دفاع مقدس

مزاري در قطعه 27 ،رديف 117

مزاري در قطعه 27 ،رديف 117

اسفندماه، سالگرد دو عمليات بزرگ خيبر و بدر است. به ياد شهداي مظلوم اين دو عمليات، خاطراتي از آنان را مرور مي کنيم. اين روايت مربوط است به شهيد داوود عابدي، از اعضاي کادر گردان ميثم از لشکر 27 محمد رسول الله(ص). «داوود عابدي دخرآبادي» به تاريخ هفتم فروردين 1342 متولد شد. وي در اسفندماه […]

مزاري در قطعه 27 ،رديف 117 ادامۀ مطلب »

مردانه در کمین دشمن

مردانه در کمین دشمن

تاريخ دفاع مقدس ما مملو از رشارت ها و سلحشوري هاي مردان و زنان اين سرزمين است که گمنامي را از خود به يادگار گذاشته اند با توجه به مطالب کمي که از اين شهيد به يادگار داشتيم شما عزيزان را به خواندن اين مطلب که در روزنامه جمهوري اسلامي درج شده دعوت مي کنيم

مردانه در کمین دشمن ادامۀ مطلب »

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت

هفتاد نفر بوديم. همه از برو بچه هاي آموزشکده ي فني کرمان. اتوبوسمان با سرعت جاده اي را که در نهايت به اهوازمان مي رساند، طي کرد. در دل احساس ترس مي کردم . چراغ ها خاموش بودند و يکي از بچه ها به زمزمه مي خواند. کربلا…کربلا…ما داريم مي آييم. شيشه غبار گرفته را

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت ادامۀ مطلب »

سالگرد شهداي گمنام کهف الشهدا

سالگرد شهداي گمنام کهف الشهدا

برگزاري سالگرد شهداي گمنام کهف الشهدا با سخنراني حجت الاسلام صديقي   سالگرد شهداي گمنام کهف الشهدا (ولنجک تهران) با سخنراني حجت الاسلام و المسلمين کاظم صديقي، روز پنجشنبه، 27 خردادماه برگزار مي گردد. به گزارش تبيان به نقل از پايگاه اطلاع رساني شهداي گمنام ، سومين سالگرد خاکسپاري شهداي گمنام کهف الشهدا(ولنجک تهران) طي

سالگرد شهداي گمنام کهف الشهدا ادامۀ مطلب »

فضل الله فرزند زمان

فضل الله فرزند زمان

مجتهدي زمان شناس و عالمي آزاد انديش علامه فضل الله : هيچ جمعه اي نبود که من در خطبه هايم از جمهوري اسلامي دفاع نکرده باشم جمعيت بي شماري در اقصي نقاط جهان از همه فرقه هاي اسلامي و غير اسلامي در ماتم علامه فضل الله به عزاداري پرداختند . پس از اين تشييع با

فضل الله فرزند زمان ادامۀ مطلب »

ما اهل اينجا نيستيم

ما اهل اينجا نيستيم

بخشي از سخنراني سرلشكر پاسدار شهيد احمد كاظمي (فرمانده فقيد نيروي زميني سپاه در لشكر 31 عاشورا)  بدون هيچ شكي همواره آقا مهدي عزيز و حميد آقا سرافراز و علي تجلايي و همه شهداي اين لشكر نظاره گر اعمال ما هستند، بخصوص بر اين لشكر كه مردان بزرگي در آن فداكاري كردند و شهيد شدند.

ما اهل اينجا نيستيم ادامۀ مطلب »

مادري که فرزند گمنامش را شناخت

مادري که فرزند گمنامش را شناخت

«معراج شهدا» شلوغ بود. سالن پر بود. جمعيت کم بود، ولى آنچه بيشتر به چشم مى آمد، تابوت هاى چوبى پيچيده در پرچم سه رنگ جمهورى اسلامى بودند. هر ساعت، خانواده اى مى آمد. پدرى و مادرى، برادرى و خواهرى، آرام مى گريستند، ولى صدايشان مى آمد. از بدو ورود به سالن، سراسيمه مقواهاى نصب

مادري که فرزند گمنامش را شناخت ادامۀ مطلب »

لبخند خاکي

لبخند خاکي

مرحله اول عمليات کربلاي يک انجام شده بود، بچه ها از دل شب يکريز جنگيده بودند، تا بالاخره دشمن را از شهر مهران بيرون تاراندند. يک شب و يک روز از عمليات گذشته بود، بچه ها در دل شهر جا خوش کرده بودند و خستگي در مي کردند. نزديکي هاي غروب بود که به برو

لبخند خاکي ادامۀ مطلب »

زيارت سر نوراني در جبهه

زيارت سر نوراني در جبهه

خاطرات حاج عباس کياني از جمع آوري شهدا نمي گذاشتم شهدامون تو خط يا تو سنگر بمانند، سريع آن ها را مي رساندم به کانکس و سردخانه. اول يک سردخانه داشتيم بعد دو تا سردخانه شدند. کار من و بچه هايي که با من کار مي کردند، جمع آوري شهدا بود. يک روز يک جهادي

