مرگ

زندگی با حس مرگ

زندگی با حس مرگ

هر دقیقه ۱/۴نفر در جهان از زندگی دست می شویند     به طور متوسط در هر دقیقه ۴/۱ نفر در جهان بر اثر خودکشی می میرند. گر چه خودکشی مهمترین معضل جهان نیست، اما آمارهای سازمان بهداشت جهانی (WHO) و سازمان های بهداشتی کشورها، نگرانی جهانی از میزان خودکشی جوانان را افزایش داده است. خودکشی […]

زندگی با حس مرگ ادامۀ مطلب »

روانشناسی مرگ

روانشناسی مرگ

در حوزه روانشناسی ، فشارهای روانی و مشكلات به دسته های مختلف تقسیم می شوند كه در بعضی مواقع آدمی با استفاده از توان و استعداد خود یا دیگری ، می تواند آنها را حل كرده یا تغییر دهد و بعضی مسائل نیز هست كه صرفاً باید آنها را تحمل كرد.     ● داغ عزیزانمان

روانشناسی مرگ ادامۀ مطلب »

زنده شدن پس از مرگ

زنده شدن پس از مرگ

 از مرحوم آقاميرزا محمود شنيدم كه فرمود در نجف اشرف مرحوم آقا شيخ محمد حسين قمشه اى كه از فضلا و تلاميذ مرحوم سيد مرتضى كشميرى بود مشهور شده بود كه ((از گور گريخته )) و سبب اين شهرت چنانچه از خود آن مرحوم شنيدم اين بود كه ايشان در سن هيجده سالگى در قمشه

زنده شدن پس از مرگ ادامۀ مطلب »

روان شناسی سوگواری

روان شناسی سوگواری

سازگاری با مرگ عزیزان مرگ عزیزان مهم ترین رویداد در زندگی است و باعث بحران عاطفی شدید می شود. مرحله «بهبود» آرام و تدریجی است، زیرا پذیرش واقعیت مشکل است و فرد دچار سردرگمی می شود. اگر فرد مرگ را به عنوان واقعیت زندگی بپذیرد، غم و اندوهش کمتر می شود. فرد باید بپذیرد که

روان شناسی سوگواری ادامۀ مطلب »

زندگی درمجاورت مرگ

زندگی درمجاورت مرگ

اصطلاحاتی نظیر بی‌هوشی، كما، مرگ مغزی و حالت نباتی را زیاد شنیده‌اید اما مسلما تعریف دقیق این واژه‌ها را نمی‌دانید. این حالات سطوح مختلف هوشیاری هستند كه در شرایط خاص برای بیماران اتفاق می‌افتند. این وضعیت‌ها برای خود بیمار و اطرافیان خوشایند نیستند، چرا كه در بسیاری از موارد اطرافیان در حالت بلاتكلیفی قرار می‌گیرند

زندگی درمجاورت مرگ ادامۀ مطلب »

زندگی در بوته مرگ

زندگی در بوته مرگ

یک ملاحظه فلسفی     «مرگ همه معانی و شدن‌ها را نابود می‌کند و به جای آنها پوچی و پایان مطلق می‌نشاند». ف.گونزالس گروتسی عبارت فوق‌الذکر، عصاره تلقی متعارف سکولار از مرگ را بیان می‌کند. اگر ما اطمینان به وجود پس از مرگ را بر حسب دیدگاه ادیان سنتی از خود دور کنیم و رویکرد نوین

زندگی در بوته مرگ ادامۀ مطلب »

در بيان مامور شدن ابراهيم عليه السلام به ذبح فرزندش

در بيان مامور شدن ابراهيم عليه السلام به ذبح فرزندش

به سند حسن بلكه صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه : جبرئيل نزد زوال شمس روز هشتم ذيحجه به نزد حضرت ابراهيم عليه السلام آمد و گفت :اى ابراهيم !سيراب شو، يعنى آب تهيه كن براى خود و اهل خود، و در آن وقت ميان مكه و عرفات آب نبود،

در بيان مامور شدن ابراهيم عليه السلام به ذبح فرزندش ادامۀ مطلب »

در بيان قصه هاى حضرت الياس و يسع و اليا عليهم السلام

در بيان قصه هاى حضرت الياس و يسع و اليا عليهم السلام

ابن بابويه رحمه الله از ابن عباس روايت كرده است كه : حضرت يوشع بن نون بعد از حضرت موسى عليه السلام بنى اسرائيل را در شام جا داد و بلاد شام را در ميان ايشان قسمت نمود، يك سبط ايشان را فرستاد به زمين بعليك و آن سبطى بودند كه الياس پيغمبر عليه السلام

