دل نوشته ها

دوكوهه

دوكوهه

گفتم مي‌شنوي چه آهنگ حزيني دارد ؟ گفت: آري اين صداي … است كه مي‌خواند. گفتم: نه, نه خوب گوش كن من صداي قافله را مي‌گويم قافله دو كوهه كه دارد دور مي‌شود . گفت: دور نمي‌شود عزيزم دارد گم مي‌شود. گفتم: من نمي‌گذارم كه صداي زنگ قافله دو كوهه در دالان گوش‌هاي من گم […]

دوكوهه ادامۀ مطلب »

چرا مدينه ويران نشد؟

چرا مدينه ويران نشد؟

ساحل آسمان، اين‌ شبها كه مي‌رسد، عجيب بي‌قراري مي‌كند و زمين، داغ دلش تازه مي‌شود و زخم شرمش، سر باز مي‌كند. ملكوتيان حق دارند سر بر ديوار عرش بگذارند و هاي‌هاي گريه كنند. و تنها خداست كه مي‌تواند، تسلاي دل علي باشد. ماه حق دارد كه گوشه اختفا را بر گريه اختيار كند و ستارگان

چرا مدينه ويران نشد؟ ادامۀ مطلب »

باران رحمت

باران رحمت

شهيد زهره بنيانيان خدايا اکنون که جوانه‌هاي آگاهي يکي پس از ديگري مي‌شکفند و هر روز ابعاد وسيعتري مي‌يابند و غنچه‌هاي نشکفته وجود جوانان ما به دنبال هم پرپر مي‌شوند و بر خاک ميريزند، روزي نيست که خبر شهادت گروهي از عزيزانمان را نشنويم.اکنون ثار شهيدانمان شب و روز بالاي سرمان ضجه ميزنند و از

باران رحمت ادامۀ مطلب »

اي مقتدر

اي مقتدر

شهيد محمدحسين جوكار اي مقتدر و اي تواناي دانا اي زاهدان را معين، اي سالكان را مونس، اي عارفان را ياور، و اي عاشقان را معشوق، اگر كسي نداند، تو خوب مي‌داني، اگر كسي نبيند، تو خوب مي‌داني، اگر كسي نشنود، تو خوب مي‌شنوي كه قلبم، روحم، جانم، زبانم، چشمم و گوشم، و تمام اعضاي

اي مقتدر ادامۀ مطلب »

از عدالت چه خبر

از عدالت چه خبر

شاعري داشت وطن كه هميشه مي گفت ((اهل كاشانم من … پيشه ام نقاشي! سر سوزن ذ وقي …)) و هميشه پرسيد: (( خانه دوست كجاست!))و هميشه ترسيد: ((آب را گل نكنيم!)) در عوض من ا مروز نه همينك امروز همچنان باز هنوزدايمأ مي گويم : اهل ايرانم من ! دايمأ مي پرسم از عدالت

از عدالت چه خبر ادامۀ مطلب »

عزيز طه

عزيز طه

براستي اي عزيز طه! اي يوسف كنعان! و اي نوح زمان! ايا برما فرصتي هست كه گذشته را جبران كنيم؟ گذشته اي كه با عدم شناخت امام حي و حاضر سپري شده است!! ايا ما را عمري هست كه از خجالت براييم و خودمان را براي اينده اي درخشان اماده سازيم ؟ اينده اي بسيار

عزيز طه ادامۀ مطلب »

صداي خوش انا المهدي

صداي خوش انا المهدي

فردين محمدتبار صداي پا مي آيد، و تو، به دنبال صاحب صدا تمام عمر حيراني، دلت مي‌خواهد بداني که اين صدا از کيست اما روزها در پي هم مي‌گذرد و عمري در حسرت ديدار صاحب آن صدا مي‌ماني. روزي از همين روزها، درجايي که صداي خوش پرندگان مي‌آيد، و گلهاي بي‌بهانه بهار شکوفه مي‌کنند، به

صداي خوش انا المهدي ادامۀ مطلب »