زيارت سر نوراني در جبهه ادامۀ مطلب »

مادري که از قبر شهيدش بي خبر بود

مادري که از قبر شهيدش بي خبر بود

گزارشي از بازديد سرزده رهبر معظم انقلاب از خانواده شهيدان فاطمي «آقا. آقا. آقا قربونت برم. آقا فدات بشم. توروخدا من رو دور آقا بگردون. توروخدا من رو دور آقا بگردونين.» اين ها را مادر شهيدي مي گويد که حالا ديگر روي ويلچر نشسته. رهبر را که مي بيند، به نفس نفس مي افتد. اصرار

مادري که از قبر شهيدش بي خبر بود ادامۀ مطلب »

گمنام ترين امير ارتش حزب الله

گمنام ترين امير ارتش حزب الله

مدت کوتاهي پس از برداشته شدن اين عکس ، پيکر جناب سرهنگ در فاصله اي کمتر از صد متري همين حوض به خاک سپرده شد. سرهنگ شهيد حسن اقارب پرست فرزند محمد رحيم ، در روز اول ارديبهشت سال 1325 در«اصفهان» به دنيا آمد. حسن پس از اخذ ديپلم در سال 1343 به مدت يک

گمنام ترين امير ارتش حزب الله ادامۀ مطلب »

سنگري به اهميت پيروزي

سنگري به اهميت پيروزي

خاطراتي از ديده بان جنگ، تقي عزيزي، درباره ي عمليات کربلاي يک ابتداي جنگ به عنوان سرباز وارد ارتش شده، آموزش هاي تخصصي ديده باني ديده و در عمليات هاي مهم دو سال اول نيز شرکت داشته است. بعد از آن به عنوان بسيجي به جبهه ها آمده و تقريباً در همه عمليات هاي مهم

سنگري به اهميت پيروزي ادامۀ مطلب »

كوپن شهادت

كوپن شهادت

به ياد شهيد پاسدار، محمد حسين شيخ حسنى اين تعبير خود شهيد «محمد حسين شيخ حسنى » بود. بارها گفته بودكه شهادت، كوپنى است. تا كوپن شهادت به اسم كسى صادر نشود به شهادت نمى رسد. در مورد اولين بارى كه در جبهه جنوب، سه سال پيش خمپاره فك او رابرده بود و در خون

كوپن شهادت ادامۀ مطلب »

سربازي رفته ها بخوانند!

سربازي رفته ها بخوانند!

«ممد خمپاره» ستاد جنگ‌هاي نامنظم از شهيد چمران مي‌گويد محمد نخستين يا همان «ممد خمپاره» ستاد جنگ‌هاي نامنظم، کوله‌بار خاطراتش را آورده بود تا براي‌مان از شهيد چمران بگويد. پاي حرف که باز شد،‌ناخودآگاه همراه او از خيابان ثارالله تهران حرکت کرديم و چند روز همراه يک عده جوان کم تجربه، روي تپه‌هاي کنجانيم اطراف

سربازي رفته ها بخوانند! ادامۀ مطلب »

فرماندهي که ناشناخته ماند

فرماندهي که ناشناخته ماند

آنها که نام سوسنگرد را مي شنوند چه مي دانند که تو چه بودي و چه کردي؟ آنها که در نقشه خوزستان و در کنار مرز در جستجوي منطقه دشت آزادگان هستند، چگونه مي توانند تصور کنند که روزي مرداني از جنس کوه، در اين ديار، با دستان خالي، در مقابل دشمني ايستادند و او

فرماندهي که ناشناخته ماند ادامۀ مطلب »

دوستي به سبک شهدا

دوستي به سبک شهدا

اول حاج مهدي و حالا سيد محمد نيست اين بار معما دو تا مي‌شود . بچه‌هاي تعاون گردان فوري جست و جو را شروع مي‌کنند. ساعتي بعد در کمال تعجب و حيرت پيکر سيد محمد را در حالي که در کنار پيکر مطهر حاج مهدي زارع افتاده است پيدا مي‌کنند. محبت و دوستي حاج مهدي

دوستي به سبک شهدا ادامۀ مطلب »

عکسي که تو برايم فرستادي

عکسي که تو برايم فرستادي

از رفتنت نبود که داشتم مي مُردم، کوه غمي هم که وقتي، مي رفتي، رودوشِ دلم گذاشتي، از رفتنت نبود: از اينکه تو مي رفتي و من اينجا پيش آبجي مي ماندم، داشتم مي مُردم، حالا که برگشتي و اينجا روبروي من زير آن پرچم، توي آن تابوت خوابيدي و داري لبخند شهادت مي زني،

عکسي که تو برايم فرستادي ادامۀ مطلب »

صدای همت هنوز می آيد !

صدای همت هنوز می آيد !