در بيان قصه هاى حضرت الياس و يسع و اليا عليهم السلام ادامۀ مطلب »

در بيان قصه هاى ارميا و دانيال و عزیر عليهم السلام و غرائب قصص بخت نصر است

در بيان قصه هاى ارميا و دانيال و عزیر عليهم السلام و غرائب قصص بخت نصر است

حق تعالى مى فرمايد او كالذى مر على قريه وهى خاويه على عروشها  كه ترجمه لفيظش آن است كه : آيا ديده ايد مانند كسى كه گذشت بر قريه اى كه آن خالى بود و ديوارهايش بر سقفهايش افتاده بود و خراب شده بود؟، بعضى گفته اند او عزير بود چنانچه از حضرت صادق عليه

در بيان قصه هاى ارميا و دانيال و عزیر عليهم السلام و غرائب قصص بخت نصر است ادامۀ مطلب »

در قصه هود عليه السلام و قوم او عاد است

در قصه هود عليه السلام و قوم او عاد است

ابن بابويه و قطب راوندى گفته اند: هود پسر عبدالله پسر رياح پسر جلوث پسر عاد پسر عوض پسر سام پسر نوح عليه السلام است . و بعضى گفته اند: اسم هود عابر است و پسر شالخ ارفخشد پسر سام پسر نوح است . و ابن بابويه رحمة الله گفته است : آن حضرت را

در قصه هود عليه السلام و قوم او عاد است ادامۀ مطلب »

در قصه هاى حضرت شعيب عليه السلام

در قصه هاى حضرت شعيب عليه السلام

در نسب آن حضرت خلاف است : بعضى گفته اند شعيب فرزند نوبه فرزند مدين فرزند ابراهيم عليه السلام است ؛ بعضى گفته اند اسم پدر آن حضرت نويب است ؛ بعضى گفته اند شعيب پسر ميكيل پسر سيحب پسر ابراهيم عليه السلام است ، و مادر ميكيل دختر لوط عليه السلام بود؛  بعضى گفته

در قصه هاى حضرت شعيب عليه السلام ادامۀ مطلب »

در قصه شديد و شداد و ارم ذات العماد وقوم حضرت صالح(ع) است

در قصه شديد و شداد و ارم ذات العماد وقوم حضرت صالح(ع) است

ابن بابويه و شيخ طبرسى رحمة الله و غير ايشان روايت كرده اند كه : مردى كه او را عبدالله بن قلابه مى گفتند بيرون رفت به طلب شترى كه از او گريخته بود، و در صحراهاى عدن و بيابانهاى آن مى گشت ، ناگاه شهرى ديد و در آن حصارى بود و بر دور

در قصه شديد و شداد و ارم ذات العماد وقوم حضرت صالح(ع) است ادامۀ مطلب »

در بيان وفات حضرت آدم عليه السلام ، و مدت عمر شريف آن حضرت ووصيت نمودن به حضرت شيث عليه السلام ، واحوال آن حضرت است

در بيان وفات حضرت آدم عليه السلام ، و مدت عمر شريف آن حضرت ووصيت نمودن به حضرت شيث عليه السلام ، واحوال آن حضرت است

به اسانيد صحيحه و معتبره از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه حق تعالى عرض كرد بر آدم عليه السلام نامهاى پيغمبران و عمرهاى ايشان را، پس رسيد به نام حضرت داود عليه السلام ، ناگاه عمر او را چهل سال يافت ، گفت : پروردگارا!چه بسيار كم

در بيان وفات حضرت آدم عليه السلام ، و مدت عمر شريف آن حضرت ووصيت نمودن به حضرت شيث عليه السلام ، واحوال آن حضرت است ادامۀ مطلب »

بيان نوادر اخبار غير پيغمبران از بنى اسرائيل و غير ايشان است

بيان نوادر اخبار غير پيغمبران از بنى اسرائيل و غير ايشان است

شيخ طبرسى رحمه الله و غير او از مفسران از ابن عباس روايت كرده اند كه : عابدى در ميان بنى اسرائيل بود كه او را برصيصا مى گفتند و سالها عبادت پروردگار خود مى كرد تا آنكه مستجاب الدعوه شد و بيماران و ديوانگان را نزد او مى آوردند او دعا مى كرد و

بيان نوادر اخبار غير پيغمبران از بنى اسرائيل و غير ايشان است ادامۀ مطلب »

در بيان مواعظ و احكام و وحيها كه برحضرت سليمان نازل گرديده و نوادر احوال آن حضرت است تا وفات او و آنچه بعد از وفات آن حضرت سانح شد

