داستان‌ها و شعرهای کودکانه

آرامش روح

روزی کشاورزی متوجه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی ساده بود ولی همراه با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی . بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند کمک خواست و قول داد […]

آرامش روح ادامۀ مطلب »

با این اشعار کودکان را به نماز خواندن ترغیب کنید

شعر نماز شعر نماز صبح است ،صبح است- الله اکبر برخیز از جا- یک بار دیگر پیش از تو برخواست- از خواب بلبل بیدار گشته- هم غنچه هم گل با جیک جیکش- گنجشک زیبا پیش از تو گفته- شکر خدا را شب را سپیده- بر خاک افکند وقت نماز است- برخیز فرزند شعر نماز کودکانه

با این اشعار کودکان را به نماز خواندن ترغیب کنید ادامۀ مطلب »

3 شعر کودکانه برای فرزندان دلبندتان

3 شعر کودکانه برای فرزندان دلبندتان

” شعر آقا خرگوشه برای بچه کوچولو های ناز نازی ”  یک روز یه آقا خرگوشه رسید به یه بچه موشه موشه موشه دوید تو سوراخ خرگوشه گفت : آخ وایسا، وایسا، کارت دارم من خرگوش بی آزارم بیا از سوراخت بیرون  نمی خوای مهمون یواش موشه اومد بیرون یه نگاهی کرد به مهمون دید

3 شعر کودکانه برای فرزندان دلبندتان ادامۀ مطلب »

داستان های کوتاه و آموزنده

داستان های کوتاه و آموزنده

داستان کودکانه گنجشک فراموش کار: سال ها پیش در جنگلی بزرگ و سرسبز، روی بالاترین شاخه ی بزرگ ترین و بلندترین درخت، گنجشکی زندگی می کرد. گنجشک قصه ما؛ روزی تصمیم گرفت که برای دیدن دوستش به خانه ی او برود. صبح زود به راه افتاد. از جاهای زیادی عبور کرد. اما گنجشک کوچک قصه

داستان های کوتاه و آموزنده ادامۀ مطلب »

شعر محرم برای کودکان

شعر محرم برای کودکان

دیشب یه سربند سبز بابام رو پیشونیم بست که روش نوشته بودند آقای من حسین است بابام منو با خودش به مجلس روضه بُرد خرما که دادن بهش با ذکر زیر لب خورد تو روضه خوندن دیدم گریه می‌کردن همه حسین حسین می‌گفتن با صدای زمزمه بلند شدیم وایسادیم تا بزنیم به سینه سینه‌زنی قشنگه

شعر محرم برای کودکان ادامۀ مطلب »

قصه کودکانه روباه و خروس

قصه کودکانه روباه و خروس

یکی بود یکی نبود خروسی بود دنیا دیده که چند مرتبه دچار مکر  روباه شده بود و هر با ترفندی از چنگ روباه در رفته بود،روزی در بیرون ده مشغول دانه چینی بود که از دور مشاهده کرد روباهی به سمتش بدو بدو مي‌آيد . خروس نتوانست بگریزد و خود را به ده برساند. مجبور

قصه کودکانه روباه و خروس ادامۀ مطلب »

گلچینی از شعرهای کودکانه قدیمی

گلچینی از شعرهای کودکانه قدیمی

عینک مادر بزرگ چند روزيه شكسته انگار يه عالمه غم توي دلش نشسته هرجا كه ميخواد بره منو صدا ميكنه اونوقت با مهربوني منو دعا ميكنه خدا كنه كه چشماش دوباره خوب ببينه چون كه دلم نميخواد غم تو دلش بشينه   ****شعرهای کودکانه قدیمی**** عروسک قشنگم هنوز تو رختخوابه نمی دونه که بیرون آفتاب

گلچینی از شعرهای کودکانه قدیمی ادامۀ مطلب »

شعر کودکانه در مورد دندان

شعر کودکانه در مورد دندان

اتل متل توتولهیه مسواک کوتولههمش با غر غر میگهمیرم از اینجا دیگه صاحب من کودکهمثل خودم کوچکهشنیده ام بعد شامگفته تورو نمیخوام با من شده خیلی بدبه موی من لب نزدقهر میکنم من باهاشمیرم کنار کفشاش به جون هرچه مسواککفشارو میکنم پاک دندون من چند روزهبدجوری کرمو شدهسیاه شده شکستهاین روزا بد بو شده دیده

شعر کودکانه در مورد دندان ادامۀ مطلب »

با این اشعار کودکان را به خوردن میوه ترغیب کنید

با این اشعار کودکان را به خوردن میوه ترغیب کنید

مــن میوه ام، مــن میوه ام  مفیدم و خوشمزه ام خــــدا چــه خـوب آفــریدم   برای شـــــما پروریدم من بچه ها را دوست دارم   نشاط براشــون میارم آخ نخــور مــرا نـشــسته  که مگس رویم نشسته مگس بسی میکروب داره خـــیلی مرضـــها میـــاره پرتغال پرتغالم پرتغال  پیدا میشم توو باغات گردم و پرتغالم   سبز  میوه ی کالم