وصيت‌نامه

وصيت‌نامه

بسيجي شهيد محمدرضا مهرپاك بسم الله الرحمن الرحيم اللهم اياك نعبد و اياك نستعين مي‌خواهم زبان خامه را به سينه كاغذ آشنا كنم و نقشي از رخ آن زيبا را بر اين سينه سفيد منقّش كنم؛ اما قلم را توانايي اين كار نيست. كاغذ را تحمل اين نقش نيست. مي‌خواهم امواج خروشان احساس را به

وصيت‌نامه ادامۀ مطلب »

عطر گل ياس

عطر گل ياس

عطر گل ياسبه نام الله خالق زيبايي ها امروز مي‌آيد، ديروز مي‌رود، فردا از راه خواهد رسيد و فردا ها هر يك در انتطار و چشم به راه مانده‌اند تا نوبت آنها شود كه بيايند و بروند. اين رفت و آمدها آنقدر سريع است كه گاهي انسان حس مي‌كند روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها آمده

عطر گل ياس ادامۀ مطلب »

شيعه بودن سخت است برادر

شيعه بودن سخت است برادر

آمده بودند تا امامشان را ببينند. از راهي دور و با مشقتي فراوان. خادم بيت پرسيد: «بگويم چه كساني آمده‌اند؟» ـ بگو جمعي از شيعيانتان به زيارت آمده‌اند. خادم رفت، و شايد پاسخي كه آورد براي آنان ـ و شايد براي ما و همه كساني كه آن را شنيده‌اند ـ سنگين بود: «امام گفتند شما

شيعه بودن سخت است برادر ادامۀ مطلب »

سرزمين آشنا

سرزمين آشنا

اين‌جا هويزه سرزميني به بلنداي عشق و به وسعت بال كبوتراني كه عاشقانه پر كشيدند. سبكبال و رها و سرزميني به اندازه‌ي دست‌هاي دلمان و به اندازه‌ي آسمان چشم‌هاي مرداني از جنس نور. سرزميني به پاكي و قداست حرم امن الهي و اين‌جا شهيد آباد، سرزمين عشق است. محل پرواز صدها دل، صدها عاشق و

سرزمين آشنا ادامۀ مطلب »

صحيفه عشق

صحيفه عشق

« لبيك اي آشنا لبيك !» فداي نگاهت ، نگاهم كن ! فداي صدايت ، صدايم كن ! مرابپذير !… بنفسي انت … تو از ما جدائي و همواره با مائيبنفسي انت … تو ازما دوري و ازما به ما نزديكتري بنفسي انت … تو نهايت اشتياقي و نهايت انتظار بنفسي انت … تو باشكوهترين

صحيفه عشق ادامۀ مطلب »

شهادت چيست؟

شهادت چيست؟

غريب شهادت شهد شيرين رضاي حق است. شهادت عبارت تمام وكمال اعتماد واعتقادبه خداست. شهادت تكامل وجودي روح پرخروش و جوشش ،ولي در عين حال مطمئن و آرام شهيد است. شهادت ارث بزرگ اوليـاء خداست. شهادت نهايت يك حماسه و ايثار است. شهادت غايت آرزوي رزمندگان راه خداست. شهادت فرياد رساي اسلام بر ظلم ظالمان

شهادت چيست؟ ادامۀ مطلب »

شهادت

شهادت

شهيد امير عبدالله ملتمسي «…. شهادت، اگر بيش از اين برايت ضجّه نمي‌كنم، ببخش بر من كه قلبم تيره است… مي‌دانم اگر كسي تو را شناخت بايد بخروشد، بستيزد، بسوزد، در درياي خون شنا كند تا به تو برسد. شهادت من از اين‌كه نامت را بر زبان آورم، شرم دارم؛ اما چه كنم كه دعا

شهادت ادامۀ مطلب »

دل نوشته های شهید مدق

دل نوشته های شهید مدق

دل نوشته های شهید مدق نه هنوز باران می‌بارد. باورم نیست سقوط خاکستری یادها را؟! این واژه لال در کجا مانده است؟ در آن روزهای خاکی، نگران و پرتنش در هیاهوی لحظه‌های انقلاب؟ کجا؟ در لابه لای لاله‌های گمنام، در میهمانی شاپرک‌ها؟ در غلغله رسیدن؟ در صف شهادت؟ در اوج اوج آرزو؟ یا در آن

دل نوشته های شهید مدق ادامۀ مطلب »

به بالا بروید