در بيان مواعظ و احكام و وحيها كه برحضرت سليمان نازل گرديده و نوادر احوال آن حضرت است تا وفات او و آنچه بعد از وفات آن حضرت سانح شد

حق تعالى مى فرمايد كه و داود و سليمان اذ يحكمان فى الحرث اذ نفشت فيه غنم القوم و كنا لحكمهم شاهدين * ففهمناها سليمان و كلا آتينا حكما و علما و ياد كن داود و سليمان را در وقتى كه حكم مى كردند در زراعت در هنگامى كه در شب گوسفند قوم در آن

در بيان مواعظ و احكام و وحيها كه برحضرت سليمان نازل گرديده و نوادر احوال آن حضرت است تا وفات او و آنچه بعد از وفات آن حضرت سانح شد ادامۀ مطلب »

در بيان قصه هاروت و ماروت است

در بيان قصه هاروت و ماروت است

حق تعالى مى فرمايد و ما انزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت  گفته اند: مراد آن است كه : شياطين تعليم مى كردند مردم را آنچه فرستاده شده بود از سحر بر دو ملك كه در زمين بابل بودند كه نام ايشان هاروت و ماروت بود ، و ما يعلمان من احد حتى بقولا

در بيان قصه هاروت و ماروت است ادامۀ مطلب »

در بيان قصه قوم سباء و اهل ثرثار است

در بيان قصه قوم سباء و اهل ثرثار است

حق تعالى مى فرمايد كه لقد كان لسباء فى مسكنهم آيه جنتان عن يمين و شمال كلوا من رزق ربكم اشكروا له بلده طيبه ورب غفور يعنى بتحقيق كه بود قبيله سبا را در مسكنهاى ايشان و شهر ايشان آيتى و حجتى بر وجود حق تعالى و كمال قدرت و نهايت احسان و رحمت او

در بيان قصه قوم سباء و اهل ثرثار است ادامۀ مطلب »

حكم مرگ

حكم مرگ

موضوع: نمايشنامه فارسي – قرن 14 – ترجمه شده از فارسي پديدآورنده: جواد رضايي‌آشتياني قدرت‌الله فتحي ناشر: سوره مهر 104 صفحه – رقعي (شوميز) – 5000 ريال – چاپ 1 – 2200 نسخه کد کنگره:8ح285ض/PIR8075 شابك:6-690-471-964 رده ديوئي:8fa2.62 تاريخ نشر:23/07/81 حلاوت مرگ موضوع: داستانهاي فارسي – قرن 14 پديدآورنده: محمود سلامت ناشر: آرون 112 صفحه

حكم مرگ ادامۀ مطلب »

در بيان قصه حنظله عليه السلام و اسحاب رس است

در بيان قصه حنظله عليه السلام و اسحاب رس است

به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه : شخصى از اشراف قبيله بنى تميم كه او را عمرو مى گفتند به خدمت حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه آمد پيش از شهادت آن حضرت به سه روز و گفت : يا امير المؤمنين ! مرا خبر ده از قصه اصحاب

در بيان قصه حنظله عليه السلام و اسحاب رس است ادامۀ مطلب »

حقیقتی به نام مرگ

حقیقتی به نام مرگ

مرگ بخشی از زندگی است. شما به عنوان یک انسان ، حاضر نیستید با مرگ کسی مواجه شوید در صورتی که این مساله بخش بزرگی از زندگی ما را تشکیل می‌دهد.اگر تجربه ی شخصی از مرگ داشته باشید، می‌دانید که احساس اندوه عمیقی به خانواده فشار می‌آورد. اندوه هر شخصی متفاوت از دیگری است و

حقیقتی به نام مرگ ادامۀ مطلب »

بيان قصه حضرت ذوالكفل عليه السلام است

بيان قصه حضرت ذوالكفل عليه السلام است

به سند معتبر از امامزاده عبدالعظيم رحمه الله منقول است كه به خدمت امام محمد تقى عليه السلام نوشت سؤ ال نمود كه : ذوالكفل چه نام داشت ؟ آيا پيغمبر بود يا نه ؟ آن حضرت در جواب نوشتند كه : حق تعالى صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بر خلق مبعوث گردانيد

بيان قصه حضرت ذوالكفل عليه السلام است ادامۀ مطلب »

حقیقت مرگ : گفتن یا نگفتن؟

حقیقت مرگ : گفتن یا نگفتن؟

در بخش نخست مقاله به چگونگی نگاه کودکان به مقوله مرگ و این که آنها نمی توانند مفهوم همیشگی بودن مرگ را درک کنند و در عوض، آن را به عنوان یک اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می گیرند، اشاره شد. و همچنین نکته هایی برای ایجاد ارتباط مناسب با کودکان مطرح شد.

