کمپوت گلابی که قیمتش 25 تومان بود و از همه ارزان‌تر بود را نمی‌توانستم بخرم. آخر پول ما به‌اندازه سیر کردن شکم خانواده

کوچه‌های شهید ادامۀ مطلب »

سنگ‌هاي سرخ

سنگ‌هاي سرخ

غروب بود و باد، دانه‌هاي غبار را بر گرد صورت مرد به بازي گرفته بود. در افق، سايه‌هاي شكننده‌ي كلاه‌هاي آهني از ميان شبح تانك‌ها ديده مي‌شد. بر انتهاي خيابان، تصوير درهم زن‌ها و كودكان در قابي از چادرهاي اردوگاه نقش بسته بود. صداي بالگردها، گوش‌ها را مي‌آزرد. پشت خاكي دست مرد، رشته تارهاي سرخ

سنگ‌هاي سرخ ادامۀ مطلب »

وقت گل محمدي

وقت گل محمدي

مي‌آيد، مي‌آيد، حتماً ديگر مي‌آيد. هر وقت گل‌هاي محمدي باز شد، بايد اينجا بيشينم، جم نخورم، تا صد سال ديگر هم كه شد، بنشينم. گل‌ها كه باز شدند، مي‌آيد. اگر گفتند خدا مرگت دهد كه راحت شويم، عيب ندارد. اگر با تركه سياهم كردند، عيب ندارد. من كه ديگر نيستم. مي‌روم مي‌روم. با داداش مهدي

وقت گل محمدي ادامۀ مطلب »

وداع

وداع

حتي خداحافظي هم نكرد. در را كه باز كردم او نبود. خانه ساكت بود و كفش‌هايش توي جاكفشي جفت نبودند. جايش خاليست حالا كه نگاه مي‌كنم به خانه‌مان به اتاقش، حالا كه نگاه مي‌كنم و مي‌بينم كه كتاب‌هايش دست نخورده، به انتظار او مانده‌اند، مي‌فهمم كه چه قدر جايش خالي است و هر روز و

وداع ادامۀ مطلب »

كوه نور

كوه نور

علي موشك آر پي جي هفت را روي شانه‌اش ميزان مي‌كند. از پشت خاكريز بلند مي‌شود و قبل از اينكه ماشه آن را بكشد، رو به من مي‌گويد: « احمد، امشب كوه‌ها نوربارونه، نظركرده‌ها مهمونن ! » و شليك مي‌كند. آتشي كه از دهانه آن زبانه مي‌كشد، دلم را فرو مي‌ريزد. مي‌نشيند و با سرعت،

كوه نور ادامۀ مطلب »

عشق يعني چه ؟

عشق يعني چه ؟

بابايي، عشق يعني چه ؟ سيم خاردار رفت در دهانه‌ي سيم‌چين و صدا كرد، براي چندمين بار. سيم هاي بريده شده با دست‌هاي مرد كنار رفتند و مرد جلو رفت. به آرامي و سينه خيز. باباجون زود باش دير شد. سرنيزه از غلاف بيرون آمد و فرو رفت در خاك، به سرعت و پشت سر

عشق يعني چه ؟ ادامۀ مطلب »

زخم جان

زخم جان

مرد، زن را كه پاي تشت ديد، يك مرتبه برآشفت. « زن چند هزار بار بهت بگم؟ پيرهن تميز رو اينقدر نمي‌شورن ريش‌ريش شد. از بين رفت. دستات هم از پوست دراومده. تو با اين كارات داري منم مي‌كشي. آخه بعد از اين همه سال هنوز … » و به طرفش رفت. زن با چشمان

زخم جان ادامۀ مطلب »

به سوي دريا

به سوي دريا

از خواب پريد و چشمانش به طرف پنجره خيره شد. سرش درد مي‌كرد و قلبش به شدت مي‌تپيد. بوي دريا مي‌آمد. دلش طوفاني شد. نزديك پنجره رفت. نگاهي به كودك يك ساله‌اش يوسف كرد و نفس عميقي كشيد. چهره‌ي معصوم يوسف، آرامشي عجيب در دلش به پا كرد و باز دوباره به سوي دريا. حس

به سوي دريا ادامۀ مطلب »

سقوط هواپیمای مسافربری و پذیرش قطعنامه 598

سقوط هواپیمای مسافربری و پذیرش قطعنامه 598

پس از سقوط هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس که مورد حمله ناو آمریکایی وینسنس قرار گرفته بود و در شرایطی که همه جهان یک صدا ایران را برای قبول آتش بس تحت فشار گذاشته بودند و ارتش عراق بدون توجه به انسانیت و قوانین بین المللی به طور گسترده بر علیه جبهه‌های ایران تسلیحات

سقوط هواپیمای مسافربری و پذیرش قطعنامه 598 ادامۀ مطلب »

