متون ادبي امام زمان (ع)

حديث نياز

حديث نياز

يا اباصالح المهدي، ادرکني و لا تهلکني اي مهدي محمد، صلي الله عليه وآله! هر دو يادگار رسول، صلي الله عليه وآله، مگر جز تو بودند؟ قرآن ناطق «تويي » و عترت باقي هم، تنها «تو». کنون چه شده ست ديده دل را، که «قرآن ناطق » را نمي بيند و «عترت باقي » را […]

حديث نياز ادامۀ مطلب »

ندبه هاي دلتنگي - 1

ندبه هاي دلتنگي – 1

سلام بر آل ياسين! سلام بر تو كه نديده تو را عاشق شديم. مهديا! ما شهادت مي دهيم كه عصيان ما غيبت تو را طولاني ساخت و معترفيم به اينكه جهالت ما بر قلب پرعطوفت تو زخمها زده است. ما شهادت مي دهيم كه كتاب تو را نخوانده بستيم و بعضا تو را نشناخته معرفي

ندبه هاي دلتنگي – 1 ادامۀ مطلب »

چند ندبه تا جمعه آمدنت فاصله است؟

چند ندبه تا جمعه آمدنت فاصله است؟

با لحن کدام آفتاب؛ با صداي کدام پروانه؛ با آواز کدام سنگ؛ با ترانه کدام باران؛ ويراني همواره مان را فرياد بزنيم؟ اي دور از دسترسِ نزديک! اي سخاوت هر روزه زمين! که نماز مهرباني ات را ستاره ها، هزار مرتبه اقتدا کردند. و هر روز، تشنه تر از پيش، سر به کوهوار شانه هايِ

چند ندبه تا جمعه آمدنت فاصله است؟ ادامۀ مطلب »

نجوا با خورشيد

نجوا با خورشيد

1/ اي خورشيد بي کرانه ازلي يگانه محبوب! دير زماني است چشم هاي ما بي تاب و منتظر به افق هاي دور دست چشم دوخته اند تا تو از کرانه اميد طلوع کني، قفس تکرار روزهاي هجران را بشکني و اجازه دهي در آسمان وصالت پرنده شويم. اي پاک و زلال! ببين براي ديدنت چقدر

نجوا با خورشيد ادامۀ مطلب »

تو كه بيايي

تو كه بيايي

راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند. گفتند: تو که بيايي خون به پا مي کني،جوي خون به راه مي اندازي و از کشته پشته مي سازي و ما را از ظهور تو ترساندند. درست مثل اينکه حادثه اي به شيريني تولد را کتمان کنند و تنها از درد

تو كه بيايي ادامۀ مطلب »

به بالا بروید