حقیقت مرگ : گفتن یا نگفتن؟ ادامۀ مطلب »

در بيان قصه حضرت خالد بن سنان عليه السلام است

در بيان قصه حضرت خالد بن سنان عليه السلام است

به سندهاى معتبر از امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام منقول است كه : روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله نشسته بودند ناگاه زنى به خدمت آن حضرت آمد پس آن حضرت او را مرحبا فرمود و دستش را گرفت و او را بر روى رداى خود در پهلوى خود

در بيان قصه حضرت خالد بن سنان عليه السلام است ادامۀ مطلب »

حالات زمان مرگ

حالات زمان مرگ

مرگ مهم ترین دغدغه انسانی است؛ زیرا با هر زندگی مرگی زاده می شود و هر چیزی که نام زندگی دارد مرگ را هم آغوش خود دارد. از این روست که مفهوم زندگی و مرگ به هم وابسته اند و هر جایی که زندگی وجود دارد مرگ نه در کنار و بیرون آن بلکه در

حالات زمان مرگ ادامۀ مطلب »

چگونگى شهادت قنبر به دست حجاج

چگونگى شهادت قنبر به دست حجاج

وقتى كه عبدالملك ، پنجمين خليفه اموى ، در سال 65 هجرى به خلافت نشست ، حجاج بن يوسف ثقفى را حاكم و فرماندار عراق كرد. حجاج از افراد پليد و بسيار خون آشام روزگار است كه هركس مى خواهد براى طغيان و ظلم و خونخوارى و جنايت مثلى بزند، حجاج را مثال مى زند،

چگونگى شهادت قنبر به دست حجاج ادامۀ مطلب »

جامعه شناسی مرگ

جامعه شناسی مرگ

● نگاهی كوتاه به مسائل و مشكلات محتضران پدیده مرگ در ایران از منظر جامعه شناسانه، به ویژه با رویكردی به بیماران در حال احتضار۱ كمتر مورد توجه بوده است. به جز برخی تحقیقات فولكلوریك و مطالعات موردی درباره مناسك مرگ كه در میان اقوام و روستاهای ایرانی انجام شده است، تحقیقات دیگری به شكل

جامعه شناسی مرگ ادامۀ مطلب »

در بيان بالا رفتن عيسى عليه السلام

در بيان بالا رفتن عيسى عليه السلام

حق تعالى فرموده است : اذ قال الله يا عيسى انى متوفيك و رافعك الى و مطهرك من الذين كفروا . يادآور وقتى را كه حق تعالى فرمود: اى عيسى ! تو را مى گيرم و بلند مى كنم بسوى خود – يعنى آسمان – و پاك مى گردانم تو را از لوث كافران كه

در بيان بالا رفتن عيسى عليه السلام ادامۀ مطلب »

در بيان احوال بعضى از پادشاهان زمين است

در بيان احوال بعضى از پادشاهان زمين است

چه نقل كرده است بعضى را ما در بابهاى سابق بيان كرديم و آنچه در آنجاها بيان نشده است در اينجا ذكر مى كنيم : فرمود: چون اشج بن اشجان پادشاه شد و او را كنيس مى گفتند دويست و شصت و شش سال پادشاهى كرد، و در سال پنجاه و يكم سلطنت او حضرت

در بيان احوال بعضى از پادشاهان زمين است ادامۀ مطلب »

در بيان قصص اشمويل و طالوت و جالوت است

در بيان قصص اشمويل و طالوت و جالوت است

حق تعالى در قرآن مى فرمايد الم تر الى الملاء من بنى اسرائيل من بعد موسى اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكا نقاتل فى سبيل الله  آيا نظر نمى كنى در قصه اشراف بنى اسرائيل بعد از موسى در وقتى كه گفتند به پيغمبرى از براى ايشان كه : برانگيز از براى ما پادشاهى

در بيان قصص اشمويل و طالوت و جالوت است ادامۀ مطلب »

جسد سالمى از 1300  سال قبل به دست آمد

جسد سالمى از 1300 سال قبل به دست آمد

در روزنامه كيهان پنجشنبه 3 مرداد 1353 شماره 9319 قضيه عجيبى ذكر شده كه عين مطالب آن اينجا درج مى گردد: در حفارى كه چند سارق ناشناس در يزد كردند، جسد سالمى از 1300 سال قبل به دست آمد.جسد متعلق به بى بى حيات يكى از زنان نامدار صدراسلام است . يزد خبرنگار كيهان چند

جسد سالمى از 1300 سال قبل به دست آمد ادامۀ مطلب »

به بالا بروید