شهداى بنى‌هاشم در کربلا

شهداى بنى‌هاشم در کربلا

پس از این كه یاران امام علیه‏السلام یكى پس از دیگرى به خدمت آن حضرت آمدند و اذن گرفتند و جانانه مبارزه كردند تا به فیض شهادت نائل آمدند، جز اهل‌بیت خاص آن حضرت، دیگر كسى براى دفاع از حریم حرمت امام علیه‏السلام باقى نماند و نوبت فداكارى به اهل‌بیت رسید(181) ؛ اینك به شرح

شهداى بنى‌هاشم در کربلا ادامۀ مطلب »

يک قدم تا اسارت

يک قدم تا اسارت

در عمليات فتح المبين به همراه تيمسار حسني سعدي از راه زميني به منطقه درگيري رفتيم. من طبق دستور جهت شناسايي وضعيت دشمن با يکي از گردان‌ها جلوتر رفتم. ساعاتي بعد همان گردان به محاصره نيروهاي عراقي در آمد و من هم در حلقه محاصره گير کردم.   اولين کاري که کردم وصيت‌ نامه‌اي نوشتم

يک قدم تا اسارت ادامۀ مطلب »

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت

هفتاد نفر بوديم. همه از برو بچه هاي آموزشکده ي فني کرمان. اتوبوسمان با سرعت جاده اي را که در نهايت به اهوازمان مي رساند، طي کرد. در دل احساس ترس مي کردم . چراغ ها خاموش بودند و يکي از بچه ها به زمزمه مي خواند. کربلا…کربلا…ما داريم مي آييم. شيشه غبار گرفته را

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت ادامۀ مطلب »

مردانه در کمین دشمن

مردانه در کمین دشمن

تاريخ دفاع مقدس ما مملو از رشارت ها و سلحشوري هاي مردان و زنان اين سرزمين است که گمنامي را از خود به يادگار گذاشته اند با توجه به مطالب کمي که از اين شهيد به يادگار داشتيم شما عزيزان را به خواندن اين مطلب که در روزنامه جمهوري اسلامي درج شده دعوت مي کنيم

مردانه در کمین دشمن ادامۀ مطلب »

سربازي رفته ها بخوانند!

سربازي رفته ها بخوانند!

«ممد خمپاره» ستاد جنگ‌هاي نامنظم از شهيد چمران مي‌گويد محمد نخستين يا همان «ممد خمپاره» ستاد جنگ‌هاي نامنظم، کوله‌بار خاطراتش را آورده بود تا براي‌مان از شهيد چمران بگويد. پاي حرف که باز شد،‌ناخودآگاه همراه او از خيابان ثارالله تهران حرکت کرديم و چند روز همراه يک عده جوان کم تجربه، روي تپه‌هاي کنجانيم اطراف

سربازي رفته ها بخوانند! ادامۀ مطلب »

صدای همت هنوز می آيد !

صدای همت هنوز می آيد !

به بهانه ي شروع عمليات خيبر در اسفند ماه 1362  تهران- زمستان 1362 شهر را نا اميدي فرا گرفته. فرياد يأس گوش اميد را کَر کرده است. روزهاي سرد زمستان يکي يکي تمام مي شوند و شب ها در اين معرکه ي نفس گير يأس و اميد دوست داشتني ترند. زمستان سال شصت و دو

صدای همت هنوز می آيد ! ادامۀ مطلب »

سرداران شهيد عمليات خيبر

سرداران شهيد عمليات خيبر

سرداران شهيد محمد ابراهيم همت، حميد باکري، حميدرضا گلکار فرمانده، شهيد غلامعلي بذرافکن، صفر احمدي، مصطفي حلوائي از جمله علمداران و فاتحان خيبر هستند که با شهادتشان پرچم ولايت را برافراشته نگه داشتند. نخستين عمليات آبي – خاکي دفاع مقدس در حالي آغاز شد که عمليات رمضان نيز سپري شده بود اين عمليات که با

سرداران شهيد عمليات خيبر ادامۀ مطلب »

سنگري به اهميت پيروزي

سنگري به اهميت پيروزي

خاطراتي از ديده بان جنگ، تقي عزيزي، درباره ي عمليات کربلاي يک ابتداي جنگ به عنوان سرباز وارد ارتش شده، آموزش هاي تخصصي ديده باني ديده و در عمليات هاي مهم دو سال اول نيز شرکت داشته است. بعد از آن به عنوان بسيجي به جبهه ها آمده و تقريباً در همه عمليات هاي مهم

سنگري به اهميت پيروزي ادامۀ مطلب »

اثر سلاح هاي شيميايي بر نسل بشر

اثر سلاح هاي شيميايي بر نسل بشر

یک روزنامه غربی در گزارشی نوشت: بر اساس یک مطالعه جدید شمار مرگ و میر و ابتلا به سرطان خون در میان نوزادان شهر فلوجه عراق بسیار بیشتر از بازماندگان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در سال 1945 توسط آمریکا است. این تحقیق جدید از افزایش چهار برابری ابتلا به انواع سرطانها در میان بزرگسالان

اثر سلاح هاي شيميايي بر نسل بشر ادامۀ مطلب »

به بالا بروید