با این اشعار کودکان را به خوردن میوه ترغیب کنید ادامۀ مطلب »

قصه «بچه قورباغه آوازه خوان»

قصه «بچه قورباغه آوازه خوان»

«بچه قورباغه آوازه خوان» روزی از روزها یک بچه قورباغه همراه مادرش در جنگل زندگی می کرد. این بچه قورباغه آواز می خواند و صدای آوازش که بلند می شد تمام حیوانات جنگل دورش جمع می شدند و به صدای آوازش گوش می دادند. حتی لک لک ها هم که غذایشان قورباغه است، وقتی بچه قورباغه

قصه «بچه قورباغه آوازه خوان» ادامۀ مطلب »

قصه کودکانه مثل خدا مهربان باش

قصه کودکانه مثل خدا مهربان باش

مثل خدا مهربان باش وقتی قرآن خواندن پدربزرگ تمام می‌شود من قرآن را از او می‌گیرم، آن را می‌بوسم و سرجایش می‌گذارم. من این کار را خیلی دوست دارم. پدربزرگ و من همیشه با دست‌های تمیز قرآن را به دست می‌گیریم.  یک روز بعد از اینکه پدربزرگ قرآن خواند، آن را به من داد تا

قصه کودکانه مثل خدا مهربان باش ادامۀ مطلب »

اشعار کودکانه ماه رمضان

اشعار کودکانه ماه رمضان

آشنا کردن کودک با فضیلت‌های ماه رمضان به قول جناب مولانا «چون که با کودک سر و کارت فُتاد پس زبان کودکی باید گشاد». قرار است ماه رمضان را برای بچه ها توضیح بدهیم، پس بر اساس فهم آنها و تجربیات شان «ماه رمضان» را به آنها معرفی کنیم. والدین می‌توانند با استفاده از قصه‌ها و

اشعار کودکانه ماه رمضان ادامۀ مطلب »

قصه کودکانه زرافه و چراغ راهنما

قصه کودکانه زرافه و چراغ راهنما

داستان کودکانه زرافه و چراغ راهنمایی همگی خواب بودند که سر و کله زرافه گردن دراز توی شهر پیدا شد . زرافه گردنش را این طرف برد و آن طرف برد و تمامی خیابان های شهر را یکی یکی نگاه کرد . از این خیابان به آن خیابان. از آن خیابان به‌این خیابان. ناگهان وسط

قصه کودکانه زرافه و چراغ راهنما ادامۀ مطلب »

شعر کودکانه سلام

شعر کودکانه سلام

شعرهای زیبا در مورد سلام سلام مثل بـهاره         گـل وشـکـوفـه داره بوی قشنگ دوستی       هـمـراه خودمـیـاره وقتی سلام میکنی         شاپـرکا می خندن بالهاشونو بـرامـون          وامیکنن می بندن **** شعر آموزش سلام به کودکان **** گوش بده باز می خونن       پــرنــده هــای زیـبــا با چه چه و با جیک جیک       سلام میدن به گلها**** شعر سلام

شعر کودکانه سلام ادامۀ مطلب »

داستان جالب نقاشی واقعی

داستان جالب نقاشی واقعی

خانم معلم رو به شاگردهای کلاس اول گفت: بچه‌ها، حالا هر کس باید آخرین صحنه‌ای رو که دیروز یا دیشب تو منزلشون دیدن نقاشی کنه. زود باشین بچه‌های خوب. نیم ساعت بعد خانوم مشغول نمره دادن به نقاشی‌ها شد، بعضی از بچه‌ها خانواده‌شان را مشغول تماشای تلویزیون کشیدند، چند نفری میز شام را کشیدند و…

داستان جالب نقاشی واقعی ادامۀ مطلب »

شعر کودکانه درباره جوجه

شعر کودکانه درباره جوجه

“شعر کودکانه جوجه من” جوجه پر طلایی زرد و سرخ و حنایی پرهات رنگا رنگه راه رفتنت قشنگه ای جوجه قشنگم جوجه رنگارنگم حناییه سر تو چه خوشگله پر تو *** “جوجه نافرمان” گفت با جوجه مرغکی هشیار که ز پهلوی من مَرو به کنار گربه را بین که دُم عَلم کرده گوش ها تیز

شعر کودکانه درباره جوجه ادامۀ مطلب »

داستان و شعر کودکانه ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)

داستان و شعر کودکانه ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)

شعرهای کودکانه ولادت حضرت فاطمه (س) عطر خوب سیب داشت آن گل یاس سفید او که در قلب پدر نور امیدی دمید هدیه ای بود از خدا آمد او از آسمان تا که عطرآگین شود باغ های این جهان بارها چون مادی او پدر را ناز کرد چون نسیم مهربان اخم گل را باز کرد

داستان و شعر کودکانه ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) ادامۀ مطلب »

به بالا بروید