به بهانه ي شروع عمليات خيبر در اسفند ماه 1362  تهران- زمستان 1362 شهر را نا اميدي فرا گرفته. فرياد يأس گوش اميد را کَر کرده است. روزهاي سرد زمستان يکي يکي تمام مي شوند و شب ها در اين معرکه ي نفس گير يأس و اميد دوست داشتني ترند. زمستان سال شصت و دو

صدای همت هنوز می آيد ! ادامۀ مطلب »

شهادت در ساير اديان

شهادت در ساير اديان

مقاله ي پيش روي شما ،شهيد و مسأله شهادت را در دين مسيحيت بررسي مي کند . طبيعي است که اين مسأله در اسلام غناي بيشتري برخوردار است و ما فقط به مطرح کردن نظرات آنها مي پردازيم . واژه يوناني martus بيانگر شاهدي است که بر حقايقي که تجربه کرده و حاصل مشاهدات اوست

شهادت در ساير اديان ادامۀ مطلب »

شهيدي که مي خواست شناسايي نشود

شهيدي که مي خواست شناسايي نشود

پرستار در حالي که اشک پهنه صورتش را پوشانده بود، مي‌گفت: چند دقيقه پيش، اين مجروح عمليات، زير لب چيزي زمزمه مي‌کرد و من به گمان شنيدن درخواستش، گوشم را نزديکتر بردم، اما او زيارت عاشورا زمزمه مي‌کرد و طلبي نداشت…/ لحظاتي بعد، وقتي به او و نجوايش خيره شده بودم، اندکي از تخت جدا

شهيدي که مي خواست شناسايي نشود ادامۀ مطلب »

سرداران شهيد عمليات خيبر

سرداران شهيد عمليات خيبر

سرداران شهيد محمد ابراهيم همت، حميد باکري، حميدرضا گلکار فرمانده، شهيد غلامعلي بذرافکن، صفر احمدي، مصطفي حلوائي از جمله علمداران و فاتحان خيبر هستند که با شهادتشان پرچم ولايت را برافراشته نگه داشتند. نخستين عمليات آبي – خاکي دفاع مقدس در حالي آغاز شد که عمليات رمضان نيز سپري شده بود اين عمليات که با

سرداران شهيد عمليات خيبر ادامۀ مطلب »

شهيدي که امام بر بازويش بوسه زد

شهيدي که امام بر بازويش بوسه زد

«به جبهه اومدم شايد کمکي در راه خدا بکنم و گناهانم پاک بشه» «تو اين مدت البته ما هيچ کاري نکرديم. هر کاري که مي‌شد خدا مي‌کرد. ما فقط وسيله بوديم. همين حالا که ما داشتيم با موتور از خط مي‌آمديم يک خمپاره تقريباً 5 متري ما خورد. قشنگ 5 متري موجش ما را تکان

شهيدي که امام بر بازويش بوسه زد ادامۀ مطلب »

سه روايت از يک ريش !!!

سه روايت از يک ريش !!!

روايت اول: حميد داودآبادي: هوا خنک بود. خب پاييز بود. پاييز سال 1365. همه نيروهاي لشکر 27 محمدرسول الله(ص) در «اردوگاه کرخه» مستقر بودند. محل استقرار از بچه هاي گردان تخريب با اردوگاه لشکر مقداري فاصله داشت.آن روز مي خواستم به آن جا بروم تا به چند تا از بچه محله مان سر بزنم. کنار

سه روايت از يک ريش !!! ادامۀ مطلب »

پذيرايي شهيد ورکش از زائران نورالشهد !ا!

پذيرايي شهيد ورکش از زائران نورالشهد !ا!

با نام شهيد ورکش صبح يک روز خنک پاييزي آشنا شديم. روي تپه نورالشهداي کلکچال و همراه با چاي داغي که از ايستگاه صلواتي شهيد تقي ورکش نصيب‌مان شد. سختي مسير ناهموار کلکچال را به عشق زيارت هشت شهيد گمنام نورالشهدا طي کرده بوديم که اين هديه گرم بهانه‌اي شد براي ورود به زندگي يک

پذيرايي شهيد ورکش از زائران نورالشهد !ا! ادامۀ مطلب »

برکات زيارت شهدا

برکات زيارت شهدا

براي گفتن حرفم راه دوري نمي روم . از همين جمعه شروع مي کنم ، همين جمعه که کوه مي روي . يا نه! ،از طول هفته که دورن شهر عبور و مرور مي کردي تا با عجله به محل کار يا دانشگاهت برسي. در شلوغي شهر ، کنار همين ترافيک سنگين ، در حضور

برکات زيارت شهدا ادامۀ مطلب »

اثر سلاح هاي شيميايي بر نسل بشر

اثر سلاح هاي شيميايي بر نسل بشر

یک روزنامه غربی در گزارشی نوشت: بر اساس یک مطالعه جدید شمار مرگ و میر و ابتلا به سرطان خون در میان نوزادان شهر فلوجه عراق بسیار بیشتر از بازماندگان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در سال 1945 توسط آمریکا است. این تحقیق جدید از افزایش چهار برابری ابتلا به انواع سرطانها در میان بزرگسالان

اثر سلاح هاي شيميايي بر نسل بشر ادامۀ مطلب »

به بالا بروید